هنر و تجربه / نیما حسنی‌نسب*: یکی از ویژگی‌های متمایز کننده فیلم‌ســازان مســتقل نسل پنجم سینمای ایران این است که عشق سینما و فیلم‌بین حرفه‌ای هستند. علاقه به ســینما در کنار رواج نســخه‌های نمایش خانگــی آثار برتر سینمای جهان به این ســینماگران جوان امکان داده تا حافظه و انبار ذهنی‌شان را چه از لحاظ خط داستانی و ساختارهای متفاوت روایت و شــخصیت‌پردازی و چه از جنبه بصری و دکوپاژ و میزانســن، غنی و پر و پیمان کنند. طبیعی‌ســت که وقتی با چنین پیشینه‌ای سراغ فیلم‌ ساختن می‌روند نمی‌شود و نباید از این تاثیر سازنده و ارتقا دهنده کیفیت فیلم اجتناب کنند.
اکنون سالها از زمانی که تاثیر و الهام و اقتباس و حتی کپی‌برداری از آثار گذشته ســینما یا دیگر هنرها را با تعبیر موهوم «سرقت هنری» می‌کوبیدند، گذشته است. امروز در نقد ســینما به جای اتهام دزدی، باید به تحلیل و تفسیر و ریشه‌یابی شــکل و جنس و دلیل این تاثیر پذیری و کشف اصالت هنری فیلم به رغم اســتفاده از میراث گذشته سینما پرداخت. طبیعی‌ست که ممکن است بخشــی از این فیلم‌ها و فیلم‌سازان در نوع استفاده از آثار ســینمای جهان به خطا بروند و یا بخواهند جای خالی خالقیت و توانایی ســینمایی خود را با نوشتن از روی دســت دیگران جبران کنند؛ اتفاقی که به عنوان مثال برای فیلم «جیب‌بر خیابان جنوبی» ساخته سیاوش اســعدی افتاد و حاشیه‌ساز شد.
در مورد دو فیلم‌ســاز شاخص نسل جدید یعنی شــهرام مکری و هومن سیدی اما قضیه کاملا فرق می‌کند؛ این دو نفر نه تنها قصد پنهان کردن منابع متفاوت فیلم‌های‌شــان را ندارند و بلکه همیشه با افتخار به این ماخذهای سینمایی اشاره می‌کنند و حتی در فیلم‌های‌شان نشانه و کدهای آشکاری می‌گنجانند که برای تماشاگر و منتقد فیلم‌بین نشانه و گرای جذابی برای نشانی منبع اســت. از همه مهم‌تر، درک و کشف این نکته است که استفاده خلاقه از تاریخ سینما و سینمای معاصر در فیلم‌سازی اعتبار و تشخص و کیفیت به بار می‌آورد. کوئنتین تارانتینو فیلم‌ساز درجه یکی است که همیشه در آثارش از سینما استفاده کرده و پشتوانه فیلم دیدن‌های جنون‌آمیزش کمک کرده تا به همه سینما مسلط شود. به قول خودش اگر کسی صحنه‌ای از فیلم‌هایش پیدا کرد که تصور کرد مال تارانتینو اســت، مطمئن باشد که مرجع اصلی آن را ندیده است!
مکری و سیدی با باز کردن انبار ذهنی‌شان سراغ نوشتن و فیلم‌سازی می‌روند و هر دو دارند فیلم به فیلم در به چنگ‌آوردن ذات و اصالت سینما بهتر و بهتر می‌شوند. مچ‌گیری و افشاگری و کشف این که فیلم‌ساز فلان فیلم یا فلان سکانس را از فلان فیلم برداشته، حال بیشتر یک تمهید تاریخ مصرف گذشته و تفاخر بیهوده به فیلم‌بینی ناشی از میان‌مایگی منتقدانه است.

*این یادداشت در روزنامه صبا  ۳۱ مردادماه منتشر شده است