هنر و تجربه – امیر محقق: صنعت فیلم‌سازی دائماً در حال تغییر و گذار است؛ در حالی که قواعد داستانگویی به ندرت و با سرعتی کند دستخوش تغییرات می‌شوند اما تکنولوژی سال به سال پیشرفت‌های غیرقابل وصفی را تجربه می‌کند. حضور فرمت‌های سه بعدی، دوربین‌های سبک و کوچک DSLR و حتی پخش آنلاین از طریق کانال‌های مخصوص آن، ما را به دورانی وارد کرده که به آن عصر فیلم‌سازی دیجیتال می گویند. و حالا چند وقتی است که چند سوال در ذهن سینمایی ها پررنگ شده است: آیا دیجیتال می‌تواند جا پای فیلم (نگاتیو) بگذارد؟ آیا دیجیتال جایگزین مناسبی برای فیلم است؟ دیجیتال می‌تواند به لحاظ بصری، شکوه و جلال فیلم را روی پرده سینما بیاورد؟ کدامیک در زمان حاضر، انتخاب بهتری‌ هستند؟ آیا فیلم‌هایی که به صورت دیجیتال ساخته می‌شوند قابلیت آن را دارند تا بعدها به عنوان آثار ماندگار و کلاسیک به حساب بیایند؟ و سوالاتی از این قبیل.

در سینمای آمریکا، اولین بار جرج لوکاس بود که در سال ۲۰۰۲، فیلم «جنگ ستارگان: اپیزود دوم – حمله کلون‌ها» را به عنوان اولین فیلم بزرگ هالیوود به طور کامل به صورت دیجیتال فیلم‌برداری کرد. هر چند که آن زمان برای نمایش در سینماها چاره‌ای جز تبدیل به نگاتیو ۳۵ میلی‌متری نداشت، چون هنوز سیستم نمایش اکثر سینماها به دیجیتال مجهز نبود. برآورد هزینه فیلم‌برداری دیجیتال برای این فیلم ۱۶ هزار دلار شد که در صورت استفاده از نگاتیو این رقم به ۱٫۸ میلیون دلار می‌رسید. در سینمای آمریکا،‌ دیجیتال و سینمای نوین در کنار نگاتیو و سینمای سنتی طرفداران و مخالفان خود را دارد؛ هرکدام با دلایل و بعضاً تعصبات خودشان. اما به نظر می‌رسد وجهی تکنیکی یا کیفی در نگرش هر کدام از فیلم‌سازان به دیجیتال وجود داشته باشد.

کوئنتین تارانتینو

کوئنتین تارانتینو کارگردان مطرح خالق «پالپ فیکشن»، «جانگوی رها از بند» و «لعنتی‌های بی‌آبرو» بین دیجیتال و نگاتیو انتخاب و نظر مصممی دارد: « از نظر من، سینمای دیجیتال به مثابه مرگ سینماست. بحث از اینکه فیلم‌تان را با نگاتیو بگیرید یا دیجیتال، گذشته است؛ دیگر حتی فیلم‌ها را با فرمت ۳۵ میلی‌متری نمایش هم نمی‌دهند و حالا تلویزیون‌های بزرگی(کنایه به پرده سینما) در مکان‌های عمومی گذاشته‌اند. البته به نظر می‌رسد که همه با تلویزیون‌های عمومی راحت باشند اما چیزی که من به عنوان سینما می‌شناسم مرده است». نباید این را از یاد برد که فیلم‌سازی دیجیتال باعث شده‌ تا بسیاری از کارگردانان جوان، خودشان دوربینی خریداری کنند و با دور هم جمع کردن تیمی کوچک از عوامل فیلم‌برداری و در دست داشتن قصه‌ای جذاب، فیلم خود را بسازند. اتفاقی که برای فیلم‌سازان قدیمی با دوربین سوپر ۸ می‌افتاد؛‌ دوربینی که این روزها نیم قرن از زمانی که شرکت کداک آن را معرفی کرد می‌گذرد و خیلی از فیلم‌سازان حرفه‌ای و جهانی فعلی اولین تجربه‌هایشان را در ساخت فیلم با آن ثبت کرده‌اند. تارانتینو سهولت ورود فیلم‌سازان جوان را از حسن‌های رسیدن به دوران دیجیتال می‌داند: «زمانی که من سینما را شروع کردم برای فیلم‌سازی حداقل باید یک دوربین ۱۶ میلی‌متری دست و پا می‌کردیم که این خودش برای خیلی‌ها کاری نشدنی بود. برای شروع فیلم‌سازی دیجیتال انتخاب بدی نیست اما از نظر من هیچ توجیهی وجود ندارد که یک کارگردان جاافتاده و حرفه‌ای به صورت دیجیتال فیلم بسازد. من همیشه روی نگاتیو فیلم می‌سازم و هر وقت نظرم عوض شد یکی از فیلم‌نامه‌هایم را برای شبکه‌های تلویزیونی کارگردانی می‌کنم. از دیجیتال متنفرم.»

تارانتینو به خاطر تعصبی که به سینمای سنتی دارد برای نحوه نمایش فیلم جدیدش اقدام جدیدی انجام داده است. او با هزینه شخصی خود ترتیبی داده تا ۱۰۰ سالن سینما به پروژکتورهای خاصی مجهز شوند تا مردم بتوانند فیلم بعدی او، «هشت نفرت‌انگیز»، را به همان شکلی که او در نظر داشته و با نگاتیو ۷۰ میلیمتری ببینند.

کریستوفر نولان

کریستوفر نولان کارگردان فیلم های سینمایی «ممنتو»، «پرستیژ»، «بی خوابی»، «در میان ستارگان» و سه گانه «شوالیه تاریکی» هم مدافع استفاده از فیلم و سینمای سنتی برای مقابله با تکنولوژی دیجیتال است و اعتقاد دارد اگر سینماهای زنجیره‌ای در نحوه نمایش فیلم‌هایشان تجدید نظر نکنند در آینده سینما مخاطبانش را از دست خواهد داد: «تجربه فیلم دیدن در سینما باید هیجان‌انگیز و فوق‌العاده باشد وگرنه معلوم است که مردم در آینده دل‌شان نمی‌خواهد به سالن‌های سینما بیایند.من بارها با مدیران استودیوها صحبت کرده‌ام و وقتی با شور و اشتیاق از سینمای سنتی دفاع می‌کنم آنها می‌گویند مگر سرآخر قصه‌گویی به همه چیز اولویت ندارد؟ من هم می‌گویم نه ندارد، وگرنه نمایشنامه‌های رادیویی درست می‌کردیم که خیلی هم ارزان‌تر تمام می‌شد.»

موضوع دیگری که در این بین خودنمایی می‌کند مرمت و بازسازی فیلم‌های قدیمی و کلاسیک سینماست که به صورت دیجیتال انجام ‌می‌شود و برای نمایش به صورت نگاتیو، باید دوباره آن را از دیجیتال به نگاتیو تبدیل کرد. آیا فیلم‌های کلاسیک پس از مرمت به صورت دیجیتال، آن جلوه سابق را خواهند داشت؟ ورود دوربین‌های پرنده دیجیتال، فرصت گرفتن فیلم از زوایایی که قبل از آن، مثل رویا بود هم فراهم کرد و در بسیاری از فیلم‌ها به صورت تلفیقی، یعنی بخشی دیجیتال و بخشی نگاتیو، هم فیلم‌برداری می‌کنند. تربیت ذائقه و سلیقه تصویری مخاطب جدید سینما هم نقش مهمی دارد. مخاطبی که کم کم چشمانش به کیفیت ۴k عادت کرده و دیگر فیلم کمتری را به صورت ۳۵ میلی‌متری (یا در موارد معدود ۷۰ میلی‌متری) می‌بیند، انتخاب چندانی ندارد و در مقابل چیزی که رنگ و بویی از گذشته داشته باشد، گذشته‌ای که با آن نوستالژی ندارد، تعلق خاطر یا ترجیحی هم ندارد.

جی جی آبرامز

جی جی آبرامز کارگردان سری «سفرهای ستاره‌ای» که به عنوان جایگزین جورج لوکاس سرگرمی‌ساز شناخته می‌شود برای فیلم جدید خود «جنگ ستارگان» مدیران استودیوی پشت فیلم را متقاعد به استفاده از فیلم کرده است. او در رابطه با چرایی این قضیه و ترجیحش بین دیجیتال و سینمای سنتی می‌گوید: «من طرفدار بزرگ دیجیتال و قدردان این موضوع هستم که تکنولوژی در را برای فیلم‌سازانی که سابق بر این به چنین کیفیت بصری‌ای دسترسی نداشتند باز کرده است. اما نگاتیو فرق می‌کند. کیفیت نگاتیو دست شماست. حساسیت نورش را باید خودتان تنظیم کنید، رزولوشن و … . نگاتیو یک زیبایی طبیعی، ارگانیک و واقعی دارد». این در حالی است که فیلم‌های آبرامز سراسر پر از ابداعات دیجیتال و افکت‌های تصویری دیجیتال است: «قطعاً دیجیتال هم ویژگی‌های مثبت خودش را دارد. اما فیلم‌ها چیزی به غیر از یک تجربه عاشقانه نیستند و نگاتیو بخشی از این تجربه است.»

اما کم کم به نظر می‌رسد که کمتر فیلمی این روز‌ها روی نگاتیو فیلم‌برداری شود. مارتین اسکورسیزی کارگردان صاحب سبک هالیوودی که از دهه ۱۹۸۰ به این سو از سردمداران محافظت از فیلم و نگاتیو آثار کلاسیک بوده نیز در اثر آخر خود «گرگ وال استریت» به سراغ دیجیتال رفته و قبل از آن نیز برای «هوگو» که به صورت سه بعدی اکران شد چاره‌ای جز فیلم‌برداری به صورت دیجیتال نداشت. تلما شونمیکر، تدوینگری که بیش از ۴۰ سال با اسکورسیزی همکاری می‌کند در این رابطه می گوید: «دیگر نمی‌شود با هجوم دیجیتال مقابله کرد. سینماها هم همگی خود را مجهز به پخش آخرین سیستم‌های دیجیتال و سه بعدی کرده‌اند و دیگر طالب نگاتیو نیستند. مشکل اصلی نگاتیو، از بین رفتن آن است و اگر هر پنج سال یکبار آن را به صورت دیجیتال مرمت نکنی کیفیتش را از دست خواهد داد و چه کسی است که بخواهد پول اضافی برای اینکار صرف کند؟».

مایکل من

مایکل مان، از اولین فیلم‌سازان نامداری بود که رو به دیجیتال آورد و از مدافعان این نوع سینماست. او اولین در سال ۲۰۰۴ برای فیلم‌برداری «وثیقه» از دوربین دیجیتال استفاده کرد و فضای غریبی را جلوی دوربین آفرید. او ترجیحش به دیجیتال را اینگونه تشریح می‌کند: «دیجیتال فضایی خلق می‌کند که با کاراکتر فیلم، حس قرابت خوبی به تماشاگر دست می‌دهد. سر فیلم “دشمن مردم” می‌خواستم که تماشاچی چیزی را تجربه کند که شخیت اصلی من دارد تجربه می‌کند و سرگردانی او را بفهمد؛ به همین دلیل دیجیتال بهتر از نگاتیو بود. ما حتی برای اینکه تفاوت این دو را با هم مقایسه کنیم بعضی از صحنه‌ها را به هر دو شکل تست زدیم و دیجیتال قطعاً گزینه بهتری بود. نکته جالبی که در مورد دیجیتال وجود دارد این است که ظاهر دراماتیک دلخواهم را در آن پیدا می‌کنم. با نگاتیو خیلی از موارد را باید رعایت کنی. با دیجیتال جنبه‌های مختلفی از چیزی که ضبط می کنی تحت کنترل توست. باید از قبل تصویرت را آماده کرده باشی. امکانات بسیار زیادی دارد و از روی آزمون و خطا هم نمی‌توان به چیز مطلوبی رسید. به دنبال این هم نیستم که دیجیتال بگیرم و سعی کنم ظاهر نگاتیو به آن بدهم. اینکار هدر دادن دیجیتال است. البته این را هم بگویم که اگر روی فیلمی کار بکنم که نگاتیو مورد نیازش باشد، از آن استفاده خواهم کرد». مایکل مان در مورد اینکه اگر زمان به عقب برگردد فیلم‌های شاخصش را با دیجیتال خواهد ساخت یا نه، نظر جالبی دارد:‌ «قطعاً این کار را می کنم. “آخرین موهیکان” و “شکارچی انسان” را با دیجیتال خواهم ساخت. هر چند خیلی از انتقادات به برخی از فیلم‌هایم همچون “دشمن مردم” ، به دلیل ظاهر دیجیتال آن بود.»

Film director Steve McQueen

 

استیو مک کوئین، کارگردان برنده اسکار «۱۲ سال بردگی» نسبت به سینمای دیجیتال نظر متفاوتی دارد: «تکنولوژی هر پنج دقیقه یکبار عوض می‌شود چون کسانی از این راه پول درمی آورند و منفعتشان در آن است. انتخاب من قطعاً نگاتیو است و کاری به پیشرفت تکنولوژی ندارم. سینمای سنتی یک عشقی در خود دارد. یک نوع جادو. انگار که نگاتیو نفس می‌کشد. حس طبیعی بودن دارد.»

در آمریکا از هر ده سینما، نه تای آنها سیستم نمایش خود را از ۳۵ میلی متر به دیجیتال ارتقا داده‌اند. شرکت فوجی فیلم دیگر برای فیلم‌های تولیدی‌اش از نگاتیو استفاده نمی‌کند. تکنی‌کالر آخرین آزمایشگاه نگاتیو خود را هم تعطیل کرده است. اما کداک همچنان طرفدار نگاتیو است و از فیلم‌سازان مدافع نگاتیو، همچون نولان، حمایت نیز می‌کند. پیدا کردن دستگاه‌های نمایش دیجتال مخصوص سینماها نیز ساده‌تر و ارزان‌تر است. برای حدود ۱۰۰ سال، نگاتیو یکه‌تاز و تنها گزینه برای فیلم‌برداری، تدوین و نمایش بود. اما ارزان‌بودن و سودآوری دیجیتال، باعث شده تا بعد اقتصادی نیز در تصمیم بر سر دو طرف ماجرا، تأثیرگذار باشد.

سوال اصلی همچنان باقی است و تنها زمان می‌تواند پاسخی قطعی به آن بدهد:«آیا موفقیت و نفوذ دیجیتال، منجر به مرگ نگاتیو و سینمای سنتی خواهد شد؟».

 

 

 

منابع: Nofilmschool، Wall street Journal، independent، craveonline