هنر و تجربه – سحر آزاد : ابراهیم حقیقی را اگرچه بیشتر به عنوان طراح گرافیک می‌شناسند اما او را می‌توان عضوی از خانواده سینما هم محسوب کرد. او علاوه‌بر عضویت در هیات موسس در انجمن صنفی طراحان گرافیک، هیات موسس انجمن طراحان پوستر تئاتر ایران، انجمن عکاسان ایران یکی از اعضای انجمن فیلمسازان مستند ایران نیز به شمار می‌آید. حقیقی بغیر از طراحی پوستر برای برخی از فیلم‌های سینمایی، برای فیلم، سریال و نمایش‌های مختلف طراحی صحنه و برای فیلم‌ها و سریال‌هایی هم تیتراژ ساخته ‌است. او در رشته معماری از دانشگاه تهران تحصیل کرده اما به واسطه فعالیت در طراحی پوسترهای تئاتر و سینما، جریان‌هایی را هم که در این حوزه وجود دارد، دنبال می‌کند. حقیقی یکی از نگرانی‌های خود را فراموش شدن شاخه‌هایی از سینما می‌داند که به ذات هنر توجه دارند و از سینمای هالیوود با عنوان غول بزرگی یاد می‌کند که روی برخی از جشنواره‌های شناخته شده نیز مانند کن و ونیز تاثیر گذاشته است. با او گپی در مورد سینمای مستقل و وضعیت آن در ایران داشتیم.

 


در دنیای امروز که اقتصاد موضوع مهمی است و در کشور ما هم بیش از یک دهه است که در مورد اقتصاد هنر بحث می‌شود، جایگاه سینمای مستقلی که اولویتش گیشه نیست و می‌خواهد تجربه‌های جدید و نگاه هنری داشته باشد، کجاست؟
خوشبختانه در تمام کشورهای دیگر جهان این موضوع رواج پیدا کرده که از  سینمای نوع دیگری  که خیلی محلی برای عرضه ندارند، حمایت شوند. این غول بزرگ هالیوودی که فقط متکی به فروش فیلم و اکران آن است و به همین سبب‌ ستاره محور شده، سینمای امروزی را فراگرفته است  . در مملکت خودمان هم از سوی جریان ستاره محور غلبه دارد از سوی دیگر هم برخی از سینماگران امروزی سراغ رفتارهای محیرالعقول دیجیتالی می‌روند . به دلیل همین دو جریان، از  ذات سینما که هم‌چنان معتقدم بخش بزرگی از آن هنر است و باید باقی بماند، غافل مانده‌ایم. البته این موضوع به معنای آن نیست که سینمای هنری کلا فراموش شده باشد. در گوشه و کنار دنیا هنوز هستند جریان‌هایی که تلاش خود را برای حفظ و تداوم سینمای هنری می‌کنند که نمونه آن جشنواره «ساندنس» در آمریکاست. این جشنواره فیلم‌هایی را مطرح می‌کند که لزوما به سویی نرفته‌اند که اسکار به آن می‌پردازد. با این حال بسیاری از جشنواره‌ها و جریان‌های هنری هر روز بیشتر تحت تاثیر سینمایی می‌روند که مولفه‌های سینمای هالییود را دارد و گرایش به این سمت درحال افزایش است مثلا در جشنواره‌های معتبری مانند «کن» و «ونیز» هم شاهد هستیم که گرایش‌ها به سمت فیلم‌های پرفروش، مطرح و ستاره محور  است.
این‌گونه فیلم‌ها در ایران چه وضعیتی داشته‌اند و تاسیس گروه هنر و تجربه چه تاثیری روی آنها گذاشته است؟
اتفاقی به نام گروه سینمای هنروتجربه ، بسیار خوب است چراکه لااقل شاهد بوده‌ایم فیلم‌هایی که بعد از تاسیس این گروه به نمایش درآمد، دارای ظرفیت‌های هنری و تجربی بوده‌اند ، امیدوارم این جریان باقی بماند. نگرانی من این است که  هنر و تجربه تداوم نداشته باشند . منظور از تاسیس گروه هنر و تجربه صرفا این نبوده، فیلم‌هایی که امکان نمایش پیدا نکرده‌اند، نمایش داده شوند. قصد این نبوده و نیست. هدف این است یا لاقل این بوده که ظرفیت تجربی و هنری در هر آن‌چه که نمایش داده می‌شود، موجود باشد. هنر و تجربه می‌خواهد همان سینمای نابی را که ما بدست آوردیم و دیدیم که در جهان سروصدای زیادی کرد، ادامه دهد. این را بگویم چنین حرف‌هایی به معنای نفی و نقد سینمای اکرانی که  می‌فروشد و تماشاگر هم دارد، نیست. قطعا این نوع سینما باید وجود داشته باشد چراکه سرگرمی خانواده‌هاست اما آن‌قدر گذاشتیم این‌گونه فیلم‌ها بزرگ شود و آنقدر به این‌که فقط جواب گیشه را بگیریم، توجه کردیم که فراموش کردیم اصل پرداختن به ذات سینما و فیلم، مباحث اجتماعی دیگری است هرچند که خوشبختانه هنر و تجربه این مسئله را زنده کرد و باعث شد فیلم‌هایی از این دست مورد توجه قرار بگیرند و دیده شوند.

اتفاقی به نام گروه سینمای هنروتجربه ، بسیار خوب است چراکه لااقل شاهد بوده‌ایم فیلم‌هایی که بعد از تاسیس این گروه به نمایش درآمد، دارای ظرفیت‌های هنری و تجربی بوده‌اند ، امیدوارم این جریان باقی بماند

فیلم‌هایی را که در این گروه اکران می‌شوند، دیده‌اید؟ بنظرتان چگونه بوده‌اند؟
بعضی از آنها را دیده‌ام مثلا نمایش «ماهی و گربه» در سینمای هنر و تجربه اتفاق بسیار خوبی بود. یکی دو فیلم دیگر را هم دیده‌ام . آنها هم فیلم‌های خوبی بودند. اینکه در این گروه اسامی جوان‌هایی دیده می‌شود که فیلم‌هایشان به نمایش درآمده، باعث امیدواری است چون اگر آنها راهی برای نمایش فیلم‌هایشان نداشته باشند، دچار فرسودگی می‌شوند.
گروه هنر و تجربه توانسته است جای خود را در میان هنرمندان باز کند. چه کارهایی می‌توان کرد که قشرهای دیگر و مردم هم به سمت دیدن چنین فیلم‌هایی بروند؟
همین‌جا که می‌گوییم مردم، خطا می‌کنیم. اصلا این رفتار نباید اتفاق بیفتد، برای اینکه اتفاقی که در ذات تئاتر افتاده این است که مخاطب مشخصی دارد. تئاتری که قرار است برای همگان و مردم باشد الان در سالن‌هایی اجرا می‌شود که فیلم نشان نمی‌دهند مثل سینما گلریز. بیشتر این تئاترها نیز کمدی و موزیکال هستند. در مقابل، تئاتری که در حوزه فرهیختگی روی می‌دهد، تماشاگر خود را در میان دانشجویان و فرهیختگان دارد و هم‌چنان می‌بینیم سالن‌هایی که این نوع تئاترها را ارائه می‌دهند، هر شب پر هستند، تماشاگران زیادی دارند و خیلی هم موفق هستند ،پس نگران این موضوع نباشم. مخاطب خاص، نمایش و اثر خاص خود را می‌خواهد و اتفاقا آن را جستجو و پیدا می‌کند. فیلم‌هایی هم که در سینمای هنر و تجربه نمایش داده می‌شوند، تماشاگران خود را باید داشته باشند و اصلا نباید به این فکر کنیم که همگانی شوند چون این‌گونه فیلم‌ها در ذات خود چنین امکانی ندارند.
درحال حاضر به نوعی وازرت ارشاد و دولت حامی سینمای هنر و تجربه هستند اما در صورت تغییر دولت یا تغییر سیاست‌های فرهنگی ممکن است سینمای هنر و تجربه هم دستخوش تغییر شود. در آن صورت این سینما می‌تواند همچنان راه خود را ادامه دهد و روی پای خودش بایستد؟
امیدوارم دوستان، سیاست گذاری‌هایی کنند که روی پای خودش بایستد البته فکر می‌کنم این قصد را هم  دارند. در شورایی که این کارها را سروسامان می‌دهد، منهم حضور داشتم و همین سوال را همه ما مطرح کردیم و خواستیم گروه سینمای هنر و تجربه با تغییر دولت از دست نرود. امیدوارم این‌گونه بشود و  گروه هنروتجربه  ادامه پیدا کند. حمایت از سینمای هنری و تجربی هم‌چون حمایت از تئاتر است. وظیفه دولت‌ها و شهرداری‌هاست که باید این کار را بکنند،  تا هنرمند صاحب صلاحیت و ذوق بتواند اثرش را درست تولید کند، وگرنه اگر هنرمند بخواهد به سرمایه و پول تهیه‌کنندگان متکی باشند، اینگونه فیلم‌ها اصلا تولید نخواهند شد.