هنر و تجربه: یک سال از اولین اکران منظم سینمای مستند در گروه هنر و تجربه می‌گذرد. در این یک سال ۱۲ مستند بلند در این گروه اکران شدند و در معرض انتخاب مخاطب قرار گرفتند. به مناسبت یک سالگی اکران مستندها، خبرگزاری مهر میزگردی با شرکت سه فیلم‌سازی که فیلم‌های‌شان در هنر و تجربه اکران شده تشکیل داده است: محسن استادعلی کارگردان «جایی برای زندگی» که اکران آن اسفند گذشته آغاز شده و نمایش آن به پایان رسیده است، معین‌ کریم‌الدینی سازنده مستند «آتلان» که اکران آن هنوز ادامه دارد و بعد از مستند «شش قرن شش سال» پرمخاطب‌ترین مستند هنر و تجربه بوده است و محسن خان‌جهانی که مستند «آزادراه» او برنامه دوره آینده این گروه است.

در این میزگرد در خبرگزاری مهر، درباره مرور کارنامه یک ساله گروه «هنر و تجربه» و تجربه اکران مستند در این گروه بحث شده و در بخش‌های بعد درباره پیشنهادهای این افراد برای ادامه فعالیت این گروه سینمایی در حوزه اکران آثار مستند صحبت می‌شود. خلاصه‌ای از بخش اول این میزگرد را در زیر می‌توانید بخوانید:

* این روزها شما سه فیلمساز بیش از هر سینماگر دیگری سر و کارتان با گروه «هنر و تجربه» بوده است. این گروه سینمایی و نگاهش به فیلم مستند را چطور دیدید؟

معین کریم‌الدینی: قبل از بحث اکران فیلم مستند در گروهی به نام «هنر و تجربه» بحث قدیمی تری هست که بهتر است اول از آن شروع کنیم؛ اینکه در فضای سینمایی کشور ما با سینمای مستند با تعارف برخورد می شود و این نوع سینما هنوز جایگاه اصلی خودش را پیدا نکرده است. سال گذشته مستندسازان در جشنواره فیلم فجر با اصرار توانستند فیلمشان را در برج میلاد اکران کنند که در وهله اول اقدام خوبی بود اما مستندها در شرایطی روی پرده رفتند که خبرنگار اگر می خواست فیلم مستند ببیند باید از وعده ناهار خود دست می کشید و بین ناهار خوردن و گرسنه نماندن تا شب و دیدن فیلم مستند یکی را انتخاب می کرد، یعنی دو اتفاق خوب و بد در نتیجه یک تصمیم همزمان رخ داد. ضمن اینکه هر سال در مورد نوع حضور سینمای مستند در فستیوال فجر یک تصمیم عجیب و غریب جدید گرفته می شود و من فکر می‌کنم این روند در سال های آینده هم ادامه خواهد داشت.

این اتفاق بد با رویه ای کم رنگ تر در اکران «هنر و تجربه» هم ادامه پیدا کرد به عنوان مثال قبل از عید در مراسم رونمایی از اکران فیلم های نوروزی گروه «هنر و تجربه» هیچ اسمی از آثار مستند برده نشد. این در حالی بود که حدود ۱۶ فیلم در این گروه اکران شده بود که بینشان ۲ مستند وجود داشت اما نوع برخوردها به گونه‌ای بود که انگار این دو اثر وجود ندارند.

بعد از این مقدمه نسبتا تلخ، اما می‌خواهم یادآوری کنم که گروه «هنر و تجربه» به سینمای مستند کمک بزرگی کرد. سینمای مستند هیچ وقت اینقدر سیستماتیک به گیشه سینما نزدیک نشده بود. این گروه فضا را برای اکران یک سری فیلم‌هایی فراهم کرد که سال‌ها مدیران امکان اکران آنها را ایجاد نکرده بودند. گروه «هنر و تجربه» در زمینه تبلیغات هم با عبور از روش های سنتی و استفاده از رسانه های مجازی کاری کرد که مستندها در کنار فیلم های داستانی دیده شوند. امروز از آغاز به کار این گروه یک سال می گذرد و ما به نقطه ای رسیده‌ایم که می‌خواهیم کارنامه یک ساله را مرور کنیم. در اینکه «هنر و تجربه» فرصت بزرگی برای سینمای مستقل ایران فراهم کرد، شکی نیست اما می خواهیم ببینیم این روند را چطور می توان پرقدرت‌تر ادامه داد.

استادعلی : به نظر من همزمان که یک مستند روی پرده سینما رفته یکی از بهترین جاهایی که می‌توان فیلم را نشان داد دانشگاه‌ها هستند اما از آنجا که گروه «هنر و تجربه» پخش کننده اثر محسوب می شود تا زمانی که مستند روی پرده سینما هست حق نمایش در جای دیگر وجود ندارد

به نظر من اولین بحثی که باید در نمایش مستندهای گروه «هنر و تجربه» درباره آن بازنگری شود بحث ریتم اکران هاست. برای یک فیلم داستانیِ گروه «هنر و تجربه» به طور متوسط ۱۲۰ اکران در دوره اول در نظر می گیرد؛ البته اینکه با چه ریتمی در چه سینماهایی و چه ساعت و روزهایی انجام می شود بماند. در همین شرایط برای یک فیلم مستند ۲۷ اکران در نظر گرفته می شود که این تناسب به نظرم غیر منطقی است و باید مورد تجدیدنظر قرار گیرد. منظورم این نیست که تعداد و حتی ساعت اکران فیلم های مستند و غیر مستند باید برابر باشد، منظورم این است که می شود تناسب منطقی تری باتوجه به ضریب اشغال صندلی ایجاد کرد.

 محسن خان‌جهانی: به نظر من هم «هنر و تجربه» مهمترین اتفاق بخش سینما بعد از انقلاب است چون یک سری فیلمساز فیلم هایی ساختند که جایگاهی برای عرضه نداشتند و حال با آمدن این گروه این افراد هم فرصت دیده شدن پیدا کردند. در سال‌های گذشته مدیران بارها سعی کردند مسیر را برای نمایش آثار مستند هموار کنند اما به هر دلیل روش هایشان جوابگو نبود تا اینکه گروهی به نام «هنر و تجربه» از همان ابتدا با شیوه‌ای درست وارد عمل شد و ۱۳ مهر که یک سالگی آن را جشن گرفتند کسی نبود که نسبت به این گروه سینمایی بی تفاوت باشد.

* این تعارفی که گفتید در سینمای ایران با حوزه مستند وجود دارید به اعتقاد من بین کارگردان و اثرش هم وجود دارد. یعنی چه بسا مستندسازانی که با وجود شکست در جذب حداکثری مخاطب همیشه از شرایط اکران اثرشان ناراضی هستند و احساس می کنند در حق شان اجحاف شده است.

خان‌جهانی:
ما خودمان هم باید کلاه‌مان را قاضی کنیم و مساله‌ای را که به آن اشاره کردید، بپذیریم. من بالغ بر ۲۲ مستند ساختم که اتفاقا جایزه‌بگیر هم بودند اما قطعا بیش از نصف این‌ها قابل ارائه در گروه سینمایی «هنر و تجربه» نیستند. شخصا مستندهایی ساختم که اگر از من بخواهند برای اکران انتخاب‌شان کنم این کار را نخواهم کرد چون می‌دانم شاید فیلم خوبی برای تلویزیون و جای خاص دیگری باشند اما برای سینما مناسب نیستند و ما باید از ماهیت فیلم‌هایی که در «هنروتجربه» ارائه می شود مطمئن باشیم. آثاری ممکن است خیلی جایزه های خارجی و معتبر گرفته باشند اما باید دید اثری که مخاطبان هنری و فرهنگی دوست دارند آیا برای مردم عام هم جالب است یا خیر؟ یادمان باشد سینما برای مردم است.

محسن استادعلی: این تعارف تنها درباره مستند صدق نمی‌کند و ما در نگاه کلی می‌بینیم گاهی افراد جلوتر از فیلم‌هایشان حرکت می‌کنند یعنی سر و صدای کارگردان از فیلمش بیشتر است و فیلمش آن‌قدر بزرگ نیست که او بزرگش می‌کند. باید متوجه باشیم که فضای کار کوچک است و هر کس که به این میدان می‌آید قصد رقابت دارد و وقتی فضای رقابت پیش می‌آید فارغ از اینکه کار فرد در چه سطحی باشد او هم برای دیده شدن تلاش می‌کند بنابراین خیلی نباید طرف را متهم کنیم. من فکر می کنم گروهی که فیلم‌ها را انتخاب می‌کنند باید بیشتر دقت داشته باشند که چه فیلمی قابلیت اکران عمومی دارد یا چه فیلمی برای جشنواره و تلویزیون مناسب است.

آقایان استادعلی و کریم‌الدینی! تجربه‌تان پس از پایان اولین اکران فیلم‌تان در این گروه چه بود؟

استادعلی:
ما اینجا نیامدیم که نقد منفی کنیم اما می توانیم حرف‌هایی بزنیم که برای فیلم های بعدی گره گشا باشد. به نظر من همزمان که یک مستند روی پرده سینما رفته یکی از بهترین جاهایی که می‌توان فیلم را نشان داد دانشگاه‌ها هستند اما طبق قراردادی که داریم از آنجا که گروه «هنر و تجربه» پخش کننده اثر محسوب می شود تا زمانی که مستند روی پرده سینما هست حق نمایش در جای دیگر وجود ندارد در صورتی که برخی دانشگاه‌ها با دارا بودن سالن‌های خوب می‌توانند بلیت فروشی کنند.
من برای فیلم خودم از چند دانشگاه درخواست داشتم اما «هنر و تجربه» نپذیرفت چون هم بحث قرارداد بود هم اینکه چون باید از کانال مالی آنها بگذرد کنترل سخت‌تری دارد و قبول نکردند. البته من به آنها حق می‌دهم چون همه این جریان‌ها اولین بار است که رخ می‌دهد ولی به نظرم با مکانیزه کردن آن شاهد اتفاق‌های بهتری خواهیم بود و حتی می‌شود هم‌زمان در شهرستان هم نمایش داشته باشیم.

کریم‌الدینی : «هنروتجربه» معجزه می‌کند که با یک میلیارد و خرده‌ای تومان بودجه هزینه‌های کارکنان، تبلیغات، سینمادار و غیره را همزمان پرداخت می‌کند و در این گروه افرادی هستند که به خاطر کم کردن هزینه‌ها چند مسئولیت را با هم انجام می دهند

کریم الدینی: من متوجه همه محدودیت های مالی آن گروه هستم و می دانم «هنروتجربه» معجزه می‌کند که با یک میلیارد و خرده‌ای تومان بودجه هزینه‌های کارکنان، تبلیغات، سینمادار و غیره را همزمان پرداخت می‌کند و در این گروه افرادی هستند که به خاطر کم کردن هزینه‌ها چند مسئولیت را با هم انجام می دهند. بحث من ربطی به بودجه و این حرف‌ها ندارد. من روز اولی که فیلمم اکران شد توقعاتی در اکران داشتم که برآورده نشد و بعدها متوجه شدم مشکل از جای دیگری است. مشکل از همان نگاهی است که سینمای مستند را با تعارف و از روی اجبار نگاه می‌کند و این فشار را به «هنر و تجربه» هم وارد می‌کند.

خانجهانی: من هم چندی پیش «آزادراه» را در کوی دانشگاه به نمایش گذاشتم و بالغ بر هزار نفر بیننده این مستند شدند. به نظر من هم دانشگاه ها پتانسیل‌های خیلی خوبی دارند اما از طرفی هم موافق برنامه‌ریزی‌های بخش پخش «هنر و تجربه» هستم چون به جزییاتی توجه می‌کند که از چشم من پنهان است. ضمن این‌که ما می‌خواهیم سینمای مستند را در سینما بشناسانیم و تنها بحث نمایش مطرح نیست که فیلم را به دانشگاه ببریم بلکه به نظر من بهتر است شرایطی فراهم کنیم تا دانشجو برای دیدن مستند به سینما بیاید.