هنروتجربه :فیلم حمید هما یکی از فیلم های هنرو تجربه است که با حضور هنرمندان و علاقمندان به هنر سینما در ساعت ۱۷ بعدازظهر ۳۰ آذرماه و در آخرین روز پاییز در تالار سوره حوزه هنری استان اصفهان به نمایش درآمد.
به گزارش خبرنگار هنروتجربه از اصفهان، این فیلم مستند به کارگردانی، تهیه کنندگی و نویسندگی محمدعلی سجادی و با حضور زنده‌یاد هما روستا و حمید لبخنده بتولید شده است.
در این فیلم هما روستا به همراه حمید لبخنده که یکی از شاگردان زنده‌یاد حمید سمندریان همسر هما روستا است دوران کودکی تا جوانی خود را روایت می کند این فیلم در ادامه به نمایش آخرین سالگرد تولد حمید سمندریان می‌پردازد.
فیلم روایت هما روستا از دوران کودکی‌اش است، از زمانی که با دو خواهرش به جنگل‌های شمال می‌رود و قارچ و میوه می‌چیند و لحظات شیرین کودکی را به یاد می آورد.
پس از نمایش فیلم در یک استراحت کوتاه به همت انجمن سینمای جوانان اصفهان با حضور هنرجویان این انجمن مناسبت شب یلدا، مدعوین با هندوانه و انار و میوه های یلدایی پذیرایی شدند.
فیلم ۱۰۰ دقیقه‌ای حمید هما در حالی اکران شد که برخی از مخاطبان و علاقمندان پس از پایان  فیلم تعدادی از تماشاگران  سئوالاتی را مطرح کردند و محمد علی سجادی به همراه حسام مقامی‌کیا ب(منتقد مهمان) به روی سن حاضر شدند تا علاوه بر پرداختن به موضوعات درونی و برونی فیلم  به سوالات مخاطبان نیز پاسخ دهند.

یادی از زاون قوکاسیان
کارگردان فیلم با بیان اینکه اصفهانی‌ها زرنگ هستند و ما را در شب یلدا برای اکران این فیلم به اصفهان کشانده‌اند، اظهار کرد: بسیار عالی است و من خوشحالم که در چنین شبی در کنار هنرمندان جوان سینمای انجمن سینمای جوان اصفهان هستم . شایسته است که یادی کنم از زاون قوکاسیان هنرمند و منتقد سینمای ایران که از او خاطره‌های بسیاری دارم.
سجادی ادامه داد: در سال ۱۳۶۵ برای ساخت فیلم «چون باد» اولین فیلمی که به لهجه غلیظ اصفهانی ساخته شد و آن را در اصفهان تولید کردم با زاون بیشتر آشنا شدم و او سبب خیر شد تا من در دانشگاه سوره این شهر تدریس کنم.
کارگردان حمید هما تصریح کرد: خوشحالم که در شب اناری یلدا برای تماشای حمید هما قدم رنجه کردید و بر من منت نهادید.
آغاز از روایت های خطی
مقامی‌کیا هم که به عنوان منتقد در کنار سجادی قرار گرفته بود عنوان داشت: انتخاب‌ها در این فیلم نکته مهمی است که باید به آن توجه کرد. انتخاب‌های متعددی که برای فرم و محتوا وجود دارد. این فیلم از روایت های خطی آغاز می‌شود و در ذهن کارگردان شیوه‌های دیگری وجود دارد که نحوه روایت را غیرخطی می‌کند.
وی اضافه کرد:از سوی دیگر فرمی در نحوه تصویربرداری دیده می‌شود. به این صورت که در برخی از موقعیت‌ها دوربین ثابت است و در برخی دیگر سیار و در حرکت است. همه این موضوعات با هم مرتبط هستند.
مقامی‌کیا ادامه داد: ممکن است برای حاضران این سوال به وجود آید که وجود حمید لبخنده در کنار روستا ضرورتی ندارد و با حذف سوال‌ها از سوی لبخنده هما روستا می‌تواند روایت را بدون نفر دوم بازگو کند. این انتخاب کارگردان بوده است که فیلم را یک نفره یا چند نفره روایت کند و میان گزینه‌های موجود به این موضوع رسیده است که روایت دونفره باشد.
سجادی در پاسخ به مقامی بیان کرد: قرار بود با روستا در سال ۸۴ سر فیلم « شوریده » کار کنم و نشد. گاهی ما موضوعاتی را به خودمان دیکته می کنیم. در سال ۹۲ که روستا در دوران نقاهت به‌سر‌می برد با برگزاری نکوداشتی از او تجلیل‌شد و پیشنهاد شد که اثری ۸ دقیقه‌ای تولید شود. هما روستا سه نفر را برای تولید فیلم پیشنهاد داد که یکی از آن‌ها من بودم. یک هفته بیشتر فرصت نداشتم چون هماروستا می‌خواست به آلمان برود و من در این فرصت کوتاه با لبخنده که یکی از شاگردان سمندریان بود ارتباط برقرار کردم و از او خواستم تا مرا کمک کند. تصویربرداری این فیلم ۸ جلسه طول کشید ولی تدوینش یک سال زمان برد.
وی تصریح کرد: ساختمان فیلم به صورتی است که باعث شد خودمان سوژه را کشف کنیم و با پس زمینه‌ای که داشتیم این اتفاق افتاد. حضور لبخنده بخشی از این سوژه است.

سجادی اصفهان - مقامی‌کیا
سینمای تجربی، تجربه گرایی می خواهد
مقامی‌کیا با بیان اینکه سینمای تجربی، تجربه‌گرایی می‌خواهد، خاطر نشان کرد: آقای سجادی نقاش و شاعر است . در حمید هما غلظت شاعرانگی می‌توانست بیشتر باشد اما این اتفاق نیفتاد و این پتانسیل را داشت اما آنچه در این فیلم دیده شد پرهیز پلان‌ها از این موضوع بود.
سجادی در پاسخ گفت: اگر قرار باشد شاعرانگی جوهر و مکاشفه باشد نمی‌توان به صورت آشکار از این ابزار در شعر استفاده کرد در حالی که وجود برگ‌های پاییزی، آب‌های روان، رود و جوی آب، گربه و کلاغ تا حدی رسیدن به این شاعرانگی است.
او اذعان داشت: مبنای فیلم حمید هما زاویه دید زنی به نام هما روستاست که خاطرات خود و همسرش را بیان می‌کند و من تابع یک سوژه بودم. گاهی اوقات ما موضوعی داریم و می‌خواهیم فیلمی را تولید کنیم اما در این فیلم من تابع سوژه بودم. من می خواستم واقعیت را بیان کنم و سعی نکردم از این ساختمان جدا باشم. خلوت روستا را دوست داشتم و می خواستم این خلوت را از دورن ببینم نه از بیرون. انسان های دوست داشتنی درون فیلم که امروز در بین ما نیستند لطافت فیلم را بیشتر کرده‌اند.

مقامی‌کیا هم با اشاره طیف رنگی‌ای که سجادی در آثارش استفاده می‌کند عنوان داشت: شما از رنگ‌های تند و مخصوصا رنگ قرمز در اکثر فیلم هایتان استفاده کرده اید و همین جیغ بودن رنگ‌ها جذابیت خاصی به فیلم داده‌است.
سجادی با خنده پاسخ داد: من پرسپولیسی هستم و بارسلونا را دوست دارم. من هنگامی که به آلمان رفتم و رنگ های قرمز و نارنجی و زرد را در میان ماشین‌ها و خیابان‌های این کشور دیدم حالم خوب شد. انتخاب رنگ‌ها در برخی از فیلم‌ها آگاهانه و در برخی دیگر ناآگاهانه است . جریانی که در فیلم دیده می‌شود تابع ذهن روستاست. من نیز تابع جواب‌ها و بده بستان‌های روستا و لبخنده بودم. در فیلم زندگی جاری بود و روستا با بیان خاطرات کودکی اش احساس جاری بودن را به خوبی به مخاطب منتقل می کند.« من کودکم، بادبادکم، کو باد و کو آسمان».
در پایان این نشست هنری حاضران سوالات خود را بیان کردند و سجادی پاسخ داد. یکی از آنها پرسید: در این فیلم ۱۰۰ دقیقه‌ای بیشتر به زندگی هما روستا پرداخته شده بود تا حمید سمندریان و فیلم بیش از آن که «حمید هما» باشد به «همای حمید» بود.سجادی در پاسخ گفت: من باید ابتدا هما را بشناسم تا درباره حمید سخن بگویم و حمید را از زاویه دید هما به تصویر بکشم.
در انتها این نشست مقام نیا از سجادی خواست تا برای حسن ختام یکی از اشعار خود را برای حاضران بخواند و او چنین خواند.« چگونه در تابستان فرو می ریختیم و نرم نرم پاییز را می نوشتیم. اکنون تو در دست های من آب می شوی و این همه برف را خاموش می کنی».

سجادیاصفهان - حمید هما

برچسب‌ها: