هنروتجربه- شاهین امین : علیرضا شجاع نوری این روزها بابت بازی در نقش عبدالمطلب در فیلم‌سینمایی محمد رسول الله (ص)  و پزشک در فیلم فردا  هم‌چنین مسئولیت برگزاری جشنواره کودک و نوجوان برای تماشاگران سینما و اهل مطبوعات چهره و نامی آشنااست. اما شجاع‌نوری پیش و بیش از این‌ها و از اوایل دهه شصت برای اهالی و مخاطبان جدی سینما شناخته شده بود . او که از مدیران موثر سینمای ایران در دهه شصت و نیمه دهه ۷۰ بود که به عنوان مدیر بخش‌بین‌الملل بنیاد سینما فارابی (۱۳۶۲-۱۳۷۴) نقش به سزایی در معرفی سینمای نوپای بعد از انقلاب اسلامی ایران داشت. شجاع نوری دبیری شش دوره از جشنواره کودک و نوجوان را هم در کارنامه دارد که آخرین آن‌ها هفته گذشته در همدان  برگزار شد. او هم‌چنین تهیه کننده ۱۱ فیلم سینمایی از جمله فرش باد (کمال تبریزی ) ، یه بوس کوچولو(بهمن فرمان‌آرا) و باغ‌های کندلوس (ایرج کریمی) بوده و در ۹ فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته است. با شجاع نوری درباره چگونگی اکران فیلم‌های مستقل در سینمای جهان و دوام و بقای گروه هنر و تجربه و تاثیر این گروه برسینمای اکران به گفت‌وگو نشستیم.

 

شما سال‌ها به عنوان مدیر امور بین‌الملل بنیاد سینمایی فارابی  و پس از آن در مسئولیت‌های دیگر و حتی به عنوان یک تهیه‌کننده با سینمای جهان ارتباط داشتید.  اکران ویژه فیلم‌های مستقل و خاص به روش‌های مختلف که در اروپا و آمریکا – به‌خصوص اروپا- وجود دارد را دیده و بررسی کرده‌اید…

این نوع اکران‌ها در اروپا بیشتر است چون آن ها درمقابل سینمای پراکران آمریکا -نمی‌گویم پرفروش – فکر کردند که باید کاری انجام دهند. سینمای مستقل آمریکا هم چنین حرکت‌هایی  انجام داده است اما چون داخل سیستم عریض و طویل سینمای آمریکا است آن‌ها را زیاد نمی‌بینیم…

حال فکر می‌کنید گروه هنر و تجربه که به فیلم‌های مستقل و تجربی می‌پردازد چطور می‌تواند در سینمای ایران با توجه به وضعیت و محدودیت‌های سالن و… دوام و بقا داشته باشد و نهادینه شود ؟

ابتدا نکته کوچکی در ذهنم هست بگویم ، به نظر من اصطلاح فیلم مستقل اسم بهتری است تا هنروتجربه . نکته دیگر این‌که هنروتجربه مقصد است نه مرکب،در حالی که متاسفانه در ایران به عنوان یک مرکب از آن استفاده می شود. به این معنا که که از آن به عنوان یک وسیله‌ای برای بیرون آمدن از  یک بحران بهره می‌گیریم ، بحران فیلم‌هایی که امکان اکران پیدا نکردند. در واقع هنر‌وتجربه تا حدی یک حرکت واکنشی است .این که چه تعداد فیلم پشت اکران مانده در قالبی مانند هنروتجربه می‌توان اکران کرد.

