هنر و تجربه – قاسم فتحی: جلسه نقد و بررسی فیلم سینمایی «پرویز» عصر روز شنبه هفتم آذر با حضور مجید برزگر کارگردان فیلم و علی علایی مننقد سینمایی در سالن شماره پنج پردیس سینمایی هویزه مشهد برگزار شد. جریان سینمای مستقل و البته صحبت از بزرگان سینما در کنار منابع الهام کارگردان برای ساخت این فیلم محور بحث تماشاگران با کارگردان بود.

اگاهانه درباره شهرنشینی فیلم نساخته‌ام
مجید برزگر در ابتدا درباره مقوله شهرنشینی و سه‌گانه‌اش صحبت کرد: «پیداست که مختصر علاقه‌مندی به شهر و شهرنشینی داشته‌ام. من در شهری زندگی می‌کنم که متعلق به آن نیستم ولی نیمی از عمرم را آ‌ن‌جا گذرانده‌ام. بنابراین به عنوان ناظری از بیرون می‌توانم به تهران دقیق خیره شوم و آدم‌ها را نگاه بکنم. ممکن است به شیوه متفاوتی – و این را با احتیاط می‌گویم – آن‌طور که خودم دوست دارم نگاه کنم. هر سه فیلم‌ام را از این منظر ساختم. فیلم سوم‌ام هنوز در ایران اکران نشده است ولی قصه آن هم درباره یک پیرمرد است و آن هم در شهرکی در تهران می‌گذرد. به نوعی فیلم آخرم تکمیل‌کننده یک سه گانه است. فیلم اول(فصل باران‌های موسمی) درباره نوجوانی ۱۶ساله بود، پرویز را هم که دیدید درباره یک مرد پنجاه ساله بود و فیلم سوم هم درباره یک پیرمرد ۸۴ساله روایت می‌شود. این را هم بگویم که وجود «شهرک» در فیلم‌هایم چندان آگاهانه نبود. من فیلم‌نامه سوم را که نوشتم، متوجه شدم که یک خط و ربط مستقیمی بهم دارند. گفتم حالا می‌شود به عنوان یک سه‌گانه به آن نگاه کرد. خودم از این موضوع مطمئن نیستم ولی خب باید دید مخاطبان هم می‌توانند به این نتیجه برسد یا نه.

درادامه رضایی(مجری و کارشناس جلسه)  عنوان داشت  خط سیری که پرویز از یک مرد دست و پا چلفتی و حتی توسَری‌خور در فیلنامه طی می‌کند و بعد تبدیل می‌شود به آدمی عصیانگر به درستی طی شده یا نه؟  مسئله مهم اینجاست که او به شدت باهوش این کارها را می‌کند. چون  اگر دقت کرده باشیم پرویز هر وقت می‌خواهد عملی را مرتکب شود یا در لحظه این کار را می‌کند یا از قبل درباره‌اش فکر می‌کند.

علایی در این باره گفت : «در مورد فیلم پرویز نقدهایی زیادی نوشته شده است و بخش عمده این حرف‌ها و نقدها درباره شخصیت پرویز است؛ اینکه چه مقدار رفتارش منطقی بوده است.من می‌خواهم اینجا بحثی را درباره تفاوت میان رفتار و کُنش بکنم. یک نکته دیگر اینکه اساسا علاقه‌مندان به برنامه هفت همان طور که جمعه شب مشاهده کردند باب نقد این فیلم تازه باز شده است! به نظرم این بحث‌ها دیگر درباره فیلم فایده نخواهد داشت. با آقای برزگر هم که صحبت می‌کردیم ظاهرا ایشان داشتند مجموعه‌ای را درباره نقدهایی فیلم جمع‌آوری می‌کردند و بعد دیدند که حجمشان خیلی می‌شود. خوشبختانه پرویز از آن فیلم‌هایی بوده که بسیار مورد استقبال منتقدین و نویسندگان معتبر قرار گرفته بود. نقد مرحوم ایرج کریمی جز آخرین‌ نقدهایی بود که درباره این فیلم نوشته شد.»

پرویز به هیچ عنوان آدم دست و پا چلفتی نیست

علایی ادامه داد:«نباید پرویز را یک آدم دست و پا چلفتی و خنگ به حساب بیاوریم. پرویز در یک بزنگاهی و با تصمیم پدرش به نوعی از نظر روحی و روانی تحریک می‌شود. فیلم در همان پلان‌های اول دنیای پرویز را معرفی می‌کند. یک دنیای یکنواخت، دَوّار و کسالت‌آور را نشان می‌دهد. این لزوما به این معنا نیست که او آدم دست و پا چلفتی و با ضریب هوشی پایین است. فیلم در همان اولین پلان شرایط حاکم بر پرویز را نشان می‌دهد. پرویز هیچ کار بیهوده‌ای انجام نمی‌دهد و برعکس در کوچکترین و جزئترین کارها دخالت می‌کند. او با دقت و احساس مسئولیت رفتار می‌کند. پرویز حتی به آن دختر می‌گوید که به پدر بگو چرخ‌های ماشینش کم‌باد شده و حواسش باشد. نگران آسانسور است، حتی توی رخشوری هم به پیرمرد می‌گوید این دو قلم را با هم توی ماشین انداخته‌ای، لباس‌ها را خراب می‌کند. این آدم واقعا ضریب هوشی پایینی ندارد. منتها این وسط توی روابطش با دیگران و براساس آن چیزی که با آن مواجه می‌شود، رفتار کنش‌مندانه‌اش  تبدیل می‌شود به رفتار کنش‌گرانه‌. ما هر کُنشی را رفتار می‌دانیم ولی هر رفتاری را کُنش نمی‌دانیم.از اینجا به بعد پرویز تصمیم می‌گیرد که کُنش‌گر بشود.»

می‌خواستم همه زوائید را حذف کنم

رضایی هم‌چنین درباره گذشته پرویز سوالاتی را مطرح می‌کند و اینکه آیا تعمدی در نشان ندادن گذشته او در فیلم وجود داشته یا نه.برزگر در پاسخ به این سوال می‌گوید:« رویکردم این بود که به اصل ماجرا برسم و زوائد را حذف کنم و احتمالا تماشاگر به فکر فرو برود و حدسی بزند. ما خیلی به سابقه ۵۰ساله زندگی پرویز را نیاز ندارم. آن چیزی که در فیلم به آن اشاره می‌شود به نظرم کفایت می‌کند. اینکه نشان بدهیم این چیزی که شما می‌بینید ماحصل گذشته پرویز است، فکر کردم که لازم نیست بخواهیم کاملا نشانش بدهیم و فیلم به اندازه کافی همه چیز را می‌گوید.در سینما عده‌ای از کارگردان‌ها بودند که بیش از یک فیلمساز عمل کردند. مثل روبر برسون و اُزو. آنها در زمانه‌ای وارد سینما می‌شوند و کاری می‌کنند که بیش از چیزیست که ما از سینما انتظار داریم. بله من ازاینها تاثیر گرفتم و اصلا چه کسی هست که بگوید از این بزرگان چیزی یاد نگرفته است. اینها دقیقا کاری را با سینما کردند که نیما با شعر کرد.»

برزگر همچنین به مصائب ساخته شدن پرویز اشاره می‌کند:« آن چیزی که شما امروز روی پرده سینما دیدید همه توان و زور من نبود. من فیلم را در ۲۲روز فیلمبرداری کردم؛ با نصف حقوق یک بازیگر مشهور. واقعا می‌گویم و هنوز حسرت می‌خورم. مثلا سکانس‌های خشکشویی که چند تا سکانس سخت فیلم هم هست، به خصوص آن صحنه قتل صاحب خشکشویی و باقی صحنه‌ها را من در یک روز فیلمبرداری کردم. چون خشکشویی فقط یک روز در اختیار من بود. طبیعتا خیلی بهتر می‌شد اگر دو یا سه روز فرصت داشتم.»

مگر من باید جواب نفهمیدن‌ها را بدهم؟

وی ادامه درباره برخی از بازخورده‌ها و انتظاری خود داشته گفت : من می‌فهمم وقتی فیلمی شبیه به پرویز می‌سازم حتما کسانی ناراحت می‌شوند و حرص می‌خورند. به هر حال غلط‌هایی هم در فیلم است که شما به هر حال آنها بر من می‌بخشید. ولی وقتی مخاطب فیلمی را دوست داشته باشد و با جهان فیلم ارتباط برقرار کند، دیگر آن چند اشکال را فراموش می‌کند. من به آقای فراستی احترام می‌گذارم ولی جمله اول نقد ایشان درباره پرویز این بود که« من این فیلم را نمیفهمم» خب مگر من باید جواب نفهمیدن شما را بدهم. ما واقعا وقتی فیلم را اکران می‌کردیم، با خودم گفتم باید از یک سالن نصف تماشاگران بعد از دیدن نصف فیلم از سالن خارج شوند. به هر حال این فیلم، فیلم خوشایندی نیست. ریتم و موضوع مهیبی دارد و من آماده بودم که نقدهای تند و تیزتری دریافت کنم.

به ندرت فیلمی مستقل با تکنیک و فرمی را پیدا می‌کنید که از جریان هنر و تجربه نبوده باشد

برزگر سپس از سینمالی مستقل حرف می‌زند و به منابعی که از آنها الهام گرفته اشاره می‌کند:«فیلم عمرم من«رزتا» اثر برادران داردن است. به نظر من داردن‌ها ادامه منطقی برسون هستند و می‌شود درباره آنها و سینمایشان کلی حرف زد. خواستگاه سینمای مستقل یکی از آمریکا می‌آید و دیگری از فرانسه. جالب است بدانید که سینمای مستقل آمریکا از استودیوها می‌آید و سینمای مستقل فرانسه از دولت! ولی ما هیچ کدامشان را نداریم. نه استودیوهایمان حاضرند به ما در ساخت فیلم کنند و نه دولت. بنابراین باید یک تعریف دیگری از سینمای مستقل در ایران داده شود. شاید بشود با تسامح به این سینمای گفت مستقل یا آلترناتیو یا همین هنر و تجربه؛ منظورم اکران هنر و تجربه نیست بلکه عبارت هنر و تجربه است. سینما خیلی زودتر همه کشورهایی که حالا در سینما مدعی هستند وارد ایران شد. اولین پلان‌های سینمای ایران از «مظفر‌الدین شاه» است و آن نگاه نگران مظفرالدین شاه به دوربین. این نگاه حاکمیتی متاسفانه از همان زمان تا به الان وجود داشته است. یعنی دولت هنوز می‌گوید من پولش را می‌دهم و آن چیزی که من گویم باید ساخته شد. به همین دلیل این سینما هیچ وقت دارای صنعت نشد. شما به ندرت فیلمی را پیدا می‌کنید که مستقل بوده، تکنیک و فرم و محتوایش هم خوب درآمده و جزو جریان هنر و تجربه نبوده باشد.»

برزگر -مشهد