هنروتجربه: هفته‌نامه صدا در شماره ۵۷ خود به گروه «هنر و تجربه»  پرداخته و از منتقدان  و کارگردانانی خواسته است پیشنهادهای خود برای آینده گروه را ارائه دهند . در ادامه یادداشت پیمان حقانی در این پرونده می‌آید:

 

بی‌شک هنر و تجربه مهم ترین اتفاق و جدی‌ترین نگاه سینمایی کشور در دولت جدید به مقوله هنر سینماست. آن هم درست بعد از چند سال تخریب و حتی هتاکی بعضی‌ها از قشری خاص به سینماگران در دولت پیشین.
گروه سینمایی هنر و تحربه نگاهی جدی و راهگشا به بیش از ٢٠٠/٣٠٠ فیلم و دست‌کم ١٠٠ فیلم‌سازی است که تمام این سال‌ها در جهان سینما مورد توجه قرار گرفته بودند و در سینمای خودی به آن‌ها بی‌توجهی و بهتر است بگوییم دهن‌کجی شده بود. به این نکته نیز توجه کنیم که دکتر ایوبی جزو معدود مدیران سینمایی است که با کیارستمی و شیردل و … عکس می‌گیرد و به نمایش فیلم‌هایشان می‌رود و در عمل خود را خدمت‌گزار سینماگران می‌داند نه فقط در مصاحبه‌هایش! و او جزو معدود کسانی است که این‌ها را افتخار سینمای ایران می‌داند همه می‌دانیم که پیش از این نه‌تنها حرفی از آن‌ها نبود بلکه به چشم بیگانه‌پرست و خارجی‌ساز و جشنواره‌ای به آن‌ها نگاه شده بود و عده‌ای آن‌ها را سیاه‌نما و … خطاب کرده بودند. بد نیست بدانیم وقتی در کشور خودت به تو بی‌توجهی و بی‌حرمتی می‌شود تو با خودی‌ها قهر می‌کنی و گاهی حتی ممکن است به دشمنانت نیز می‌توانی پناه ببری همین‌جا باز از ایشان و مدیرانش تشکر می‌کنم که باعث آشتی مجدد خیلی‌ها شده‌اند.
گروه سینمایی هنر و تجربه و اکران این قبیل فیلم‌ها در واقع به رسمیت شناختن فیلم‌سازانی است مثل من که دو فیلم بلند ساخته بودم و با تمام قدرت از میادین اکران و جشنواره‌های داخلی و … طرد شده بودم. برای اولین بار یک هیات غیردولتی مسئول شورای سیاست‌گذاری این گروه شده‌اند که نگاهشان بیشتر کارشناسانه است تا قشری و فرقه‌ای و حکومتی!
اما هنر و تجربه این تنها مسیر و شریان حیات سینمای مستقل و هنری و غیرتجاری برای این‌که شکست نخورد باید حتما هرچه سریع‌تر برای معایبش فکری کند. از انتخاب فیلم‌های بهتر و نمایش فیلم‌های خارجی روز مستقل جهان تا تبلیغات گسترده‌تر و مراسم‌های رونمایی پروپیمان‌تر. دولت باید مجراهایی برای تبلیغات در رسانه ملی و بیلبوردهای شهری پیدا کند تا مردم از چنین اتفاق فرهنگی و هنری آگاه شوند. مردم عادی و غیرسینمایی حق دارند از ساخته شدن فیلم‌هایی مثل «طعم گیلاس» و … با خبر شوند تا حق انتخاب داشته باشند بین دیدن فیلم «عروس خوشگله» ( نامی فرضی به‌عنوان نماینده سینمای مستهجن) و فیلمی مثل «باز هم سیب داری؟» یا همین «٣١۶» (نماینده سینمای با پول تو جیبی و مستقل) ! قضاوت بین خوب و بد بودن هر کدام نیز با خود مردم است ولی آن‌ها حق دارند از چنین اتفاق مهم فرهنگی با خبر باشند. پیشنهادهای من برای این گروه سینمایی عزیز، مشاوره با شرکت‌های بزرگ تبلیغاتی است. آن‌ها بهتر از ما سینماگران و همه مدیران گروه می‌دانند چطور می‌شود با کمترین هزینه بهترین و موثرترین تبلیغات را انجام داد. اما آن‌چه به ذهن من می‌رسد اختصاص چند بیلبورد دائمی از طرف دولت برای فیلم‌هاست آن هم به‌صورت چرخشی و در مناطق مختلف شهر. هر فیلم برای این‌که مسیر خود را پیدا کند دست کم به یک ماه بیلبورد احتیاج دارد. یک کالای تجاری باید جلوی چشم باشد تا دیده شود آن هم در روزگاری که رقابت زیاد است. اختصاص یک برنامه هفتگی برای نقد و بررسی فیلم‌های پربیننده‌تر گروه. پخش تیزر و زیرنویس رایگان در برنامه‌های فرهنگی برای چنین فیلم‌هایی.

مردم عادی و غیرسینمایی حق دارند از ساخته شدن فیلم‌هایی مثل «طعم گیلاس» و … با خبر شوند تا حق انتخاب داشته باشند بین دیدن فیلم «عروس خوشگله» ( نامی فرضی به‌عنوان نماینده سینمای مستهجن) و فیلمی مثل «باز هم سیب داری؟» یا همین «٣١۶» (نماینده سینمای با پول تو جیبی و مستقل) ! قضاوت بین خوب و بد بودن هر کدام نیز با خود مردم است

در آخر باید گفت مدیران گروه واقعا حسن نیت خود را با اتفاقات و تصمیماتشان ثابت کرده‌اند و در جهت اصلاحات گروه نیز گام‌هایی را برداشته‌اند ولی باید هر چه زودتر برای تبلیغات موثرتر گامی برداشت تا گروه شکست نخورد و هنر و تجربه که جریان‌ساز اصلی سینمای ایران است از نظر بنده به رشد و حرکتش ادامه دهد. یک نکته مهم را هم نباید فراموش کرد بسیاری از مردم از سینما دلزده شده‌اند از بس این سال‌ها فیلم‌های بد و توهین‌آمیز در سینماها اکران شده و برای آشتی مجدد آن‌ها باید هزینه زیادی کرد و به هر اتفاق فرهنگی زمان داد. امروز بخاطر دیدن فیلم‌های بد زیاد بر پرده سینما مردم باید از ١٠ نفری که قبولشان دارند بشنوند که فیلمی خوب است تا برایش وقت و هزینه کنند و به سینما بروند. این یک واقعیت است. به همین دلیل به این گروه یک ساله نیز باید زمان داد و با آن مثل یک کودک تازه متولد شده مهربان بود و برای رشدش تلاش کرد هیچ آدم عاقلی از یک کودک نوزاد نباید توقع دویدن یک جوان ٢٠ ساله را داشته باشد. دست مریزاد به همه زحمتکشان و دلسوزان فرهنگ و هنر در ایران.