ماهنامه هنروتجربه – خسرو دهقان: ۱) آخرین کار آقای علیرضا داوودنژاد فیلمی غافلگیرکننده است. فیلمی تازه که پیشنهاددهنده است و راهکار تازه و نو عرضه می کند و می ‌گشاید.
۲) فیلم از مقوله سینمای آغازین و از تبار روزهای اول سینما و محصول و دسترنج افزارمندان و تکنسین ها و مهندسین است. از مقوله تکنولوژی است. از مقوله وررفتن و سروکله زدن با ابزار و یراق فنی سینما و سرگرم شدن با آن و بازی است. یک بازی مفرح با یک جهان نو و کشف و شگفتی تکنولوژی که چه ها نمی کند و محک  زدن این که تا چه حد قابل کنترل و مهار است و چقدر از عنان و خواست و تیررس ما خارج است.
۳) جملگی و همگان فکر می کنند و معتقدند که آقای داوودنژاد از آغاز تا امروز یعنی در این ۴۰ سال:
الف – فیلم‌ساز نو بوده؛ نوگرا و تجربه گرا.
ب – فیلم «نازنین»ش (۱۳۵۴) هم در استاندارد روز و روزگار خودش نو و بدیع بوده است.
ج – در دنیای نو و روزگار رو به جلو زندگی و کار کرده است.
د – به روزآمدی فکر کرده و همیشه مروج روزآمد بوده است. معادل انگلیسی روزآمد را به کار نبردم که می دانید.
هـ – جست وجوگر سرزمین های تازه است. چنگ بر دنیاهای نیازموده می زند.
و – درجا نمی زند. رو به جلو حرکت می کند. همیشه جوانانه رفتار می کند و جوان است. و این به سن وسال ربطی ندارد.
ز – بیشتر فرم گرا است و تمایل به کشف و شهود دارد.
ح – در رفت وآمد سینمای بدنه و روشنفکری است. هم عام است هم خاص. از این که او را فیلم فارسی بنامند، آزرده نمی شود. فیلم فارسی برای او معنی و طعم خاص دارد. سینمای عوام را می پسندد و سینمای عامه پسند را ارج می نهد و رها نمی‌کند.
خ- اهل روشنفکری و کتاب و بحث و فحص و نظر و تئوری است. روشنفکری و روشنفکر بودن را ناسزا نمی داند.
ط – دستی در تولید و صنعت و تجارت و صنف و قانون و مقررات و آئین نامه دارد. پرچم‌دار حمایت سینما به عنوان صنف است. از بحث های نظری و کار عملی در این زمینه‌ها حمایت می ‌کند.
ی – آدمی دوگانه و چندگانه و چندوجهی و منشوری است. در قالب محدود نمی گنجد.
ک – و بالاخره از علاقه مندان و پاسداران و جانب‌داران هر دوره سینمای ایران است و برای سرفرازی و اقتدار این سینما کوشیده و می کوشد.
۴) فیلم بی اعتنا به مضمون و محتوا و قصه و این حرف ها نیست. اما مسأله اولش هم نیست. مسأله اش حرف زدن است. آیا می شود در گام اول حرف زد؟ با این ابزار و با حداقل ها؟
اول باید حرف زد. کودک در آغاز حرف می زند و بعد و به تدریج معنی را با حرف زدن همزاد می کند.
۵) فیلم نمونه آشکار و روشن یک سینمای تجربی است. تجربه به معنی بی دست وپا بودن و کار اول کردن و آزمون وخطا نیست. تجربه یعنی درنوردیدن افق های تازه و این بار و در این فیلم با دوربین موبایل، یک موبایل ساده روی میز. فقط و فقط همین.
۶) آقای علیرضا داوودنژاد در یک کلمه، یک فیلم‌ساز تجربه گرا است؛ از آغاز تا امروز، از ۱۳۵۴ («نازنین») تا امروز ۱۳۹۴ («روغن مار»).
می کوشم تا در این یادداشت کوتاه، تجربه گرایی و سوء تفاهم های احتمالی حول این واژه را توضیح دهم.
۷) شاید و فکر می کنم که به اشتباه، تجربه گرایی با آزمون وخطا و کار اول و سیاه مشق یکی گرفته می شود. تجربه گرایی و سینمای تجربی از کارنابلدی نمی آید. نتیجه ندانستن ها و ندانم کاری ها نیست. از دل به دریا زدن و شاید و اگر و «حالا بگذار تا ببینیم چه می شود» و این جور تعبیرات و چیزها سرچشمه نمی گیرد. از خام دستی و ریسک و این مقوله ها و واژه ها ریشه نمی گیرد. تجربه گرایی محصول و دسترنج جوانی خام نیست. نتیجه جوانی پخته است؛ ذهن جوان. تجربه گرایی یعنی آدم کاربلد قصد و نیت رفتن به سرزمین های تازه و ناب و کشف نشده دارد. تجربه گرایی محصول مهارت و دانش و آگاهی است و نه برعکس. تجربه خلاف کلیشه های رایج است. کج کردن راه به بیراهه نیست، به وادی های بکر و تازه و دست نخورده است. فیلم‌ساز تجربه گرا فیلم‌ساز خردمند، فرزانه، مسلط به زبان سینما و کاردان است که سودای مسّاحی دارد. می خواهد طعم دیگری از سینما را تجربه کند. همین و همین.
۸) آقای داوودنژاد از آغاز چنین است و با این فیلم هم چنین است.
تجربه جدید در بازیگری، در فیلم‌برداری، در نور، در میزانسن، در صدا، در تدوین، در موسیقی، در تولید، در عوامل این سو و آن سوی دوربین و انواع و اقسام تجربه ها با حداقل امکانات و حداقل تیم سازنده و عوامل پشت دوربین و نظام استودیویی و تهیه کننده و… اینکه جلوی دوربین چه می گذارد و چه سینمایی پیشنهاد می شود و چه حرف هایی در دل فیلم نهفته است، خود موضوع یادداشت دیگری است.
فیلم، طریقت جدیدِ حرف زدن است تا حرف. نوع جدیدِ زبان بازکردن است تا چه گفتن. نوع دیگری از سینما. سینمای تک نفره. سینمای تجربی. سینمای پیشنهادی آقای علیرضا داوودنژاد. یک تجربه گرای از پا نیفتاده. یک آدم رویین تن عرصه فیلم و سینما.

نسخه pdf شماره نوزدهم ماهنامه هنروتجربه