هنر و تجربه: جلسه مدیران سینمایی ایران و ایتالیا از مهم‌ترین اخباری بود که مطبوعات در حوزه سینما در روز سه شنبه ۲۸ مهرماه منعکس کردند. جلسه‌ای که در آن حجت‌الله ایوبی رییس سازمان سینمایی ایتالیا را پیشتاز روابط فرهنگی در دوران پساتحریم لقب داد. در این روز اخبار و گزارش‌هایی هم در رابطه با فیلم‌های به نمایش درآمده در گروه هنر و تجربه در مطبوعات سینمایی و غیرسینمایی و خبرگزاری‌ها وجود داشت که در زیر به بعضی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود.

روزنامه اعتماد با بهتاش صناعی‌ها کارگردان فیلم «احتمال باران اسیدی» گفتگوی کوتاهی کرده است. «احتمال باران اسیدی» در آبان ماه در گروه هنر و تجربه اکران می‌شود. بهتاش صناعی‌ها در این مصاحبه از گرفتن پروانه نمایش این فیلم خبر داده و البته افزوده است این پروانه نمایش تنها جهت نمایش در گروه هنر و تجربه صادر شده است. در بخشی از این گفتگو می‌خوانیم: «اکران آزاد خطرات خودش را دارد و مهم‌ترین خطرش کف فروش است. خطری که اگر فیلم بعد از دو الی سه هفته به کف فروش نرسد از گردونه اکران خارج می‌شود و این اتفاق تلخ را برای فیلم خوب «خداحافظی طولانی» آقای موتمن و همچنین «من دیه‌گو مارادونا هستم» شاهد بودیم. برای همین هم گروه هنر و تجربه این حسن را دارد که فیلم می‌تواند بدون نگرانی از این خطرات مخاطبان خودش را بیابد و فیلم را به نمایش عموم برساند. خطرات اکران آزاد برای فیلم‌هایی شبیه فیلم من سبب می‌شود که سینمای ایران یک نوع فیلم خاص در اکران آزاد داشته باشد و گروه هنر و تجربه بستر مناسبی برای فیلم‌های طور دیگری است.»

روزنامه سینمایی بانی فیلم نیز گفتگوی امیرحسین علم‌الهدی دبیر اجرایی گروه هنر و تجربه با خبرگزاری تسنیم را بازتاب داده است.

خبرگزاری مهر از اکران فیلمی در هنر و تجربه با نام «خواب است پروانه» خبر داده است. فیلم سینمایی «خواب است پروانه» نوشته و کارگردانی مزدک میرعابدینی که محصول سال ۸۹ است و یک درام روانشناسانه به حساب می آید به زودی در گروه سینمایی «هنر و تجربه» اکران خواهد شد. خبرگزاری مهر نوشته است نیمه آبان و یا نیمه دوم آذرماه، دو زمانی است که برای نمایش این فیلم در گروه «هنر و تجربه» پیشنهاد شده است.

«خواب است پروانه» داستان دکتر علی زمانی روانکاو است که هر سه ماه یک‌بار جلسات خود را با دوربین ضبط می‌کند تا از میان مراجعان جدیدش یک نفر را برای ادامه روند درمان انتخاب کند، اما این بار برای انتخاب فرد دلخواه به مشکل بر می‌خورد. این فیلم با مدت زمان ۶۴ دقیقه به بررسی رابطه روانکاو و مریض می پردازد که در مواقعی ممکن است جایشان با یکدیگر عوض شود. مهران احمدی، فروغ قجابگلی، ساناز بیان، ساناز قطب، شقایق احمدی، مسعود مطلوبی، رضا مرتضوی، نسترن پیکانو و مزدک میرعابدینی در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازند.

