هنر و تجربه: فیلم «خاکسترو برف» به کارگردانی روح الله سهرابی در گروه هنر و تجربه در حال اکران است، خبرگزاری مهر به این بهانه با سید مرتضی مصطفوی نویسنده فیلم‌نامه این فیلم گفت‌وگو کرده است.

مصطفوی در پاسخ به این سوال که نگران تکراری بودن داستان این فیلم سینمایی نبوده اید؟ بیان کرد:«به اعتقاد من هر قصه‌ای که روایت می‌شود به نوعی عنصر تکرار در نهفته است اما چگونگی روایت و بالفعل درآمدن داستان مهم است که می‌توان با به کار بردن لطایف الحیلی از تکراری بودن قصه جلوگیری کرد. از همین رو من و روح الله سهرابی تلاش کردیم در اصل و اساس قصه، رویکردی متفاوت به جنگ داشته باشیم و بیشترین تلاش این بود که شخصیت‌های قصه را به گونه‌ای طراحی کنیم که نگرش متفاوتی نسبت به مضمون دفاع مقدس داشته باشند.»
فیلم‌نامه‌نویس «خاکستر و برف» درباره شخصیت‌های این فیلم سینمایی توضیح داد: «ابراهیم شخصیتی سطحی و ظاهربین دارد و نماینده آن دسته از آدم‌هایی است که سعی می‌کنند این حماسه بزرگ را مورد نقد قرار دهند. شخصیت دیگر قصه احسان نام دارد. احسان گرچه آدم درون گرایی است اما تحمل زخم‌های دشمن برای او آسان‌تر از تحمل زخم‌ زبان دوستان است و به همین دلیل است که ترجیح داده بعد از جنگ هجرت کند و به جای دیگری رود و یحیی هم سال ها در جبهه بوده اما بعد از جنگ به خاطر برخی مسائل، انزواطلب می‌شود و گوشه نشینی به مذاقش خوش‌تر است.»

خاکستر و برف

مصطفوی با بیان این مطلب که شهید و مادر شهید شخصیت‌های اصلی داستان «خاکستر و برف» هستند، عنوان کرد: «به نظر من شهید و مادر شهید شخصیت‌های اصلی این فیلم سینمایی هستند. گرچه حضور فیزیکی شهید را در این فیلم نمی‌بینیم و بیننده دقایق کوتاهی مادر شهید را می‌بیند اما از جهت محتوایی حضور پر رنگی در فیلم دارند و محور قصه را شکل می‌دهند و تاثیر حضور معنوی شهیدان را بر دیگران می ‌ینیم. من معتقدم شهید نه تنها قبل از شهادت در جبهه ها روی دیگران تأثیرگذار بوده بلکه بعد از شهادت نیز محرک افراد و جامعه است. مسافران کربلا در فیلم برای رفتن به زیارت معنوی و پابوسی امام حسین (ع)، شهید قصه را فراموش می‌کنند و عازم سفر می شوند، غافل از اینکه شهدای هشت سال دفاع مقدس دنباله‌روی شهدای کربلا هستند. اغلب کسانی که در دوران دفاع مقدس در جبهه ها حضور داشتند با لبیک گفتن به محضر مولایشان امام حسین (ع) به شهادت نائل شدند.»
او در پاسخ به اینکه چرا در این فیلم سینمایی مادر شهید جز در لحظاتی کوتاه حضور ندارد، گفت: «به دو علت چنین تصمیمی گرفته شد؛ یکی اینکه خواستیم گوشه‌ای از قداست مادر شهید را به تصویر بکشیم و عظمت مادر شهید به اندازه‌ای است که توان به تصویر کشیدن آن سخت و دشوار است. دلیل دیگر این بود که می‌خواستیم در اوج قداست و بزرگواری، معصومیت و مظلومیت یک مادر را نیز نشان دهیم. اگر به متن فیلم دقت کرده باشید هر فردی سعی می‌کند به گونه‌ای نظر خود را تحمیل کند و هیچ یک از افراد به این موضوع فکر نمی‌کنند که نظر مادر شهید را به عنوان مهم‌ترین عضو این جریان جویا شوند، در حالی‌ که همین مادران بودند که با تربیت فرزندانی صالح و مؤمن و فرستادن آنها به جبهه‌های جنگ حماسه آفریدند. حماسه‌ای که مادران شهید در تربیت فرزندان خود آفریدند خواب را بر دشمنان حرام کرد و به ارتشی که از پیشرفته‌ترین تسلیحات نظامی برخوردار بود، اجازه ندادند ذره ای از آرمان‌ها و  خاک مقدس ایران اشغال کند، بنابراین شخصا معتقدم قهرمان واقعی ما در قصه، همان مادر شهید و خود شهدا هستند.»
این فیلم‌نامه‌نویس در ادامه متذکر شد: «در نقطه مقابل رزمندگان و شهدا، یک معلم به تصویر کشیده شده که مدام در حال به نقد کشیدن و چالش است. هدف از به تصویر کشیدن این کاراکتر این بود که متذکر شوم جامعه ما گاه از سوی افرادی آسیب دیده که داعیه فرهنگی بودن و پایبند بودن به اصول و ارزش ها را دارند؛ افرادی که از درون به پالایش نرسیده اند ولی درصدد اصلاح دیگران هستند. به فرموده مولا علی (ع) تا فردی از درون برای خود نصیحت کننده‌ قرار ندهد هرگز توان نصیحت دیگران را نخواهد داشت و به قول شهید مطهری تا کسی به آزادی معنوی نرسد و خودش را از اسارت خشم، شهوت، وهم و خیال آزاد نکند، هرگز توان آزاد کردن دیگران را نخواهد داشت. بنابراین نوک پیکان نقد فیلم خاکستر و برف نه جریان فرهنگی بلکه جریان مدعی فرهنگ است.»
مصطفوی در پایان صحبت‌های خود گفت:«معتقدم اگر شهدا نبودند حلقه ظلم و باج خواهی تنگ نمی‌شد و جریان استکبار و زورگویان جهانی خواب شوم خود را درباره ایران عزیز تعبیر می‌کردند. اما شهدا پیغام آزادگی، عزت و مقاومت را برای بشریت به ارمغان آوردند و خوشحالم که امروز درباره اثری صحبت می‌کنم که به بزرگی بهترین انسان‌های تاریخ می‌پردازد و خوشحالم که من نیز سهم کوچکی در این اثر ارزشی دارم.»