هنر و تجربه: یک ساله شدن گروه هنر و تجربه بهانه خوبی است تا رسانه‌ها بیش از پیش به عملکرد این گروه طی این مدت بپردازند. خبرگزاری ایلنا هم به این مناسبت امروز(یکشنبه ۱۹ مهر) گفت‌وگویی با امیر حسین علم الهدی دبیر اجرایی شورای سیاست‌گذاری گروه هنر و تجربه انجام داده است. البته با توجه به آشنایی علم الهدی با مقوله اکران و مخاطب شناسی، بحث افت مخاطب و دلایل آن به ویژه طی سه سال اخیر هم مورد توجه قرار گرفته است. چنان که مصاحبه با سوالی در همین ارتباط یعنی دلایل اصلی افت مخاطب شروع شده‌است و سپس با ارائه آماری در این ارتباط  ادامه پیدا کرده و به دلایل افزایش مخاطب در دولت یازدهم می‌رسد. گفت‌وگو سپس با طرح سوالاتی از سوی علی زادمهر، درباره گروه هنر و تجربه و ماهیت آن ادامه پیدا می‌کند و بحثی پیرامون کمک گروه هنر و تجربه به افزایش مخاطب سینما مطرح می‌شود. علم الهدی در پاسخ توضیح می‌دهد:«یکی از معضلات سینمای ایران این بود که فیلم‌هایی که متعلق به جریان هنری و تجربی بودند و فیلمهای صرفا سرگرم کننده عمدتا با یک روش در سینما‌ها اکران می‌شدند. در حالی که باید نوع اکران فیلم‌ها بر اساس میزان مخاطب و گروه هدف آن‌ها تعیین شود مثلا امروز فیلم‌هایی که در گروه هنر و تجربه اکران می‌شود فیلم‌هایی است که باید در تعداد کمی از سینما‌ها و مدت زمان بیشتری به روی پرده برود و نمی‌توان این گونه فیلم‌ها را با ادبیات تجاری اکران کرد و شکست بسیاری از این فیلم‌ها تا قبل از تشکیل گروه هنروتجربه به این دلیل بوده است.بعد از آنکه دکترایوبی به عنوان رئیس سازمان سینمایی پیشنهاد تشکیل این گروه را داد من از آن استقبال کردم و ترکیب شورا را بر اساس همفکری فی مابین تشکیل دادیم و اعضایی را برای شورای سیاستگذاری انتخاب کردیم که از منظر کار‌شناسی و تبحر در حوزه‌های مختلف سینما جزو نفرات نخبه و اصلی سینمای ایران هستند و سوابق هر کدام را که بررسی کنیم ید طولایی در بخش‌های مختلف سینما دارند. بعد از تشکیل شوای سیاستگذاری از فروردین ۹۳ تا مهر ماه۹۳ در جلسات فشرده و با کار کار‌شناسی آسیب‌ها و دلایل شکست سه دوره گذشته و نگاهی به تجارب بین‌الملل در این حوزه را بررسی کردیم.در این میان یکی از تجربه‌های بین‌المللی که مورد بررسی قرار دادیم تجربه نمایش فیلم‌های هنری در کشور فرانسه بود زیرا فرانسه کاملا به صورت دولتی از سینمای خود و به خصوص سینمای هنری حمایت و دفاع ملی می‌کند و البته مکانیزم‌های درستی را برای سینمای تجاری و بازار عرضه و تقاضا طراحی کرده است.

این تجربه با توجه به بضاعت سینمای ایران و آسیب‌شناسی شکل اکران فیلم‌ها و باتوجه به مقتضیات حوزه توزیع و نمایش سینمای ایران و رفتار‌شناسی مخاطب ایرانی به مرحله اجرا درآمد و از مهر پارسال تا امسال این طرح را اجرا کردیم که یکی از موفق‌ترین طرح‌ها در طول سه دهه گذشته و به جرات می‌توانم بگویم در تاریخ ۱۱۵ ساله در سینمای ایران بوده است و ادبیات جدیدی را وارد سینمای ایران و بالاخص سینمای اکران کرده است.

