هنر و تجربه: بررسی تاریخچه پوستر فیلم‌های سینمای ایران از ابتدا تا امروز موضوع مقاله ای، به قلم بهزاد خورشیدی گرافیست  و مدیر هنری گروه هنر و تجربه است که در ماهنامه شماره ۱۹ هنر و تجربه منتشر شده‌است. خورشیدی در این مقاله نگاهی تاریخی به سیر تکوین پوستر در سینمای ایران از ابتدا تا امروز داردو البته نیم نگاهی هم به طراحی پوسترهای هنروتجربه. متن کامل این مقاله را می‌خوانید.

«پوستر فیلم ها، اسناد زنده و ماندگار سینما هستند. به عبارت دیگر پوستر، شناسنامه و معرف شخصیت یک فیلم سینمایی هم قلمداد می شود. سیر تکوینی و رشد گرافیک و پوستر، هم سنگ با تاریخ سینما در ایران بوده است. با گذر از یک سده بیم و امید، سینمای ایران مسیر پرتلاطمی را طی کرده است.
اولین چاپخانه در ۱۶۳۸میلادی در جلفای اصفهان و به دست ارامنه کلیسا راه اندازی شد، ولی درزمان فتحعلی شاه قاجار و به دستور عباس میرزا، چاپخانه زین العابدین تبریزی درسال ۱۲۳۲ هجری قمری دایر شد. درواقع صنعت چاپ به نسبت اروپا دیرتر به ایران آمد. در آغاز، پوستر و اعلان در گراورسازی ها شکل می گرفتند و آماده چاپ می شدند. «روسی خان» اولین اعلان آگهی سینمایی را درسال ۱۲۸۶ پدیدآورد؛ دعوتی برای «تماشا». تماشاخانه خیابان لاله-زار، اولین پروگرام روسی خان را بر پرده سفید، آن هم برای چهار شب به نمایش درآورد.

دختر لر                                                                                                  آب و رابی

سینما محصول دوران تجدد و پوست اندازی اندیشه و تفکر در ایران است. سیر تفکری که تاریخی بیش از صد و پنجاه سال دارد. از جنبش تنباکو تا بست نشینی مردم و روحانیون مقابل سفارت بریتانیا در سال ۱۲۸۵، سبب ساز جنبش مشروطه ایران گردید.
فکر و اندیشه ایرانی در پی ایجاد ساختاری نو و تحول در همه شئون زندگی، همواره غوطه ور بوده است. اروپای سده هجدهم میلادی به سمت صنعتی شدن گام بلندی برمی دارد و به دستاوردهایی شگرف در همه عرصه ها می رسد. صنعت و تکنولوژی مدرن، اروپا و جهان را دربرمی گیرد. اختراعات و اکتشافات جدید، انقلاب عظیمی در سده های نوزدهم و بیستم جهان پدید می آورد، اما در این سوی جهان و در ایران، شاهان قاجار تنها در پی مال اندوزی و حفظ تاج و تخت خود به سرمی برند. معروف است که ناصرالدین شاه علی رغم علاقه وافرش به سفر به بلاد فرنگ و دیدن پیشرفت های غرب، نمی خواست که حتی ملازمان و درباریانش بدانند که بروکسل، پایتخت بلژیک است و یا یک کلم. با این وصف البته می دانیم که در تاریخ پرفرازونشیب ایران، فرهنگ، زبان و ادب فارسی بزرگ‌ترین عامل پیشرفت و ماندگاری این دیار در مقابل بیگانگان بوده است. از دیگر سو هنرمند خلاق ایرانی، نقش خیال را به باور یقین تبدیل کرد و به تمامی، کوشید گوهره جان را به واسطه آنچه می آفریند در مقابل دیدگان متحیر خلق، عیان سازد.
هنر معماری، موسیقی، شعر و نگارگری در دوران صفویه به خودباوری می رسد و در زمان قاجاریه به تثبیت موقعیت خود نزدیک ترمی شود. با ورود ابزار مدرن، از جمله دوربین و سینما، تصویرگر ایرانی هم، چاره کار را در دگرگونی در ابزار و اندیشه اش می بیند. چرا که می داند ویژگی بارز هنر در تلاش برای کشف ساختارهای فُرمی ای نهفته است که برای تحریک قوه تخیل مخاطب طراحی شده اند.
پوسترسازی برای سینما، نقاشان زبردست و صورتگر ایرانی را به وادی این هنر مدرن گسیل داشت. با وجود وجود برخی آثار ضعیف و یا به جهت دارا بودن ایده های تکراری و کهنه برخی آثار گذشته، قطع به یقین آن ها نیز در دسته بندی آثار «هنری» قرارمی گیرند. چرا که در تعریف معاصر هنر مفهومی و فُرم هر اثری می تواند قابل اعتنا باشد.
با گذر از دهه ۱۳۲۰و ۳۰، جامعه ایرانی درپی آزمودن و زیست درفضایی مدرن تر رو به جلو گام برمی دارد. هنرمندان نوگرای ایرانی سال های چهل و پنجاه را با آزمون و خطاهای بسیاری طی می کنند و به تجربه ها و موفقیت های گرانبهایی دست می یابند؛ دو دهه ای که به سرآغاز شکوفایی پوستر سینمایی و گرافیک ایران می انجامد. از محسن دولو، مسعودی، مسعود بهنام، محمدعلی حدت، مرتضی کاتوزیان، جمالی، سیروس شقاقی، قاضی زاده ها و… نسل بعد که درس خوانده بودند و بانی گرافیک مدرن ایران، هم‌چون: مرتضی ممیز، آیدین آغداشلو، ابراهیم حقیقی، قباد شیوا، فرشید مثقالی، عباس کیارستمی، علی اکبر صادقی، علی خسروی و… بسیار چهره ها و نام های معتبر دیگر که هریک سهم به سزایی در پویایی و شکل گیری پوسترسازی خلاقانه و متفاوت سینمای ایران برعهده داشته اند. نوگرایان هنر گرافیک ایران ازجمله مرتضی ممیز، آغازگر تحول چشمگیری در پوسترسازی سینمای ایران بودند.
ممیز بعد از سفر به آلمان و لهستان و آشنایی اش با رومن سیسلوویچ (غول گرافیک دهه شصت و هفتاد میلادی) ایده و نگرشش به گرافیک و به خصوص طراحی پوستر دگرگون شد. به باور اغلب اساتید بزرگ هنر و فرهنگ ایران، مرتضی ممیز اولین و تأثیرگذارترین طراح گرافیک مدرن ایران قلمداد می شود. برخی از آثار وی فراتر از یک اثر گرافیکی است. پوسترهایی که او برای سینما طراحی کرد از ماندگارترین آثار سینمای ایران قلمداد می شوند؛ پوستر فیلم های «آرامش در حضور دیگران»، «مغول ها»، «خاک»، «مادر»، «طبیعت بی جان»، «گوزن ها»، «شیر سنگی» و «خانه دوست کجاست». اگرچه پوسترهای ماندگاری هم از دیگر گرافیست های نخبه سینمای ایران به یادگار مانده است؛ «گاو» و «پستچی» از فرشید مثقالی، «تنوره دیو»، «پرستار شب» و «هامون» از ابراهیم حقیقی و «حاجی واشنگتن» و «تیغ و ابریشم» از آیدین آغداشلو.

 

طبیعت بیجان                                                                                              خانه دوست کجاست

البته درگذشته، اواسط دهه ۱۳۴۰، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مجموعه ای از چهره های نخبه فرهنگی و سینمایی را گرد می آورد. درواقع اولین جریان جدی حلقه «هنر و تجربه» شکل می گیرد. مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، عباس کیارستمی و… به همراه فرشید مثقالی، مرتضی ممیز، ابراهیم حقیقی، قباد شیوا و… فیلم ها و پوسترهای متفاوتی را تولید می کنند و آغازگر مسیر نو و به اصطلاح آوانگارد سینمای ایران می گردند.

جریان غالب سینمای گیشه و عام پسند در اواسط دهه پنجاه، از فرط تکرار قصه و پرداخت ساده لوحانه در همه سطوح فرهنگی به بن بست می خورد. با انقلاب اسلامی سال ۵۷ مسیر سینما و پوسترسازی هم به مانند سایر شئون زندگی مردم و جامعه دستخوش تحولات اساسی می شود. سینمای ایران دوران تازه ای را می آزماید. جریان فرهنگی در مسیر نو و متفاوت تری قرارمی گیرد. پوسترهای ایام انقلاب برادران شیشه گران، آغازگر نگاه پویا و جست وجوگر هنرمند نوگرای ایرانی می شود. مرتضی ممیز و ابراهیم حقیقی از اولین گرافیست هایی بودند که در دهه ۶۰ پوسترهای متفاوت تری را برای سینما طراحی کردند. بنیاد سینمایی فارابی در آن سال ها در پی جذب اندیشه و فکری پویا بود. اندیشه ای که سینما را نه در پس فتح گیشه، بلکه در ابعاد گسترده تر بومی و جهانی میجست. «باشو، غریبه کوچک»، «نار و نی»، «دونده»، «آب، باد، خاک»، «خانه دوست کجاست» و چندین فیلم قابل اعتنای دیگر، محصول این نگرش بود که اگر رفت و اعتباری برای سینمای ایران به دست آورد، نشان از درایت و سعه صدر مدیران وقت بود. هرچند می دانیم سینما با مخاطبش است که معنا می یابد.
از آغاز پیدایی سینما در ایران همواره تبلیغ و اعلان پوستر عنصر جدایی ناپذیر یک فیلم سینمایی بوده است. درواقع سه شرط ضروری برای هنر وجود دارد: هنرمند، مخاطب و یک وضعیت عاطفی مشترک. معمولا هنرمندان آثار خود را، با نوعی تأکید آغاز می کنند، اما هرگز مدخلی برای ورود احساسات مبهم و دوپهلو نمی گذارند. آن ها احساسات خود را با نوعی آزادی بیان می کنند و برای این منظور روش های متفاوتی را می آزمایند تا بهترین روش را که همان برونی کردن احساسات به منظور تشریح عواطف است به کارگیرند. هنرمند خلاق زمانی دلسرد و ناامید می شود که عرصه کار فرهنگی برای او دشوار شود و از دیگرسو، جریان پول وسرمایه با کج فهمی نابخردانه، به زوال سلیقه عمومی منجر شود؛ هرچند بعدها و در اوایل دهه هفتاد و با قالب شدن سینمای بدنه به تابعی از فروش و برگشت سرمایه منجرشد. به طبع، پوسترسازی هم تابع سلیقه سفارش دهنده می شود؛ سلیقه سازی ای که منجر به رکود و عدم خلاقیت در طراحی و ارائه پوستر درسینمای ایران می شود. البته ناگفته پیداست که سینما به دلیل سرمایه گذاری گران، نیاز به جذب مخاطب و برگشت سرمایه و سودآوری دارد. صحبت از عنصر خلاقیت و استخدام گرافیست حرفه ای وکاربلد است. شاید ناگزیر به فرمول و راه های رفته متوسل شویم؛ به دوره ای که وزارت ارشاد تهیه کننده ها را به تهیه و سفارش دو طرح پوستر با رویکرد هنری و تجاری ملزم می ساخت.
سرانه تولید سالانه فیلم در سینمای ایران به میانگین صد فیلم هم رسیده است و کماکان تولید، بیش ازعرضه، تبلیغ و اطلاع رسانی در اولویت قرار دارد. درصورتی که در کشورهای صنعتی ازهمان آغاز پیش تولید، بخش مهمی از سرمایه هم به استراتژی تبلیغات اختصاص می یابد. ازاین رو تولید و عرضه، هم تراز یکدیگر به حیات خود ادامه می دهند. چه بسا ارائه تبلیغ مفید و خوب و پوستری متفاوت در جذب مخاطب بیشتر و گردش سرمایه در اقتصاد سینما نقش بسزایی ایفا کند.
کارنامه دهه اخیر سینمای ایران و اقصاد بیمار و ورشکسته آن، ما را بر این باور بیش از گذشته رهنمون می سازد که مداوای این بیمار که تنها به زور دوپینگ و مسکّن های مقطعی سرپا مانده است به اندیشه و راهکار تازه تری نیاز مبرم و جدی دارد.
دیرسالی‌است نسخه کهنه و مندرس برخی از سینماداران و البته برخی تهیه کنندگان برای تبلیغ و ارائه پوستر به اصطلاح «عامه پسند»تر نقشی در گیشه و جذب مخاطب به سالن های سینما ندارد. ولی همچنان این پوسترهای بی قواره و آماتوری درسینمای ایران به زیست نامبارک خود ادامه می دهند.
با گستردگی فضای مجازی، رسانه مدرن با سازوکار متفاوت تری، عرصه را بر آثار مکتوب در همه سطوح فرهنگی تنگ کرده است. گریزگاه آن نیز برای سینمادار استفاده از بَنر و استند با طراحی های دم دستی و ضعیف است که ازفرط تکرار به عنصری برای دفع تماشاگر سینما مبدل شده است.

هنروتجربه

تکمله
«هنر و تجربه» یک سالگی خود را طی کرد و با سخت جانی، به هدف و الگویی که بر آن باور داشت نزدیک ترشد. به یقین این روش نمایش فیلم، با این حجم گستردگی و تنوع درسینمای ایران بی سابقه بوده است. گو این‌که «سینماتک ها» در گذشته و حال نیز سعی بر آن داشته و دارند تا نگاه متفاوت تر و جست وجوگر را طلب کنند! درآن سوی آب ها نیز این نوع نگرش، مشتاقان خاص خود را دارد. هرچند می دانیم بقای سینمای نوگرا و متفاوت، در کنار سینمای پرمخاطب معنا می گیرد.
به هرحال، «هنر و تجربه» همان بزنگاه و مجال جور دیگر دیدن است. در آغاز، پوستر مرتضی ممیز برای جشنواره سینمای ایران، الگو قرارگرفت و چاپ دوباره آن زینت بخش «هنر و تجربه» شد. قرار اول با «هنر و تجربه» و جناب علم الهدی، عرضه هرچه بیشتر پوسترهای استاندارد و متفاوت تر بود. به طبع این ایده، کارگردانان و طراحان گرافیک خلاق راهم سر شوق آورد. بار دیگر پوسترها نقش واقعی خود را ایفا کردند که نه فقط برای گیشه، بلکه تصویری تازه و متفاوت تری در مقابل دیدگان تماشاگر باشند. ایده آل آن است تا تفاوتی آشکار میان پوسترهای صورتک های مصنوعی خیره به دوربین در سوپرمارکت ها، با پوسترهای هنرمندانه ای که امضای گرافیست خلاقی پای آن حک شده به وجود بیاید و در نهایت، پوسترهای جذاب و هنرمندانه بر سردر سینمای ایران بدرخشند و ماندگار شوند.
بی شک پوسترهای «هنر و تجربه»، ایده آل مطلق و نقدناشدنی هم نیست. هرچه هست محصول همین سینماست با همه خوبی ها و کاستی هایش.»