ماهنامه هنروتجربه – محمدرضا مقدسیان: یکی از مشکل ترین تصمیماتی که محمدعلی سجادی گرفته، تصویری  کردن حجم غلیظ حضور حمید سمندریان و هما روستا در فضای فرهنگ و هنر ایران و به طور خاص فضای تئاتر و سینمای ایران است. پرداختن به این حضور تاثیرگذار که باعث تربیت بیش از ۴ نسل از بازیگران و کارگردانان و درام نویسان ایران شده در دل یک فیلم مستند توان بسیار می طلبد. این همه در شرایطی است که صرفا بنای فیلم‌ساز پرداختن به برخی وجوه هنری این دو شخصیت فقید باشد. هنگامی که پای لایه های زیرین شخصیت و فکر و منش این اساتید به میان بیاید، باید پذیرفت که هر بخش از زندگی و تفکرات این دو به تنهایی قابلیت تبدیل شدن به یک اثر مستقل و پر و پیمان را دارد.
در همین ابتدا باید اذعان کرد که محمدعلی سجادی به واسطه بهره گیری از متریال بدیع و تازه و حضور حمید لبخنده به عنوان شخصیتی که آشنایی نسبی با دنیای ذهنی و کاری سمندریان و روستا داشته تا حدود زیادی در سر و شکل دادن به این اثر مستند موفق بوده است.
وجه بارز جذابیت «حمید هما»، گرتهبرداری از خاطرات و داده های کمتر بیان شده از زبان هما روستا و یا نمایش برخی ویدیوهای ویژه و خصوصی از زندگی این دو استاد فقید است و به بیان بهتر جدای از نقش کیفیت کارگردانی و شیوه تدوین اثر، خود داده ها و اطلاعات درون اثر و البته بیان این همه از زبان هما روستا به خودی خود قابلیت جلب نظر مخاطب را داراست.
در این میان کارگردان، مسیر سختی را پیش رو خواهد داشت؛ یا باید عطای حضور جدی در اثر و نقش آفرینی در مسیر وقوع صحنه و لحظه ها را به لقایش ببخشد، و یا می بایست به سر و شکل و فرمی از زبان بصری برسد که زیر چتر جذابیت های ذاتی داده های بدیع فیلم و حضور پرحجم و معنادار هما روستا در اثر گم و کم رنگ نشود. محمدعلی سجادی راه دوم را برگزیده و البته در مسیر ثبت امضای خودش پای اثر، نتوانسته از پس کاریزمای حضور هما روستا و حمید سمندریان برآید. تلاش های فرمی، ترسیم و تلقین فضای ذهنی شخصیت برای مخاطب، تصویر ذهنی و خاطره بازی و تصویرسازی ذهنی، بازسازی نمادها و نشانه ها با هدف قراردادن سوژه در موقعیتی که رنگ وبوی گذشته دارد و شیوه تدوین این اثر مؤید تلاش کارگردان برای نقش آفرینی بیشتر در ساخت اثر و خارج شدن از نقش ثبت کننده صرف وقایع است، که البته چندان موفقیت آمیز هم نبوده است.
«حمید هما» به مدد حضور حمید لبخنده و به واسطه آشنایی و معاشرت مدام او با حمید سمندریان و هما روستا توانسته تا میزان زیادی زوایای نامکشوف و کمتر مطرح شده کار و فعالیت اجتماعی هما روستا و حمید سمندریان را بیان و تصویری کند. جنس نقش آفرینی سجادی و لبخنده در ساخت این مستند اما کارکردی دوگانه دارد: از یک سو حضور لبخنده به عنوان تسهیل کننده مسیر انتقال اطلاعات برای آشنا شدن مخاطب با زوایای مختلف فکر و روح هما روستا و حمید سمندریان، عمل می کند و باعث می شود که داده های درون فیلم با کمترین میزان زائده به مخاطب منتقل شود، در کنار این حضور واضح سجادی در مقابل دوربین جنسی از کارگردانی‌شدگی و دست بردن در مسیر حرکت فیلم را به شکلی عیان و فاصله گذاری شده به تصویر می کشد. وجه دوگانه این جنس حضور آنجا معنا می یابد که «حمید هما» به واسطه این شکل از اجرا تبدیل به اثری شده که حضور کارگردان و هدایت بحث به سمت مشخص، صادقانه نمایش داده شده است و از سوی دیگر این حضور بی واسطه باعث ایجاد حس خودی  بودن و دور ماندن از اغراق شده است. به بیان بهتر، جنس حضور کارگردان و حمید لبخنده در اثر باعث دست بردن در جریان طبیعی پیش  برد کلام و روایت از سوی هما روستا شده و از سوی دیگر باعث حس راحتی و بی‌واسطگی میان مخاطب با فیلم گشته است که از نظر ایجاد قرابت برای مخاطب مثبت و از نظر هدایت شدن بحث های خالص روستا، منفی تلقی می شود. سجادی در «حمید هما» به دنبال این بوده که با تاکید، قرائت خودش از شخصیت و سرنوشت هما روستا و حمید سمندریان را ارائه کند و خب این جنس از حضور بصری در فیلم هم ریشه در همین میل و هدف دارد.
نخ تسبیح مستند «حمید هما»، ساخته محمدعلی سجادی، تصویری  کردن خاطرات و ذهنیات هما روستا از زندگی و همراهی اش با حمید سمندریان است. این به این معناست که سجادی و لبخنده تنها به واگویه های کلامی هما روستا رضایت نداده اند و در مرحله تدوین با تصویرسازی و میکس و مونتاژ تصاویر سعی در نمایش برداشت خودشان از ذهنیات هما روستا داشته اند. این همه در شرایطی است که باید پذیرفت این تصاویر و ذهنیات لزوما تطابقی با آنچه در ذهن هما روستا نقش بسته نداشته و صرفا تعاریف بصری سجادی در مرحله تدوین فیلم است. این همه در این جهت به کار بسته شده تا مخاطب صرفا شنونده داده های خام از سوی هما روستا نباشد و قدمی فراتر بنهد و با تصاویر ذهنی او همراه شود. این همه جدای از تصاویر آرشیوی از مراودات هما روستا و حمید سمندریان در زندگی شخصی یا حرفه ایست. مراد، تصاویر و فضاسازی های صوتی و بصری است که برای نمونه در ابتدای فیلم و در مرحله توصیف شرایط زندگی در روسیه توسط هما روستا بیان می شود. نمونه واضح آن جایی است که هما روستا از این می گوید که او را به بهانه اینکه در روسیه روی زمین و همه جا شکلات ریخته و در دسترس است، راضی به سفر کرده اند، اما وقتی آنجا رسیده متوجه شده که این همه فریبی بیش نبوده و بنا بر جلب رضایت او به هر قیمت بوده است. در این بخش سجادی با نمایش تصویر فروریختن سقف و دیوار یک خانه مثالی، سعی در انتقال دقیق تر ذهنیات همای خردسال می کند، فارغ از اینکه تصویر ذهنی هما تطابقی با این ذهنیت دارد یا خیر.
در انتها و به عنوان جمع بندی باید گفت «حمید هما» تلاشی ارزنده و دلپذیر است برای ثبت و ضبط زوایایی از زندگی و تفکرات حمید سمندریان و هما روستا به عنوان بخشی از میراث فکری و هنری جامعه ایرانی. تجربه خاطره بازی هما روستا با مخاطب و به یاد حمید سمندریان، تجربه ای نیست که از دست دادنش را بتوان تاب آورد.

نسخه pdf شماره بیستم ماهنامه هنروتجربه