هنروتجربه: هفته‌نامه صدا در شماره ۵۷ خود به گروه «هنر و تجربه»  پرداخته و از منتقدان  و کارگردانانی خواسته است پیشنهادهای خود برای آینده گروه را ارائه دهند. در ادامه یادداشت یحیی نطنزی در این پرونده می‌آید:

 

از همان زمانی که طرح هنر و تجربه وارد فازِ اجرایی شد و کلیات و جزئیاتِ برنامه‌هایش در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت جای خالی یک ایده‌ مهم در میان آن‌ها به‌شدت حس می‌شد؛ جای خالی فضایی برای ایجاد و رونق پاتوق‌های مؤثر سینمایی که می‌توانست در کنار نمایش فیلم‌ها‌، هم فضایی برای تبادل افکار و بحث‌های انتقادی فراهم کند و هم لذت تماشای این فیلم‌ها را بالاتر ببرد. این پاتوق‌های سینمایی می‌توانست هم کارکردی حضوری داشته باشد و هم ماهیتی مجازی. مهم‌ترین نکته اما این بود که بتواند مانند حس و حال آوانگارد خودِ فیلم‌ها، چارچوب‌های تکراری و خنثی را پشت سر بگذارد و به معیارهای جدیدی برای جذب و حفظ مخاطب برسد. در بخش اول تاکنون ایده‌ برگزاری نشست‌های نقد و بررسی فیلم‌ها با حضور منتقدان یا خبرنگاران سینمایی مهم‌ترین ایده بوده است. درحالی که این نشست‌ها حتی اگر حرف‌های مفید و آموزنده‌ای در آن‌ها زده شود باید در ماهیت و شکل برگزاری مثل خود فیلم‌هایی هنر و تجربه در مسیری جسورانه پیش بروند و رنگ و بویی از نشاط و سرزندگی آن فیلم‌ها هم داشته باشند. می‌شود در محل برگزاری، شیوه‌ اداره‌ جلسات و حتی شکل دعوت از مدعوین روش‌های غافلگیرکننده‌ای را امتحان کرد و به ساختارهای تازه‌‌تری رسید که ساختار این نشست‌ها را از حالت روتین خارج کند، بین آن‌ها و نشست‌های کم‌مخاطب جشنواره‌‌های مناسبتی فاصله بیندازد و مهم‌تر از همه به محفل‌هایی دوستانه بین فیلم‌سازها و مخاطبانشان تبدیل شود.
طرح هنر و تجربه در بخش پاتوق‌های غیرحضوری و مطبوعاتی و رسانه‌ای هم به روش‌هایی مثل انتشار مجله، راه‌اندازی سایت و پیج‌هایی در فیس‌بوک و اینستاگرام و راه‌اندازی باشگاه مجازی هواداران محدود می‌شود. اما روح کلی بر آن‌ها هم مانند جلسات حضوری نقد و بررسی فیلم‌ها، با حس و حال فیلم‌های به نمایش درآمده در این طرح فاصله‌ دارد و نتوانسته هم‌راستا با آن‌ها از رویکرد‌ها و شیوه‌های اطلاع‌رسانی و تبلیغاتیی روزآمدی استفاده کند. گرافیک و کنداکتوری که برای چنین بسته‌هایی تبلیغاتی طراحی می‌شود بیش از هر چیز باید بازگو کننده‌ ماهیت طرح و هنر تجربه باشند. فیلم‌های هنر و تجربه عموما آثاری جسور و سنت‌شکن هستند که قرار است گرامر و دستور زبان سینمای ایران را وارد فاز جدیدی بکنند. وقتی قرار است بستری برای نمایش کم‌ دردسر چنین فیلم‌هایی فراهم شود چرا به جوانب جذاب‌ترش فکر نکنیم و فقط در حداقل‌ها متوقف بمانیم؟ تنها در این صورت است که می‌شود مخاطبانی که برای تماشای یکی دو فیلم شاخص هنر و تجربه مثل ماهی و گربه یا پرویز سری به یکی از سینماهای شهر زده‌اند را برای تماشای فیلم‌های مهجورِ دیگر مشتاق نگه داشت و آن‌ها را به مشتری‌های پر و پاقرص این مدل سینما و این جنس فیلم‌ها تبدیل کرد. یا کسانی که از جزئیات این طرح بی‌خبر مانده‌اند را متوجه تفاوت‌های آن با مثلا یک مناسبت ساده‌ سینمایی کرد و به راهکاری‌های عملی بهتری برای به‌رخ‌کشیدن این تفاوت‌ها رسید.
طرح هنر و تجربه بیش از هر چیز علاوه بر تقویت این ایده‌ها به پاتوق‌هایی هم نیاز دارد که با محوریت یک مکان مناسب بستری برای ملاقات چهره‌ به‌ چهره‌ افراد درگیر در سینمای هنر و تجربه فراهم کنند. فضاهایی که مثل کافه‌های پرمشتری بتواند موقعیت‌هایی برای دورهم‌نشینی‌های اهالی سینما فراهم کنند و آدم‌ها را به بهانه‌هایی حتی غیر از فیلم‌ دیدن کنار هم جمع کند. این کار به فضایی اختصاصی مثل موزه‌ سینما یا مشابه آن نیاز دارد که به‌عنوان فضایی اختصاصی و پاتوقی همیشگی برای اهالی و دوستداران سینمای نوگرای ایران شناخته‌ شود و به تدریج هویتی همسو با فیلم‌های هنر و تجربه اما مستقل از آن‌ها پیدا کند و بتواند به محلی برای هم‌نشینی و تجدید آدم‌هایی با سلیقه‌های سینمایی مشترک تبدیل بشود.