هنروتجربه- شاهین امین: در بخش اول گفت‌و‌گو با ایرج تقی‌پور درباره چگونگی تشکیل گروه هنر و تجربه از ایده اولیه آن تا طرحی که توسط تقی پور برای اجرایی شدن این ایده تدوین شده بود، صحبت کردیم و البته پیرامون چرایی تشکیل گروه هنر و تجربه و تعامل و ارتباط دوسویه آن با دولت. در بخش دوم اما به نگرانی‌ها و آسیب‌‌های احتمالی پرداختیم که ممکن است سر راه این گروه قرار بگیرد.

بخش اول گفت‌وگو با ایرج تقی‌پور

یکی از نیازهای مجموعه‌هایی مانند هنر و تجربه در همه جای دنیا،اختصاص پایگاهی است که فقط مختص به خودش باشد که در عین حال با مراکز دیگر هم در ارتباط باشد،امکان تحقق چنین امری چقدر است؟
واقعیت این است که باید این موسسه تبدیل به یک نهاد شود و ثابت کنیم که ماندنی هستیم، آن وقت می‌توانیم نظر مراکزی مانند شهرداری و سایر سازمان­‌ها و نهادهای عمومی مانند بنیاد مستضعفان و نهادهای مشابه را جلب بکنیم تا امکاناتی در اختیار ما بگذارد.در زمانی که به یک پایداری برسیم، می‌توانیم راجع به این موضوع بیشتر صحبت کنیم و بیشتر توقع داشته باشیم. هرچند از روز اول این قضیه در دستور کار ما بوده است و آقای گلمکانی هم بسیار به این امر اصرار دارند و همیشه هم دنبال آن هستیم و چندباری هم تلاش کرده‌ایم.

در این میان یک نگرانی و شاید خطری احساس می شود و آن این که، هنروتجربه درحال حاضر در قالب گروهی که فیلمهایی  واجد ارزش‌ را نمایش می‌دهد، تعریف می‌شود حال ممکن است این وضعیت بخشی از سینماگران جوان ما را دچار این تصور بکند که فقط باید در این دایره حرکت کنند. در گفت‌وگویی که با کمال تبریزی داشتیم، او به این نکته اشاره کرده بود که ما باید بدانیم فیلم تجربی با فیلم شخصی متفاوت است.به‌هرحال این نگرانی وجود دارد که آن‌ها از زبان سینما و تاثیرگذاری روی تماشاگران دور شوند؟
به نظر من موضوع شاید غامض‌تر از این است که در مواجهه اول تصور می‌شود. گروه سینمای هنروتجربه تاسیس نشده که مبلغ سینمای شخصی باشد، این کار وظیفه اصلی و مستقیم نهادهای اجتماعی و دولت­‌ها نیست،یا حداقل در اولویت قرار ندارد. سینمای هنروتجربه تاسیس شده تا مکمل زنجیره سینمای حرفه‌ای باشد و نه حتی جایگزین آن. ما هرگز کاری نخواهیم کرد که احساس شود سینمای هنروتجربه می‌خواهد جایگزین سینمای بدنه شود. به همین دلیل صندلی‌هایی که خریدیم، بسیار کم بود، نیم درصد صندلی سالن­‌های فعال و کمتر از چهار درصد صندلی‌­های پردیس­‌های مدرن کشور. سهم تولید فیلم‌سازانی که فیلم‌­هایی می­‌سازند که می­‌توانند در این گروه جا بگیرند، بیش از این است و روز به روز افزایش خواهد یافت. نکته مهمی که معمولا فراموش می‌کنیم، این واقعیت است که در شرایط جدید، دیگر لازم نیست تولید یک فیلم را با گذشتن از لابیرنت‌­های طولانی تامین سرمایه و امکانات فنی و اخذ مجوزهای دولتی رخ دهد. همین الان اکثریت مطلق کسانی که فیلم‌­های مناسب برای گروه هنروتجربه ساخته­‌اند، برخلاف سینمای بدنه، از حمایت مالی مستقیم دولتی محروم بوده‌­اند. با این گروه که از هزینه­‌های کم برای تولید شروع کرده­‌اند و خودشان را حتما به ما تحمیل خواهند کرد، چه باید کرد؟ نمی­‌توان آن­‌ها را  نادیده گرفت. باید تلاش کنیم شرایطی به وجود بیاید که از این نهال­‌های کوچک درختان سایه‌گستری و قله‌های بلندی در سینما ایجاد شود تا سایه‌اش را به سر مردم بیاندازد. با این تعبیر، سینما دیگر معنای پنجاه یا شصت سال پیش را ندارد، سینما یک مفهوم جدید است. بخصوص که در دنیای جدیدی زندگی می‌کنیم که اسمش را دنیای دیجیتال یا دنیای بدون دیوار و جهان مسطح می‌گذاریم که همه می‌توانند هم دیگر را ببینند و چیزی برای پنهان کردن ندارند. در چنین جهانی، سینما اهمیتی به مراتب بیشتر از دهه‌های گذشته خواهد داشت. نکته دیگر این است که اتفاقا به دلیل ارزان شدن تجهیزات و شرایط تولید جوانان ما  و همه جای دنیا یاد گرفتند که با ایجاد یک محفل، ایده‌ای را پرورش دهند و امکانات ساخته شدن فیلم را به‌وجود آورند و چرخه اقتصادی‌اش را به گونه‌ای تکمیل کنند تا با شکست مواجه نشوند و مجبور نباشند به خاطرش خانه و زندگی شان را بفروشند. و در آخر هم فیلم را در محفل و مناسبات خودشان نمایش دهند. من نام این سینما را سینمای محفلی می‌گذارم و عجالتا از ۷۰ تا ۸۰ فیلمی که امسال ساخته شده تعداد زیادی از آن‌ها سینمای محفلی هستند که ایده‌های درخشانی دارند و واجد ساخت محفلی هستند. بعضی، موفق شده‌اند که این ایده‌های درخشان را به زبان سینما تبدیل کنند و برخی موفق نشدند. ما امسال فیلم هایی با ایده‌های درخشان عقیم و نیز ایده‌­های درخشان زاینده داریم. تعداد فیلم‌ها در سینمای محفلی به­‌سرعت رو به گسترش است. الان از بیش از ۲۰۰ پروانه ساختی که در سال گذشته صادر شده ،حدود بیست یا سی فیلم ساخته نمی‌شود و از مابقی، بیش از نیمی از فیلم­‌ها از نوع همین سینمای محفلی است که باید با آن حساب شده برخورد کرد. در حقیقت حالا که با این ابعاد نگاه می­‌کنیم، متوجه می­‌شویم موضوع جدی­‌تر از این حرف­‌هاست.

سینمای هنروتجربه تاسیس شده تا مکمل زنجیره سینمای حرفه‌ای باشد و نه حتی جایگزین آن. ما هرگز کاری نخواهیم کرد که احساس شود سینمای هنروتجربه می‌خواهد جایگزین سینمای بدنه شود

و این نگرانی فقط مختص هنر و تجربه نیست و مربوط به کلیت سینما است.
بله درباره کلیت سینما است. سینمای ما به سمت گسترش یک سینمای محفلی حرکت می‌کند. من بارها خدمت مسئولین سازمان سینمایی گفته‌ام که داریم با صورت جدیدی از مساله رودررو می­‌شویم. ما باید بتوانیم تصور جامعی از هرم منزلتی و ارزشی سینمای پیش رو داشته باشیم که هر چیزی در جای خودش باشد. ما در هرم‌منزلتی و ارزشی سینما بایدبتوانیم مولفه‌هایی نظیرمسائل محتوایی، مالی،تجاری و اقتصادی را به درستی به­‌جا بیاوریم. اگر شرایط مناسب نباشد،نهال‌های جوان و مستعد نمی‌­توانند تبدیل به درختان سایه‌‌گستر شوند و طبعا سینمای بالنده‌ای نخواهیم داشت.حتما ما درختان گردو و نهال کوچک  را در کنار هم و با هم می‌خواهیم. البته می‌توانیم تصور کنیم که این نهال‌های کوچک روزی بزرگ و سایه‌گستر شوند اما به شرط این که درخت گردو هم در میان­شان باشد، نه این­که همگی پرتقال و زالزالک و بوته تمشک باشند. پس حتما باید شرایطی را فراهم کرد که مجموعه تولیدات سینمای ایران با ارزش بوده و هر گونه‌ای، جای خودش را داشته باشد. ما وظیفه خودمان می‌دانیم، طوری رفتار کنیم که به ایجاد این نوعی از توازن کمک کنیم. طبعا در این میان دیگران هم وظایف دیگری دارند که باید به­‌جا بیاورند.

در واقع قرار نیست، هنروتجربه بخش اکران یا پخش بخش هنری سینمای محفلی باشد.
بله، دقیقا. حتی قرار نیست هنروتجربه همه سینما باشد. حتما باید یک درصد قابل قبولی از سینمای کشور باشد. سینما از حیث مخاطب، رسانه‌ای است که باید اکثر مخاطبین از آن احساس لذت کنند و بعضی‌ها هم از نظر فکری و هنری لذت ببرند، این تناسب را به طور قطع به هم نخواهیم زد.

اگر شرایط مناسب نباشد،نهال‌های جوان و مستعد نمی‌­توانند تبدیل به درختان سایه­‌گستر شوند و طبعا سینمای بالنده‌ای نخواهیم داشت.حتما ما درختان گردو و نهال کوچک را در کنار هم و با هم می‌خواهیم

نکته دیگر در همین ارتباط این است که تعدادی از جوانانی که قصد ساختن فیلم دارند از همان ابتدا دچار تصور خود مولف بودن هستند.
این گرفتاری البته فقط اختصاص به جوانان ندارد.

 گریبان‌گیر کلیت سینمای ما شده است.
و خیلی گسترده است. این احساس که باید مطالعه کرد و سواد داشت دربخشی از سینماگران ما بسیار ضعیف است. این گروه از فیلم‌سازان فکر می‌کنند خیلی بلد هستند و به همین دلیل خیلی مطالعه نمی­‌کنند و وقتی یک ایده خوب دارند، خیلی عجولانه سعی می­‌کنند آن را به یک فیلم، مخصوصا فیلم بلند تبدیل کنند. این گرفتاری در سینمای ما وجود دارد. ما امیدواریم آن­‌چنان سخت‌گیرانه رفتار کنیم که بتوانیم با تصور ساده‌انگارانه پنداشتن فیلم‌سازی مقابله کنیم. هنرمند شدن محتاج ریاضت­‌های طولانی است و ما مطمئنا نخواهیم گذاشت چنین تصوری به وجود آید که عده‌ای فکر کنند برای هنرمند شدن یک راه کوتاه وجود دارد به نام هنروتجربه. قصد طعنه زدن به سینمای تجاری را نداریم و یا این که بخواهیم جای این سینما را تنگ کنیم. ولی نکته بسیار مهم دیگری هم وجود دارد که امیدواریم سینمای ایران به آن توجه کافی کند و آن این که همه مردم صرفا خواستار سرگرمی نیستند و داشتن اندیشه و توجه به سینمای متعالی‌تر ممکن است مآلا به جذب مخاطب بیشتر کمک بکند.

حداقل از زمان تشکیل گروه هنر و تجربه بخشی از تماشاگران بالقوه‌ای که سینما نمی‌رفتند، مجاب شده‌اند، بخشی از سینمای ایران را ببینند. امیدوارم سینمای اکران ما هم مجاب شود که حتی در کارهای تجاری، سلیقه را بالا ببرد.
منظور من هم دقیقا همین است و امیدوارم این اتفاق برای سینمای ما بیافتد.

یک سالگی هنر و تجربه

این احساس که باید مطالعه کرد و سواد داشت دربخشی از سینماگران ما بسیار ضعیف است. این گروه از فیلم‌سازان فکر می‌کنند خیلی بلد هستند و به همین دلیل خیلی مطالعه نمی­‌کنند و وقتی یک ایده خوب دارند، خیلی عجولانه سعی می‌کنند آن را به یک فیلم، مخصوصا فیلم بلند تبدیل کنند

به عنوان آخرین سوال میخواستم تعریف شما را از سینمای تجربی و سینمای مستقلتر البته در شرایط سینمای ایران بپرسم و این که با توجه به این تعریف چه تعداد از فیلم‌هایی که تاکنون در هنروتجربه اکران شده هم سو با این تعریف هستند و اساسا چند درصد از سینمای ما را چنین فیلم‌­هایی می‌­تواند تشکیل دهد.
تولید هنری یعنی هنرمند کسی است که دست مخاطب خود را می‌گیرد و از مخاطب می‌خواهد که از منظر او به موضوع نگاه کند و می‌گوید حالا از این زاویه‌ای که من می‌بینم نگاه کن. با این دیدگاه، این تولید که با مهندسی تفاوت ذاتی دارد و در یک ارتباط دوسویه با مردم شکل می‌گیرد. حتما هر محصولی که در سینما تولید می­‌شود، تجربه‌­ای یگانه و جدید است ، ولی معمولا منظور ما از تولید فیلم تجربی تولیدی است که دغدغه اصلی­‌اش خلق اثر باشد و نه گردش مالی و اقتصادی به‌­صرفه. و اگر کسی بتواند با بودجه­‌ای مختصر که ملزم به ایجاد سود مالی نباشد،  منویات خود را به نمایش بگذارد، به آن سینمای مستقل می­‌گوییم. از این منظر، قطعا همه فیلم­‌هایی که در این گروه به نمایش درآمده و درخواهند آمد، تجربی و مستقل هستند.

بالاخره هنرمند تجربی هم به مخاطب فکر می‌کند…
هر اثر هنری قرار است مخاطبینش را دعوت کند و هنرمند قرار نیست به تنهایی از اثرش لذت ببرد. هنرمند چیزی را خلق می‌کند که دیگران بتوانند از آن لذت ببرند. اگر این حرف درست باشد، سینما هم از این قاعده مستثنی نیست. ولی وضعیتی که ما امروز در سینمای ایران شاهد هستیم، بااین تعبیر تفاوت­‌هایی دارد. پتانسیلی که در این نوع از سینما وجود دارد، به مراتب بالاتر از وضع موجود است. متاسفانه بخش فرهنگ، و مخصوصا سینما به دلیل فشار جریانات سیاسی هنوز نتوانسته رفتار  شایسته و بایسته‌ای داشته باشد و هنوز پتانسیل‌های واقعی آن به ظهور نرسیده‌‌است. سینمای تجربی و مستقل در شرایط مطلوب است که می­‌تواند مخاطب واقعی خود را پیدا کند. این شرایط کمابیش در دوره‌­ای که معروف به سینمای دهه شصت شده، وجود داشت و شاید دلیل آن هم طولانی بودن عمر کاری مدیران فرهنگی و مخصوصا سینمایی کشور در آن دوره بوده که می­‌توانستند برای سینمای کشور پدری کنند. چیزی که در دهه‌­های هفتاد و هشتاد به­‌دلیل تغییرات مکرر مدیریت سینمایی کشور، عملا از آن محروم بودیم و سینمای موسوم به دهه هفتاد و هشتاد نتوانست شکل بگیرد.

هنرمند شدن محتاج ریاضت­‌های طولانی است و ما مطمئنا نخواهیم گذاشت چنین تصوری به وجود آید که عده‌ای فکر کنند برای هنرمند شدن یک راه کوتاه وجود دارد به نام هنروتجربه

مدیران سینمایی آن دوره، هم فرصت داشتند و هم خواسته‌شان بود.
بله اما از آن دوره به بعد به طور متوسط هر دو سال و نیم  یک معاون سینمایی عوض شده است در بقیه عرصه‌های فرهنگی به غیر از سینما هم وضعیت این‌گونه است.در همه جای دنیا روسای دانشگاه‌ها و  مناصب فرهنگی معمولا مادام‌العمر هستند و یک آدم استخوان خردکرده فرهنگی را  اغلب سر یک منصبی می گذارند و تا از پا نیافتد، او را تغییر نمی‌دهند. ولی ما مدام شاهد این تغییرات هستیم و  با این روش طبعا نمی‌توان کار فرهنگی کرد و در این شرایط طبیعی است که پتانسیل‌های واقعی جامعه و جوانان ما به منصه ظهور نمی‌رسد. اگر انشاالله روزی سیاست را از فرهنگ دور کردیم و کار فرهنگی را صرفا کار فرهنگی دیدیم، مشخص خواهد شد، جوان‌های ما توانایی بالقوه به مراتب بالاتر از آنچه می‌بینیم، دارند.