هنر و تجربه: گروه سینمایی هنر و تجربه قصد دارد از این به بعد نمایش‌های محدودی به صورت تک‌سانس در اختیار فیلم‌هایی بگذارد که رویکردی خلاقانه و تجربه‌گرا به سینما دارند اما در این گروه به نمایش درنیامده‌اند و اکران عمومی آن‌ها هم به پایان رسیده است. «چند متر مکعب عشق» اولین انتخاب این گروه سینمایی است. فیلمی که در شب جوایز خانه سینما، برنده مطلق شب بود و جوایز بهترین فیلم، بهترین فیلم‌نامه و بهترین کارگردانی را به خانه برد. ساعد سهیلی برای بهترین بازیگر نقش اول مرد و نادر زارع برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای این فیلم هردو جایزه گرفتند. «چند متر مکعب عشق» چهارشنبه ساعت ۱۹ در سینما فرهنگ به نمایش درمی‌آید و به همین مناسبت با جمشید محمودی کارگردان این فیلم گفتگویی کرده‌ایم. جمشید محمودی که خود از مهاجران افغانستانی است با چند متر مکعب عشق داستان عشق  یک کارگر جوان ایرانی و یک دختر افغان در یک کارگاه خارج از شهر تهران را روایت می‌کند. مهاجران افغانستانی به صورت غیرقانونی در این کارگاه کار می‌کنند و حالا پدر دختر تصمیم گرفته است که به افغانستان برگردند.

فیلم شما، بعد از جوایزی که در شب جشن خانه سینما گرفتید و موفقیت‌های سال گذشته، دوباره و البته فقط برای یک سانس روی پرده می‌رود. ایده اصلی این فیلم از کجا آمد؟
اتفاقی که در فصل نهایی فیلم می‌افتد و ایده ماندن دختر و پسری در کانتینر از سفری آمد که نوید برادر بزرگ‌ترم در افغانستان و در شهر کابل مشابه این اتفاق را در یکی از روزنامه‌های آن‌جا خوانده بود و برای من تعریف کرد. من بر اساس این اتفاق در سال ۸۲ یا ۸۳ فیلم‌نامه فیلم کوتاهی را نوشتم اما شرایط ساخت فیلم میسر نشد تا سال‌ها بعد که برای ساختن اولین فیلم بلندم دوباره به همان ایده برگشتم.

فیلم را چه زمانی شروع کردید؟ قبل از آن چه فعالیتی در سینما داشتی؟
من چهار فیلم ویدئویی ساخته بودم . اما ساخت «چند متر مکعب عشق» وقتی شرایط مالی تولید مهیا شد و من هم از نظر تجربه سینمایی خودم را آماده قرار گرفتن پشت دوربین یک فیلم بلند می‌دیدم ،آغاز شد. دو فیلم کوتاه در سال‌های ۸۵ و ۸۶ و سه تله فیلم در سال‌های ۸۷ تا ۸۹ ساخته بودم و سال ۹۱ این فیلم را شروع کردم، سال ۹۲ کامل شد و در جشنواره شرکت کرد و سال ۹۳ اکران شد.

در افغانستان هم فیلم نمایش داده شد؟
۱۰ روز هم در افغانستان و در کابل اکران شد. یکی از دلایل اصلی این اکران این بود که شهریور شده بود و فرصت اکران در ایران و شرکت در اسکار را از دست داده بودیم. اما اگر فیلم ۱۰ روز در افغانستان نمایش داده می‌شد می‌توانستیم به عنوان نماینده افغانستان در اسکار شرکت کنیم که همین‌طور هم شد و هر ۹ عضو رای‌دهنده به فیلم ما رای دادند و فیلم «چند متر مکعب عشق» به عنوان نماینده افغانستان به اسکار معرفی شد. اهالی فرهنگ ، هنر ، ادبیات و دانشگاهیان آن‌جا این فیلم را دوست داشتند و استقبال کردند.

هنر و تجربه چه تاثیری در فضای سینمای ایران داشته است؟
هنر و تجربه قطعا فرصت ویژه‌ای در اختیار فیلم‌های تجربه‌گرا قرار می‌دهد. به فیلم‌سازها جرات می‌دهد که اگر فیلم‌هایی می‌سازند که شاید با مخاطب عام ارتباط گسترده برقرار نکند و مخاطبش از بین جمعیت انبوه نباشد، بداند و خیالش راحت باشد که جایی هست که پشتش ایستاده و سالن در اختیارش قرار می‌دهد و حمایت می‌کند. فیلم‌ساز را دلخوش می‌کند.

این دلخوش بودن از نظر شما معنای مثبتی دارد؟
مثبت است از نظر من. خود من به غیر از فیلم‌هایی که برای افتتاحیه‌شان در هنر و تجربه دعوت شده بودم، چندین فیلم هنر و تجربه را هم در سالن‌های سینما دیدم و جمعیت قابل قبولی برای دیدن فیلم به سینما آمده بود. این فیلم‌ها اکران نمی‌شدند و وقتی می‌بینیم این همه آدم برای دیدن فیلم‌ها می‌روند یعنی جای این گروه در سینما خالی بوده است. امیدوارم در سال پیش‌رو فیلم‌های بهتری ساخته شود و فیلم‌های بهترین هم انتخاب شود چون خیلی از دوستان معتقدند بعضی مواقع فیلم‌هایی انتخاب می‌شوند که اعتماد تماشاگر به هنر و تجربه را خدشه‌دار می‌کنند. تماشاگر با اطمینان قبلی وارد سالن نمی‌شود چون تجربه‌های قبلی نشانش داده فیلم‌های ضعیف هم می‌توانند وارد هنر و تجربه شوند.

اگر امروز «چند متر مکعب عشق» اکران می‌شد آن را به هنر و تجربه می‌دادید؟
نه. این فیلم را نه. چون این فیلم عاشقانه را از اول برای مخاطبی گسترده‌تر ساخته بودم. اما امیدوارم زمانی فیلمی بسازم که برای مخاطب این گروه باشد.