هنر و تجربه – بهزاد وفاخواه: هوشنگ گلمکانی یکی از نه عضو شورای سیاست‌گذاری گروه هنر و تجربه و سردبیر ماهنامه «فیلم»، بیش از چهل سال است در متن مطبوعات سینمایی تحلیل‌گر  سینمای ایران و تاثیرگذار بر آن بوده است. در گفتگویی با گلمکانی از او خواستیم مهم‌ترین ضرورت‌های ایجاد  گروه هنروتجربه را بیان کند و کارنامه یک‌ساله آن به همراه مزیت‌ها و مشکلات و حتی ناکامی‌هایش را برشمارد. بنا به حرفه نقد فیلم گلمکانی از مناسب‌ترین گزینه‌ها برای بررسی کارنامه این گروه می‌تواند باشد: منتقد است، با کار این گروه از نزدیک و از داخل آشناست و همچنین به انصاف در بین اهالی سینما شهرت دارد.

هوشنگ گلمکانی در این گفتگو برای صحبت از ضرورت گروه هنروتجربه بحث را به عقب و تاثیرات موج فیلم‌سازی دیجیتال در دنیا و به تبع آن در ایران امتداد می‌دهد: «نسلی تازه و دورانی تازه در سینمای جهان به وجود آمد که در سینمای ایران هم تاثیرات خودش را گذاشته است. تکنولوژی، مهم‌ترین عامل ایجاد این دوران و نسل تازه است. امکانات فیلم‌سازی در اختیار همه قرار گرفته و نیاز به مجوزهای دست‌وپاگیر کمتر از گذشته شده است. فیلم‌سازی احتیاج به امکاناتی داشت که در اختیار گروه اندکی بود اما حالا در اختیار همه هست. فیلم ساختن نیاز قطعی به جلب موافقت یک تهیه‌کننده و پیش‌بینی استقبال تماشاگر عام داشت. این مساله باعث می‌شد کلیشه‌هایی در دنیای سینما به وجود بیاید که اساسش توجه به سلیقه عامه تماشاگر بود. هر طرح و داستانی که ارائه می‌شد اولین سوال این بود که آیا تماشاگر انبوه برای دیدن فیلم حاصل از این طرح و داستان به سینما می‌آید یا نه؟ در دوران جدید الزاماً نیاز به این فاکتورها دیگر نیست و با پایین آمدن هزینه‌های تولید فیلم، و امکانات متنوع عرضه فیلم‌ها، می‌توان برای گروه‌های کوچک‌تری فیلم ساخت و دیگر نیازی به راضی کردن جمعیت میلیونی نیست. شکل عرضه فیلم‌ها هم دیگر عوض شده است. همه می‌توانند فیلم بسازند و آن را از طریق امکانات فضای مجازی عرضه کنند یا در مکان‌های کوچک به نمایش بگذارند. هیچ‌کدام از این راه‌ها نیازی به مجوز گرفتن ندارد و دغدغه راضی کردن مخاطب عام هم در کار نیست. به دلیل این تنوع امکانات و تنوع راه‌های نمایش، هرکسی می‌تواند هر فیلمی خواست بسازد. این امکانات، باعث گسترش زبان تصویر و ارتقای زیبایی‌شناسی سینما و ویژگی‌های بصری آن می‌شود.»

در سال‌های گذشته، مهیا نبودن امکان نمایش فیلم‌های غیرتجاری باعث می‌شد هر فیلم‌سازی که فیلمش نمایش داده نمی‌شد ادعا کند فیلمش هنری است و می‌توانست ادعای مظلومیت کند. ایجاد گروه هنر و تجربه این امکان را به وجود آورده که در میان این دسته از فیلم‌ها هم تقریباً سره و ناسره از هم جدا شوند

