هنروتجربه – سوگند نیازمند: فیلم کوتاه «باد هروقت که بخواهد می‌وزد» به کارگردانی مریم اسمی‌خانی از ۲۶ شهریور با اکران پنج فیلم کوتاه روز، در گروه هنر و تجربه به نمایش درآمد. این فیلم که داستان پشت صحنه فیلم سینمایی را روایت می‌کند، یک فیلم کوتاه پربازیگر است. به بهانه اکران این فیلم با کارگردان آن، مریم اسمی‌خانی، متولد ۱۳۵۵، فارغ‌التحصیل انجمن سینمای جوان گفت‌وگو کرده‌ایم.

اسمی‌خانی دانش‌آموخته دوره‌های فیلم‌نامه نویسی با بهروز افخمی، فرهاد توحیدی و شادمهر راستین است و همچین شرکت در کارگاه‌های آموزشی کارگردان‌هایی چون  عباس کیارستمی، اصغر فرهادی و مانی حقیقی را در کارنامه کاری خود دارد. او درباره روند شکل‌گیری فیلمش و نهایی شدن قصه آن به خبرنگار هنر و تجربه توضیح داد:« حدودا ۳ یا ۴ سال پیش بود که آقای کیارستمی در کلاس‌هایشان عنوان «باد هرکجا که بخواهد می‌وزد» را به شاگردانشان دادند و خواستند که هرکس برای این عنوان فیلمی بسازد. من هم یک فیلم دو دقیقه‌ای ساختم که در چند جشنواره هم شرکت کرد. بعدها که قصه فیلم کمی گسترده‌تر شد و از حال و هوای فیلم اول فاصله گرفت نامش شد «باد هروقت که بخواهد می‌وزد». این فیلم به دلیل پربازیگر بودن و داشتن پروداکشن‌های زیاد کار بسیار سختی بود و زمان تولیدش طولانی شد. در پروسه انتخاب بازیگر بیشتر به سمت تئاتری‌ها رفتم و در نهایت یک تیم خیلی خوب و یک‌دست شدیم که با هم لحظات خوبی را هم سپری کردیم. کمی هم برای پیدا کردن لوکیشن مشکلاتی وجود داشت، چون ما به بالا پشت بام دو ساختمان نیاز داشتیم که باید دقیقا روبه‌روی هم قرار می‌گرفتند، بالاخره بعد از مدت‌های زیاد پیگیری کردن، با معرفی یکی از دوستانم، در انتهای اتوبان امام علی ساختمانی را پیدا کردیم و فیلم‌برداری شروع شد.» و در ادامه به وقوع اتفا‌ق‌های جالب و بعضا شگفت‌انگیزی که سرصحنه غافلگیرشان می‌کرد، اشاره کرد:«اتفاق جالب و تعجب‌برانگیزی که وجود داشت این بود که هرروز از فیلم‌برداری که می‌گذشت و هر سکانسی که می‌گرفتیم، دقیقا ساعاتی بعد برایمان اتفاق می‌افتاد و به حقیقت می‌پیوست، به طور مثال بعد از فیلم‌برداری صحنه دعوا شدن در خیابان، درست در همان‌جا دعوایی واقعی صورت گرفت و بعد از خراب شدن بادساز دست یکی از عوامل به طرز وحشتناکی با آن برید و مجبور شد جراحی کند. خلاصه آنقدر همه‌چیز داشت کم‌کم به طور عجیبی واقعی می‌شد که همه ما ترسیده بودیم. »

bad harvaght...

این فیلم با این که کوتاه است اما همان‌طور که کارگردان هم اشاره می‌کند،پر بازیگر است، اسمی خانی در پاسخ به سوالی پیرامون چرایی این مساله گفت:« چون فیلم قرار بود پشت‌صحنه یک فیلم سینمایی را به تصویر بکشد به هیچ عنوان نمی‌توانستیم از تعداد عوامل کار کم کنیم. زیرا من خیلی اصرار داشتم که باید حداکثر باورپذیری را در قصه به کار ببریم تا مخاطب را با خودمان همراه کنیم. برای همین نزدیکی به واقعیت بود، که نتوانستیم اعضا را به حداقل برسانیم. حالا نمی‌دانم که چه مقدار در باورپذیری فیلم موفق بوده‌ام. »

کارگردان این فیلم کوتاه بازخوردهای مخاطبان را خوب ارزیابی کرد:« راستش را بخواهید روز اولی که برای اکران رفتم، از پر بودن سالن بسیار خوشحال شدم. من به طور اتفاقی هم زمان با اکران فیلم خودم رسیدم که چند دقیقه ابتدایی‌اش هم گذشته بود. در کنار خانمی نشستم و از ایشان پرسیدم تا به حال فیلم‌ها چطور بوده؟ و او هم پاسخ داد نسبتا بد نبوده است و بعد از پایان نمایش فیلم‌ها به همراهش گفت همه خوب بودند به جز یکی از آن‌ها. »

اسمی‌خانی در صحبت‌هایش به فیلم جدید خود هم اشاره‌ای داشت:« شش،هفت ماه  روی فیلم‌نامه جدیدم که یک فیلم سینمایی است، کار می‌کردم. دو،سه ماه پیش، که ویرایش فیلم‌نامه‌ام به پایان رسید آن را پیش آقای کیارستمی بردم و ایشان هم بعد از مطالعه، ایده‌هایی راجع به آن به من دادند که تصمیم گرفتم اعمال کنم و در حال حاضر هم مشغول بازنویسی آن هستم. »

همچنین او در ادامه راجع به دیدگاه یک فیلم‌ساز تجربه‌گرا مطرح کرد:« اتفاقی که وجود دارد این است که برخی فیلم‌سازان هستند که زیاد فیلم می‌بینند و به تاریخ سینما بسیار مسلط هستند. یکی از دوستانم بود که همین ویژگی‌ها را داشت و شروع به فیلم‌سازی کرد. وقتی فیلمش را تماشا می‌کردی گویی هر سکانسش یک فیلم تاریخ سینما را یادآوری می‌کرد. به نظر من شاید این ویژگی عالی باشد اما تاثیر بدی را بر دیدگاه و فیلم‌های یک کارگردان تجربه‌گرا می‌گذارد. چیزی که مهم و ارزشمند است، این است که فیلم‌ساز سینمای خود را داشته باشد. ممکن است در ابتدای راه خطاهای بزرگی هم بکند اما می‌توان گفت که سینمایش بکر و متعلق به خودش است. همین خطاها شاید باعث شود که به مرور زمان او سینمای مستقل و متفاوتی را تجربه کند و رفته رفته به تکنیک خاص خودش دست یابد. »

در آخر اسمی‌خانی حضور گروه هنر و تجربه و اکران فیلم‌های کوتاه را ارزشمند برشمرد:« به نظر من هنر و تجربه در سینمای ایران، یک انقلاب است. وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم و فیلم‌سازانی را می‌بینیم که از اکران نشدن فیلم‌هایشان سرخورده شده بودند، اما حالا این ظرفیت وجود دارد که جایی فیلم‌هایشان اکران و دیده شود جای امیدواری است. گروه هنر و تجربه برای یک قشر عظیم از سینمای ایران است، زیرا تعداد کسانی که حالا از دیدن فیلم‌های تجربی لذت می‌برند به مراتب بیشتر از کسانی است که به سراغ فیلم‌های سینمای بدنه می‌روند. خیلی خوشحالم و امیدوارم که ادامه هم داشته باشد اما یک نقد کوچک هم دارم، آن هم این است که شاید اکران فیلم‌های کوتاه که فقط و فقط در خانه هنرمندان است باعث شود که آن‌ها دیده نشوند. البته برای من غنیمت است اما اگر در سینماهای دیگر هم اکران شود شاید بیشتر فرصت دیده شدن داشته باشند. با همه این‌ها همه بچه‌های فیلم‌ساز قدردان این حرکت فرهنگی هستیم و برای ادامه این حرکت تلاش همه اهالی سینما ضروری است زیرا یقینا یک حرکت تا این حد بزرگ، ارزش تلاش و پایمردی را دارد. »