هنروتجربه: امروز (۲۵ مهر ۱۳۹۴) صفحات فرهنگ و هنر مطبوعات کشور به خبرها و گفت‌وگوهایی مرتبط با سینمای هنر و تجربه پرداخته‌اند که طبق روال هر روز گزیده‌ای از آن‌ها را با هم مرور می‌کنیم.

خبرگزاری خبرآنلاین به گفت‌وگو با دانش اقباشاوی، کارگردان «تاج محل» پرداخته است. اقباشاوی در این گفت‌وگو درباره پایه اصلی قصه فیلمش توضیح داد:« بعد از سالها که من درگیر «رستاخیز» بودم یک بار داشتم به آبادان میرفتم به کریم نیکونظر گفتم تو کاری در آبادان نداری؟ گفت خانه پدرم را دزد زده و تو برو یک سری به او بزن. پدر کریم هم یک ژانر دیگر از پدرم است. یک نوع دیکتاتور مهربان. خلاصه پدر کریم ماجرای دزدی را تعریف کرد. آن زمان من اصلا به این فکر نبودم که چنین داستانی بسازم، بیشتر دنبال ساخت فیلم‌نامهای بودم به نام «در آبادان برف نمیبارد» که پدرم هم شصت درصدی با آن موافق بود. انگار سرمایهگذار فیلم است. وقتی به تهران برگشتم یکی از دوستان کریم به او  فیلم «برفهای کلیمانجارو» را پیشنهاد داده و گفته بود داستان این فیلم مثل قصه پدر توست. من هم فیلم را دیدم و گفتم درست است فقط این کاراکتر شبیه پدر من است نه تو. کریم هم گفت خب بیا این کاراکتر را از روی پدرت بنویسیم و من هم قبول کردم. »

خبرگزاری مهر، خبری مبنی بر ساخت فیلم سینمایی کاوه سجادی حسینی، به نام «خنده ضبط شده»، در فصل بهار و در منطقه سیاهکل و دیلمان منتشر کرده است. سجادی حسینی کارگردانی فیلم هایی چون «شب، بیرون» و «بوفالو» را بر عهده داشته است. وی سال هاست به عنوان دستیار کارگردان با فیلم‌سازان بسیاری همکاری داشته است و در حال حاضر نیز به عنوان دستیار کارگردان در جدیدترین فیلم اصغر فرهادی همکاری می‌کند.

یلدا جبلی، کارگردان فیلم «داره صبح می‌شه» با خبرگزاری ایلنا به گفت‌وگو نشسته است. جبلی در این مصاحبه راجع به تامین سرمایه فیلم خود گفت:« به هر حال از ابتدا این فیلم قرار بود تهیه‌کننده‌ای داشته باشد که بخشی از سرمایه را هم تأمین می‌کرد. ولی از اواسط پیش تولید این اتفاق منتفی شد. وام فیلم اول هم که… بنابراین چاره‌ای نداشتیم برای اینکه به هر شکلی شده کار را ناتمام نگذاریم. به هر حال گروهی چند ماه همراه من بدون دستمزد کار را شروع کرده بودند. و به نظرم کمترین دستمزد در ازای زحماتشان لااقل این بود که کار به بار بنشیند و فیلمی ساخته شود، این بود که فردین خلعتبری که از ابتدا هم کنار من درگیر کار بود به عنوان سرمایه‌گذار به شکل جدی وارد این بخش شد. »

در ضمیمه روزنامه جام‌جم، به بهانه توزیع فیلم «پوسته» در شبکه نمایش خانگی یادداشتی منتشر شده است. در قسمت‌هایی از این یادداشت آمده است:« پوسته، ساخته مصطفی آل‌احمد فیلمی است تجربی که با وجود استفاده از عوامل حرفه‌ای که یکی از آن‌ها نماد سینمای بدنه است باز هم در زمره فیلم‌های مرسوم سینما قرار نمی‌گیرد. البته این به معنای ساختارشکنی یا حتی نقطه قوت اثر نیست و بیشتر به آن معناست که با وجود حضور این عوامل باز هم فیلم می‌توانست از ظرفیت آن‌ها بسیار استفاده کند، که البته این اتفاق نیفتاده است. سینمای ایران در جهان به سینمای اندیشه و تفکر معروف است و این جز با تجربه به دست نمی‌آید و کاش این تجربه‌ها با فیلم‌نامه‌هایی که ساختار حرفه‌ای دارند، باشد. »

همچنین روزنامه صبا به گفت‌وگو با مهدی احمدی، بازیگر فیلم «داره صبح میشه» پرداخته است. او درباره نقشش در این فیلم به خبرنگار صبا گفت:« گرایش شخصی من صرفا حضور در این فیلم‌ها نیست، ولی متاسفانه و یا شاید در بعضی مواقع خوشبختانه این ذهنیت برای دوستانی که کارهای مرا دیده‌اند شکل گرفته که مهدی احمدی حتما باید در این نقش‌ها بازی کند. عمده پیشنهاد‌های چند سال گذشته و به‌خصوص بعد از «شب‌های روشن» در این فضاها بوده است. این موضوع تا حد زیادی به کارگردان‌ها و تهیه‌کنندگانی برمی‌گردد که دوست دارند بازیگران را همیشه در قالب تکراری ببینند. شاید این حسن باشد، ولی بعضی مواقع این تکرار‌ها برای خودم هم خسته‌کننده می‌شود. اصلا از این شخصیت‌ها بدم نمی‌آید و اتفاقا بعضی مواقع خیلی هم خوب است و حتی شاید به شخصیت خودم نزدیک‌تر هم باشند ولی آدم‌ها وجود دیگری هم دارند. »

در قسمتی دیگر از همین روزنامه نیز گفت‌وگویی با علیرضا داودنژاد، درباره «روغن مار» منتشر شده است. داوودنژاد درباره خط اصلی قصه فیلم خود گفت:« محمد، شخصیت اصلی فیلم پسر دایی من است. پسر دایی شجاع که در «مصائب شیرین» هم حضور داشت و در فیلم «نیاز» هم بازی می‌کرد. محمد ۳۰ سال است که در انگلستان زندگی می‌کند و آنجا کسب و کاری دارد و حسابی مشغول بود تا اینکه مدتی قبل خودش را بازنشسته کرد. الان چندوقتی است می‌آید و می‌رود. وقتی ایران باشد زیاد با هم هستیم. زن‌دایی هم که در «مصائب شیرین» و «کلاس هنرپیشگی» بود. با محمد تنها زندگی می‌کند. به نظرم آمد که رابطه این مادر و پسر و تفاوت سنی و اختلاف عقایدشان، یک جور مواجهه قدیم و جدید و شکلی از همان بحث همیشگی سنت و مدرنیسم است که حالا در جزئیات و اتفاقات عادی زندگی روزمره جریان دارد. فکر کردم ایده خوبی است و می‌شود در یک فیلم به این موضوع پرداخت. »

در روزنامه وطن امروز گفت‌وگوی روح‌الله سهرابی کارگردان فیلم «خاکستر و برف» به چشم می‌خورد. سهرابی در این مصاحبه راجع به هنر و تجربه گفت:« اگر هنر و تجربه نبود شاید فیلم من همچنان اکران نمی‌شد. این گروه ظرفیتی است که توانسته به کمک یک‌سری فیلم‌های کم بودجه و مستقل بیاید و از آن‌ها حمایت کند. من کاری به کیفیت کارهایی که در این گروه اکران می‌شود، ندارم اما در شرایطی که فضای عمومی اکران چندان مناسب نیست هنر و تجربه می‌تواند بستر لازم را برای نمایش فیلم‌هایی مانند خاکستر و برف فراهم کند. در اکران سراسری فیلم‌ها هم امکان دارد آثاری ضعیف در کنار فیلم‌های خوب وجود داشته باشد و نمی‌توان چنین انتقادی از هنر و تجربه کرد. البته دوست داشتم فیلم من هم شرایط اکران گسترده با تبلیغات خوب را داشت، چرا که ما در این فیلم به همه تماشاگران فکر می‌کردیم. »

خبرگزاری تسنیم نیز گفت‌وگویی با امیرحسین علم‌الهدی منتشر کرده که در بخش اول این گفت‌وگو آمده است:« تقریبا می توان گفت که سینمای هنر و تجربه مکمل سینمای اصلی است. آن جریان اصلی باید مسیر خاص خودش را طی کند، باید با ادبیات مختص به خودش حرکت کند و به صورت گسترده به جذب مخاطب عام ورود پیدا کند. سینمای هنر و تجربه عمدتا با مخاطب محدودتری سر و کار دارد، یک جور مخاطب هایی که تقریبا می توان گفت نخبه‌تر هستند که به صورت جدی سینما را در حد و اندازه خودش و نه بیشتر، دنبال می کنند؛ برای همین است که خودمان هم مراقبت می‌کنیم که این سینما یک زمانی در افکار عمومی جا نیفتد که قرار است جایگزین سینمای اصلی (که برایش مساله اقتصادی مدنظر است)، قرار گیرد. »

همچنین در روزنامه سینما نقدی بر فیلم «۳۱۶» به کارگردانی پیمان حقانی منتشر شده است. در این یادداشت که به قلم محسن جعفری‌راد منتشر شده است آمده:« در این فیلم با زندگی قهرمانی سرگرم می‌شویم که از کودکی تا کهن‌سالی خود را با تاکید بر تفاوت‌هایی که در کفش‌هایش در طول ۷۰ سال صورت گرفته بازگو می‌کند. راهکار کارگردان در فیلم‌نامه برای پرداخت این خط داستانی دقت کافی به کفش‌ها و پاها به عنوان عناصری شخصیت‌پردازانه است و با لحن شوخ و شنگی که به روایت بخشیده، قرائت غیررسمی از بعضی دوره‌های تاریخی ارائه می‌دهد. »