ولی هنر و تجربه فقط مختص اکران فیلم های پشت اکران مانده نیست
می دانم اما به هرحال آن فیلم‌های اکران نشده باعث چنین فکری شدند تا سوبسیدی به اکران این فیلم‌ها بدهند .البته فیلم‌های درشتی هم بین آن‌ها هست. در بین این فیلم‌ها هستند آثاری که اگر هنر و تجربه را به عنوان مقصد نگاه کنیم هم ساخته می‌شدند مثل «ماهی و گربه».
در واقع از نظر شما اگر هنر و تجربه را مرکب در نظر بگیریم به مرور زمان آفت خودش می‌شود
…و به نظرم اکنون تا حدی دارد می‌شود. متاسفانه الان هنر و تجربه تا حدی به مثابه چتر یدکی چتربازان شده‌ که اگر چتر اصلی باز نشد از چتر یدکی استفاده کنیم که اگر فرود راحتی نداریم حداقل زنده بمانیم . به این معنا که فیلم اگر نتوانست اکران بگیرد ، هنروتجربه هست. جایی که قبلا نبود و باعث سکته تهیه‌کننده می‌شد حالا حداقل از سکته جلوگیری می‌شود.
البته بیش از حدود دویست و پنجاه فیلم از سال‌های گذشته متقاضی اکران در هنر و تجربه بودند که فقط ۶۰ فیلم پذیرفته شده‌اند
اما به نظرم هنوز آن توقع چتر یدکی را از بین نبرده‌ایم. این که بگوییم ای داد بیداد هنروتجربه هم مرا نپذیرفت این بحث بعدی است . حکایت بازنشدن چتر دوم است، اما کماکان این امید وجود دارد که فوقش اگر فیلم جایی اکران نشد هنروتجربه هست، پس فیلم کم‌خرج بسازم و سوبسید هم که دارد. این همان آفت است. حرف من این است که ما باید به هنرمند تضمین بدهیم اما نباید او را تنبل کنیم. این روند فیلم‌ساز را تنبل می‌کند ، به همین دلیل فکر می‌کنم هنروتجربه باید پروانه ساخت هم صادر کند. یعنی از اول مقصد باید هنر‌وتجربه باشد، نه این که فیلمت را بسازی و تلاش‌هایت را بکنی اگر نتیجه نداد برای جبران شکست در اکران بیایی هنروتجربه.

متاسفانه الان هنر و تجربه تا حدی به مثابه چتر یدکی چتربازان شده‌ که اگر چتر اصلی باز نشد از چتر یدکی استفاده کنیم که اگر فرود راحتی نداریم حداقل زنده بمانیم . به این معنا که فیلم اگر نتوانست اکران بگیرد ، هنروتجربه هست

یعنی از ابتدا هدف اکران در هنروتجربه باشد
فیلم‌ساز باید تعریف داشته باشد و از اول بگوید که من می خواهم این مخاطب را داشته باشم همان بحث مقصد بودن نه مرکب و دستاویز بودن. هنروتجربه اکنون برای خودش اعتبار دارد، اما باید به جایی برسد که یک فیلم ساز بگوید خیلی دلم می‌خواهد فیلمم در هنروتجربه اکران شود. الان این گونه نیست. در حالی که هنروتجربه شانسش بالاتر از این‌هاست. فیلم‌ساز می‌خواهد کاری بکند و حرفی بزند که تاکنون تجربه نشده و فکر هم می‌کند خیلی حرف درستی است. او می خواهد در خیار و سکنجبین زرده تخم مرغ بیندازد، و یک کار عجیب با دو ماده‌ای بکند که هر دو دارای ارزش‌های غذایی هستند، یکی خنک کننده است و کلسترول را می‌آورد پایین دیگری کلسترول بالایی دارد .خب بالاخره یکی باید این تجربه را انجام دهد. اما نه این که اتفاقی زرده تخم مرغ در دورریزهای آشپزخانه با سکنجبین خیار ترکیب شود و بعد ببینیم که ترکیب مثلا خوب است و بگذاریم در فهرست جدیدها. در واقع اگر روزی فیلمی مثل ماهی و گربه ساخته می‌شود به این امید که بگوییم نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتد اما اگر بشود خیلی درست است و یک زبان و حرکت جدید مورد نیاز سینماست ،اینجاست که هنروتجربه می‌تواند بگوید من هستم.
در سینمای مستقل آمریکا یا اروپا درباره نوع اکران فیلم‌هایی مانند «فیپلش»، «پسرانگی» یا فیلم‌های وودی آلن که در مقایسه با بلاک باستر‌ها در سالن‌های به نسبت محدودتری اکران می‌شود و ممکن است فروش‌شان هم خیلی بیشتر از هزینه ساخت‌شان باشد هم برای نحوه اکران از ابتدا تصمیم می گیرند.
تهیه کننده از ابتدا هدف‌گیری می‌کند. کارگردان یک قصه دارد یک خواب دیده و می‌خواهد فیلمش را بسازد ، تا وقتی این بچه به دنیا نیاید تکلیفش مشخص نیست .ما از یک مادر باردار نمی‌پرسیم می خواهی بچه‌ات چه کاره شود او نه ماه مراقبت کرده تا بچه‌‌اش سالم به دنیا یباید و در واقع بعد از آن وظیفه پدر – و در سینما تهیه‌کننده است- که به فکر آینده این بچه  باشد، که متاسفانه در ایران نیست.

«فردا» به کارگردانی مهدی پاکدل و ایمان افشاریان

در فیلم «فردا»در نقش یک پزشک که از مرگ می‌گریزد

هنروتجربه اکنون برای خودش اعتبار دارد، اما باید به جایی برسد که یک فیلم‌ساز بگوید خیلی دلم می‌خواهد فیلمم در هنروتجربه اکران شود

سینمای ایران مدام به نقش تهیه کننده  کم توجهی می‌کند
… او را به مرتبه یک تدارکاتچی تقلیل داده‌ایم. درحالی که تهیه‌کننده از روز اول پروژه مخاطب خود را باید هدف بگیرد و به سمت آن حرکت کند. باید تهیه‌کننده‌هایی باشند که نبض هنروتجربه را بشناسند و ذهن آرتیستیک هم داشته باشند.
در سینمای جهان هم تهیه‌کننده از ابتدا تصمیم می‌گیرد که فیلمش در قالب سینمای مستقل اکران شود دنبال رقابت با بلک باسترها نمی‌رود
بله او از ابتدا می خواهد فیلمش را در art house اکران کند و برای آن پخش کننده هم دارد. در واقع این‌جا شاید پخش فیلم‌های هنروتجربه محدود باشد چون دولتی است ولی در اروپا همه art house برای خودشان پخش‌کننده دارند. در حقیقت از ابتدا مقصد اکران فیلم این مراکز است که باید به آن ها مراجعه و قراردارد ببندد و در زمان تعیین شده فیلم را اکران کند. چنین تهیه‌کننده‌ای هیچ وقت نمی‌گوید به امید روزی که «بن هور» بسازم.او کارش را دوست دارد و لذتش را از تهیه این فیلم‌ها می برد و ممکن است اگر پیشنهاد تهیه فیلم‌های نوع دیگر را بدهند، بگوید بلد نیستم چنین فیلم‌هایی را تهیه کنم .در واقع کلاس کار خودش را دارد. اصلا ربطی به شکست خوردن یا نخوردن فیلم هم ندارد. نکته بعدی که باز تفاوت ما با آن‌ها است، تعداد اکران است که ما محدودیت داریم.  این نکته است که ما را مجبور می‌کند بعضی چیزها را خودش را بیاوریم اما اسمش را نیاوریم. ما به دلیل محدودیت تعداد سالن‌های سینما نمی‌توانیم به تهیه کننده بگوییم برو برای خودت سینما پیدا کن.
وچون نمی توانیم پای دولت به میان می‌آید
زنده باد، یک جاهایی مجبور می‌شویم از قدرت دولت استفاده کنیم. مثل ناظم مدرسه که برای بچه ضعیف‌ها در صف آب‌خوری جا باز می‌کند که اگر این کار را نکند تا فردا آن‌ها تشنه پای آب‌خوری می‌ایستند.
ممکنه این بچه ضعیف خیلی هم باهوش باشد
دقیقا اما نمی‌تواند جلوی گردن کلفت‌ها بایستد. پس ناظم مجبور به مداخله می‌شود و ممکن است حتی یک شیر آب را را به این دانش‌آموزان اختصاص دهد. حال اگر در این مدرسه تعداد شیر آب خیلی زیاد باشد دیگر نیازی به این مداخله نیست. به فرض اگر ما ۴۰۰۰ هزار سالن سینما در ایران داشتیم و هر فیلم می‌توانست در  سالن‌های مناسب خود اکران شود،آن وقت این گروه هنر و تجربه را نداشتیم ، اما سینمای هنر و تجربه را داشتیم.