روزنامه فرهیختگان هم به یلدا جبی کارگردان فیلم «داره صبح می‌شه» مصاحبه‌ای کرده که با عنوان «قصه‌های دیوانه‌وار» در شماره امروز روزنامه به چاپ رسیده است. یلدا جبلی در این گفتگو درباره علایق سینمایی خود و راهش در آینده سینما چنین گفته است: «زمانی که تله‌فیلم می‌ساختم قائل به یک روش و سبک ساختاری بودم. فکر می‌کردم که می‌خواهم این‌گونه سینما را دنبال کنم که وجه روشنفکری‌اش قوی باشد. بعد می‌دیدم که دلم برای فیلم‌هایی مثل «راز درون چشم‌هایشان» (برنده اسکار فیلم خارجی زبان سال ۲۰۰۹) یا  «قصه‌های دیوانه‌وار» (نامزد اسکار فیلم خارجی زبان سال گذشته) می‌تپد. می‌دیدم که این گونه فیلم‌ها چه نسبتی با تفکرات من دارد. مثلا در سینمای ایران «شوکران» و «مسافران» را دوست دارم. فیلم‌هایی که ضمن حفظ ارزش‌های هنری، قصه پررنگ و سرراستی هم دارند. خودم دنبال تعریف کردن یک قصه جذاب هستم. حال می‌تواند قصه‌ای کمیک یا مثلا ترسناک باشد. می‌خواهم تعادلی میان وجه روشنفکرانه و قصه‌گویی ایجاد کنم.»

روزنامه سینما نیز به مناسبت ورود فیلم «پوسته» به کارگردانی مصطفی آل احمد به شبکه نمایش خانگی و دیده شدن بیشتر آن نقدی به قلم حافظ روحانی با عنوان «یک تجربه ناموفق» به چاپ رسانده که همان‌طور که از اسم آن برمی‌آید رویکردی بیشتر منفی به این فیلم دارد. رد بخشی از نقد نوشته شده است: «پوسته در کنار بسیاری از فیلم‌های دیگر سینمای ایران کوششی است برای سبک‌پردازی. چه آل احمد و چه بسیاری دیگر از فیلم‌سازان در آثارشان بیشتر در پی سبک‌پردازی، خلق اتمسفر و البته پرداختن به روابط بین شخصیت‌ها بوده و هستند؛ ولی اشکال عمده همه این سبک‌پردازها غفلت از خط روایی و قصه است.»

صبا نیز با فردین خلعتبری که تهیه‌کننده و در عین حال طراح صحنه فیلم «داره صبح می‌شه» است گفتگو کرده و از او پرسیده است چرا تخصص خودش را موسیقی را کناری گذاشته و وارد حیطه تهیه‌کنندگی و طراحی صحنه شده است. جواب خلعتبری به این سوال چندان کوتاه نیست: «همه هنرها به یک چیز واحد می‌پردازند، آن هم هماهنگی و هارمونی است. هوشنگ سیحون از خانواده موسیقی به هنر معماری روی آورد. از او پرسیدند شما که از خانواده موسیقی بوده‌اید چرا سراغ معماری رفتید؟ او در پاسخ گفت موسیقی و معماری از یک جنس هستند و هر دوی آن‌ها به هماهنگی و هارمونی می‌پردازند. اگر به تاریخ هنر هم نگاه بیاندازیم متوجه خواهیم شد که خیلی از هنرمندها به هنرهای دیگر سرک می‌کشند. این سرک کشیدن گاهی اوقات شیطنت‌وار است، ولی گاهی اوقات به یک مسیر و نگاه تازه تبدیل می‌شود. گاهی هنرمند در اثر این تجربه‌ها جهت هنرش را عوض می‌کند، مثلا ممکن است یک بازیگر عکاس بشود یا یک نقاش شاعر‌، مثل سهراب سپهری که هم نقاش بود و هم شاعر، بنابراین هنرها با هم مرتبط هستند. البته من میانه‌ای با تدوین ندارم، هرچند زمانی که روی موسیقی‌هایم ویدئو گرفته می‌شد، گاهی در تدوین شریک می‌شدم و کنار تدوینگر بودم. وسوسه‌ کارگردانی هم ندارم، چون کارگردان باید حواسش به خیلی چیزها باشد، در صورتی که من ترجیح می‌دهم حواسم به یک یا دو چیز بیشتر نباشد!»