هنر و تجربه: نشست خبری جشنواره سینماحقیقت با حضور محمدمهدی طباطبایی‌نژاد مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی از مهم‌ترین اخباری بود که در روزنامه‌های روز سه‌شنبه ۱۷ آذر انعکاس یافت. همچنان گمانه‌زنی درباره فیلم‌های شرکت‌کننده در جشنواره سینماحقیقت از موضوعاتی بود که مورد توجه مطبوعات قرار داشت. به خصوص که در این روز مشخص شد سرانجام رضا میرکریمی و مسعود کیمیایی، برخلاف داریوش مهرجویی، فرم شرکت در جشنواره فجر را پرکردند.

سه شنبه ۱۷ آذر اخبار مربوط به گروه هنرو تجربه و فیلم‌های این گروه هم در مطبوعات و خبرگزاری‌ها به چشم می‌خوردند. خبر حضور سومین فیلم مجید برزگر «یک شهروند کاملا معمولی» در جشنواره کرالا هند در روزنامه‌های آفتاب و صبا منعکس شد. فیلم جدید برزگر بعد از جشنواره شیکاگو همچنان به حضورهای بین‌المللی ادامه می‌دهد.

روزنامه اعتماد با یلدا جبلی کارگردان فیلم «داره صبح می‌شه» گفتگو کرده است. در این گفتگو که با عنوان «بی‌رحمانه فیلمم را تدوین کردم» به چاپ رسیده، جبلی به اعتماد گفته است: «خیلی دوست ندارم خودم و سینما را در فضای این تقسیم‌بندی‌های عام و خاص محدود کنم، من فکر می‌کنم، فیلم خوب به هر حال مخاطب خودش را جذب می‌کند و می‌تواند با انواعی از مخاطب ارتباط برقرار کند، البته فیلم‌های خوبی هم در تاریخ سینما هستند که به دلیل نوع نگاه‌شان و نوع قصه یا پرداختی که به طرفش می‌روند، بیشتر می‌توانند و البته می‌خواهند که مخاطب در اصطلاح حرفه‌ای‌تر یا متخصص سینما و یا مخاطب نشان گرفته خودشان را جلب کنند.»

یلدا جبلی در بخش دیگری از این گفتگو در پاسخ به مصاحبه‌‌کننده که درباره نقش حرفه او به عنوان تدوین‌گر در کار فیلم‌سازی پرسیده است می‌گوید: «از همان ابتدا دایم به خودم این تذکر را می‌دادم که “خیلی عاشق پلان‌ها نشو و فریب زحمت‌هایی که برای‌شان کشیده‌ای را نخور” و این تذکرها ظاهرا در زمان مونتاژ بیش از حد هم من را بی‌رحم کرد، جوری که الان فکر می‌کنم فیلم می‌توانست ۱۰ دقیقه‌ای بیشتر باشد و من خیلی بی‌رحمانه آن را تدوین کردم. قطعا کارگردانی از بابت خلق یک اثر از ابتدا تا انتها برای من خیلی جذابیت دارد. اما از نگاه تعریف شغلی تدوین‌گری با روحیه‌ام سازگاری بیشتری دارد، البته تدوین واقعا به شکل خلاقانه آن و به نوعی کارگردان دوم فیلم بودن را می‌گویم.»

ابوالفضل جلیلی هم در آستانه اکران فیلمش بعد از ۲۳ سال دوری از اکران، با روزنامه شهروند مصاحبه کرده است. جلیلی در این گفتگو می‌گوید: «زمانی که من این فیلم را ساختم، بسیاری از منتقدان به من اعتراض کردند، البته از آنها گله‌ای ندارم، چون شاید تنها فیلمسازی باشم که عاشق آپرکات (نوعی ضربه مشت در بوکس) هستم، یعنی زمانی که چیزی جلوی من سد می‌شود، کیف می‌کنم و می‌گویم «زندگی آغاز شد.» اما وقتی که درها یکی در میان باز می‌شود، احساس خنگی به آدم دست می‌دهد، ولی در‌ سال ١٣٧٠ منتقدان بسیار به من پریدند، البته اصلا ناراحت نشدم و حتی خوشحال شدم، زیرا وقتی که منتقدان من را می‌کوبند، لذت می‌برم و به خودم می‌گویم «پس دارند من را می‌سازند.» ولی احساس می‌کردم منتقدان، فیلم را متوجه نشدند و آن را می‌کوبند. از این مسأله کمی دلگیر بودم. در آن زمان گفتم «١٠‌سال بعد این فیلم را متوجه می‌شوید.» دقیقا ٨ ‌سال بعد زمانی که فیلم مجوز گرفت، منتقدان گفتند که «فیلم خوبی است.» گفتم «نه آن زمان که انتقاد کردید، ناراحت شدم و نه حالا از تعریف‌تان خوشحال می‌شوم.» درواقع در هر دو زمان خوشحال شدم.»

جلیلی در گفت‌وگو دیگری هم با خبرگزاری مهر گفته است:« فیلم  را سال ۱۳۷۰ به تهیه‌کنندگی محمدمهدی دادگو ساختم. در آن دوران اداره امور سینما به عهده محمد بهشتی و فخرالدین انوار بود که با نمایش فیلم مخالفت کردند .»

جلیلی با تاکید بر این‌که برای به ثمر رسیدن رقص خاک زحمت زیادی کشیده است، بیان کرد: «متاسفانه نتیجه این تلاش به درستی دیده نشد. به اعتقاد من سه فیلم «قلندر» ساخته واروژ کریم مسیحی، «نار و نی» ساخته سعید ابراهیمی فر و «رقص خاک» از بهترین فیلم هایی هستند که در حوزه عرفان در بعد از انقلاب ساخته شده است.»

کارگردان فیلم «گال» یادآور شد: «در همان زمان اعتراض های بسیاری به نمایش ندادن این فیلم کردم تا اینکه پس از ۹ سال مجوز نمایش فیلم در خارج از کشور داده شد و «رقص خاک» توانست در جشنواره های مختلف سینمایی شرکت کند اما همیشه یک تاسف عمیق داشتم که این فیلم توسط مخاطبان ایرانی دیده نمی‌شود.»