با این وجود به اعتقاد گلمکانی در سینمای تجاری هنوز همان ملاحظات حاکم است: «در چیزی که آن را “صنعت سینما”، “سینمای بدنه” یا “سینمای حرفه‌ای” می‌شناسیم، زبان سینما به کندی تغییر می‌کند، اغلب اسیر کلیشه‌هاست و رعایت ملاحظات قبلی همچنان ادامه دارد. فیلم‌هایی که جوان‌های فیلم‌ساز، فارغ از ملاحظات سینمای تجاری می‌سازند، باید امکانی برای نمایش پیدا کنند تا از طریق درگرفتن بحث‌ حول این آثار، کسانی که واقعاً استعداد دارند جایگاه مناسب خودشان را پیدا کنند و بی‌استعدادها هم شناخته شوند و نتوانند خودشان را با بهانه عدم امکان نمایش فیلم‌شان، فیلم‌ساز سانسورشده و مظلوم وانمود کنند. دوران جدید اقتضا می‌کند امکانی برای نمایش و عرضه رسمی این نوع فیلم‌هایی که خارج از روال جاری سینمای بدنه ساخته می‌شوند فراهم شود. در تمام این ۲۰ سال گذشته که موج فیلم ساختن خارج از کلیشه‌های سینمای تجاری کم‌کم شروع شد و شدت گرفت، جوانانی که استعداد دارند یا فکر می‌کنند استعداد دارند، به این نتیجه رسیدند که با موفقیت فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های جهانی امکان جدیدی برای نمایش بجز اکران داخلی ایجاد شده است. یا ممکن است شبکه‌های تلویزیونی خارجی فیلم را بخرند یا جایزه‌ای بگیرند و بتوانند از این طریق بدون اکران داخلی به کار ادامه دهند. به هرحال کسی که فیلم می‌سازد دنبال عرضه و بازار است. از طریق اکران نشد، از طریق تلویزیون. تلویزیون هم که فیلم‌های سینمای متفاوت را نمی‌خرد (حالا که حتی فیلم‌های سینمای بدنه را هم نمی‌خرد)، یا از طریق شبکه نمایش خانگی. البته شبکه نمایش خانگی در ایران حتی از اکران عمومی هم نگاهش بیشتر به مخاطب عام متمرکز است. در سال‌های گذشته، مهیا نبودن امکان نمایش فیلم‌های غیرتجاری باعث می‌شد هر فیلم‌سازی که فیلمش نمایش داده نمی‌شد ادعا کند فیلمش هنری است و می‌توانست ادعای مظلومیت کند. ایجاد گروه هنر و تجربه این امکان را به وجود آورده که در میان این دسته از فیلم‌ها هم تقریباً سره و ناسره از هم جدا شوند و فیلم‌های هنری‌نما مشخص شوند؛ این عنوانی است که من به برخی از فیلم‌ها می‌دهم که ادعای هنری بودن دارند و در واقع هنری نیستند و بیش‌تر پز هنری دارند. باید توجه داشت که فقدان سازوکاری مثل گروه هنر و تجربه باعث ایجاد تنش و عصبیت و ناامیدی در سینما و کل عرصه فرهنگ (و به‌خصوص جوانان علاقه‌مند فعالیت در این عرصه‌ها) می‌شود که این قضیه از زاویه‌ای به مساله امنیت ملی هم مربوط می‌شود. نسل جوانی به عرصه وارد شده که چنان‌چه امکانی برای عرضه حاصل کارش پیدا نکند، احساس نومیدی می‌کند و احساس نومیدی فضای روانی در این بخش از جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از هر جنبه‌ای که نگاه کنیم – سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، روانی، انسانی… – سازوکاری شبیه گروه هنر و تجربه، خواه‌ناخواه یک ضرورت جامعه امروز ماست تا به نیازهای بخشی از جوانان نخبه‌گرا، مشکل‌پسند و متفاوت‌پسند – اعم از فعال در این زمینه یا تماشاگر – پاسخ بدهد؛ حتی اگر از حیث آماری، رقم خیلی بزرگی نباشد.»

بیشتر انتقادها حاصل یک آرمان‌خواهی خیالی است. بدون توجه به امکانات و مقدورات. همه این انتقادکنندگان صادق و بی‌غرض، در ذهن خود گروه هنروتجربه را نهادی تصور می‌کنند که بودجه و امکانات کافی در اختیار دارد و هیچ مشکل و دغدغه‌ای هم ندارد، اما کارش را درست انجام نمی‌دهد

هوشنگ گلمکانی که در گروه هنر و تجربه از تصمیم گیرندگان و برنامه‌ریزان است و در مجله «فیلم» کار او و همکارانش به نوعی نظارت و نقد سینمای ایران است، درباره کارکرد و کارنامه هنر و تجربه در یک سال گذشته می‌گوید: «کار این گروه در یک سال گذشته فراتر از انتظار بود. البته انتقادهایی هم در این مدت شده که بجز کسانی که اساساً از حیث تفکر و منافع‌شان با این گروه مخالفند و کسانی که حرفه‌شان مخالف‌خوانی است، بعضی از انتقادها هم درست است. اما بیشتر این انتقادها حاصل یک آرمان‌خواهی خیالی است. بدون توجه به امکانات و مقدورات. همه این انتقادکنندگان صادق و بی‌غرض، در ذهن خود گروه هنر و تجربه را نهادی تصور می‌کنند که بودجه و امکانات کافی در اختیار دارد و هیچ مشکل و دغدغه‌ای هم ندارد، اما کارش را درست انجام نمی‌دهد. این طور نیست. مشکلاتی وجود دارد که شخصاً ترجیح می‌دهم در موردش صحبت نکنم تا باعث ناامیدی نشود. ما محکوم به امیدواری هستیم تا بتوانیم – با وجود دشواری‌ها – ادامه بدهیم. این جوان‌ها آینده سینمای فرهنگی ایران هستند. راه‌شان را به موازات سینمای تجاری ادامه می‌دهند و جای کسی را هم تنگ نکرده‌اند.»

گلمکانی افزود: «در زمینه مشکلات به طور کلی می‌توان گفت دو دسته اساسی وجود دارد: یکی بودجه و یکی سخت‌افزار. واقعاً با چهارتا و نصفی سینما و ۷۰۰ صندلی کل ظرفیت سینمای کشور چه می‌شود کرد؟ از آغاز شروع کار گروه ۲۱۷ فیلم بلند سینمایی ایرانی ارائه شده به گروه هنر و تجربه بازبینی شده که ۱۱۲ تای آن‌ها پذیرفته شده‌اند، در حالی که در یک سال اخیر فقط حدود سی فیلم در سینماهای گروه امکان نمایش پیدا کرده‌اند. خب پس تکلیف بقیه چه می‌شود و کی نوبت نمایش به آن‌ها می‌رسد؟ اما واقعیت امکانات موجود همین است و زیاد نباید خیال‌پردازی کرد. برخی از فیلم‌سازان به شیوه اکران فیلم‌شان اعتراض می‌کنند اما راه دیگری برای اکران این تعداد فیلم عملا وجود ندارد. امکانات باید منصفانه و عادلانه – بسته به قابلیت جذب تماشاگر فیلم‌ها – بین همه تقسیم شود و از طرفی فیلم‌ها قرار است اکران طولانی‌مدت حداقل سه ماهه داشته باشند و سازندگان این فیلم‌ها مطمئن باشند که اگر تماشاگر بالقوه‌ای داشته باشند، در این مدت به تماشای فیلم‌شان می‌آیند و اگر ظرفیت‌شان بیشتر باشد باز هم نمایش آن‌ها ادامه پیدا می‌کند.»

