هنر و تجربه :کارگاه «فیلم تجربی» به همت انجمن سینمای جوانان زاهدان و همراهی گروه هنروتجربه با حضور علی‌رضا داودنژاد ، شاهین امین ، امیرحسین‌ علم الهدی ،اسحاق عرب (مدیر دفتر زاهدان انجمن سینمای جوانان) و تعدادی از هنرجویان سینما در محل سینمای اشراق این شهر برگزار شد.

در ابتدا این کارگاه توسط یکی از هنرجویان سئوالی درباره ماهیت تجربه  و اهمیت آن در سینما مطرح شد ، علیرضا داودنژاد هم شکل‌گیری سینما را بر مبنای تجربه دانست :«سینما برمبنای تجربه شروع شد. فیلم‌های اولیه تاریخ سینما کاملا برمبنای تجربه شکل گرفتند .فیلم مثل ورود قطار به ایستگاه ،واکنش مردم و فرار آن‌ها از سالن سینما و باقی ماجراها هنگام نمایش چنین فیلم‌هایی همگی تجربه بودند.طبیعی است که بعد ساخت چنین فیلم‌هایی این سئوال پیش آمد که با این ابزار جدید چه می‌شود کرد؟عده‌ای فکر کردند می‌شود با آن قصه‌ تعریف کنند ،ساخت فیلم‌های داستانی شروع شد .عده‌ای دیدند برخی صحنه‌ها اثرگذارتر است ،نمای درشت ابداع شد ،بعد کات، قاب بندی ، انواع تدوین، ریتم و….همه با تجربه شکل گرفت. بعد تولیدکنندگان شیوه‌ها و شگردهای موفق و موثر را تکرار کردند و به تدریج دستور زبان سینما پدید آمد .بعد به دلیل نیاز به تنوع ، ژانرهای مختلف شکل گرفتند ، تثبیت شدند و سپس کلیشه تولید شد. یعنی تجربه و سینمای تجربی به دنبال شکل و شیوه‌های اثر گذار بود .چرا؟ چون تولیدفیلم هزینه زیادی داشت ، افراد ،استودیوها و لابراتورهای فراوانی درگیر ساخت آن می‌شدند. طبیعتا شیوه‌هایی پذیرفته و رواج پیدا می‌کردند که توجیه اقتصادی یا تبلیغاتی داشتند. تمام این مراحل در جریان تجربه رخ می‌داد .»
او تجربه کردن در سینما را در سالیان  و ادوار گذشته امری پرهزینه دانست که امکان انجامش دشوار بود:« زمانی که من کار سینما را آغاز کردم هنوز استودیوها حضور داشتند. آدم‌های زیادی با تخصص‌های متعدد لازم بود تا یک فیلم ساخته شود و به نمایش درآید. پس در آن روزگار اگر شیوه اثرگذاری برای ساخت فیلم و جذب مخاطب انبوه پیدا می‌شد آن را مثل الواح مقدس به دیوار می‌کوبیدند . بنابراین قوانین اغلب تغییر ناپذیری شکل می‌گرفت که بر جریان تولید ، نمایش و حتی آموزش مسلط بود.»
اما کارگردان «روغن مار» شرایط امروز را به طور کلی متفاوت ارزیابی کرد :«امروز قضایا فرق می‌کند. یک موبایل ،یک دوربین کوچک دیجیتال و یک لپ تاپ جای تمام آن امکانات و استودیوها و لابراتورها را می‌تواند بگیرد . اثر تولید شده را هم بدون احتیاج به سالن سینما می‌توان در فضای مجازی به نمایش درآورد . بنابراین مفهوم سینما ، تجربه ،فیلم تجربی و حتی کلیشه دچار یک تغییر اساسی و حتی سونامی شده است.پس باید شرایط و اقتضائات جدید را شناخت و با توجه به آن‌ها سراغ امر فیلم‌سازی رفت. تجربه امروز یعنی کنار گذاشتن کلیشه‌ها و یافتن شیوه‌ها و پاسخ‌های تازه برای پرسش‌های قدیمی.»

در بخشی دیگر از این نشست داودنژاد در پاسخ به سئوالی درباره کارگردانی آثار تجربی گفت :« کارگردانی بدون شناخت قابندی و عکاسی ، بدون دیدن جهان از درون قاب را باور ندارم. برای فیلم‌سازی باید دوربین به دست بود ، باید عکس گرفت .امروز ابزار عکاسی در اختیار همه هست باید از این ابزار استفاده کرد و به درستی و فراوان هم استفاده کرد و نتیجه آن را دید و دید و دید و بررسی کرد.»

مفهوم سینما، تجربه، فیلم تجربی و حتی کلیشه دچار یک تغییر اساسی و حتی سونامی شده است. پس باید شرایط  جدید را شناخت و با توجه به آن‌ها سراغ امر فیلم‌سازی رفت. تجربه امروز یعنی کنار گذاشتن کلیشه‌ها و یافتن شیوه‌ها و پاسخ‌های تازه برای پرسش‌های قدیمی

شاهین امین( منتقد و مدیر سایت هنروتجربه) درباره تاثیر و دلیل تجربه‌گرایی در سینما به تاریخ سینما و مقایسه آن با سایر هنرها پرداخت  : سینما بر مبنای تجربه شکل گرفت چون با توجه به قابلیت گسترش و فراگیری سینما و درک این قابلیت همیشه سفارش برای تجربه در سینما وجود داشته و دارد. سفارشی که از جانب مخاطب صادر می‌شود. سینما در طول دوران ۱۲۰ ساله خود یک دوره تاریخی کامل را در مقایسه با هنرهای دیگر با عمری چند هزارساله طی کرده است. انواع ژانر و گونه‌های نمایش را تجربه کرده است . چرا ؟ چون سفارش‌های متعددی از جانب تماشاگر صادر می‌شد و می‌شود ،چون تماشاگر احتیاج به تنوع روایی ،بیانی و تصویری دارد ،چون برخی از صاحبان سرمایه و فیلم‌سازان نیاز به تجربه های جدید را برای رشد سینما و گسترش مخاطب حس می‌کردند و می‌کنند ، و این چرخه ادامه دارد تا امروز .البته این را هم فراموش نکنیم همیشه تجربه‌های موفق و جریان ساز درصد بسیار اندکی را در جهان سینما به خود اختصاص می‌دهند اما همین درصد کم توجیه مناسبی است برای ادامه جریان تجربه‌گرای در انواع و اشکال‌ متفاوت ، برحسب نیاز و پرسش‌های که وجود دارد.

IMG-20151113-WA0003
در واقع پروسه تجربه گرایی همیشه وجود دارد چون نیاز و پرسش وجود دارد و تجربه‌های جدید به کمک سینمای بدنه و اکران گسترده می‌آید. روزی ایناریتو فیلمی مانند «۲۱ گرم » را می‌سازد و با موفقیت آن کلی فیلم در سینمای جهان به سراغ روایت‌ متقاطع می‌روند. نولان با «ممنتو» شناخته می‌شود و حتی با هزینه زیاد و در سیستم استودیویی «تلقین» را می‌سازد که پیشنهاد جدیدی است به سینما. عباس کیارستمی شیوه روایی جدید را تجربه می‌کند و تبدیل می‌شود به یک جریان در سینمای جهان.»
امین اما سهل‌انگاری و ساده‌نگری را متفاوت از تجربه‌گرایی و فیلم تجربی می‌داند: « سینمای تجربی برمبنای نیاز شکل می‌گیرد اما باید با شناخت و سخت‌گیرانه سراغ آن رفت.اگر قرار است به دنبال انجام تجربه باشید ،حداقل باید سینما کلاسیک و متقدم را بشناسید .معمولا بدون شناخت (و حتی مهارت) کمتر تجربه موفقی شکل می‌گیرد. نمی‌گویم محال است چون امر محال در جهان هستی محال است ،اما احتمال بروز یک تجربه موفق بدون شناخت به شدت اندک و استثتایی است . باید بدانید که با نفی گذشته اتفاقی نمی‌افتد. یکی از آفاتی که هنرجویان و دانشجویان سینما را تهدید می‌کند نفی گذشته و ادعای انجام تجربه‌های جدید بدون داشتن شناخت است. تازه با توجه به این نکته که به فرض وجود شناخت و مهارت هم احتمالا ۹۹ درصد تجربه‌ها در جهان سینما شکست می‌خورند اما همان یک درصد باقی مانده این جهان را متحول می‌کند.»

شاهین امین: سینما بر مبنای تجربه شکل گرفت چون با توجه به قابلیت گسترش و فراگیری سینما و درک این قابلیت، همیشه سفارش برای تجربه در سینما وجود داشته و دارد. سفارشی که از جانب مخاطب و به دلیل نیاز به تنوع صادر می‌شود

در ادامه این بحث و در پاسخ به پرسش یکی از حاضرین که برای ساخت فیلم تجربی باید فیلم‌سازی کلاسیک را  انجام داد؟ داودنژاد گفت :«در واقع تجربه را می‌توان به دو شیوه تجربه با چشم باز و تجربه با چشم بسته تقسیم کرد. در تجربه با چشم باز یک سری سئوال وجود دارد که شما برای آن‌ها به دنبال پاسخ هستید یعنی فیلم‌ساز به محدودیت‌های روایی و تصویری سینما آشناست ، اما به دنبال پاسخ‌های تازه برای سئوال‌ها و محدودیت‌های تکراری است. در واقع او پاسخ‌های مرسوم را می‌داند اما پاسخ‌های قدیم دیگر جواب نیازها و پرسش‌هایش را نمی‌دهد.اما در تجربه با چشمان بسته سئوالی وجود ندارد ،چون شناختی وجود ندارد تا سئوالی پیش بیاید. نمی‌گویم در این وضعیت به طور حتم با شکست روبه‌رو خواهیم شد. شاید به شکل استثنایی چنین تجربه و فیلمی هم موفق باشد اما آن استثناست و ما نمی‌توانیم برمبنای استثناها حرف بزنیم.»
امین هم با اشاره روال انجام تجربه اشاره کرد: «ابتدا باید شناخت را پیدا کرد بعد مسئله‌ای داشت تا پرسش یا پرسش‌های‌ ایجاد شود ، پاسخ‌های معمول هم آن پرسش را برطرف نکنند تا بعد برای یافتن پاسخ جدید تجربه‌ای شکل بگیرد.» او هم‌چنین عنوان داشت که لازم نیست در یک فیلم تجربی تمام قواعد و دستور زبان سینما تغییر کند کافی است در یکی از اجزا فیلم، تجربه‌ای انجام شود تا آن اثر یک فیلم تجربی به حساب آید.

داودنژاد هم در ادامه این بحث اظهار داشت : «وقتی یک دستاورد جدید در تدوین ، قاب‌بندی، دکوپاژ و… داشته باشیم، یک قدم جلوتر می‌رویم پس تاثیرگذاری بیشتر و بهتری هم داریم. لازم نیست در مورد همه اجزا سینما یک جهان جدید خلق کنیم.»
در ادامه این نشست با توجه به تاثیر ابزار دیجیتال برجهان سینما و نکاتی که درباره آن مطرح شد امیر حسین علم الهدی دبیر شورای سیاست‌گذاری گروه هنر و تجربه بحثی را درباره گسترش ابزار دیجیتال باز و این پرسش را طرح کرد که با گسترش ابزار دیجیتال آیا شکل و شیوه آموزش سینما نباید تغییر کند؟ آیا فقط باید به آموزش‌های قبلی بسنده کنیم؟ داودنژاد در پاسخ گفت: «در گذشته به دلیل گستردگی ابزار و تجهیزات و پشتیبانی سنگین و وجود افراد  و تخصص‌های متعدد برای تولید یک فیلم شکل تولید متفاوت بود. اما امروز استفاده از ابزار دیجیتال فیلم‌سازی را به امری سهل و ممتنع بدل کرده است. درست است که ابزارها کوچک شده‌اند و امکانات و قابلیت‌های فو‌ق‌العاده‌ای دارند اما بالطبع این تغییر آموزش سینما و مهارت‌های سینمایی دشوارتر شده است. امروز  هر فردی که با ابزار دیجیتال کار می‌کند باید توانایی و مهارت‌های زیادی داشته باشد که پیش ازاین توسط افراد متعددی اعمال می‌شد.درواقع ابزار سبک و تعداد دست‌اندرکاران تولید کاسته شده است .اما همین تعداد باید توانایی‌هایی متفاوت و متنوعی داشته باشند.»