هنر و تجربه امیر محقق : آلبرتو باربارا، مدیر جشنواره ونیز، بیش از ۳۰ سال در رویدادهای سینمایی مختلف، به امور مدیریتی مشغول است.او طی این سال‌ها شاهد بلوغ و رقابتی‌تر شدن جشنواره‌های فیلم و پر رنگ شدن نقش غول‌های بازاریابی در آن‌ها بوده است. او اولین بار مدیریت جشنواره فیلم «سینمای جوان تورین» در ایتالیا را در سال ۱۹۸۹ بر عهده گرفته بود؛ رویدادی که حالا به نام جشنواره فیلم تورین شناخته می‌شود. نشریه ورایتی با باربارا در مورد انتقال تجربه‌های او از تورین به ونیز و تغییر شرایط جشنواره‌ها به صحبت نشسته است:

جشنواره تورین در دورانی که جشنواره‌های فیلم در ایتالیا هر روز بیشتر از قبل می‌شدند یک سر و گردن بالاتر ایستاد.

در آن زمان، تورین یکی از چند جشنواره شهری با مخاطبان بومی بود و فرمول اداره آن کاملاً جدید بود. تورین آن موقع فقط به نمایش فیلم‌های اول و دوم فیلم‌سازان اختصاص داشت و بعدها فضایی باز شد که هر فیلم‌سازی می‌توانست فیلمش را برای اولین بار در تورین ارائه کنند. به همین دلیل آثار فیلم‌سازان شاخص جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کردند و مطبوعات هم از آن استقبال خوبی به عمل می‌آوردند چون آن جشنواره فقط به کارگردانان جدید می‌پرداخت. تورین جزء اولین جشنواره‌هایی بود که به طور خاص، معطوف به کشف استعدادهای جدید و کارگردانان نوظهور و بروز امکانات جدید ناشی از تکنولوژی‌های جدید بود.

چیزی که تورین را متمایز می‌کرد ارتباط خوب آن با فیلم‌های مستقل آمریکایی بود. یادم می‌آید، آلکساندر پین را زمانی که هنوز حتی در آمریکا هم شناخته شده نبود، اولین بار در آنجا دیدم.

نکته مثبتی که در آن سال‌ها برای ما وجود داشت، این بود که جشنواره‌های درجه یک دنیا کاری به کشف فیلم‌سازان جدید بنداشتند. این جشنوارها اغلب مخصوص نمایش فیلم‌های کارگردانانی بودند که قبلاً خودشان را ثابت کرده‌اند. اما جشنواره‌های کوچک‌تری هم‌چون تورین، روتردام و لوکارنو اقدام به پیدا کردن و کشف فیلم‌سازان جدید می‌کردند.

بهترین خاطره‌ای که از آن روزهای شروع به کار جشنواره داشتید، چیست؟

به جاهای ناشناخته زیادی سفر کردیم. یادم می‌آید اوایل دهه ۹۰ برای دیدن یک سری فیلم به آلما آتا (آلماتی فعلی) در قزاقستان رفتیم. در جایی که مدیران شهر در آنجا سکونت داشتند به ما اسکان دادند و با برگزاری ضیافت‌های زیادی از ما استقبال می‌کردند. آن روزها می‌شد به جاهای مختلف دنیا بروی و فیلم‌ها و کارگردانانی پیدا کنی که تا آن موقعی هیچ کسی با اسمشان هم آشنا نبود. رقابت‌های فعلی برای به دست آوردن فیلمی قبل از یک جشنواره دیگر هم آن روزها وجود نداشت.

پس مثل یک سیاستمدار بودید که به دنبال برقراری ارتباط است.

ارتباط گرفتن با فیلم‌سازان مستقل کار راحتی بود؛ حالا چه آمریکایی باشند چه از مناطق دیگر دنیا. با آدم‌ها آشنا می‌شدید، با هم رفیق می‌شدید و اعتماد به وجود می‌آمد. به آن‌ها پیشنهاد نمایش فیلم‌شان را می‌دادید و این فرصت را برایشان فراهم می‌کردید تا در بعد جهانی شناخته شوند. زمانی که آلکساندر پین به عنوان یک دانشجوی دانشگاه یو‌سی‌ال‌ای اولین فیلم کوتاهش را ساخته بود فیلمش را نمایش دادیم و او در سال‌های بعد با فیلم‌های بلندش هم به جشنواره ما آمد.

این روند بدون رقابت و دوستانه از کی شروع به تغییر کرد؟

اوایل دهه ۹۰، جشنواره‌های بزرگ به این نتیجه رسیدند که باید رویکرد متفاوتی را اتخاذ کنند و توجه بیشتری به کارگردانان جوان نشان دهند. به همین دلیل وارد رقابت با جشنواره‌های کوچک شدند. برای من این اتفاقات از همان تورین شروع شد و وقتی به جشنواره ونیز آمدم، چمدانی از تجربه و این رویکرد را با خودم به اینجا آوردم؛ منظورم این کنجکاوی برای کشف تازه‌ها به دور از نام‌های بزرگ است.

امروز وضعیت چگونه است؟

خیلی پیچیده شده . چیزی که امروز جایش خالی است بی‌واسطه‌گی آن روزهاست. سال‌های قبل با کارگردان یا تهیه کننده به صورت مستقیم ارتباط می‌گرفتیم. حالا بی‌نهایت واسطه و دلال وجود دارد که عبارتند از ایجنت‌ها و مدیران فروش فیلم‌ها، دستیاران و تیم شخصی کارگردان، بازاریابان داخلی و بین‌المللی، مشاوران و غیره. البته هنوز هم در برخی موارد رابطه مستقیم با کارگردان یا تهیه کننده داریم اما این اتفاقات دیگر رایج نیست.