هنر و تجربه:رسول صدرعاملی کارگردان نام آشنای سینما و سازنده فیلم‌هایی چون «پاییزان»، «دختری با کفش‌های کتانی»، «من ترانه پانزده سال دارم» ،« زندگی با چشمان بسته»،« یک شب» و…. در یادداشتی که امروز(سه شنبه ۲۱ مهر) در صفحه اول روزنامه سینما با سر ستون سرمقاله، منتشر شده، درباره علیرضا داوودنژاد و «روغن مار» نوشته است، متن کامل این یادداشت را با هم می‌خوانیم. 

« علیرضــا داوودنژاد جزو آن دســته از کارگردانان سینمای ایران است که در تمام سال‌های حضور و فعالیتش در سینمای ایران به جست‌و‌جوی راهی برای ارتباط هر چه بیش‌تر تماشــاگران ایرانی با سینما و به نحوی نجات ســینمای ایران است و همواره برای رســیدن به ایــن راه در خود زندگی کندوکاو کرده تا به قصه و قصه‌هایی سینمایی برای روایت خود زندگی برسد. داوودنژاد در اغلب فیلم‌هایش به خصوص در همین دســت فیلم‌هایش که منتهی به ســاخته شدن «روغن مار» شــده‌اند، سعی دارد به ما بگوید که ما باید بخواهیم و سعی کنیم تا از دل زندگی روزمره قصه‌های سینمایی جذاب و دیدنی تعریف کنیم و اگر این اتفاق بیافتد، مخاطب هم با چنین قصه‌ها و فیلم‌هایی ارتباط برقــرار می‌کند. نمونه چنین تلاش‌های چشمگیر و سرسختانه‌ای را به‌خصوص در فیلم‌هایی مثل «نیاز»، «مصائب شــیرین» و «بچه های بد» می‌بینیم.
به نظرم در قیاس با چنین فیلم‌هایی، فیلم‌های او که در جریان اصلی ساخته و اکران شدند، چندان موفق نبودند و او دوباره برای روایت قصه‌هایش به سراغ گوشــه و کنارهای زندگی آمده و نتیجه اش شده همین فیلم آخرش،که خیلی دوستش دارم. روغن مار، نه تنها یکی از فیلم‌های برجســته و بــه یادماندنی کارنامه داوودنــژاد را رقم می‌زند و دغدغه های اصلی او در ســینما را پی می‌گیرد که اکران چنین فیلمی در گروه ســینمایی«هنر و تجربه» به روند نمایش عنوان «هنر و تجربه» معنا می‌بخشد، چراکه این گروه سینمایی نباید محلی باشــد برای مشــق‌های کارگردانی، بلکه چنین محملی باید جایی باشد برای کارگردانی در سطح علیرضا داوودنژاد که با سال‌ها تجربه در سینما نشان داده و ثابت کرده که سینمای قصه‌گو را درک کرده و قواعد سینمای قصه‌گو را می‌شناسد و در برخی فیلم‌هایش به دنبال تجربه‌هایی جدید در عرصه مدیوم سینماســت. به عبارتی هنر و تجربه باید محملی باشد برای سینمای ساختارشکن مبتنی بر دانش و تجربه سینمایی نه صرفاً مشق‌های اولیه در عرصه سینما. هم چنین توجه به سینمای تجربه‌گرا و فاخر نباید سبب شــود که از اصلی‌ترین بخش سینما که همان ســینمای جذاب همه قشرهای مردم است، غافل شویم، همان سینمایی که باعث می‌شود هم چنان آیین ســینما رفتن برای مردم جذاب باشد. داوودنژاد همواره برای من فیلم‌ساز قابل احترامی اســت، چراکه با همه سختی‌های حرفه سینما در ایران خستگی ناپذیر کار می‌کند و فیلم‌هایی می سازد جسور و تجربه گرا و او می‌تواند الگوی مناسبی باشد برای همه کسانی که با سینما زندگی می‌کنند. به همین دلیل هر کسی سینما را دوست دارد، می‌بایست فیلم روغن مار را ببیند تا شاهد برآیند تفکری باشــد که در عکس‌های داوودنژاد می بینیم که مردی خســته است اما در فیلم‌هایش سرشار از شور جوانی است.»