هنر و تجربه- امیر محقق: هو شیائو شین، فیلم ساز تایوانی شناخته شده‌ای است که آثاری در مورد تاریخ و فرهنگ کشورش ساخته است. «عروسک گردان»، «خداحافظ جنوب، خداحافظ»، «گل‌های شانگهای»، «سه زمان»، «پرواز بادکنک قرمز» «کافه لومیر» و این اواخر «آدمکش» گواهی بر این ادعا هستند. شیائو شین در آخرین دوره جشنواره فیلم کن، با «آدمکش» نظر منتقدان را جلب کرد و توانست جایزه بهترین کارگردانی مهمترین فستیوال جهان را هم کسب کند. نماهای بلند، فضاسازی شاعرانه و ناتورالیستی، از ویژگی‌های قالب آثار اوست. مصاحبه او در مورد چگونگی ساخت آدمکش را در زیر می‌خوانید.

 

قبل از ساخت «آدمکش» مدتها بود که فیلمی نساخته بودید. دلیل این دوری از فیلم‌سازی چه بود؟

هشت سال طول کشید اما دلیلش استراحت کردن نبود. من سه سال مدیر جشنواره فیلم تایپه و پنج سال هم مدیر جشنواره فیلم اسب طلایی در تایوان بودم. دو سال پیش بود که تازه فرصت آن را پیدا کردم که به ساخت فیلم دیگری فکر بکنم.

ایده فیلم از کجا آمده بود؟

من داستان کوتاهی در مورد خاندان سلطنتی تانگ در دوران دانشکده خوانده بودم که همیشه در پس ذهنم بود تا روزی آن را به فیلم تبدیل کنم. بعد از ۸ سال که مدیر دو جشنواره بودم خیلی فکر کردم که بعد از این چه بکنم که این ایده از عقب ذهنم به جلو آمد. با خودم گفتم اگر الان آن را نسازم دیگر هیچوقت نمی‌توانم. سن و سالم دارد بالا می‌رود و فکر نمی‌کنم دیگر بتوانم از پس چنین فیلمی بربیایم.

تکنولوژی ساخت فیلم در طی این ۸ سال تغییر زیادی کرده است. مهمترین آن هم گذر به دوره دیجیتال بوده است.

من با فرمت‌های دیجیتال خیلی آشنا نیستم. باید آزمون و خطا می‌کردم تا یاد می‌گرفتم. راستش را بخواهید می خواستم آدمکش را با دوربین ۱۶ میلی متری بولکس فیلم‌برداری کنیم. می‌خواستم نماهای کوتاه و کلوزآپ‌های زیادی بگیرم و با تدوین، با سرعت بالا در هم بیاورم؛ چون دوربین دیجیتال محدودیتی برای زمان فیلم‌برداری ندارد. دو تا از این دوربین ها را به ژاپن آوردم و فیلم‌بردارم، مارک لی پینگ، از داخل ویزور آن نگاه کرد اما گفت این دوربین برای چشمانم کوچک است و نمی‌توانم با آن فیلم بگیرم. به همین دلیل سراغ ۳۵ میلی متری رفتیم.

اما به صورت widescreen فیلم‌برداری نکردید.

من همیشه نسبت تصویر ۱٫۳۷ را دوست داشته‌ام اما هیچوقت آنگونه فیلم نگرفته‌ام. و چون مدت زمان زیادی را از فیلم سازی دور بوده‌ام به نظرم آمد که بهترین فرصت است تا با نسبت ۴:۳ دوربین را به کار بگیرم. من این نسبت را برای فیلم گرفتن از آدم‌ها دوست دارم چون آنها را زیباتر نشان می‌دهد. دوست دارم با ویژگی‌های این نسبت تصویر کلنجار بروم. البته چیزهایی که می‌خواستم نشان بدهم هم با این ایکار قابلیت ارائه بهتری داشت. نشان دادن این دوره تاریخی از این منظر، کارکرد بهتری دارد.

بیشتر کارهای شما آثار تاریخی هستند یا حداقل با این رویکرد ساخته می‌شوند. چطور به چنین موضوعاتی نزدیک می‌شوید؟

تنها سعی می کنم روح آن زمان و مکانی که در مورد آن حرف می‌زنم را ثبت کنم. در مورد این فیلم به تمام بازیگران، مستندات و تحقیقاتی که به دردشان می‌خورد را ارائه دادم و خواستم تا جایی که می‌توانند بازی‌شان را به این فضا نزدیک کنند. اگر می‌خواستم از بازیگران بخواهم که کاملاً رفتارشان را مانند آن دوران بکنند، غیرطبیعی بازی می کردند. فقط می‌توانستم که کمی غیر از آنچه انتظار داریم بازی کنند. من نمی‌خواستم همه چیز کاملاً شبیه به دوران مورد نظر بشود. می‌خواستم تا حد امکان به این هدف نزدیک شویم.

پروسه تحقیقاتتان چگونه بود؟

در همه چیز از تئاتر گرفته تا وضعیت زنان در آن دوره زمانی دقیق مطالعه کردم. آن زمان فروش چرم به افراد غیردولتی ممنوع بود. در مورد نحوه شکست دولت هم تحقیق کردم. از نقاشی‌های آن دوران خیلی الهام گرفتم. بخش زیادی از بررسی‌هایم تصویری بوده است. قبل از رفتن به صحنه، باید همه چیز به صورت شفاف برایم روشن باشد.

«آدمکش» کمی خارج از سبک شما به نظر می‌آید. چون هنرهای رزمی در آن نقش زیادی دارد و وارد حیطه اکشن شده‌اید. چه چیز شما را به این سمت کشاند؟

از کودکی این سبک رزمی (اصطلاحاً «wuxia») را دوست داشتم. در آن دوران من خواننده دایمی رمان‌های مرتبط با هنرهای رزمی بودم. بخشی از علاقه‌ام برای ساخت آدمکش، به خاطر خاطرات دوران کودکی‌ام است و بخشی هم به خاطر دیدن این نوع فیلم‌ها که ورودم به فیلم‌سازی‌ با تماشای آنها اتفاق افتاده بود.

 

منبع: ایندی وایر – ای‌وی کلاب

آدمکش

برچسب‌ها: