هنرو تجربه:نشریه روزانه نهمین جشنواره سینما حقیقت، به بهانه برگزاری کارگاه «مستندبدون فیلم‌نامه» با«سیف‌الله صمدیان» گفت وگو کرده است. در مقدمه این گفت و گو،زهرا عزیزمحمدی می نویسد:« صمدیان در این گفت‌وگو تفاوت‌های سینمای مستند ایران با سینمای مستند جهان را برمی‌شمارد و به عنوان عضو شورای سیاست‌گذاری گروه «هنر و تجربه» درباره‌ تجربه یک ساله‌ اکران مستند سخن می‌گوید.» صمدیان در بخشی از این گفت وگو درباره محتوای کارگاه مستند بدون فیلم نامه و تاثیر آن تاکید می‌کند: «قرار نیست معجزه‌ای اتفاق بیافتد که فکر کنم با یک کارگاه در یک روز می‌توانم تحولی را در چند جوان ایجاد کنم. ولی می‌توانم نکاتی را که در تجربه‌ ۳۶ ساله‌ خودم به آن‌ها رسیده‌ام و در سال‌های اخیر هم امکان برگزاری این‌گونه ورک‌شاپ‌ها را در قاره‌ها و نقاط مختلف جهان داشته‌ام، به این جوان‌ها انتقال بدهم. جوان‌های ایرانی هم شاید بتوانند با این ذهنیت بنده که می‌شود سینمای مستند را که از دیدگاه خیلی‌ها مبتنی و پایه‌ریزی شده بر مبنای فیلم‌نامه و پژوهش است، جور دیگری ببینند. بنابراین روشی را توضیح می‌دهم که من خودم از ابتدای به کار بردن دوربین سوپرهشت در روزهای اول انقلاب شروع کردم و بعدها که فناوری دیجیتال آمد ادامه دادم و حالا با فرمت HD و ۴K سر و کار داریم، با سبک‌ترین و ارزان‌ترین وسیله‌های فیلم‌برداری پی می‌گیرم. قصد دارم به این جوان‌ها با نشان دادن نمونه‌هایی که از میان حدود سی چهل فیلم دو دقیقه‌ای تا یک ساعته آماده کرده‌ام، توضیح بدهم که چرا امثال من اعتقاد داریم می‌شود نوعی از سینمای مستند را کار کرد که احتیاجی به فیلم‌نامه‌ از پیش نوشته شده ندارد. تجربه‌های من در جغرافیای مختلف و فضاهای فکری و کاری متفاوت نشان می‌دهد همه‌ اتفاقات در لحظات جاری فیلم‌برداری به وقوع می‌پیوندد. اساسا اعتقاد این نوع فیلم‌سازی این است که بزرگ‌ترین، قوی‌ترین و موثرترین نویسنده‌ جهان، خود زندگی است. فکر نمی‌کنم هیچ انسانی با هر قدرت فکری و حتی بلوغی بتواند به یک دهم قدرت، ایجاز و اعجاز زندگی را داستان‌گویی و اتفاقات را واکاوی کند. برای همین فکر می‌کنم در این فرصت چندساعته‌ شیوه‌ دیدن را به جای نگاه کردن بررسی کنیم. در واقع تفاوتی را که این روش، چه در عکاسی و چه در فیلم‌سازی به وجود می‌آورد به دانشجوها و کسانی که به فیلم‌سازی علاقه‌مند، هستند با نشان دادن نمونه‌های انجام شده و به نتیجه رسیده (نه فقط در حد فکر و رؤیا) ثابت می‌کنم که چطور می‌توانند  اغلب ما به روزمرگی در نگاه مواجه شده‌ایم. من در کشورهای دیگر این ورک‌شاپ را به اسم «۲۴ معجزه در ثانیه» برگزار کرده‌ام.»
متن کامل این گفت‌وگو از نظرتان می گذرد.

