هنروتجربه: احمد کیارستمی نزدیک دوسال است، جلسه‌های نمایش ماهانه فیلم های مستند را در سانفرانسیسکو برگزار می‌کند. او درباره انتخاب فیلم ملف گند ساخته محمود رحمانی و تاثیری که تماشای این فیلم بر او گذاشته یادداشتی نوشته ‌است. متن کامل این یادداشت را با هم می‌‌خوانیم.

« من نزدیک به دو سال پیش شروع به نمایش ماهانه فیلم‌های مستند در سانفرانسیسکو (و در حال حاضر ۱۴ شهر دیگر در آمریکا و کانادا) کردم. از آن موقع برای انتخاب فیلم هر ماه تعداد زیادی فیلم مستند می‌بینم. در همان شروع کار، با دو نفر از دوستان تهیه‌کننده و پخش‌کننده فیلم مستند تماس گرفتم و این دوستان بسته بزرگی از فیلم‌های مستندشان را برایم فرستادند. در یکی از این بسته‌ها فیلمی بود که نه چیزی درباره‌اش می‌دانستم و نه اسم کارگردانش را شنیده بودم «ملف گند»، به کارگردانی محمود رحمانی.
فقط از روی انجام وظیفه فیلم را در دستگاه پخش گذاشتم و فکر کردم مانند خیلی از فیلم‌های دیگر فست‌فوروارد [دور تند] خواهم کرد و دی‌وی‌دی به «آرشیو» خواهد رفت! ولی فیلم شروع شد و من میخ‌کوب جلوی تلویزیون ماندم، در تنهایی، با خودم غمگین شدم، خندیدم، عصبانی شدم و در پایان فیلم گریه کردم…
وقتی ماه بعد فیلم را در سینمای راکسی سانفرانسیسکو نشان دادم، همین واکنش را در چند صد نفر از بینندگان فیلم دیدم.
معمولا بعد از پایان فیلم بینندگان ما،فیلم و کارگردان را تشویق می‌کنند، اما بعد از پایان این فیلم چند دقیقه‌ای فقط سکوت بود…
ملف گند تاثیرگذارترین فیلم ضد جنگی است که من تا به‌حال دیده‌ام، اعم از مستند یا داستانی.
ساختار غیرمتعارف فیلم، فقط یک پلان-سکانس ۵۳ دقیقه‌ای، انتخاب هوشمندانه (و دشوار) محمود است برای بازگو کردن پوچی جنگ.
با حذف ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین «تکنیک»های سینما، انگار به جای تماشای فیلم، به گفت‌وگویی شخصی و صمیمانه آمده‌ایم. انتخاب بجای راوی داستان، با قدرت فوق‌العاده‌اش برای داستان‌گویی، باعث می‌شود تصاویر جنگ به شکلی بسیار قوی‌تر در ذهن ما بازسازی شود. به جای شنیدن خاطرات دردناک جنگ و شعارهای مستقیم ضد جنگ، رحمانی داستانی انسانی و خاطراتی (اغلب) شیرین را برای ما بازگو می‌کند، و با هر اشاره به مرگ و ویرانی، زیبایی زندگی جاری را چند برابر یادآوری می‌کند. و در پایان وقتی «محمد» می‌گوید از تکرار این داستان برای بچه‌اش می‌ترسد، این داستان دیگر درباره بچه او نیست! درباره یک شهر یا یک ملت هم نیست، درباره همه ما و بچه‌های ماست،‌ هر کجای دنیا که هستیم.
پس از پایان فیلم یکی از بینندگان غیر ایرانی فیلم می‌گفت، دیدن این فیلم باید در سازمان ملل برای تمام اعضا اجباری باشد، و این دقیقا هنر محمود رحمانی است: نمایشی زیبا، غیرتکراری، و صادقانه از جنگ، در داستانی به غایت شخصی ولی ملموس برای همه.»