هنر و تجربه: جلسه نمایش و نقد و بررسی فیلم مستند «من می‌خوام شاه بشم» به کارگردانی مهدی گنجی شامگاه روز یکشنبه ۲۲ شهریور سال ۹۴ در سالن آمفی تاتر فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.در این جلسه مهدی گنجی (کارگردان) و رامتین شهبازی منتقد میهمان و نیز اعضاء باشگاه فیلم تهران حضور داشتند و پس از تماشای فیلم به نقد و بررسی آن پرداختند.

مهدی گنجی: امپراتوری که تنها مانده 

مهدی گنجی کارگردان مستند من میخوام شاه بشم ، در خصوص انگیزه ساخته شدن این فیلم گفت چند سالی است که در ارتباط با آدم‌هایی فیلم می سازم که آدم‌های معمولی هستند و صحبتی از آن‌ها در صفحات روزنامه‌ها و پشت جلد مجله‌ها نیست، اما سبکی را در زندگی برگزیده‌اندکه آن‌ها را از دیگران متمایز می‌کند و باعث خاص شدن آن‌ها می‌شود.»گنجی افزود: «نزدیک شدن به شخصیت در زمان طولانی به آرامی اتفاق می‌افتد به طوری که ساخته شدن این مستند برای من ۳ سال به طول انجامید. مسلما به تنهایی فیلم ساختن سختی‌های زیادی دارد زیرا شما مجبور هستید که به تنهایی کار چندین نفر را انجام دهید. از سویی دیگر این کار به شما کمک می کند که لایه لایه به شخصیت نزدیک تر شوید.»

مهدی گنجی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: «تمام انسان‌هایی که جهان را تغییر داده‌اند همه به دنبال چیزی بوده ‌اند که از میل شان آمده‌است. این میل همواره در طول تاریخ موتور حرکت بشر بوده‌است . مثلا بوعلی سینا ،ما از کجا می‌دانیم که او برای انجام تحقیقات پزشکی‌اش خانواده اش را نیازرده است، زیرا او همواره به دنبال یافتن گیاهان دارویی بوده است همین طور می توانم از استیو جابز مرحوم نام ببرم که برای انجام ایده‌ای که در سر داشت زحمات زیادی را به دیگران تحمیل کرد. او حفره‌های عجیبی در شخصیت خود داشت. چنین افرادی اوتوپیایی از چیزی که در ذهن دارند می‌سازند و برای انجام آن با همه می‌جنگند و همه جهان را به چالش می‌کشند. آنها خاص هستند و بخشی از این خاص بودن می‌تواند برای دیگران الهام بخش باشد و عده‌ای نیز می‌توانند مخالف ایشان باشند. این میل بشری می‌تواند مراتب گوناگونی داشته باشد. من به شخصه با سبک عباس برزگر موافق نیستم اما اعتقاد دارم که وجود چنین افرادی در جامعه می‌تواند مفید باشد و ما از این دست افراد در جامعه خود بسیار کم داریم.مهدی گنجی با توضیح بیشتر در مورد کاراکتر اصلی فیلم خود تاکید کرد:«او آدمی است که تمامی کارهایش را خودش انجام می ‌دهد. در محیطی مانند روستا درآمدی بسیار سرشار دارد و همین باعث شده که روستاییان و بستگان و همه و همه از او انتظاراتی داشته‌باشند که مجموع این‌ها باعث کناره گیری او از آن‌ها شده‌است . او برای خود یک امپراتوری درست کرده‌است که در میان دیوارهای کاهگلی منزلش محصور شده است. نکته دیگر اینکه آدم‌هایی که به دنبال به دست آوردن قدرت هستند همیشه تنها می‌شوند. امپراتورها همیشه تنها می‌مانند.»

 

IMG_9065


رامتین شهبازی : اخلاق در سینمای مستند بستگی به بافت و شرایط دارد
رامتین شهبازی در ابتدای صحبت‌هایش فیلم مستند من می‌خوام شاه بشم را یکی از محکم‌ترین و به یادماندنی‌ترین مستند‌های پارسال توصیف و درمورد آن گفت:« در سینمای ما تفاوت بسیار زیادی بین فیلم‌های مستند و داستانی وجود دارد. سینمای داستانی ما به شدت از سینمای مستند و حتی فیلم‌های کوتاه عقب افتاده است . تکنیکی که در فیلم‌های کوتاه دیده می‌شود بسیار پیشرو و فوق‌العاده است گرچه خام دستی‌هایی در نگاه آن‌‌ها وجود دارد. اما فیلم‌های بلند سینمایی ما دچار میان‌مایگی شده‌است و من این را با صدای بلند می‌گویم. سینمای ایران در بحران و بزنگاه قراردارد، یا از این بزنگاه رد می‌شود و یا زمین می‌خورد. در سینمای داستانی ما بیشتر فیلم‌ها خیلی سریع ساخته و سریع وارد چرخه اکران می‌شوند تا هزینه‌ای ساخت آن‌ها جبران شود. در این میان مستندسازان ما زمان زیادی برای ساخت مستندهایشان سپری می‌کنند.یکی از ویژگی‌های مستندهای جدید ما این است که بعد دراماتیک پیدا کرده‌اند. منظورم دراماتیزه از نوع سینمای داستانی نیست . منظورم تفاوت بین شخصیت و شخصیت پردازی است . این‌که شما با دیدن ظاهر کسی به قضاوت در مورد او برسید شخصیت پردازی اتفاق افتاده است. اما زمانی که قهرمان یا ضد قهرمان دست به کنش می‌زند و از بین چندین راه یکی را انتخاب می‌کند شخصیت او نمایان می‌شود. در این فیلم ما شخصیتی را می‌بینیم که کارآفرین است . این کنش اولیه او است که ما نمی‌بینیم بلکه توصیف آن را می‌شنویم، این شخصیت پردازی است تا جایی که او برای رسیدن به رویاهایش دوباره دست به ازدواج می‌زند و این یک انتخاب است. از این نوع انتخاب در سینمای ایران کم دیده نشده است و می‌توان از فیلم «لیلا» داریوش مهرجویی در این میان نام برد. هر اندازه کنش‌ها بیشتر شود بار دراماتیک نیز بیشتر می‌شود. تفاوتی بین کنش و رویداد نیز وجود دارد. رویداد توسط نویسنده اتفاق می‌افتد ولی کنش توسط شخصیت. انتخاب او زندگی او را وارد فاز جدیدی می‌کند. از جایی به بعد از او رفتاری دیده می‌شود که قبلا از او دیده نشده است و شخصیت او بیشتر نمایان می‌شود.»

شهبازی در ادامه صحبت‌هایش درباره اخلاق در سینمای مستند نیز یادآورشد: «اخلاق در سینمای مستند موضوع پایان‌نامه‌های دانشگاهی است و بسیار پیرامون آن بحث شده‌است. اما به نظر من اخلاق در سینمای مستند به شرایط بستگی دارد. شاید بازگو کردن زندگی یک جنایت‌کار مانند صدام به نفع بشریت باشد. اخلاق وظیفه‌گرا و اخلاق فایده‌گرا تکلیف قضاوت و تصمیم‌گیری را به شکل‌های متفاوتی روشن می‌کنند. به نظر می‌آید که این دوره، دوره تصور اخلاق در جامعه است. گویا از اخلاق وظیفه‌گرا وارد اخلاق فایده‌گرا می‌شویم. آقای برزگر اخلاق سنتی را قربانی می‌کند تا به فایده بیشتری برسد. او دائم برای خودش توجیه اخلاقی درست می‌کند. اما قوانین جامعه بر اساس اخلاق وظیفه گرا تعیین می‌شوند. برای رعایت اخلاق در سینمای مستند باید شرایط را در نظر گرفت.»