گلمکانی

سینمای بدنه اساساً علاقه‌ای به موفقیت این فیلم‌ها ندارد و بنابراین برای موفقیتش نه‌تنها دل نمی‌سوزاند، بلکه حتی آگاهانه شکست آن را رقم می‌زند. از سوی دیگر اعتقادم این بود و هست که گروه هنر و تجربه نباید از امکانات نمایشی سینمای بدنه استفاده کند

گلمکانی همچنین به ضرورت جدایی بین اکران سینمای بدنه با هنر و تجربه اشاره می‌کند: «دو نکته اساسی در ارتباط با کارکرد گروه هنر و تجربه که از آغاز مورد نظرم بود، یکی این است که مهم‌ترین دلیل شکست طرح‌های قبلی اکران فیلم‌های خاص این بود که آدم‌های سینمای بدنه مدیریتش را بر عهده داشتند. و سینمای بدنه اساساً علاقه‌ای به موفقیت این فیلم‌ها ندارد و بنابراین برای موفقیتش نه‌تنها دل نمی‌سوزاند، بلکه حتی آگاهانه شکست آن را رقم می‌زند. از سوی دیگر اعتقادم این بود و هست که گروه هنر و تجربه نباید از امکانات نمایشی سینمای بدنه استفاده کند که واکنش منفی فعالان آن سینما برانگیخته نشود، چون آن‌ها فکر می‌کنند انگار لقمه‌ای از گوشه نان‌شان کنده و از آن‌ها دریغ می‌شود. همین الان این‌که سالن شماره دو سینما فرهنگ در اختیار گروه هنر و تجربه قرار گرفته، واکنش‌های فعالان سینمای بدنه به بزرگترین بحران گروه هنر و تجربه بدل شده است. شخصاً حتی پیش از شروع کار گروه اعتقاد و انتظارم این بود که تا وقتی که ساختمانی با چند سالن نمایش کوچک یا سالن‌هایی خارج از سینماهای موجود در اختیار این گروه قرار نگرفته نباید فعالیت گروه آغاز شود. اما به هر حال نظر جمع در نهایت چیز دیگری بود. در مطلوب‌ترین شکل، موفقیت گروه هنر و تجربه در این است که ساختمانی با چند سالن کوچک و مناسب ظرفیت تماشاگران این نوع فیلم‌ها ساخته شود و در اختیارش قرار بگیرد (مثل تئاتر شهر، خانه هنرمندان، تماشاخانه ایرانشهر، فرهنگسراها)، یا سالن‌های مطلوبی که الان تعطیل هستند بازسازی شوند برای نمایش این جور فیلم‌ها تا جریان اکران آن به‌کل از سینمای بدنه جدا شود. رمز موفقیت و ماندگاری هنر و تجربه این است که جای خاص خودش را داشته باشد، تا با آمدن و رفتن هر مدیر و مسئول و وزیر و رییس جمهوری آسیب نبیند. هنر و تجربه الان اجاره‌نشین است. با اجاره‌نشینی نمی‌توان امیدی به تداوم این فعالیت داشت.»

متأسفم که بگویم روشنفکرهای ما که قاعدتاً بیننده این فیلم‌ها و سینمای متفاوت هستند، آدم‌هایی تنبل هستند. بیشتر به غر زدن و اعتراض کردن علاقه دارند. تماشاگر عام، اتفاق‌ها را رصد می‌کند و چیزهای موردعلاقه‌اش را پیدا می‌کند و برای آن وقت می‌گذارد و خرج می‌کند. اما روشنفکرهای ما این کار را نمی‌کنند