امروز نیز یکی از دلایل مهم افزایش مخاطبان سینمایی، تشکیل گروه هنر و تجربه است زیرا این گروه سیستم جدیدی را وارد اکران کرده است و موفقیت‌هایی حداقلی در یک سال گذشته حاصل شده است و و با اکران هدفمند خود توانسته است امکان بهره وری سینمای مخاطب گسترده را در ظرفیت سینمای اکران عام محقق سازد و ظرفیت بیشتری را با اکران فیلم‌هایی با مخاطب محدود‌تر در سینماهای محدود هنر و تجربه برای سینمای عام در ظرفیت اصلی سینما مهیا سازد (نمایش این فیلم‌ها در ۶٢٠ صندلی رسمی از ١۴٠ هزار صندلی رسمی می‌تواند فیلم‌هایی با اکران عام را برای دراختیار قرار گرفتن فضای بیشتری یاری رساند) اما تا نتیجه ایده‌آل و موفقیت نهایی و اثرگذاری سینمای هنر و تجربه بر سینمای ایران حداقل به یک زمان ۵ الی ۱۰ ساله نیاز است.»

هنروتجربه یکی از موفق‌ترین طرح‌ها در طول سه دهه گذشته و به جرات می‌توانم بگویم در تاریخ ۱۱۵ ساله در سینمای ایران بوده است و ادبیات جدیدی را وارد سینمای ایران و بالاخص سینمای اکران کرده است، اما تا نتیجه ایده‌آل و موفقیت نهایی و اثرگذاری سینمای هنروتجربه بر اکران حداقل به یک زمان ۵ الی ۱۰ ساله نیاز است

نکته بعدی که در این گفت‌وگو مطرح می‌شود، وابستگی هنر و تجربه به کمک دولت است و این‌که با قطع شدن کمک دولت امکان توقف هنر و تجربه نیز وجود دارد، دبیر اجرایی شورای سیاست‌گذاری هنر و تجربه با طرح چند سوال به این پرسش پاسخ می‌دهد:«مگر وظیفه دولت حمایت از سینمای فرهنگی و هنری نیست؟ آیا وظیفه دولت حمایت از فرهنگ بدون در نظر گرفتن سود مادی نیست. مثلا آیا کتابخانه سازی و توسعه فرهنگ کتاب‌خوانی و حمایت از نشر که در تعاریف اقتصادی سودی ندارد وظیفه دولت نیست. درثانی چطور دولت در سی سال گذشته با دادن یارانه و امکانات از تولیدات بدون توجیه اقتصادی در سینما حمایت کرده است و آیا همه این حمایت‌ها غلط بوده؟ پاسخ به این سوال شما این است که رفتار دولت یازدهم در ایجاد سینمای هنر و تجربه درست بوده و باید دولت‌ها از فرهنگ و هنر بالاخص أیده‌ها و تجارب جدید حمایت کنند. امروز نیز تشکیل گروه هنر و تجربه به نوعی حمایت از سینما در بخش اکران است گروه هنر و تجربه فقط دو درصد از بودجه حدود ۱۱۰ میلیارد تومانی سینما را به خود اختصاص داده است و این میزان نیز به شکلی هزینه می‌شود که بتواند «اقتصاد خرد» سینما را در یک پروسه ۵ ساله شکل دهد و یادمان باشد که نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا حمایت از سینمای ایده‌پرداز و نخبه‌گرایانه و سینمای متفاوت وظیفه دولت‌ها است. و حتی این مسئله در کشوری مانند آمریکا که صنعتی مانند هالیوود دارد رعایت می‌شود وبخش‌های اجرایی و اداری و اقتصادی آمریکا در جزئی‌ترین مسائل از سینما حمایت می‌کنند و به نوعی همه بخش‌ها از دیپلماسی گرفته تا نیروهای نظامی و مکانیزم‌های مالیاتی در خدمت سینما هستند. و بخش زیادی از درآمدهای مالیاتی به توسعه سینما اختصاص پیدا می‌کند، در حالی که بازهم صنعت سینمای آمریکا به این معروف است که یک صنعت مبتنی بر عرضه و تقاضا است اما تمام دولت آمریکا در خدمت سینمای این کشور است. گروه هنر وتجربه ادبیات دولت رادر سینمای اکران بعد از سه دهه تغییر داده و خواستار آن شده که به جای آنکه همه حمایت‌ها از تولید و هزینه‌های زاید دیوانسالاری در سینما باشد دو درصد از آن به اکران فیلم‌های نسل جوان و نوجو و ایده پردازاختصاص پیدا کند زیرا این سینما وفیلم‌های گروه هنر و تجربه می‌تواند آب راکد موجود در سینمای ایران را به مرور به حرکت درآورد و این مسئله که گروه هنر و تجربه بودجه‌ها را هدر می‌دهد یک شعار ژورنالیستی زرد و سیاسی است و یک بحث انحرافی و آدرس غلط دادن است. در این گروه فقط با صرف هزینه‌ای بالغ بر دو میلیارد تومان بیش از سی فیلم سینمایی، ۱۵ فیلم مستند، ۴۰ فیلم کوتاه، و ده‌ها فیلم خاطره‌انگیز فیلم مستند و کوتاه قدیمی را به نمایش گذاشتیم و ۳۱۰ هزار نفر به تماشای این فیلم‌ها رفتند و باعث بالارفتن سطح امنیت ملی در سینما شدیم زیرا امید به زندگی در فیلم‌سازان متفاوت این سرزمین با این هزینه کم و البته با بهره وری بالا ایجاد شده است و امروز فیلم‌سازان ارزان ساز پراز ایده و سوژه فضایی را برای نمایش پیدا کرده‌اند و از تبعات مثبت این نوع سینما در بخش اقتصاد سینما نیز به رونق گرفتن کسب و کار خرد در میان خیل عظیم فیلمسازان مهجور است و فیلم‌های متفاوتی این روز‌ها در حال ساخت است که ما قطعا در آینده تاثیرات آن‌ها را در شاکله سینمای ایران خواهیم دید.»

آیا وظیفه دولت حمایت از فرهنگ بدون در نظر گرفتن سود مادی نیست. مثلا آیا کتابخانه سازی و توسعه فرهنگ کتاب‌خوانی و حمایت از نشر که در تعاریف اقتصادی سودی ندارد وظیفه دولت نیست. درثانی چطور دولت در سی سال گذشته با دادن یارانه و امکانات از تولیدات بدون توجیه اقتصادی در سینما حمایت کرده است و آیا همه این حمایت‌ها غلط بوده؟

در بخش دیگری از این گفت‌وگو مطرح می‌شود که:« برخی از کسانی که فیلم‌شان در گروه هنر و تجربه اکران نشده می‌گویند اگر اثرشان در این گروه به نمایش دربیاید برای ساخت فیلم بعدی با مشکل مواجه می‌شوند زیرا تهیه‌کننده می‌گوید فیلم‌ات پخش‌کننده نداشته. برای این مشکل چه کار باید کرد؟» علم الهدی در پاسخ می‌گوید:«این حرف‌ها نتیجه برداشت اشتباه و مشاوره غلط دادن در رابطه با اقتصاد سینمای هنر و تجربه و ماهیت تأثیر گزار این سینمااست، مگر فیلم‌های مانند در دنیایی تو ساعت چند است و یا چند متر مکعب عشق و ماهی‌وگربه و یا پرویز برای اقتصاد میلیاردی سینمای عام و فروش بالا تولید شده است؟ (هرچند در اقتصاد عام سینمای اکران هم مدعیان این سینما بیش از ۸۰ درصد شکست خورده‌اند) مهم برای این فیلم‌ها دیده شدن است همانطور که تجربه یک ساله نشان می‌دهد که این فیلم‌ها در سینمای هنر و تجربه دیده شدند و البته هم به فروش خوبی رسیدند اما فیلم‌هایی که در خارج از این گروه اکران شدند نتوانستند مخاطبان را در طول زمان جذب نمایند و از از طرفی یادمان باشد امروز تقریبا جریان نقد مکتوب سینما و فیلمهای که منتقدان به ان توجه می‌کنند وابسته به جریان سینمای هنر و تجربه و سینمای اندیشمند است.»

 اگر فیلم‌های که سانس‌های کمتری می‌گیرند بتوانند‌‌ همان سانس‌ها را با ظرفیت تقریبا قابل قبولی بروند و یک ضریب ۵۰ درصدی را تکمیل کنند قطعا سانس‌های بهتری می‌توانند در ادامه برنامه‌ها داشته باشند. مانند فیلمهای هم‌چون ۳۱۶، تابور و روایت ناپدید شدن مریم

سوالی هم درباره تبلیغات یک‌سان این گروه برای همه فیلم‌ها و در مقابل عدم سانس بندی یکسان فیلم‌ها عنوان و از آن به عنوان یکی از انتقادات به هنر و تجربه یاد می‌شود.دبیر اجرایی هنر و تجربه در این ارتباط توضیح می‌دهد:«اصلا اینگونه نیست ما به هیچ عنوان در آماده سازی محصولات تبلیغاتی اعم از آنونس تیزر و پوستر ورود پیدا نکردیم مگر آنکه از ما مشورت بخواهند در مورد کیفیت آماده سازی اقلام تبلیغاتی خود سازندگان فیلم‌ها مسئول هستند و در اجرای تبلیغات نیز بدلیل اینکه نمی‌توانیم حضور جدی در تلویزیون و بیلبورد‌ها داشته باشیم باید از فرصتهای تبلیغاتی بصورت مدیریت متمرکز و با برنامه هدفمند از امکانات موجود استفاده کنیم تا همه فیلم‌ها معرفی شوند. اینکه گفته می‌شود در سانس بندی همه فیلم‌ها یک‌سان اکران شوند از لحاظ کار‌شناسی درست نیست زیرا هر کدام از فیلم‌ها یک پتانسیل خاصی برای معرفی خود دارند از طرفی تعداد سانس زیاد در نمایش فیلم در گروه هنر و تجربه به معنای تعداد مخاطب زیاد نیست مخاطب هنر و تجربه افراد متمرکز و مشخصی هستند آنچه که در سانس بندی مهم است این است که بهروری فیلم‌ها و مخاطبان ازآن سانس بالا باشد و این سانس بندی باید بر اساس میزان استقبال تعیین شود. اگر فیلم‌های که سانس‌های کمتری می‌گیرند بتوانند‌‌ همان سانس‌ها را با ظرفیت تقریبا قابل قبولی بروند و یک ضریب ۵۰ درصدی را تکمیل کنند قطعا سانس‌های بهتری می‌توانند در ادامه برنامه‌ها داشته باشند. مانند فیلمهای هم‌چون ۳۱۶، تابور و روایت ناپدید شدن مریم، اما ما نمی‌توانیم در ۴ سالنی که در اختیار داریم برای همه فیلم‌ها سانس ساعت ۲۰ یا ۲۲ بگذاریم. موفقیت فیلم‌ها در این است که عوامل یک فیلم پای آن به ایستند و برای آن تبلیغ کنند تا بتواند فضای رسانه‌ایی مناسبی در رابطه آن فیلم شکل گیرد و در مرحله سوم مشاور رسانه‌ای اتفاقاتی که برای فیلم می‌افتد را اطلاع رسانی کند تا جریانی بوجود بیاید که به مخاطب توصیه کند تا به دیدن فیلم برود. سه فیلم ۳۱۶، تابور و روایت ناپدید شدن مریم این ویژگی‌های سانس‌های محدود‌تر را داشتند که با استقبال مخاطبان سانس‌های بیشتر و زمان بیشتری در اختیارشان قرار گرفت اما وقتی فیلمی نمی‌تواند بعد از ۳ ماه مخاطب حداقلی خود را با سانس‌های کمتر در سینما‌هایش شاهد باشد خب طبیعی است که نتواند به اکرانش ادامه دهد و سینمای هنر و تجربه نمی‌تواند با اکران ۳ ماهه اثری ظرفیت خود را بیش از این در اختیار فیلمی معطل بگذارد و شاهد بوده‌ایم که با توجه به اینکه فیلمی از با اینکه مشاور رسانه‌ای قوی برخوردار بوده است ولی دو عنصر دیگر را نمی‌تواند به خدمت بگیرد یعنی نه عوامل فیلم برای فیلم تبلیغ می‌کنند و نه منتقدان برای آن نقد مثبت می‌نویسند قطعا نمی‌تواند موفق باشد و مخاطب برای دیدن فیلم طبیعتا ترغیب نمی‌شود و ما هم نمی‌توانیم ظرفیت سینما‌ها را بعد از ٣ماه بیشتر از این معطل نماییم.»

او سپس در مورد درجه‌بندی فیلم ها تاکید می‌کند:« ما فیلم‌ها را درجه بندی نمی‌کنیم بلکه میزان مخاطبانش را ارزیابی اولیه می‌کنیم زیرا هر فیلمی باید براساس کیفیت و پیش بینی عطش مخاطب برای آن فیلم در سانس بندی‌های متفاوت قرار می‌گیرد و براین اساس میزان سانس‌های مشخصی به فیلم‌ها تعلق خواهد گرفت و براساس اینکه فیلم‌ها حداقل ۳ ماه در جدول قرار می‌گیرند اگر فیلمی توانست حداقل ظرفیت را در سانس‌های خود اشغال کند مطمئنن در برنامه‌های بعد سانس بیشتری خواهد گرفت و برعکس هم خواهد بود و فیلم‌هایی که سانس بیشتری داشته‌اند و نتوانسته‌اند سانس‌ها را بصورت خوب اشغال کنند در برنامه‌های بعدی سانس‌هایشان کم خواهد شد و نوع برنامه ریزی سینمای هنر و تجربه خشک و بدون انعطاف نیست بلکه به شدت به منعطف بودن برنامه ریزی‌هایمان برای جذب حداقل مخاطب متعهد هستیم.

 در رابطه با نحوه تبلیغات فیلم لازم می‌دانم که به این نکته اشاره کنم که ما به فیلمسازان در حوزه تبلیغات و اطلاع رسانی گفته‌ایم که تبلیغاتی سینمای هنر و تجربه گرد است و اینکه فیلم‌ساز اثرش را به گروه هنروتجربه بدهد و برود پی کار خود اصلا درست نیست و ما فقط ۴۰الی ۵۰ درصد در فضا سازی و تبلیغات می‌توانیم دخیل باشیم و بقیه کار‌ها باید توسط فیلمساز و مالک فیلم و حتی عوامل فیلم و مشاور رسانه ایی فیلم انجام شود.» او در بخش پایانی این گفت و گو در پاسخ به سوالی دراین باره که:«گروهی از منتقدان هنر و تجربه معتقدند تشکیل این گروه باعث یک نوع فیلمسازی شخصی می‌شود و افراد می‌گویند ما فیلم خودمان را می‌سازیم که اگر هر جایی آن را اکران نکند گروه هنر و تجربه اکران می‌‌کند؟» پاسخ می‌دهد:«اصلا اینگونه نیست. ما تا امروز ۲۷۰ فیلم سینمایی دیدیم که حدود ۶۰ درصد فیلم‌ها توسط شورای سیاستگذاری رد شده است و فقط ۴۰ درصد پذیرفته شده است و از این میان نیز بیش از ۳۰ فیلم تاکنون نمایش داده شده و بیش از ۶۰ فیلم باقی مانده است. در بخش مستند ۱۸۰ فیلم دیده شد و نزدیک به ۱۰۰ فیلم رد شده است.»

برچسب‌ها: