هنروتجربه – سوگند نیازمند:  جلسه نقد و بررسی فیلم «کیمیا» به کارگردانی احمدرضا درویش شامگاه دیشب (۱ مهر ۱۳۹۴) با حضور احمدرضا درویش (کارگردان)، هارون یشایایی (تهیه‌کننده) و شاهین امین (منتقد) برگزار شد.
پس از نمایش فیلم و در ابتدای مراسم امین به روی صحنه آمد و قبل از هر چیز از حضار خواست برای روح همه شهدای جنگ فاتحه‌ای قرائت کنند، سپس درویش در ابتدا با تشکر از همکاری سینما تک خانه هنرمندان و گروه هنر و تجربه که اقدام به اکران فیلم‌های کلاسیک کردند و موجب یادآوری و تجدیدخاطره‌ها شدند. امین از حضور یشایایی ابراز خشنودی کرد و درباره اکران دوباره کیمیا توضیح داد:«  تماشای فیلم‌هایی مانند کیمیا که واجد شرایط اکران دوباره هستند، می‌تواند به ما یادآوری کند که سینمای ما در چه شرایطی بوده است و حالا در چه شرایطی است .آیا  روند رو به رشد آن  خوشحال کننده است؟ و یا باید ناراحت باشیم که چرا همان روند را پیش نگرفتیم یا سرعت حرکت کند است یا اصلا متوقف شده است». امین سپس خاطره اولین اکران فیلم را یادآوری کرد:« بعد از اکران این فیلم در جشنواره سال ۱۳۷۳ تقریبا یک حیرت‌زدگی در بین اهالی سینما و رسانه وجود داشت . فیلم به شیوه مستندگونه یک ۲۵ دقیقه پر کشش ، جذاب و دشوار را در برابر تماشاگر می‌گذاشت که در سینمای داستانی ما تا آن زمان سابقه نداشت. درویش در فیلم سوم خود یک جهش بلند در  کارگردانی را از خود نشان داده بود . همه می‌دانیم که کارگردانی فقط کار با دوربین نیست، تناسب، ریتم، نوع دکوپاژ و اندازه نماها و…را شامل می‌شود که کیفیت آن‌ها در کیمیا کاملا مورد توجه واقع شده بود.  این شیوه از فیلم‌سازی در تجربه بعدی آقای درویش، یعنی«سرزمین خورشید» به بلوغ خودش می‌رسد .البته نمی‌خواهم مقایسه کنم اما از لحاظ تماتیک مشابهت‌های زیادی بین این دو فیلم وجود دارند. در آن فیلم هم یک ۴۵ دقیقه درخشان و قابل قیاس با سینمای بین‌المللی را شاهد هستیم. »
امین در ادامه بحث خود درباره فضای کلی فیلم اضافه کرد:« فیلم در ۳۰ دقیقه ابتدایی با یک روایت تصویری پرکشش و پرتنش به لحاظ فیزیکی آغاز می‌شود و مخاطب پس از آن آثار درگیری‌ها و تنش‌های جنگ را بر زندگی شخصیت‌ها می‌بیند .فیلم در ادامه به لحاظ بصری برخلاف ۳۰ دقیقه ابتدایی پوسته‌ای آرام دارد که زیر این این پوسته حکایتی ملتهب در جریان است . این فرم بصری به لحاظ تماتیک نیز بسیار با آدم‌ها و معنای قصه ارتباط دارد و حتی می‌توان گفت با حکایت همه آدم‌هایی که به طور مستقیم درگیر جنگ می‌شوند ارتباط دارد. تماشاگر در ابتدا شاهد یک ماجرای بسیار پرتنش و خشن است که سایه آن برتمام زندگی کاراکترها گسترده می‌شود، مانند خود جنگ که برتمام جامعه و زندگی افرادی که مستقیم با آن در گیر می‌شوند تاثیر می‌گذارد. »
به گزارش هنر و تجربه در ادامه نشست درویش درباره تجربه همکاری با یشایایی توضیح داد:« خیلی خوشحالم که این شانس دوباره به من دست داد که  در کنار آقای یشایایی باشم. ایشان نیاز به معرفی ندارند و بزرگ سینما هستند و برای فیلم کیمیا یک تجربه کاری عالی را با مدیریت و نظارت ایشان داشتم. درس‌هایی که می‌شود با آثار ایشان مرور کرد .درس‌هایی که به شیوه مدیریتی ایشان مربوط است. آنچه که شما در کیمیا می‌بینید تحت یک مدیریت پنهان است و آن‌هایی که کار سینما می‌کنند می‌دانند یک فیلم تنها حاصل تلاش آدم‌هایی که در ظاهر کار پیدا هستند، نیست.  مدیریت به جا و درست ایشان نتیجه‌اش می‌شود «ناخدا خورشید»، «هامون»، «ای ایران» و… است و من جز فیلم‌سازانی هستم که این شانس را داشتم که در کنار ایشان باشم. یکی از مشکلاتی که سینمای ایران با آن روبه رو است خلا همین نوع نگاه و شیوه مدیریتی است. امثال جناب آقای یشایایی جز آن دسته از تهیه‌کنندگانی هستند نمونه‌شان شاید به تعداد انگشت‌های یک دست نباشند . ایشان به غیر از تسلط بر مولفه‌های مدیریت کلاسیک ، مولفه‌های بیرونی را هم بسیار خوب می‌شناسند. شناخت ایشان فقط در امر هنر ، سینما و موسیقی خلاصه نمی‌شود بلکه شناخت او نسبت به مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ادیان هم قابل بحث است و من اگر نحوه شکل گیری کیمیا را تعریف کنم شما نقش یک مدیر و تهیه‌کننده وظیفه‌شناس را درک خواهید کرد.»

یشایایی
به گزارش هنر و تجربه درویش درباره شکل‌گیری قصه و ایده کیمیا گفت:« زمانی که آقای یشایایی از من دعوت کردند ، از ایشان سوال کردم علت انتخاب من چیست ؟ جواب دادند: من دلم می‌خواهد در کارنامه‌ام یک فیلم درباره جنگ و دفاع مقدس وجود داشته باشد و این جز برنامه و آرزوی من بوده اما برای رسیدن به هدفم دنبال آدمی بودم که به ذهن من نزدیک باشد. یک سکانس از فیلم “آذرخش” باعث شد که به این نتیجه برسم کارگردان مورد نظر خودم را یافته‌ام .» درویش در ادامه به نقش تهیه‌کننده در سینما اشاره داشت:« به جرات می‌توانم بگویم عظیمت فیلم کیمیا از تهیه‌کننده آن است. در سینمای ایران عظیمت فیلم مربوط به فیلم‌ساز است در حالی که  ما چهار ، پنج صنف تهیه‌کنندگی داریم ! من به همین دلیل معتقدم سینمای ایران یک سینمای حرفه‌ای نیست بلکه سینمایی تجربی است ، ما نباید از این واژه بترسیم.  سینمای ایران هم‌چون گذشته بر عظم فیلم‌ساز متکی است بنا براین همچنان تجربی است . اما در سینمای ایران آقای یشایایی این‌گونه است و طبق افق و دیدگاهی که دارد جلو می‌رود و از آدم‌ها دعوت می‌کند. درواقع عظیمت یک اثر از مالک آن اثر که تهیه‌کننده است شکل می‌گیرد. در سینمای ما چون کارگردانان باید فیلم بسازند شروع به جذب سرمایه می‌کنند و تا وقتی شرایط این‌گونه است ما نمیتوانیم ادعا کنیم که این صنعت سینما داریم. اگر قاعده این صنعت را بر تهیه‌کنندگی متکی کنیم تولید، توزیع، ساختار نمایش، نیروی انسانی و نقش سرمایه عنصر شکل دهنده صنعت است .اما وقتی کارگردان هیچ افقی از مسائل اقتصادی فیلم ندارد و فقط می‌خواهد فیلمش را بسازد، این سینما، سینمای تجربی می‌شود، ولو این‌که در دنیا  مطرح هم باشد و جایزه بگیرد اما براساس رفتار تجربه گرایانه جلو می‌رود. ما وقتی می‌توانیم بگوییم سینمای ما حرفه‌ای است که الگوهایی چون آقای یشایایی را به طور متکثر در اختیار داشته باشیم. »
امین در ادامه صحبت‌های درویش و ضمن تاکید بر آن‌ها افزود:« متاسفانه اغلب تهیه‌کنندگان حداکثر مدیر پروژه هستند. پروژه‌ای که منابع مالی‌اش از افراد و سازمان‌ها مختلف تامین شده است و چون به قول همان به اصطلاح تهیه‌کننده‌ها سود در تولید است و برایشان هم مهم نیست چه چیزی تولید می‌شود. »
یشایایی درباره خط فکر درویش گفت:« چیزی که در آقای درویش دیدم به خصوص در سینمای جنگ این است که ایشان به این حوزه تعلق خاطر دارد و حالا چقدر موفق است یا نیست نمی‌دانم. درباره کیمیا باید بگویم هر فیلم شناسنامه کارگردانش است و کیمیا هم شناسنامه آقای درویش است. عموما جنگ‌ها در جبهه نشان داده میشد و من به درویش گفتم جنگ ۸ساله در زندگی مردم است نه فقط در جبهه بلکه در پشت جبهه هم تاثیر عظیمی گذاشته است . اگر بخواهیم از سینمای جنگ حرف بزنیم آن بخشی از زندگی مردم است. نقش شهدا و ایثارگران در جنگ ۸ساله چیزی است که مطلقا نمی‌شود راجع به آن تردید کرد. جنگ را توده‌های مستضعف ملت ایران به پیش بردند و به سامان رساندند .ممکن است برخی بگویند این جنگ به سامان نرسیده اما اشتباه می‌کنند. در چهارصد سال از تاریخ ایران فقط در جنگ ۸ساله بود که حتی یک متر از خاک ایران هم از دست نرفته است و همه مرزهای ایران حفظ شده است.  این را هم بگویم که در لوکارنو در بخشی که  به نوعی مدرسه فیلم‌سازی است فیلم‌های برای آموزش جمع آوری شده است. فیلم‌هایی که خودشان انتخاب کرده‌اند به صورت آموزشی برای داوطلب‌ها نمایش داده می‌شود ، ۲۵دقیقه اول کیمیا یکی از آن فیلم‌هاست که علاوه بر کار دقیق آقای کلاری و بازی شرافتمندنه خسرو شکیبایی نتیجه کار آقای درویش است. »

احمدرضا درویش
شاهین امین خطاب به درویش از بررسی بطن زندگی مردم در جنگ پرسید و او در پاسخ گفت:« همانطور که حرف‌های آقای یشایایی را می‌شنیدم به این فکر می‌کردم که دوست دارم چیزهایی را بگویم و دائم در ذهنم دسته‌بندیشان می‌کنم که کدامش را بگویم درست‌تر است. به این فکر می‌کردم که چرا ما دائم حسرت گذشته را می‌خوریم؟ ما باید محدودیت امکانات فیلم‌سازی در دوره‌های قبل را بپذیریم و باید حسرت خوردن نسبت گذشته در سینما را بررسی کنیم. این مسئله برای فیلم‌های اجتماعی هم صدق می‌کند. البته معنی حرفم این نیست که داشته‌های امروز را  نفی بکنیم. آدم‌های بزرگ اعتراف‌های بزرگ می‌کنند  باید اعتراف کنیم به ایرادها و اشکال‌هایمان. جنگ مهمترین تجربه تاریخ معاصر ما است و نمی‌توان نایده‌اش گرفت و از کنارش گذشت چون ما مانند یک کشور حاشیه خلیج فارس نیستیم که یک ساعته فتح بشود.کارگردانان بزرگی داریم که می‌خواهند راجع به جنگ فیلم بسازند اما نمی‌توانند ،متاسفانه سینما جنگ در چند اسم حبس شده است.» درویش بیش‌تر سینما امروز را خلاصه شده در موضوعات و مکان‌های تکراری دانست :«همه فیلم‌سازی ما خلاصه شده در چند خیابان سعادت آباد و کوچه‌های تکراری و خانه‌های تکراری. فیلم‌سازی در کشتی و زیر آب و زیر چادر عشایر تعطیل شده است چون گران است، به همین سادگی ، سینمای نحیف ما با مشکل اقتصادی روبه رو است . در حال حاضر مشکل سینما این است که گرفتاری‌هایش برای مردم  و سینماگران است و پز دادنش برای مسوولین ، باید این تناقض حل شود . ما وقتی که یک سینمای نمونه و مبتکر داشتیم و مستقیم در ارتباط با نیازهای مردم و هماهنگ با آن‌ها عمل کردیم  میتوانیم بگوییم سینما به سمت استقلال پیش می‌رود.»
یشایایی هم  در  علت کار نکردن درباره علت تهیه نکردن فیلم در سال‌های  عنوان کرد:« سال ۱۳۹۴ با ۱۳۷۰ فرق می‌کند. شرایط و رفتار، آدم‌هایی که در این حوزه هستند و حتی تماشاگر هم فرق کرده است و وفاداری‌ها به سینما و تعصب کاری روز به روز کمتر هم می‌شود.»
امین نیز در پایان خطاب به درویش گفت:« ما بیشتر حسرت تجربه‌های ناتمام و  مسیرهای نیمه تمام را می‌خوریم نه فقط فیلم‌های گذشته را . »

نشست کیمیا