هنروتجربه- قاسم فتحی: جلسه نقد و بررسی فیلم«دلتا ایکس» عصر روز شنبه در هوای سرد مشهد با حضور علیرضا امینی(کاگردان) مازیار فکری ارشاد(منتقد) و زهیر یاری بازیگر فیلم، در سالن شماره پنج سینما هویزه برگزار شد.

می‌خواستم ساختار جدیدی را تجربه کنم
علیرضا امینی کارگردان فیلم در ابتدا به رفت و برگشت‌های زیادی که در دوران فیلم‌سازی‌اش  داشته و ساختن فیلم‌های تجربی و تجاری اشاره کرد:« ساختار فیلم‌های من از همان ابتدا تا الان این بوده که هیچ وقت دوست نداشتم خودم را تکرار کنم. فارغ‌التحصیل تئاتر هستم و سینما را هم به جز دو بار دستیاری، به صورت تجربی آموخته‌ام. الان هم مشغول پیش تولید فیلم جدیدم هستم و در این فاصله فیلم دلتا ایکس را ساختم. از همان فیلم‌های اولیه‌ام دنبال تجربه کردن بودم. از فیلم‌های اولم مثل «نامه‌های باد» و بعد هم «استشهادی برای خدا» و بعد از آن هم «هفت دقیقه تا پاییز» و «انتهای خیابان هشتم» و فیلم آخرم «بلوک۹» که متاسفانه هنوز اکران نشده است. راستش این نوع فیلم‌سازی را جز ویژگی‌های شخصیتی خودم می‌دانم. من قبل از پیش تولید فیلم جدیدم می‌خواستم ساختار جدیدی را بین سینمای انتزاعی و سینمای اجتماعی تجربه کنم و برای همین هم این فیلم را ساختم.

دلتا ایکس را بدون توجه به دیگر فیلم‌های امینی نمی‌توان بررسی کرد
مازیار فکری ارشاد در ادامه تاکید می‌کند که برای پرداختن به فیلم«دلتا ایکس» حتما باید فیلم‌های قبلی امینی را بررسی کرد:« اگر بخواهیم نگاه اجمالی به سینمای او داشته باشیم، در واقع امینی تجربه‌های سینمایی زیادی داشته است. شروع کارش را کاملا می‌توان در حوزه سینمای تجربی دسته بندی کرد. فیلم‌های بعدیش تجاری بودند و این وسط‌ها هم سَری به سینمای تجربی می‌زد که به این فیلم می‌رسیم که نمی‌خواهم بگویم شاهکار است. اما نکته مهم اینجاست که سینمای ما دست و پای فیلم‌ساز را می‌بندد و به خاطر چهارچوب‌های پیچیده سینمای ایران خیلی‌ها مجبور می‌شوند، فیلم‌هایی بسازند برای این‌ که فقط در این سینما حضور داشته باشند. علیرضا هم این ریسک را داشته است؛ یعنی بعضی از فیلم‌هایش جنبه تجاری داشته ولی سینمای ایران کمتر به فیلم‌ساز اجازه می‌دهد آنچه را بسازد  که خودش دوست دارد. وگرنه تبدیل می‌شوند به یک سری اُپراتور که من از آن‌ها اسم نمی‌برم. اما واقعیت این است که برخی از فیلم‌سازهای ما هر فیلم‌نامه‌ای که به دست‌شان بدهی، همان را می‌سازند و البته شاید با کمترین ضعف و ایراد هم بسازند ولی در نهایت باید بگویم، سینمای ما این‌گونه پیش نمی‌رود. بلکه باید به گونه‌ای پیش برود که فیلم‌ساز فرصت ریسک کردن و خطرپذیری کردن و یا حتی شکست بخورد. گاهی وقت‌ها هم فیلم‌های بدی ساخته می‌شود ولی این را می‌توان از فیلم‌ساز پذیرفت. ولی فیلمی که مد نظر خودش نیست را واقعا هیچ طور نمی‌توان رفع و رجوع کرد. این را هم بگویم که همه تقصیر را نمی‌توان به گردن فیلم‌ساز انداخت. مناسبات و شرایط پیچیده‌ای در سینمای ایران وجود دارد به خصوص در بحث اقتصادی که گریبان سینمای ایران گرفته است. از این نظر فکر می‌کنم مجموعه کارنامه علیرضا امینی بد نیست که بررسی شود. طبیعتا ما برای صحبت کردن از یک فیلم اینجا هستیم ولی فکر می‌کنم «دلتا ایکس» را بدون مد نظر قرار دادن فیلم‌های قبلی علیرضا امینی نمی‌توان بررسی کرد.»