اگر ما ۴۰۰۰ هزار سالن سینما در ایران داشتیم و هر فیلم می‌توانست در  سالن‌های مناسب خود اکران شود،آن وقت این گروه هنر و تجربه را نداشتیم ، اما سینمای هنر و تجربه را داشتیم

و تکلیف را سینمادار و تهیه کننده روشن می کردند
دقیقا. شاید این گونه می‌شد که سینماهایی مثل عصرجدید، کوروش، ایران ، فرهنگ و…می‌گفتند که شب‌ها تماشاگران خاص‌تری دارند که از فیلم های هنری و تجربی استقبال می‌کنند .در چنین شرایطی کمکم پخش تخصصی این فیلم‌ها هم راه می‌افتاد و جای خودش را باز می‌کرد. با این اوضاع مکانیسمی که در بسیاری کشورها وجود دارد را ما هم داشتیم دیگر گرفتاری‌های فعلی وجود نداشت. مثلا یک فیلم ساخته‌اید درباره خیار پوست کندن یک پیرزن دو ساعت هم هست، سعی کردید همه نکات تصویری را هم رعایت کنید اما نمی‌دانید وضعیت آن چگونه خواهد بود. در کشورهایی که محدودیت سالن ندارد هم این فیلم را ابتدا در سه سینما اکران می‌کنند ، اگر استقبال شد هفته بعد سینماها را اضافه می‌کنند و بعد می‌بینید اکران یک فیلم کوچولویی که مثل «برویچ» همین جوری شروع شد و کمکم هم جا را گرفت. حالا اگر ما هم در ایران محدودیت سالن نداشتیم وجود گروه هنروتجربه معنا نداشت. تهیه کننده می‌توانست با سینمادار نحوه اکران فیلمش را تعیین کند. حالا در این میان ممکن است سالن‌ها حتی یک سانس هم نخواهند فیلم خاصی را اکران کنند که در این صورت دولت می‌تواند این فیلم را در یک سالن کوچک نمایش دهد و یک افتتاحیه جمع و جور برایش در نظر بگیرد و حتی بودجه مختصری به آن بدهد . در این وضعیت شاید آن فیلم مفروض بتواند توجه‌ها را جلب کند و ممکن است نتواند، در هردو صورت تجربه اتفاق افتاده و ما در را به روی تجربیات جدید نبسته‌ایم.
کارگردان هم اقناع می‌شود
و او هم گوشه دفترچه یادداشتش می‌نویسد که فیلمی ساختم اما نتوانست با هیچ مخاطبی ارتباط برقرار کند ،شاید حتی آخرش اضافه کند نسل آینده آن را درک می‌کنند و یک چنین چیزهایی… ولی به هر حال پرونده این فیلم بسته می‌شود دو نفر دیگر نمی‌روند شکل همان فیلم را دوباره بسازند. اما در شکل سینمایی که ما داریم تکلیف‌ها روشن نمی‌شود. و این هم به دلیل فقر امکانات‌مان است.

متاسفانه تهیه‌کننده را تا مرتبه تدارکاتچی تقلیل داده‌ایم. درحالی که تهیه‌کننده از روز اول پروژه باید مخاطب خود را هدف بگیرد و به سمت آن حرکت کند. باید تهیه‌کننده‌هایی باشند که نبض هنروتجربه را بشناسند و ذهن آرتیستیک هم داشته باشند

ما توزیع فقر می کنیم
چون فقر داریم…شما گفتید از فیلم‌های متقاضی هنر‌و‌تجربه سه چهارم تقریبا پذیرفته نشده‌اند این تعداد یعنی کارگردان این فیلم ها اقناع نشده مانده‌اند…

تازه از تعداد پذیرفته شده هم تعدادی این احساس را دارند که چون نتوانستند اکران عمومی بگیرند مجبور به اکران در هنر‌وتجربه هستند در واقع تک ماده کرده‌اند.
اما با همه این‌ها البته تشکیل هنر و تجربه الان و در شرایط کنونی سینمای ما، خیلی خوب است .چون زیربال و پر بسیاری را می‌گیرد و به آن‌ها کمک می‌کند و امید و کورسویی است برای فیلم سازان مستقل.

عکس : ساتیار امامی

بخش دوم گفت‌وگو با علیرضا شجاع‌نوری

 

برچسب‌ها: