هنر و تجربه: جلسه نقد و بررسی فیلم سینمایی «احتمال باران اسیدی» روز پنج‌شنبه ۳ دی در محل خانه هنرمندان تهران برگزار شد. در این جلسه بهتاش صناعی‌ها کارگردان فیلم، مریم مقدم همکار فیلم‌نامه‌نویس و بازیگر نقش مهسا، شمس لنگرودی بازیگر نقش منوچهر و حسام‌الدین مقامی‌کیا به عنوان منتقد و مجری جلسه حضور داشتند و به صحبت درباره فیلم «احتمال باران اسیدی» پرداختند.
حسام‌الدین مقامی‌کیا در شروع جلسه عنوان کرد ایرادی که خیلی‌ها به «احتمال باران اسیدی» می‌گیرند درمورد ریتم کند آن است. «واقعیت این است که ریتم هر فیلمی را منطق همان فیلم تعیین می‌کند. از آن‌جا که احتمال زیادی داشت در این جلسه هم سوالاتی در این‌باره مطرح شود این نکته را همین اول جلسه بیان کردم. به اضافه این‌که از اسم فیلم پیداست که چه چیزی می‌خواهد بیان کند. منوچهر رهنما در اوایل فیلم همیشه چتری در دستش دارد اما در اواخر فیلم دیگر چتر همراهش نیست.»
به عنوان اولین سوال حسام‌الدین مقامی‌کیا از کارگردان فیلم بهتاش صناعی‌ها پرسید فیلمش درباره چیست؟ بعضی‌ها تنهایی را تم اصلی این فیلم می‌دانند و بعضی دیگر رهایی را. صناعی‌ها در پاسخ به این سوال گفت: «تم اصلی فیلم ما تنهایی و بی‌پشتوانگی است که در دنیای امروز آدم‌های تنها و بی‌پشتوانه تبدیل به اقلیتی فراموش‌شده می‌شوند. خواستیم نشان بدهیم آدم‌های بی‌پشتوانه هم می‌توانند داستان را پیش ببرند. هرسه این شخصیت‌ها به نوعی بازنده  هستند، اما سه آدم بازنده هم می‌توانند درام بسازند.»
مریم مقدم که هم بازیگر و هم فیلم‌نامه‌نویس «احتمال باران اسیدی» است در جلسه حضور داشت و سوالی که مقامی‌کیا از او پرسید در رابطه با فیلم‌نامه بود. او پرسید به نظر می‌رسد بعضی جاها می‌شود شخصیت‌های جدیدی وارد کرد یا به شخصیت‌ها نگاه ریزتری انداخت. مقامی‌کیا از شخصیت رحیم‌آقا آشپز هتل نام برد که شاید می‌شد به او نزدیک‌تر از این شد. مریم مقدم در پاسخ گفت: «تم تنهایی خودش تعیین‌کننده است و همین تنهایی ایجاب می‌کند، آدم‌های کمتری حضور داشته باشند و زیاد فیلم‌نامه را شلوغش نکنیم. در بعضی داستان‌ها و سناریوها مهم است شناسنامه کاراکترها را بدانیم اما در داستان ما دانستن گذشته و پیشینه کاراکترها مهم نبود. می‌خواستیم سه نفر و آن هم در یک بازه زمانی کوتاه به هم برسند و نه این‌که این سه نفر چه کسی هستند و از کجا آمده‌اند. در این بازه زمانی کوتاه باید ارتباط این سه نفر را حس کنیم و آدم‌ها باید ملموس شوند تا این ارتباط قابل درک شود.»

نشست نقد احتمال باران اسیدی
حضور شمس لنگرودی از جذابیت‌های این مراسم بود و مجری جلسه سوالی از او نپرسید و خواست خود شمس با حاضرین صحبت کند. شمس لنگرودی شاعر و ایفاگر نقش منوچهر رهنما در فیلم از حاضرین تشکر کرد که در این هوای آلوده برای دیدن فیلمش حضور پیدا کرده‌اند و از مجری جلسه پرسید آیا باید از همین حرف‌ها بزند؟ بعد از این شوخی شمس لنگرودی، مجری جلسه پرسشی از او مطرح کرد که حضور او در عرصه بازیگری آیا به این معناست که گم‌شده‌ای دارد که در سینما آن را می‌جوید؟ شمس به این سوال پاسخ داد: «عرصه‌های مختلف هنری هرکدام امکاناتی دارند. شعر امکاناتی دارد و می‌توانید بگویید دلم به بوی تو آغشته است اما داستان امکانات دیگری دارد. شعر از کلیات صحبت می‌کند و داستان از جزئیات و در داستان با چهره‌های انسانی مواجه می‌شویم. سینما اما مجموعه‌ای از امکانات است. کشور ما تک‌محصولی است و از هنرمند هم انتظار داریم تک‌محصولی باشد. از من انتظار دارند فقط شعر بگویم.عده‌ای برای آدم‌ها حوزه استحفاظی تعیین می‌کنند. » شمس لنگرودی در ادامه به نمونه‌هایی مثل برتولت برشت، سهراب سپهری و فروغ اشاره کرد که در چند عرصه هنری و ادبی فعال بودند و موفق. شمس اضافه کرد: «از من می‌پرسند فکر نمی‌کنی با سینما به جایگاه خودت لطمه بزنی؟ وقتی آدم می‌میرد دیگر چه جایگاهی؟! جایگاهی که با یک فیلم لطمه بخورد، همان بهتر که نباشد!»
شمس لنگرودی ادامه داد: «شعر جزو مستغلات و زندگی من است. مثل این گوش و دهان من همراهم است و نمی‌توانم شعر نگویم. اگر من می‌خواستم نقاش یا مجسمه‌ساز بشوم توهم بود. اما حس کردم از عهده سینما برمی‌آیم و این جوان هم که مرا کشف کرد!»
حسام‌الدین مقامی‌کیا مجری جلسه از بهتاش صناعی‌ها پرسید طبعا شما توانایی‌های آقای شمس را مدنظر قرار دادید، اما این فرامتن، به معنای خوب کلمه، در فیلم حضور دارد. وقتی منوچهر به دوردست نگاه می‌کند ما فکر می‌کنیم این یک شاعر است که دارد نگاه می‌کند و این نگاه را عمیق‌تر از نگاه یک آدم عادی می‌بینیم. صناعی‌ها کارگردان «احتمال باران اسیدی» در جواب این نظر گفت: «انتخاب شمس لنگرودی به بک‌گراند او و شاعر بودنش ارتباطی نداشت. منوچهر یک کارمند اداره دخانیات است که هیچ‌وقت ازدواج نکرده و کلا در ارتباط با آدم‌ها مشکل دارد و ملاحظه می‌کنید که هیچ شباهتی به شخصیت واقعی آقای شمس ندارد. احساس کردم آنی در ایشان هست و در تمرین‌ها و دورخوانی‌ها هم دیدم خیلی خوب انتظاری که داریم را برآورده می‌کند و به نقش نزدیک می‌شود. من اگر روشنفکری را تصویر کرده بودم که از جامعه بریده و در یک جنگلی زندگی می‌کند، شاید استفاده از آقای شمس استفاده از فرامتن ایشان بود و دیگر خیلی حرف‌ها را لازم نبود بزنم چون حضور یک روشنفکر در نقش این حرف‌ها را می‌زد.»
حاضرین در جلسه هم سوالاتی پرسیدند. یکی از تماشاگران فیلم از مریم مقدم خواست درباره پیشینه کاری و هنری خود صحبت کند. بازیگر نقش مهسا در احتمال باران اسیدی در جواب گفت: «من در سوئد درس تئاتر خوانده‌ام و سال‌ها در تئاتر شهر گوتنبرگ کار می‌کردم. در ایران در هشت فیلم بلند نقش بازی کردم که اکثراً اکران نشده‌اند. »
همچنین از مریم مقدم پرسیده شد چرا شخصیت مهسا برخلاف چیزی که در فیلم گفته می‌شود حمله‌های عصبی داشته و یک ماه بستری بوده است و از درمانگاه مورد بستری شدن فرار کرده، اتفاقاً خیلی سلامت و مهربان و سرزنده است و کسی است که در نهایت می‌تواند منوچهر را نجات بدهد. مقدم به این سوال پاسخ داد: «کسی که حمله عصبی دارد همه ماییم. همه ما می‌توانیم یک جایی کم بیاوریم و در وضعیت حمله عصبی قرار بگیریم. در طول نوشتن فیلم‌نامه تحقیقاتی کردیم که درصد خیلی زیادی از دختران زیر سی سال ما به خصوص در شهرهای بزرگ در طول زندگی حمله عصبی داشته‌اند. حالا این‌که به پزشک مراجعه کرده‌اند یا خیر، بحث مجزایی است. اصلا حمله عصبی مگر چه چیزی است؟ به یکی مثل من که در وضع سلامت هستم آن‌قدر فشار عصبی و روانی وارد می‌آید که تنگی نفس می‌گیرم و ضربان قلبم بالا می‌رود و احتیاج به مراقبت پیدا می‌کنم. مهسا یک دختر دیوانه نیست. یک دختر معمولی است که الان هم قرص اعصاب می‌خورد.»

نشست نقد احتمال باران اسیدی

بهتاش صناعی‌ها در مورد کوتاه‌تر شدن فیلمش نسبت به نسخه‌ای که در جشنواره فیلم نمایش داده شد نیز گفت: «بله فیلم کوتاه‌تر شده. در همان پرده اول گفتگویی در مسجد بین منوچهر و یکی از اهالی داشتیم که اصلاحیه خورد و نصف آن سکانس باید کم می‌شد. اما بعدا دیدم که به نفع فیلم ما شد چون داشت اطلاعات می‌داد و این اطلاعات دادن‌ها از جنس فیلم ما نبود.»
حسام‌الدین مقامی‌کیا به این نکته اشاره کرد که اولین باری که در طول فیلم دوربین حرکت می‌کند زمانی است که منوچهر تصمیم می‌گیرد به تهران برود.این یک کد تصویری در طول فیلم است. صناعی‌ها هم به نداشتن موسیقی تا همین‌جای فیلم اشاره کرد و گفت بعضی کارگردان‌ها علاقه زیادی به بیان تصویری در فیلم دارند. من به این دسته از کارگردان‌ها خیلی علاقه دارم. فیلم‌سازانی مثل بلا تار که تا حد امکان از دیالوگ دوری می‌کنند و در سراسر «اسب تورین» او چندخط دیالوگ بیشتر نیست. در «مردی از لندن» هم همین‌طور. تارکوفسکی هم علاقه‌ای به داستان گفتن فقط از طریق دیالوگ نداشت. اما فیلمی که رابطه‌محور است باید دیالوگ‌های بیشتری داشته باشد.
از شمس لنگرودی پرسیده شد که چه نقشی را در سینما دوست دارد بازی کند و شمس جواب داد: « من بازی در نقش طنز را دوست دارم. درست برعکس این فیلم. البته طنزی که پشتش یک تراژدی باشد و زخمی بزند عمیق‌تر از انزوا. من همچون نقشی را دوست دارم.»
مقامی‌کیا ادامه داد اتفاقا این فیلم از طنز خالی نیست. «تکنیکی در این فیلم هست که ماجرایی را می‌شنویم  و بعد بلافاصله در تصویر عکسش را مشاهده می‌کنیم. مثلا منوچهر که می‌گوید حوصله دردسر ندارد و بعد کات می‌شود به حضورش در منکرات. یا آن‌جا که منوچهر کاوه را نصیحت می‌کند که نکش خیلی ضرر داره و بعد کات به جایی که هردو روی پشت‌بام دراز کشیده‌اند و حال منوچهر خوب نیست!»
اما علاوه بر بهتاش صناعی‌ها، مریم مقدم و شمس لنگرودی، یکی دیگر از بازیگران این فیلم هم در سالن حضور داشت که به علت محدودیت جا روی سن نرفته بود. پوریا رحیمی‌سام بازیگر نقش کاوه از داخل جمعیت میکروفون را گرفت و از حاضرین تشکر کرد و گفت جا هست اما کم است! من از همین پایین با شما صحبت می‌کنم. رحیمی‌سام از این‌که سالن برای دیدن فیلمی که با شرایطی سخت و باورنکردنی و کم‌هزینه ساخته شده پرشده است ابراز رضایت کرد و از حاضرین خواست اگر فیلم را پسندیده‌اند و چیز خاصی در آن می‌بینند حتما به بقیه هم توصیه کنند. چون فیلم‌هایی مثل «احتمال باران اسیدی» تبلیغاتی جز تماشاگران‌شان ندارند. رحیمی‌سام در ادامه روی صحنه آمد و حسام‌الدین مقامی‌کیا خطاب به او گفت: «من از شما در جشنواره سال پیش علاوه بر این فیلم، فیلم‌های ناهید و عصر یخبندان را هم دیدم. همکاران ما در جشنواره می‌گفتند این آقای رحیمی‌سام تا حالا کجا بوده پس. حتما پشتوانه‌ای پشت این حضور شما هست.» پوریا رحیمی‌سام در پاسخ گفت: «در این سال‌ها ایده‌آلم این بود که یک روزی مردم کاراکترهایی را به یاد بیاورند در فیلم‌ها که من بازی‌شان کرده باشم و بگویند چه بازیگر خوبی بود. سه چهارسال قبل اولین تجربه سینمایی من با فیلم «ضدگلوله» بود و در این سال‌ها تجربه تئاتر بیشتر داشتم. این شکل از بازیگری کم سروصدا برای من ایده‌آل است و علاقه‌ای به بازیگری از نوع اینجایی‌اش که همراه با پروپاگاندا برای گرفتن نقش است ندارم.»  ‌