به عنوان یک موضوع اساسی در ارتباط با کارنامه یک‌ساله گروه، گلمکانی به نکته‌ای اشاره می‌کند که معمولا کسی به آن‌ها اشاره ندارد؛ مخاطبان سینمای هنر و تجربه: «اما یک مشکل اساسی‌تر از همه این‌ها وجود دارد که حتی مهم‌تر از بودجه و امکانات و سخت‌افزار است. متأسفم که بگویم روشنفکرهای ما که قاعدتاً بیننده این فیلم‌ها و سینمای متفاوت هستند، آدم‌هایی تنبل هستند. بیشتر به غر زدن و اعتراض کردن علاقه دارند. تماشاگر عام، اتفاق‌ها را رصد می‌کند و چیزهای موردعلاقه‌اش را پیدا می‌کند و برای آن وقت می‌گذارد و خرج می‌کند. اما روشنفکرهای ما این کار را نمی‌کنند. فضایی به وجود آمده که اغلب مردم دوست دارند غر بزنند و گلایه کنند. روشنفکران و نخبه‌گراها از آدم‌های معمولی بیشتر. حتی اگر پدیده‌ای بیشتر سویه مثبت داشته باشد، می‌گردند و نقاط منفی آن را پیدا می‌کنند تا این عادت‌شان ترک نشود. خود مستندسازها یا سازندگان فیلم‌های کوتاه برای حمایت از اکران این قبیل فیلم‌ها نمی‌آیند این فیلم‌ها را ببینند، اما غر را می‌زنند تا مباد از ساحت روشنفکری رانده نشوند! از وضعیت اکران سینمای تجاری می‌نالند اما نمی‌آیند فیلم‌های متفاوت را ببینند. برخی‌شان می‌گویند اطلاع‌رسانی هنر و تجربه ضعیف است و نمی‌توانیم فیلم‌های دلخواه را پیدا کنیم. برای اطلاع‌رسانی دیگر باید چه کار کرد؟ باید برنامه فیلم‌ها را توی چشم مخاطب کرد؟ آن را به در خانه‌شان فرستاد؟ تماس تلفنی با همه‌شان گرفت؟ آژانس دنبال‌شان فرستاد؟ از تمام ابزارهای اطلاع‌رسانی از تلگرام تا سایت و فیسبوک و اینستاگرام و اپلیکیشن و مطبوعات استفاده می‌شود که تماشاگر امروز فیلم‌های هنر و تجربه به همه آن‌ها دسترسی دارد و اگر بخواهد فیلمی را ببیند در جدول نمایش آن را پیدا و سینمای مورد نظرش را انتخاب می‌کند. اکران فیلم‌ها هم محدود نیست و چند ماه ادامه دارد؛ امروز اگر نشد فردا می‌رود فیلم را ببیند. مراکز نمایش فیلم‌ها هم در جغرافیای گسترده شهر پراکنده است. برای اطلاع‌رسانی چه کاری دیگری باید انجام می‌شد که نشده؟ ولی تنبلی و غلبه عادت به غر زدن باعث شده این گلایه‌ها همچنان وجود داشته باشد.»

برای اطلاع‌رسانی دیگر باید چه کار کرد؟ باید برنامه فیلم‌ها را توی چشم مخاطب کرد؟ آن را به در خانه‌شان فرستاد؟  آژانس دنبال‌شان فرستاد؟ از تمام ابزارهای اطلاع‌رسانی از تلگرام تا سایت و فیسبوک و اینستاگرام و اپلیکیشن و مطبوعات استفاده می‌شود که تماشاگر امروز فیلم‌های هنر و تجربه به همه آن‌ها دسترسی دارد

عضو شورای سیاست‌گذاری هنر و تجربه در پایان می‌گوید: «اما یادمان باشد که این حرکت سال اول فعالیتش است. وقتی از هنر و تجربه در فرانسه حرف می‌زنیم، باید توجه داشته باشیم که پنجاه سال از عمر آن می‌گذرد و پنج دهه تجربه پشت سر آن است. ما خیلی هم نباید عجله داشته باشیم. امیدوارم با پیدا کردن مکان مناسب برای گروه هنر و تجربه امکان تداومش به وجود بیاید و اشکالاتش برطرف شود. باید با زمان پیش رفت. حتی همایون اسعدیان هم که از فعالان سینمای بدنه است در سخنرانی‌اش در جشن خانه سینما گفت که برای تداوم حضورمان در متن سینمای حرفه‌ای چاره‌ای نداریم جز این‌که با زمانه هماهنگ شویم. در نهایت از فراهم آوردن امکان نمایش فیلم‌هایی که متعلق به دوران تازه هستند گریزی نیست.»

 

برچسب‌ها: