هنر و تجربه – بهزاد وفاخواه: ورود دوربین‌های دیجیتال  تغییرات بزرگی چه در حوزه عکاسی و چه در حوزه فیلم‌برداری به وجود آورد. در ابتدا این دوربین‌ها چندان جدی گرفته نمی‌شد. گفته می‌شد دوربین‌های دیجیتال برای استفاده‌های خانگی مناسب هستند و کار جدی با این دوربین‌ها ممکن نیست. ابزارهایی برای هنر نیستند. با این حال چندسال بیشتر نگذشته که تاریک‌خانه، فیلم خام، نگاتیو و پزیتیو کم‌کم دارند به اصطلاحاتی از دنیای گذشته تبدیل می‌شوند. ورود تکنولوژی دیجیتال در تمام حرفه‌های سینمایی تغییراتی ایجاد کرده است. این تغییرات از حوزه نقد فیلم تا امور فنی سینما را دربرمی‌گیرند تا جایی که منتقدان از دورانی با نام دیجیتالیسم نام می‌برند.
یکی از حوزه‌هایی که بیشتر از هر حوزه دیگر سینما با ورود تکنولوژی دیجیتال متحول شد، فیلم‌برداری بود. با رونق گرفتن تدریجی دوربین‌های دیجیتال، نقل و انتقال تجهیزات سنگین دوربین‌هایی که با نگاتیو ۳۵ میلی‌متری فیلم‌برداری می‌کردند دیگر لازم نبود، امکان برداشت‌های بلند ممکن شد و برای اصلاح روی قاب و رنگ و نور تصاویر امکانات بیشتری فراهم شده است. بایرام فضلی که از اوایل دهه هفتاد در سینمای ایران به فعالیت در حوزه فیلم‌برداری مشغول بوده و در هردو دوره آنالوگ و دیجیتال کار کرده، درباره سال‌های اولی که دوربین‌های دیجیتال به کار گرفته می‌شدند، می‌گوید: «در آن زمان یکی دوتا فیلم دیجیتال ساخته شده بود ولی آزمون و خطا بودند. به خصوص  وقتی شما این فیلم‌ها را به نگاتیو ۳۵ میلی‌متری تبدیل می‌کردید، چون آپارات‌ها ۳۵  بودند، افت کیفیت وحشتناکی از نظر من داشت و من به عنوان فیلم‌بردار آن موقع هنوز دیجیتال را قبول نداشتم.» با این حال دوربین‌های دیجیتال تفاوتی که در کیفیت تصویر با دوربین‌های آنالوگ قدیمی داشتند را کم‌کم از میان برداشتند. بایرام فضلی در این باره تاکید می‌کند: «اتفاقا از همان اول هم این سینمای بدنه بود که دنبال دیجیتال رفت. چون ارزان‌تر بود. اما اولین کاری که با یک کیفیت خوب دیجیتال دیدیم یکی از کارهای عبدالرضا کاهانی بود که مسعود [سلامی] سیاه و سفید گرفته بود. آن‌جا من گفتم بله یک کم آرام آرام دارم می‌پذیرم. وقتی دوربین رد اپیک که ۵k می‌گرفت رسید، گفتم می‌توانم با این کنار بیایم و کار نگاتیو تمام است! الان دیگر مشکلی نداریم چون کیفیتی که با نگاتیو کداک به دست می‌آوردم الان با دوربین‌های دیجیتال هم به دست می‌آورم. همان عمق میدان ۳۵ را می‌توانم داشته باشم. در دوربین‌های حرفه‌ای کادر و رنگ و قاب دوربین‌های ۳۵ را کپی کرده‌اند.»