وضعیت کیفی سینمای مستند ایران را نسبت به سینمای مستند در دنیا چطور ارزیابی می‌کنید؟
اوضاع سینمای مستند ایران درست مثل وضعیت خود ایرانی‌ها است. ملت ایران ملتی بغرنج، پیچیده، چند لایه و در موارد زیادی پر از طنز هستند بنابراین سینمای مستند ما هم بسیار شبیه به زندگی و فرهنگ ما است. سینمای مستند هر ملت و فرهنگی شبیه زندگی اجتماعی و شرایط سیاسی اقتصادی خودش است. از طرفی دیجیتال یک هدیه‌ آسمانی بود که برای همه‌ سینماگران جهان آمد. یعنی در هیچ سینمایی جای بیشتر یا مانعی اضافه‌تر برای فضای ورودش نبوده است. انقلاب دیجیتال برای کل بشریت امکاناتی آورد که شامل حال قاره‌ آسیا و ایران هم شده. ولی ویژگی‌های ملت ایران، به ویژه فیلم‌سازان ایرانی در رابطه با موضوعاتی که اطراف‌شان اتفاق می‌افتاده با سرعت و تنوع بیشتری نسبت به کشوری مثل سوئیس روی فضای مستندسازی آن تاثیر می‌گذارد. من همیشه می‌گویم که یک جوان سوئیسی در مقایسه با یک جوان سی ساله‌ی ایرانی باید ۳۰۰ سال عمر کند تا شاید بتواند این همه اتفاق را با این سرعت و تنوع و پیچیدگی‌های خاصش تجربه کند. بنابراین اگر بخواهیم سینمای مستند کشوری مثل ایران را با سینمای مستند کشورهایی مثل سوئیس مقایسه کنیم، تفاوت‌های زیادی دارد و به نظر می‌رسد سینمای مستند ایران جذاب‌تر و مقداری به زندگی ایرانی‌ها نزدیک‌تر است.

مهم‌ترین نقاط ضعف و قوت سینمای مستند ایران را چه می‌دانید؟‌
به نظر من نقاط ضعف در وهله‌ اول به خود مستندسازان برنمی‌گردد. عدم امکان ارائه‌ مستندها همیشه نقطه‌ ضعف اساسی سینمای مستند ما بوده است. چون در هر کشوری بزرگ‌ترین بستر و فضایی که سینمای مستند هم در تولید و هم در پخش دارد، تلویزیون آن کشور است و در ایران متاسفانه تلویزیون همیشه از جامعه عقب بوده و زندگی واقعی مردم بسیار بسیار اندک در آن امکان نمایش دارد. در سینمای مستند ما با این‌که این اواخر تلاش‌هایی می‌شود که کارهای ساخته شده امکان نمایش، یا فکرهای ساخته نشده بتواند امکان تولید پیدا کند، اما باز هم از شرایط ایده‌آل ارائه و اکران سینمای مستند بسیار عقب‌ هستیم. به همین دلیل من نقطه‌ ضعف اصلی را در مسوولین تلویزیون می‌بینم که طبیعتا بخشی از آن به امور سینمایی و مرکز گسترش هم برمی‌گردد که هنوز با واقعیت، عمق و قدرت سینمای مستندی که می‌توانیم داشته باشیم، فاصله‌ زیادی دارد.

با توجه به اینکه شما عضو شورای سیاست‌گذاری «هنر و تجربه» هستید، اکران فیلم‌های مستند در سینماها را چطور ارزیابی می‌کنید؟ گروه «هنر و تجربه» چه برنامه‌ها و استراتژی‌هایی را برای آینده در نظر دارد؟
اصلا فلسفه‌ وجودی این گروه سینمایی امکان نمایش فیلم‌هایی بود که به هر نحو و دلیلی امکان نمایش نداشتند. طبیعتا یکی از بخش‌هایی که در مورد اکران‌شان غفلت شده بود، فیلم‌های مستند است. ما در یک سال گذشته با بضاعت فکری، مالی و سایر امکاناتی که لازمه‌ این کار است داشتیم، توانستیم برنامه‌ریزی کنیم و کاری کنیم که هم خودمان و هم جامعه‌ سینمایی کشور بپذیرد که می‌شود فیلم مستند را اکران سینمایی کرد و حتی می‌توان به فروش‌هایی دست پیدا کرد که نسبت به بدنه‌ سینمای مستند غیرقابل تصور بود. به همین دلیل واقعا جای خوشحالی دارد که اکران فیلم‌های مستند به شکل برنامه‌ریزی شده و جدی دارد انجام می‌شود. با این‌که از آنچه ایده‌آل ما است، فاصله‌ زیادی دارد. با این همه، اکران فیلم مستند هنوز در کلیت سینمای ایران و ذهنیت مردم جا نیفتاده است. کم‌کم باید مخاطبان و فیلم‌سازان به هم کمک کنند. حتی فیلم‌سازان باید یاد بگیرند که برای معرفی فیلم‌هایشان با این همه امکانات اینترنتی و فضای مجازی خیلی کارها می‌توانند بکنند. مثلا دو نمونه‌ خیلی خوب که می‌توانم بگویم فیلم‌سازان‌شان خیلی کمک کردند و جواب خوبی هم گرفتند، «شش قرن و شش سال» مجتبی میرتهماسب و «آتلان» معین‌ کریم‌الدینی بود. بسیار اهمیت دارد که این‌ها چگونه توانستند خودشان را خوب معرفی کنند و جواب درستی هم گرفتند.

به نظر من نقاط ضعف در وهله‌ اول به خود مستندسازان برنمی‌گردد. عدم امکان ارائه‌ مستندها همیشه نقطه‌ ضعف اساسی سینمای مستند ما بوده است. چون در هر کشوری بزرگ‌ترین بستر و فضایی که سینمای مستند هم در تولید و هم در پخش دارد، تلویزیون آن کشور است و در ایران متاسفانه تلویزیون همیشه از جامعه عقب بوده و زندگی واقعی مردم بسیار بسیار اندک در آن امکان نمایش دارد

به نظر شما جشنواره‌ «سینما حقیقت» چه ضعف‌ها و قوت‌هایی دارد؟ و اصولا چه توقعاتی از برگزاری جشنواره‌ «سینما حقیقت» دارید؟
از زیباترین کارهایی که در کشورمان شد، برگزاری جشنواره‌ «سینما حقیقت» بود. چون کشور ما به شکل خاصی در دنیا با مسائل برخورد می‌کند؛ به ویژه به خاطر موقعیت استراتژیکی که داریم و بعد از انقلاب اتفاقات خاصی افتاده و به نظر می‌آمد مناسبات پیدا و ناپیدای خبری ما با دنیا تغییر کرده است. مجموعه‌ این اتفاقات، باعث شده ایران جایگاه و مرکزیت خوبی برای سینمای مستند در دنیا پیدا کند. نمی‌گویم خیلی موفق بوده‌ایم اما به نظر من موقعیت جشنواره‌ بین‌المللی «سینما حقیقت» تا الان بد هم نبوده است. طبیعتا ما باید از این به بعد کمی واقع‌بینانه‌تر برخورد کنیم و امکان حضور خیلی از فیلم‌هایی را که می‌توانستیم داشته باشیم، فراهم کنیم. ما با مسائل تکنیکی مشکل چندانی نداریم، چون سیستم‌های دیجیتالی پخش هم در این اواخر به سینماها داده شده است. فقط می‌ماند نوع نگاه ما به دنیا و برخوردی که می‌توانیم با سینمای مستقل مستندسازی در دنیا داشته باشیم.

به نظر شما تعاملات بین‌المللی چقدر در پیشرفت سینمای مستند ما موثر است؟
طبیعتا وقتی برای سینماگر ایرانی مسجل شود که رقابت در عرصه‌ کره خاکی، چه از طرف غربی‌ها و چه از سمت ما سالم و بدون سیاست‌زدگی اتفاق می‌افتد، امنیت خاطر فیلم‌ساز به او حس اعتماد واقعی‌تری می‌دهد. این حس منجر به این نگاه می‌شود که اگر رقابتی هست، رقابت با شاخص‌ترین فیلم‌سازان جهان است و اگر آن‌ها را در کنار خودش ببیند و داوری منصفانه‌ای انجام شود، طبیعتا حتی شکست‌هایش هم باعث خشنودی درونی او می‌شود. چون می‌فهمد کجای سینمای مستند جهان قرار گرفته است.

به نظر شما مهم‌ترین استراتژی‌هایی که مرکز گسترش سینمای تجربی باید برای آینده‌ سینمای مستند ایران پیگیری کند، چه موارد هستند؟
این مرکز نباید مانند تلویزیون بترسد. اگر بگذارد واقعیت زندگی مردم هر چقدر درست‌تر و واقعی‌تر به صورت فیلم و سند دربیاید، هم تاریخ به شکل سالم‌تری نوشته می‌شود، هم مردم راغب می‌شوند به دیدن این فیلم‌ها بیایند و هم هنرمند غرور و شخصیت بیشتری را در خود احساس می‌کند که می‌تواند تا انتهای مقصدش سالم و بدون مزاحمت‌های رایج پیش برود.