هنر و تجربه- رضا حسینی: ارنست ویلهلم «ویم» وندرس (متولد چهاردهم اوت ۱۹۴۵) یک فیلم‌ساز، نمایش‌نامه‌نویس، نویسنده و عکاس آلمانی است که از چهره‌های اصلی و مهم سینمای نوی آلمان به شمار می‌رود. او در طول فعالیت‌هایش که تا امروز چهار دهه را شامل می‌شود، بعضی از مهم‌ترین جوایز سینمایی جهان را دریافت کرده است؛ از جمله نخل طلای جشنواره فیلم کن ۱۹۸۴ برای درام تحسین‌شده‌ی «پاریس، تگزاس»، شیر طلای جشنواره فیلم ونیز ۱۹۸۲ برای درام «TheState of Things» و برنده جایزه بهترین کارگردان جشنواره فیلم کن ۱۹۸۷ برای فیلم فانتزی رمانتیک «بال‌های اشتیاق» یا «بر فراز برلین». علاوه بر این، او سه بار برای فیلم‌های مستندی که ساخته، نامزد جایزه اسکار شده است: «باشگاه اجتماعی بوئنا ویستا» (۱۹۹۹) درباره موسیقی کوبا، «پینا» (۲۰۱۱) درباره طراح حرکات موزون معاصر پینا بوش، و «نمک زمین» (۲۰۱۴) درباره عکاس برزیلی سباستیانو سالگادو. ویم وندرس از سال ۱۹۹۶ رییس آکادمی فیلم اروپا، واقع در برلین، است. آن‌چه در ادامه می‌خوانید بخشی از مهم‌ترین نقل قول‌های او در خصوص سینما و فیلم‌سازی است:

 

۱– «جنسیت» و «خشونت» هرگز مقوله‌های مورد علاقه و توجه من نبوده‌اند؛ من به «ساکسفون» و «ویولن» بیش‌تر علاقه دارم.
۲– فیلم‌سازی در هالیوود به‌مراتب بیش از گذشته به موضوعی درباره قدرت و کنترل تبدیل شده است. واقعاً فقط پای داستان‌گویی در میان نیست؛ این فقط یک بهانه است. جالب است که تفاوت اساسی بین فیلم‌سازی در اروپا و آمریکا در چگونگی پرداخت و برخورد با فیلم‌نامه است. از تجربه‌هایم در فرانسه و آلمان باید بگویم که فیلم‌نامه دائم با فیلمی که از روی آن ساخته شده است، بررسی می‌شود. اما آمریکایی‌ها کاملاًحساب‌شده عمل می‌کنند چون برای آن‌ها فیلم‌نامه حکم طرح و برنامه کار را دارد و باید کاملاً به آن وفادار ماند تا خطر و ترس از شکست فیلم به حداقل برسد. به عبارت دیگر همه‌ی انرژی خلاقه صرف فیلم‌نامه می‌شود و در نتیجه می‌توان گفت که فیلم پیش از آغاز فیلم‌برداری روی کاغذ شکل گرفته و ساخته شده است. در این صورت خودانگیختگی از بین می‌رود. اما فکر می‌کنم در آلمان و فرانسه، فیلم‌سازی بیش‌تر به عنوان یک ماجراجویی و کشف پیگیری می‌شود.
۳– حالا اصالت به‌ندرت در سینما یافت می‌شود و ارزش تلاش و تقلا برای رسیدن به آن را هم ندارد چون اغلب آثاری که به دنبال آن می‌روند در نهایت فیلم‌هایی خودپسندانه و متظاهرانه از کار درمی‌آیند. لذت‌بخش‌ترین موضوع درباره سینما این است که می‌شود به‌سادگی با زبان کلاسیک فیلم‌سازی کار کرد و به اثری رسید که همه با آن ارتباط برقرار کنند و آن را بفهمند. من اصلاً و ابداً علاقه‌ای به نوآوری در زبان سینما و افزایش جنبه‌های زیبایی‌شناسانه‌اش ندارم. من عاشق تاریخ سینما هستم و شما هم بهتر است از فیلم‌های کلاسیک بیاموزیدکه شیفته‌شان هستید.
۴– من همیشه فیلم‌های خودم را تهیه هم می‌کنم تا دست به دامن پخش‌کننده نشوم. اگر می‌خواهید کنترلی روی سرنوشت فیلم‌تان داشته باشید باید تهیه‌کننده هم باشید. در غیر این صورت، فیلم متعلق به فرد دیگری است که هر کاری دلش بخواهد با آن می‌کند. فقط یک بار این وضعیت را تجربه کردم و دیگر هرگز به آن تن ندادم و نگذاشتم دوباره تکرار شود.

ژانرها سرگرم‌کننده و جالب هستند؛ هم بهشت‌اند و هم جهنم. آن‌ها به شما کمک می‌کنند تا ایده‌های‌تان را انتقال دهید و می‌توانند برای راهنمایی تماشاگران سودمند باشند؛ اما در نهایت ابزار مناسبی – برای انتقال همه‌ی آن‌چه مورد نظر شماست – نیستند

۵– از یک تصویرساز به یک داستان‌گو تبدیل شدم. فقط یک داستان می‌تواند به یک تصویر معنی و مفهوم بدهد.
۶- در ابتدا فقط می‌خواستم فیلم بسازم اما در گذر زمان، خود این جریان و فرایند فیلم‌سازی دیگر هدفم نبود و آن‌چه در پایان به آن دست می‌یافتم هدفم شد. حالا فیلم می‌سازم تا چیزی را کشف کنم که نمی‌دانم، تقریباً مثل یک کارآگاه.
۷- خیلی دشوار است در محدوده‌های یک ژانر سینمایی باقی بمانیم؛ من فیلم‌سازانی را تحسین می‌کنم که از پس این کار برمی‌آیند.موضوعی که من درباره ژانرها دوست دارم این است که می‌توانید با پیش‌فرض‌ها و توقع‌های تماشاگران بازی کنید؛ و این‌که قواعد خاصی وجود دارند که می‌توانید از آن‌ها پیروی کنید یا زیر پای‌شان بگذارید. ژانرها سرگرم‌کننده و جالب هستند؛ هم بهشت‌اند و هم جهنم. آن‌ها به شما کمک می‌کنند تا ایده‌های‌تان را انتقال دهید و می‌توانند برای راهنمایی تماشاگران سودمند باشند؛ اما در نهایت ابزار مناسبی – برای انتقال همه‌ی آن‌چه مورد نظر شماست – نیستند و این فقط خود ژانر است که به طور کامل منتقل می‌شود.ژانرها تقریباً خودکفا هستند و نمی‌توانید در قلمرو آن‌ها هر داستانی را روایت کنید چون آن‌ها واقعاً نمی‌خواهند در پس‌زمینه قرار بگیرند.

ویم وندرس

برچسب‌ها: