هنر و تجربه: امسال یازدهمین دوره جشنواره فیلم زوریخ، در برنامه‌ای اختصاصی تحت عنوان «نگاه جدید جهانی» با نمایش ۱۳ فیلم بلند ایرانی، سینمای کشورمان را مورد بررسی قرار داد. زوریخ پس از مورد بررسی قرار دادن سینمای ترکیه، سوئد، برزیل و هند در دوره‌های گذشته، این بار به سراغ استعدادهای جوان ایران در فیلم‌سازی آمده بود. پایگاه خبری فیلم‌سازی مستقل ایندی وایر در گزارشی کلیت سینمای ایران را از دریچه فیلم‌های حاضر در بخش نگاه جدید جهانی ارزیابی کرده که متن آن در زیر آمده است:

« سینمای ایران از تصاویر ماندگار و فیلم‌سازان شاخصی بهره می‌گیرد: ترکیب تصاویر مستند-داستانی عباس کیارستمی، صحنه‌های آغازین نئورئالیست‌های جعفر پناهی، دوراهی‌های اخلاقی پرتشنج اصغر فرهادی و سمبلیسم سیاسی داریوش مهرجویی. به بیانی دیگر، تاریخ پربار فیلم‌سازی ایران و توان بالای آن، این کشور را یه یکی از مراکز صاحب سینما در خاورمیانه تبدیل می‌کند. این فرصت استثنایی که در زوریخ به وجود آمد، امکان رصد و بررسی علایق و منبع الهام‌های نسل جدید فیلم‌سازان را فراهم کرد و هم‌چنین این‌که آن‌ها با نسل‌های قبلی خود از این منظر چه تفاوتی می‌کنند.
هنوز هم بخشی از فیلم‌سازان ایرانی دنباله روی کارگردانان اجتماعی قدیمی هستند. «ناهید» آیدا پناهنده و «روز روشن» حسین شهابی هر دو داستان‌های زنانی جسور را روایت می‌کند که تقابل بی‌پایانشان با هنجارهای اجتماعی نهایتاً باعث نمی‌شود تا از اصول و شرافت‌شان کوتاه بیایند. آن‌ها با قدری تفاوت، نسبت به قوانین کشورشان انتقاد دارند. «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» در نقطه مقابل، به درامش جنبه‌ای احساسی می‌دهد که معمولا در سینمای ایران شاهد آن نیستیم.
همچنین شاهد سینمای کم‌دیالوگ و تفکرآمیز در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است» صفی یزدانیان بودیم. فیلمی که تمرکزی تاثیرگذار بر عمل بازگشت به خانه دارد؛ داستان زنی که بعد از مرگ مادرش به ایران می‌آید و یک غریبه مودب او را مدام تعقیب می‌کند. محبت‌های مصرانه این غریبه به دلیل اطلاعات او از زندگی این زن کمرنگ می‌شود. با فاش شدن جنبه‌های مختلف کاراکتر مرد، لحظات تلخ و شیرین خوبی ساخته می‌شود.
«احتمال باران اسیدی» هم سیمای مردی مسن و مجرد را به تصویر می‌کشد که با وجود بازنشسته شدن همچنان سرکار می‌رود. تنهایی ملالت‌آور او سرانجام او را روانه تهران می‌کند تا دوست دوران کودکی‌اش را پیدا کند. همراهان غیرعادی در مسیر، این پیرمرد را همراهی می‌کنند که موضوع گذر زمان را دستمایه قرار داده است. فضاها و شکاف‌هایی که در فیلم خالی می‌مانند گاهاً اهمیت بیشتری نسبت به آنچه می‌بینیم دارد.
غافلگیری‌هایی هم در این میان وجود داشت. اولین آن‌ها «مادر قلب اتمی» علی احمدزاده است که با داستان برگشتن دو دختر مرفه از یک میهمانی آغاز می‌شود. در مواجهه با این فیلم ناچاراً سه گانه «پیش از …» ریچارد لینکلیتر و «کپی برابر اصل» عباس کیارستمی به ذهن می‌آید. در میانه راه، احمدزاده به سمت یک فیلم علمی تخیلی فلسفی تغییر جهت می‌دهد که سفرش را با واقعیت‌های چندگانه و صدام حسین ترکیب می‌کند. حرکت شجاعانه‌ای در این فیلم انجام شده اما به طور کلی رضایت بخش نیست اما تقریباً می‌توان آن را یک معجزه خواند که چنین فضای غریبی به یک فاجعه در نهایت تبدیل نشده است. اما هیچ کدام از فیلم‌های زوریخ نمی‌توانند به محتوای شجاعانه و پویایی صحنه‌ها در «ماهی و گربه» برسند. در این فیلم تجربی، شهرام مکری چندین شخصیت را در حین انجام یک کار، بین گذشته و حال خود تاب می‌دهد و این اتفاق را در یک پلان یک ساعت و ۴۵ دقیقه‌ای طول می‌دهد. کاراکترهایی از زمان‌های گذشته هم‌چون روح از کنار یکدیگر می‌گذرند و تعامل آنان از دیدگاه‌های کاراکترهای مختلف، حول یک موضوع خاص به تصویر کشیده می‌شود؛ اتفاقی که به طور عجیب، خوب درآمده است. به این‌ها چندین مستند را هم اضافه کنید؛ «آتلان» داستانی متفکرانه از مسابقه اسب دوانی سنتی میان جمعیت اهل گنبد را از زاویه تلاش‌های یک مرد جوان با اسبش نشان می‌دهد.
کاملا  واضح است که فیلم‌سازی معاصر در ایران در کار هنرمندان حاضر در بخش نگاه جدید جهانی خلاصه نمی‌شود؛ هر چند که تاثیر آن‌ها بر سینمای ایران کاملا مشهود است. نسل جدید سینمای ایران نوآوری و سبک خودش را دارد و حضور واضح استعدادهای نو در جشنواره زوریخ ثابت می‌کند که سینمای ایران شرایط خوبی دارد.»

یازدهمین دوره جشنواره فیلم زوریخ از ۲۴ سپتامبر تا ۴ اکتبر (۲ تا ۱۲ مهر) در سوییس برگزار شد.