هنر و تجربه -قاسم فتحی: جلسه نقد و بررسی فیلم« در کوچه‌های عشق» با حضور کیوان کثیریان(منتقد) و خسرو سینایی(کارگردان) شنبه (۳۰ آبان) در سینما هویزه مشهد برگزار شد. حضور جمع کثیری از دانشجویان رشته سینما باعث شد، سینایی  درباره همه فیلم‌هایش به تفضیل صحبت کند. او البته بیشتر بر روی جنبه تجربه‌گرایی فیلم‌هایش تاکید داشت.«عروس آتش» هم همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد محور بیشتر صحبت‌ها و سوالات بود.

برای شکستن قوائد باید آن‌هارا بلد باشی
کیوان کثیریان در ابتدا به تغییر نگاه فیلم‌سازان دفاع مقدس در ۲۵سال گذشته پرداخت:« به نظرم اینکه چه فیلم‌سازی باید چه نوع فیلمی بسازد برمی‌گردد به نوع نگاه او و این‌که چه مقدار از اطرافش تاثیر می‌گیرد. طبیعتا همان قدر که آقای حاتمی کیا از محیط اطرافش تاثیر گرفته، آقای سینایی و بیضایی هم تاثیر گرفته‌اند. ولی هرکس به شیوه خودش این تاثیر را به تصویر می‌کشد. آقای سینایی بعد از این هم فیلم«مثل یک قصه» که مربوط به جنگ بود را ساخته‌اند. نگاهی که ایشان در اغلب فیلم‌هایشان دارند به نوعی تجربه‌گرایی آگاهانه نام می‌گیرد. عبارتی است که من همیشه به کار می‌برم و آن اینکه«بشناس و بشکن». شما اگر بخواهی قاعده‌ای را زیر پا بگذاری باید خیلی خوب آن را بلد باشی. اینکه از سر ناپختگی و نادانستگی کاری را انجام بدهی، طبیعتا اشتباه است. در مستندهای سینایی رگه‌های محکمی از داستان به چشم می‌خورد. فیلم در کوچه‌های عشق اولین فیلمی است که آبادان بعد از جنگ را دست نخورده، نشان د اده‌است. آکسسواری که شما در این فیلم می‌بینید، جلوی چشم فیلم‌ساز بوده و داستان درون یک بستر واقعی روایت می‌شود. این داستان زمینه‌های مستند دارد. آدم‌ها واقعی‌ هستند و قرار است آنچه  بر سرشان گذشته را دوباره بازسازی کنند. به نظرم  جنس روایتی که آقای سینایی انتخاب می‌کند، حتی در آخرین فیلم‌شان«جزیره رنگی» که یک ماه دیگر اکران می‌شود،این گونه است که شما در انتهای فیلم، اصلا متوجه نمی‌شوی که در حال تماشای یک فیلم داستانی هستی یا مستند و البته این اصلا مهم نیست مهم این است که شما یک فیلم می‌بینید. البته پیش خودمان بماند، در این فیلم نابازیگرهایش بهتر از فیلم‌های دیگر بودند.»

در کوچه های عشق 2

سینایی هنوز هم در حال تجربه کردن است
کثیریان هم‌چنین در بخش دیگر صحبت‌هایش درباره شخصیت هنری خسرو سینایی عنوان کرد:« این نگاه تجربه‌گرایی بین کمتر فیلم‌سازی در دوره ما به چشم می‌خورد، چه برسد به دوره‌ای که آقای سینایی از آن می‌آیند. فکر می‌کنم همه می‌دانند آقای سینایی یک آرتیست به معنای واقعی است. شعر می‌گویند، نوازنده و آهنگ‌ساز هستند، نقاشی می‌کنند و هنرهایی دیگری که حتما شما می‌دانید. در واقع فیلم‌سازی و مستندسازی متاثر از دیگر هنرهاست. ایشان همان کسی است که«عروس آتش» را کار کردند،«زنده باد» و «هیولای درون» را ساختند که باز در همان فیلم‌ها هم می‌بینیم که شکل روایت‌ها متفاوت است و به نوعی در حال تجربه کردن است. یکی از کارکردهای این فیلم این است که برای چند نسل بعد از خودش تبدیل به سند می‌شود. فکر می‌کنم، این فیلم به دلیل ویژگی‌هایی که دارد هنوز بعد از این همه سال- برخلاف برخی از فیلم‌ها- می‌توان آن را تماشا کرد.»
در ادامه این نشست سینایی در پاسخ به سوال مجری جلسه که این فیلم من را یاد فیلم«هیرشیما عشق من» می‌اندازد، توضیح داد: «ببینید همیشه وقتی فیلم‌های من را می‌بینند، مدام از می‌پرسند، این مستند است یا داستانی. اگر همین کار را یک خارجی بکند می‌گویند آقا بیا ببین که یک بیانِ جدید در سینما اختراع شده‌است! اما اگر من و امثال من این کار را بکنیم، می‌گویند خب این‌ها را از کجا آوردی؟ اصلا این‌ها چه حرفی هست و به چه دردی می‌خورد یا حتی می‌گویند که نمونه‌اش را قبلا کجا دیده بودی! اتفاقا خاصیتش این است که من هیچ جا این نوع فیلم‌ها را ندیده‌ام. اما در حال حاضر شما در کارهای تلویزیونی هم نگاه بکنید، می‌بینید چنان مستند و داستانی با همدیگر ادغام شده‌است که دیگر قابل دسته‌بندی نیست. اول فیلم به چند نفر مصاحبه می‌شود و بعد وسط فیلم با یک فرم کاملا داستانی ادامه پیدا می‌کند. این فیلم من فیلمی داستانی با تکنیک مستند است. فیلم«کوچه پاییز» که درباره ژازه طباطبایی‌ ساخته شده، فیلمی‌ مستند با تکنیک داستانی است. چرا من این کارها را می‌کنم چون می‌خواهم سینما فقط حرفه‌ام نباشد. می‌خواهم سینما جایی باشد که هر کارش چالشی برایم ایجاد کند. یعنی خودم بیش از همه منتظر باشم و ببینم آخرش به کجا می‌رسد و چه خواهد شد. وگرنه اینکه بخواهم یک کاری را بارها و بارها تکرار کنم که جذابیتی ندارد. این فیلم در سال۱۹۹۱در بخش نگاه ویژه جشنواره کن به نمایش درآمد و من در آنجا هم همین بحث را بین منتقدین و تماشاگران مطرح کردم  که مورد استقبال قرار گرفت.»

در کوچه های عشق 3

اعتقادی به ژانر ندارم
سینایی با اشاره به علاقه‌اش به هنرهای مختلف این بحث را ادامه داد:« از بچگی با هنرهای مختلف مانوس بوده‌ام. همیشه ارتباط این هنرها با همدیگر برای من اهمیت ویژه‌ای داشته‌است. این ارتباط شکل‌های مختلفی داشته است و اصلا من سینما را انتخاب کردم چون می‌توانستم از همه این هنرها در سینما استفاده کنم. ما باید بپذیریم که سینما یک ابزار است و باید بلد باشیم از این ابزار استفاده کنیم. همین جاست که می‌گویم، اعتقادی به ژانر ندارم. همیشه یک نکته برایم اهمیت داشته و آن ارتباط ساختاری هنرها با همدیگر است. مثلا همه شما نقطه طلایی تصویر را می‌شناسید. می‌دانستید که در موسیقی هم نطقه طلایی را تجربه کرده‌اند؟ آدمی به نام«بِلا بارتوک» می‌آید می‌گوید همان نسبت‌هایی که در نقطه طلایی یک مستطیل وجود دارد را در میزان‌بندی موسیقی‌ام استفاده می‌کنم تا ببینم چه اتفاقی می‌افتد. خود من من فُرم«سونات» را از موسیقی گرفتم و با خودم گفتم ببینم در سینما چه اتفاقی می‌افتد. سمفونی‌های بزرگ دنیا را با همین فرم می‌نوشتند. این را هم بگویم که همه این کارها ریسک است. یک ریسک بزرگ. اصلا خیلی‌ها به من می‌گویند چرا فیلم دیگری مثل «عروش آتش» نمی‌سازی. می‌گویم خب همان را ساختم چرا باید یکی دیگر بسازم.»

سینما با دوربین شکل نمی‌گیرد
سینایی همچنین پیرامون واکنش‌های این فیلم در زمان اکرانش صحبت کرد:« پنج، شش ماه پیش در تشییع جنازه یکی از نویسندگان اتفاقی برایم افتاد که برای خودم هم جالب بود. اگر به یاد داشته‌باشد زمان اکران این فیلم شدیدا مورد حمله قرار گرفتم. در همین تشیع جنازه‌ای که گفتم، یکی از تندروترین مخالف‌های این فیلم را دیدم که آمد جلو و گفت سینایی من به خاطر آن واکنش‌ها از تو عذرمی‌خواهم.»
او صحبت‌هایش را با توصیه‌ای به فیلم‌سازان جوان به پایان رساند:« همیشه می‌گویم سینما با دوربین شکل نمی‌گیرد، با تراولینگ و لنز شکل نمی‌گیرد. آن‌ها ابزارهای شما هستند مانند قلم. باید ذهن‌تان را بسازید. این اولین توصیه من به هرکسی است که می‌خواهد سینماگر شود.برای ساختن ذهن باید ایده‌هایتان را روی کاغذ بنویسید. این کار باعث می‌شود که ذهن‌تان خوب پرورش پیدا کند.»

عکس:محمد رستم‌زاده