دلتا ایکس.مشهد

دستمزد دو بازیگر معروف به اندازه هزینه کل فیلم بود
امینی هم‌چنین در پاسخ به این سوال رضایی، مجری و کارشناس جلسه، درباره دلیل استفاده نکردن از چهره های شاخص در این فیلم توضیح داد:« به نظرم تنها راه‌حل نجات سینمای ایران همین«هنر و تجربه» است. در همه دنیا همین است. هر کجا سینمای تجاری به بن بست رسید و یا شکست خورده از سینمای تجربی وام گرفته اند. نمونه بارزش« ایناریتو» فیلم‌سازی مکزیکی که توسط هالیوود کشف شد و بعد به جایی رسید که به او اسکار هم دادند. در تک تک فیلم‌های او در عین داشتن نگاه تجاری، اما تجربه‌گرایی وجود دارد. شما در سینمای ایران می‌روید تا نهایت ببینید قصه فیلم جدید فلان فیلم‌ساز چیست. ولی ساختار فیلم همه به یک شکل است. اتفاقا من برای این فیلم دو بازیگر چهره آوردم ولی دستمزد آن‌ها به اندازه کل فیلم بود. در ثانی من نمی‌توانستم ریسک کنم چون از نتیجه کار با خبر نبودم. بنابراین ترجیح دادم از بازیگرهای تئاتری استفاده کردم. البته سینمای«ارزانی» که به آن اشاره دارم  الان دیگر شاید خیلی مصداق نداشته نباشد. چون من یک زمانی با سی یا پنجاه میلیون تومان فیلم می‌ساختم اما الان هزینه سینمای به اصطلاح «لوباجت» در ایران به چهارصد و پانصد میلیون تومان رسیده است.»
فکری ارشاد  هم در ادامه این بحث تاکید کرد:« سر و شکل این فیلم شبیه به فیلم‌های تجاری است البته نه به معنای بدش. می‌خواهم بگویم ویژگی این فیلم در این است که ما قرار نیست فیلم تجاری صرف ببینیم بلکه این فیلم، نوعی تجربه‌گرایی محسوب می‌شود. من مطمئنم اگر امینی دو بازیگر مشهور می‌آورد دلتا ایکس فیلم پرفروشی می‌شد.»

«بکر بودن» بازی برایم مهم است
امینی در ادامه پیرامون شیوه های کارگردانی خودش صحبت کرد:« من هیچ شیوه را به طور مطلق نمی‌گویم که خوب است یا بد است. خب با اینکه سر صحنه فیلم‌نامه دست بازیگر نمی‌دهم و یا اینکه خیلی از قصه باخبرش نمی‌کنم، لذت می‌برم. من نمی‌خواهم بازیگرم از آن«بِکر بودن» خارج شود چون داستان را کامل می‌دانم. یعنی می‌دانم که قرار است اول و وسط و پایان فیلم چگونه باشد، هرکسی سبک خودش را دارد. تجربه هم ثابت کرده که بازیگران بهترین برداشت‌هایشان همان برداشت اول و دوم است. وقتی تکرار می‌شود بازی مصنوعی از کار درمی‌آید. گفتم که رشته تحصیلی‌ام بازیگر تئاتر بوده است. بازیگری را هم نخوانده‌ام که واقعا بازیگر شوم. بلکه دنبال شناخت درست و شیوه صحیح بازی گرفتن بودم تا بتوانم فیلم بسازم. من از همان اولین فیلم‌هایم باز بازیگران غیرچهره زیاد استفاده کردم. چون بلدم از آن‌ها بازی بگیرم. درواقع بازیگر خواندم برای تسلط روی این مباحث. این شیوه کارگردانی طبیعتا نقاط ضعف و قدرتی دارد و نمی‌خواهم بگویم که به طور مطلق این بهترین شیوه است.»
در بخش دیگری از این نشست امینی در پاسخ به سوالی درباره محتوای فیلمش گفت:« فکر می‌کنم آدم‌ها چه دروغ بگویند یا نگویند باز هم تنهایند. پس بهترین چیز این است که راستش را بگوید. انسان‌ها برای به دست آوردن چیزی هستند که آن‌ها را به آرامش برساند. ولی برای به دست آوردن این آرامش باید به کارهای غیراخلاقی متوسل شوند که یکی از آن‌ها دروغ است. خب شما برای به دست آوردن این آرامش دروغ می‌گویی و برای همیشه آرامشت را از دست می‌دهی. من در این فیلم دنبال نشان دادم همین مساله بودم.»

فضای دلتا ایکس جای شوخی نداشت
در ادامه این جلسه نوبت به زهیر یاوری بازیگر فیلم و از چهره‌های شناخته شده تئاتر رسید تا در رابطه با نوع بازی‌اش در این فیلم صحبت کند:« این دومین تجربه کار من با آقای امینی بعد از سریال «میلیاردر» بود. البته فضای فیلم «دلتاایکس» مثل کار قبلی خیلی جای شوخی نداشت. فضای پرتنشی بود و حتی شروع فیلم شروع تلخی است. آقای امینی خیلی روی ویژگی دروغ گفتن این شخصیت تاکید داشت و  اگر اشتباه نکنم دغدغه خودش هم در این فیلم پرداختن به «دروغ » بود. نمی‌دانم حالا این شاید تئوری خودش باشد که می‌گوید کسی که در نهایت صداقت باشد آخر آخرش تنها می‌شود. حالا این نظر خودش بود و به نوعی می‌خواست آن را تجربه کند. نقش من هم در این فیلم به گونه‌ای بود  که از سر خیرخواهی با دروغ‌هایم می‌خواهم همه چیز را به هم وصل کنم. خودِ موقعیت شاید کمی طنز آمیز به نظر می‌رسید.به هرحال  مدل آقای امینی در کارگردانی شیوه «بده بستانی» بود و اساسا برای کار با چنین کارگردان‌هایی، بازیگر هم باید این بِده بِستان‌هایی را داشته باشد. ما برای درآوردنِ این شخصیت، حالاتش و خیلی چیزهای دیگر کلی با همدیگر حرف زدیم و بعد هم به این نتیجه رسیدیم.»

عکس:حسام جمالی