هنر وتجربه: امروز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۳۹۴ با ورق زدن صفحات فرهنگ و هنر مطبوعات کشور به خبرهایی مرتبط با سینمای هنر و تجربه برخوردیم که در زیر مروری کوتاه بر آن‌ها داریم:

روزنامه سینمایی صبا از سفر مجید برزگر به شیکاگو خبر داده است. «یک شهروند کاملا معمولی» سومین فیلم برزگر در بخش مسابقه این جشنواره پذیرفته شده است. این اولین حضور بین‌المللی «یک شهروند کاملا معمولی» است و در آن‌جا با فیلم‌های فیلم‌سازان مطرحی مثل ژاک اودیار و نانی مورتی رقابت می‌کند. برزگر جمعه هفته آینده راهی شیکاگو می‌شود.

همین روزنامه گفتگویی با پیمان حقانی کارگردان فیلم «سیصد و شونزده» ترتیب داده است. اما در این گفتگو که با تیتر «تجربه بی‌واسطه جهان» منتشر شده، فیلمی که پیمان حقانی ساخته و بیش از چهارماه است در گروه هنر و تجربه روی پرده است موضوع اصلی صحبت نیست. موضوع این گفتگو سینمای مستند و البته اکران مستندها در هنر و تجربه است. پیمان حقانی به سوال روزنامه صبا درباره اکران مستند در هنر و تجربه چنین پاسخ داده است: «من عاشق فیلم مستند هستم و تجربیات بسیار لذت‌بخشی از ساخت دو فیلم مستندم دارم. مستندسازی برایم تجربه بی‌واسطه جهان از دریچه زندگی هنری است. مستندبینی همیشه هم آموزنده است و هم لذت‌بخش و کارساز. نمایش فیلم‌های مستند در سینما بخت خوبی است برای پرورش مخاطبان سینمارو و البته قشر جدی‌تر سینمادوست. نقاط ضعف هنر وتجربه شامل همه گونه‌های آن می‌شود و محاسنش نیز برای همه است. تبلیغات ضعیف، سانس‌بندی‌های نامناسب و سالن‌های نمایش کم از نقاط ضعف این گروه است. برای این‌که ما کسی را از وجود فیلمی باخبر کنیم باید برای دیده شدنش فضاسازی و تبلیغات کنیم و این هیچ ربطی به کیفیت کار هنری ندارد. هر محصول تجاری احتیاج به تبلیغات دارد.»

پیمان حقانی در این گفتگو مهم‌ترین خلا سینمای مستند حال حاضر ایران را ضعف بنیه اقتصادی و فقر آن دانسته است: «مهم‌ترین ضعف سینمای مستند ایران تحقیقات کم و استفاده از عوامل غیرحرفه‌ای است. کی گفته یک مستندساز باید حتما خود فیلم‌بردار فیلم باشد؟ همه جای دنیا بهترین و کاربلدترین فیلم‌برداران را برای مستندهای خوب با بودجه‌های مناسب انتخاب می‌کنند. سینمای ایران در بهترین حالتش سینمایی فقیر است؛ فقیر در تصاویر، صداها و روند اتفاقات. ریتم و تدوین برای یک مستند درجه یک بسیار مهم است و باید بهترین تدوینگران را برای یک فیلم مستند درجه یک استخدام کرد.»

مصاحبه‌کننده از حقانی می‌پرسد با توجه به این‌که او در «سیصد و شونزده» فیلم داستانی را با تصاویری مستند ترکیب کرده است، مرز بین سینمای مستند و داستانی را چطور مشخص می‌کند. پیمان حقانی جواب داده است: «سینما هیچ مرز و محدودیتی ندارد. تا قبل از دیدن نتیجه «سیصد و شونزده» خودم هم باورم نمی‌شد بدون بازیگر بشود قصه تعریف کرد، ولی عملا با این تجربه به خودم هم ثابت شد که می‌شود. منتقدانی مثل بازن معتقد بودند، بدون بازیگر و با تدوین نماهایی از دو شیء یا حیوان و … می‌شود درام ایجاد کرد. پس سینما حد و مرز ندارد؛ باید فقط آگاه بود به مسیری که قرار است طی شود. به نظرم تلفیق سینمای مستند و داستانی مال چنین فیلمی است با این فرم غیر عادی. قطعا در یک فیلم با قواعد کلاسیک توی ذوق می‌زد و خوب از کار در نمی‌آمد.»

روزنامه شرق از اکران «۴۰۰ ضربه» فرانسوا تروفو در گروه سینمایی هنر و تجربه خبر داده است و به نقل از راجر ایبرت نوشته است: ««سینما زندگی تروفو را نجات داد، او همیشه این را می‌گفت. دانش‌آموز سرکشی که عاشق سینما شد و با دلگرمی و تشویق بازن، منتقد شد و سپس این فیلم را در جشن تولد ۲۷ سالگی‌اش ساخت. اگر موج نو را به‌عنوان نقطه تقسیم سینمای کلاسیک و مدرن حساب کنیم، پس تروفو بدون‌شک محبوب‌ترین کارگردان مدرن شناخته می‌شود.»