ورود دوربین‌های دیجیتال اما دو تحول عمیق‌تر به وجود آوردند. با آسان شدن دست‌یابی به ابزار فیلم‌برداری و رهایی نسبی از تسلط عامل سرمایه، امکان تجربیات جدیدی به وجود آمد و از طرف دیگر کوچک بودن دوربین‌های فیلم‌برداری و ضبط تصاویر روی حافظه دیجیتال باعث شد دوربین‌ها به فضاهایی راه پیدا کنند که پیش‌تر دوربین‌های بزرگ امکان راه‌یابی به آن را نداشتند و بتوانند زمان‌هایی طولانی‌تر تصویر ضبط کنند. فیلم‌هایی مثل «ماهی و گربه» در دوران پیش از دیجیتالیسم امکان ساخت نداشتند. مجید گرجیان فیلم‌بردار جوانی که چهار فیلمی که او فیلم‌برداری کرده در گروه هنر و تجربه اکران شده‌اند درباره تاثیری که دوربین‌های دیجیتال روی کار تخصصی فیلم‌برداری گذاشته‌اند اعتقاد دارد: «کار فیلم‌برداری بعد از ورود تکنولوژی دیجیتال راحت‌تر شده است. دوربین‌های دیجیتال دوربین‌های هوشمندتری هستند و چون همزمان با فیلم‌برداری می‌شود با کیفیت بهتری تصویر آن‌ها را دید، دست فیلم‌بردار و عوامل بازتر است و آزمون و خطای کمتری دارند. در سینمای دیجیتال، فیلم‌برداری همان سختی‌ها در نورپردازی، قاب‌بندی، ارتباط با کارگردان و بازیگر و غیره وجود دارد، فقط تفاوت این است که چون نتیجه کار را همزمان می‌توانی ببینی، کار سهل‌تر شده است. وقتی هم ویدئواسیست وارد سینمای ایران شد، ابتدا نسبت به آن موضع وجود داشت. اما ویدئواسیست باقی ماند چون به کارگردان این امکان را می‌داد که صحنه فیلم‌برداری شده را در قاب نهایی فیلم ببیند.»
مجید گرجیان معتقد است ورود دیجیتال کار در همه حرفه‌های سینما را راحت کرده است نه فقط در زمینه فیلم‌برداری. یعنی صدابرداری، گریم و … هم حالا راحت‌تر از قبل هستند: «دنیای دیجیتال روی موسیقی، روی هنر و روی همه زندگی ما تاثیر گذاشته است. در سینما هم تاثیر آن روی کار همه حرفه‌های سینما واضح است. کار صدابرداری هم از وقتی صدابرداری وایرلس شده راحت‌تر است و تنش‌ها کمتر. بوم‌من می‌تواند ۴۰ متر فاصله بگیرد، بدون این‌که دیگر نیازی به کابل کشیدن باشد. گریمورها در مونیتور اشکالات را می‌بینند و سریع رفع می‌کنند. از طرفی امکان تدوین همزمان هم ایجاد شده است. در فیلم «نیمرخ‌ها» که با خدا بیامرز ایرج کریمی کار می‌کردیم، همزمان تدوین هم انجام می‌شد و پنج شش روز بعد از تمام شدن فیلم‌برداری فیلم کامل شده بود. زمان فیلم‌برداری هم کوتاه شده و دیگر فیلم‌برداری یک فیلم عادی دوماه طول نمی‌کشد. از طرفی آن اطلاعات شیمی پیچیده‌ای که فیلم‌بردارهای قدیمی داشتند دیگر لازم نیست.»

دیجیتال و نگاتیو

اما آیا هرچیزی که با دیجیتال وارد سینما شد به حال آن مفید بوده است؟ یکی از انتقادات به سینمای دیجیتال، آفات مربوط به ساده شدن فیلم گرفتن است. بایرام فضلی کم‌توجه شدن گروه فیلم‌برداری و سهل‌انگاری را یکی از آفات دیجیتالیسم می‌داند. ایرادی که به خصوص عکاسان متوجه دوربین‌ها و عکاسان دیجیتال می‌کنند و معتقدند در دوران آنالوگ فشردن شاتر هزینه داشت و این هزینه و زحمت باعث می‌شد عکاس عکسش را از پیش در ذهن گرفته باشد. اما در دوران دیجیتال صدها عکس از یک صحنه گرفته می‌شود تا یکی خوب از آب دربیاید. فضلی درباره کم‌ شدن حساسیت گروه‌های فیلم‌برداری می‌گوید: «آن حساسیتی که برای تمرین می‌گذاشتیم به خاطر محدودیت نگاتیو، دیگر نیست. همه حواس‌شان جمع بود. الان اصطلاحی بین کارگردان‌ها و تهیه‌کننده‌های ما باب شده که برای من به عنوان فیلم‌بردار زجرآور است، می‌گویند تمرین را هم ضبط کن. هر دفعه از تمرین در یکی از قسمت‌ها سهل‌انگاری می‌شود. یک دفعه می‌بینیم بیست برداشت گرفته شده که در یکی حس بازیگر خوب شده و یک جا نور خوب است و کلا چون محدودیت برداشت نداریم، حواس‌ها جمع نیست. خیلی وقت‌ها برداشت‌های تازه ضرورتی ندارد و فقط باعث می‌شود وقت و انرژی هدر برود و خود به خود تمرکز گروه پایین می‌آید. همیشه هم تعدد برداشت‌ها به نفع فیلم نیست.»
بسیاری از فیلم‌برداران قدیمی درمقابل کار با دوربین کوچک دیجیتال مقاومت می‌کنند و آن را یک ابزار هنری نمی‌دانند. این مقاومت منحصر به سینمای ایران هم نیست. در دنیای سینما خیلی از مشهورترین فیلم‌سازان هیچ‌وقت با دیجیتال کنار نیامده‌اند. نه فقط از قدیمی‌ها، بلکه جوان‌ترهایی مثل کوئنتین تارانتینو، استیو مک‌کوئین و کریستوفر نولان هم هیچ‌وقت دوربین دیجیتال را به عنوان دوربین سینمایی نپذیرفته‌اند. آن‌ها معتقدند هنوز کیفیت تصویری که روی نگاتیو ثبت می‌شود با دوربین‌های دیجیتال ایجاد نمی‌شود. بسیاری از قدیمی‌های سینما اما نظری خلاف این دارند. تورج منصوری که از باسابقه‌های حرفه فیلم‌برداری است در گفت‌وگو با سایت هنر و تجربه می‌گوید: «باید خیلی آدم عقب‌مانده‌ای باشم که فکر کنم اگر به جای مداد به من قلم لیزری روی پد کامپیوتر بدهند دیگر نمی‌توانم با آن کار کنم یا مثلا اگر به جای دوربینی که در آن نگاتیو وجود دارد، دوربینی بدهند که عمل نگاتیو را روی سنسورهای الکترونیکی انجام و در هارد درایو ذخیره کند من نتوانم با آن فیلم بگیرم.» با این وجود منصوری هم نگران این است که جوانانی که تازه وارد عرصه فیلم‌برداری شده‌اند با ندیدن سختی‌های دوران قبل کار را آسان‌تر از چیزی که هست بگیرند: «فکر می‌کنم بچه‌هایی که الان دارند شروع به کار می‌کنند کارشان خیلی سخت‌تر است چون بدون زره وارد میدانی می‌شوند که اگر به حد کافی راجع به آن مطالعه نکرده باشند آسیب‌پذیرند. پس گیج و گم می‌شوند.»
دوربین‌های دیجیتال کوچک‌تر می‌شوند. بعد دوربین‌های کوچک‌شده هم باز کوچک‌تر می‌شوند. آیا آینده سینما در بی‌نیاز شدن از تجهیزات صدابرداری و نور و کابل‌های برقی که همیشه اطراف دوربین فیلم‌برداری و چراغ‌ها ولو هستند، خواهد بود؟ فیلم‌سازی تک‌نفره در سینمای مستند یا تصویر کارگردانی با موبایلی دوربین‌دار در دست به این حدس و گمان‌ها دامن می‌زند. مجید گرجیان در این‌باره می‌گوید: «فیلم ساختن با موبایل غیرممکن نیست اما من فکر می‌کنم همه نوع فیلمی را نمی‌شود با موبایل گرفت. شاید موردی فیلم‌هایی بسازند. مثلا می‌دانم که تورج اصلانی قصد داشت با آیفون شش فیلم بسازد. تکنولوژی دوربین‌های موبایل هم بالا رفته و حتی تا کیفیت ۴k می‌شود با این دوربین‌ها تصویر گرفت. شاید مثلا در «پریدن از ارتفاع کم» به خاطر ساده بودن اتمسفر فیلم بشود با موبایل فیلم گرفت اما این تصویر تخت است و در هر فیلمی جواب نمی‌دهد. در «پریدن…» حامد رجبی می‌خواست قصه‌اش را ساده و با کمترین دخالت وجوه بصری تعریف کند. تصویری که با موبایل به دست می‌آید تخت است مگر این‌که برای دوربین اکسسوری بسازند که در این صورت اندازه‌اش بزرگ می‌شود. مثل دوربین بلک مجیک که کوچک است اما وقتی تجهیزاتی به آن متصل می‌شود حجم یک دوربین بزرگ را پیدا می‌کند.»

سینما در دومین قرن تولدش هنوز در حال تکامل است. زمانی صدا به آن اضافه شد. بعد رنگ وارد سینما شد و بعد هم پرده عریض، صدای دالبی، دوربین‌های دیجیتال و بدون نگاتیو آمدند. بعضی از این ابداعات برگشت‌ناپذیر بودند و برخی فقط در دوره‌ای رواج پیدا کردند و به سینما کمک کردند. امروز بازگشت به سینمای صامت قابل تصور نیست، اما فیلم‌ها دیگر با قاب عریض به نمایش درنمی‌آیند و فیلم‌های سه‌بعدی سینما را تسخیر نکرده‌اند. آیا آینده سینما در دوربین دیجیتال است و به قول بایرام فضلی «کار نگاتیو تمام است؟»