هنر و تجربه –  سال‌هاست که رامبد جوان را به‌عنوان هنرمندی دغدغه‌مند نسبت به جامعه و محیط‌زیست می‌شناسیم. او بارها در برنامه«خندوانه» به مشکل بحران آب و تشکیل کمپین قطره‌قطره اشاره کرد. امسال بخشی در جشنواره برای مستندسازی در خصوص بحران آب در نظرگرفته شده بود و او معتقد است که باید به شیوه‌ای درباره بحران آب مستند بسازیم که همه آن را بشنوند و فراگیری آن در سطح گسترده باشد. جوان در بخش دیگری از صحبت‌هایش به موفقیت فیلم‌سازانی که با بودجه کم فیلم می‌سازند، اشاره می‌کند. متن کامل این گفت‌وگو در نشریه‌ روزانه نهمین جشنواره «سینماحقیقت» منتشر شده است.

چه برداشتی از آنچه به‌عنوان جریان سینمای مستند در ایران شناخته می‌شود، دارید؟

شاید چیزی که درباره آن صحبت می‌کنم، قطعی نباشد اما سینمای تجربی، فیلم‌سازان کوتاه و مستندسازان ما که بودجه‌های جدی برای کارشان اختصاص داده نمی‌شود و یاد گرفتند با بودجه کم فیلم بسازند، موفق‌ترند. معمولاً پول و بودجه‌های جدیِ بزرگ‌تراز جانب کسانی به این نوع فیلم‌ها اختصاص داده می‌شود که شناخت کمتری نسبت به حوزه‌ای در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند، دارند. سرمایه‌گذاران به دلیل در دست داشتن سرمایه تصور می‌کنند اجازه دخالت، نظر دهی و گنجاندن سلیقه خود را در فیلم دارند و این آسیب‌زننده است. در این میان شاید فیلم‌ساز هم اعتمادبه‌نفس کمتری برای پیشروی پیدا کند که یا به دلیل وجود سرمایه‌گذار است یا چون می‌داند که برای فیلم هزینه می‌شود، می‌خواهد تلاشی برای بازگشت سرمایه انجام دهد. بنابراین پروژه‌هایی که بودجه‌های شخصی و کوچک به آن اختصاص داده می‌شود، اصولاًموفق‌ترند.

باید از مدگرایی در ساخت فیلم فاصله بگیریم؛ به این معنی که در مقطعی در سینمای داستان‌گو، قصه‌گویی رئالیستی به سبک اصغر فرهادی مد می‌شود و در مقطعی هم نیمی از مستندها در فضای اجتماعی طبقه فقیر و… ساخته می‌شود ، اگر این مد بودن از ذهن بیرون برود، شرایط بهتر خواهد شد

کمبود چه نوع مستندهایی را در سینمای ایران احساس می‌کنید؟

اینکه چه نوع مستندی ساخته شود، بستگی به نوع نگاه آدم‌ها دارد و فکر می‌کنم مستندهای علمی و زیست‌محیطی کمتر می‌بینیم و ما در دورانی زندگی می‌کنیم که زمین در حال نابودی است. تصورم این است که باید به همه‌چیز بزرگ‌تر نگاه کنیم و این دیدگاه می‌تواند از یک نگاه جزئی به یک شیء شکل بگیرد که بر اثر آن برداشت‌های بزرگ‌تری از جهان و کائنات داشته باشیم. بشر امروز احتیاج به مستندهایی با زمینه علمی و ساختار هوشمندانه و جذاب برای عموم مردم دارد. این مهم است که مستند برای همه مردم تولید شود و لازم است که ابعاد مستندسازی آن‌قدر گسترده شود که مردم مخاطب آن شوند. به نظرم دوران سخت و عجیبی را در جهان می‌گذرانیم و مستندسازان می‌توانند برای ما روایت کنند که ما آدم‌ها با جهان خود و موجودات چه می‌ کنیم. فکر می‌کنم بیش از همه، جسارت و جرأت برای تجربه کردن چیزی که ممکن است هیچ‌کس روی خوش به آن نشان ندهند، کم شده است. همیشه باید جسارت وجود داشته باشد تا راه جدید باز شود. باید از مدگرایی در ساخت فیلم فاصله بگیریم؛ به این معنی که در مقطعی در سینمای داستان‌گو، قصه‌گویی رئالیستی به سبک اصغر فرهادی مد می‌شود و در مقطعی هم نیمی از مستندها در فضای اجتماعی طبقه فقیر و… ساخته می‌شود، اگر این مد بودن از ذهن بیرون برود، شرایط بهتر خواهد شد.

با توجه به اینکه تهیه‌کنندگی مستند در ایران با خطرپذیریِ فقدانِ بازگشتِ سرمایه همراه است، چه عاملی باعث شد تهیه‌کنندگی«بختک» را به عهده بگیرید؟

تهیه‌کنندگی فیلم«بختک» به شناختم از محمد کارت برمی‌گردد. قصد نداشتم  یک تهیه‌کننده مداوم در سینمای مستند ،باشم. فیلم قبلی محمد کارت«خون‌مردگی» را دیده بودم که خیلی خوب بود و علاوه بر این در فیلم«آزادی مشروط» حسین مهکام همبازی بودیم. در آن‌جا زمینه‌ای برای معاشرت و آشنایی بیشتر با او و ایده مستندش به وجود آمد. وقتی با ایده آشنا شدم، با کمال میل کمک کردم که«بختک» ساخته شود و یقیناً قصد تجارت نداشتم؛ چون بعدازآن هم هیچ اقدامی برای اینکه فیلم را به جایی خاص بفروشیم، انجام ندادیم. تهیه‌کنندگی این مستند برای کاری که کارگردان باتجربه‌ای دارد و درعین‌حال هزینه‌ها را کنترل می‌کرد، سخت نبود. برایم مهم بود که این فیلم ساخته شود و شاید تنها یک کمک دوستانه و فرهنگی بود.

در جشنواره فیلم حقیقت امسال بخشی برای بحران آب وجود داشت و با توجه به اینکه شما در خصوص بحران آب فعالیت‌هایی داشتید، نظرتان در خصوص فیلم‌سازی مستند درباره بحران آب چیست؟

اصولاً بحران آب به ما آدم‌ها و شهروندان از مصرف خانگی تا کشاورزی، کارخانه و… برمی‌گردد. همان‌طور که می‌دانید امکان عرضه مستند در طیف وسیع و به‌صورت گسترده وجود ندارد و اگر قرار باشد مخاطبان مستند‌های بحران آب محدود باشند، تأثیر چندانی ندارد. باید مستندی بسازیم که همه آن را ببینند و از تماشای فیلمی درباره بحران آب وحشت کنند.

مهم‌ترین ضعف و قوت سینمای مستند را در چه می‌بینید؟

به نظرم نقطه قوت سینمای مستند در این است که فیلم‌سازان تلاش می‌کنند مستقل کار کنند و به همین دلیل خلاقیت و جسارت بیشتری دارند و شاید تولیدات ما در سینمای مستند چشمگیرتر از تولیدات سینمای داستانی باشد.

 اگر قرار باشد مخاطبان مستند‌های بحران آب محدود باشند، تأثیر چندانی ندارد. باید مستندی بسازیم که همه آن را ببینند و از تماشای فیلمی درباره بحران آب وحشت کنند

آخرین مستندی که دیدید چه بود؟

من مستندی به نام«Bag It» دیدم که بسیار تکان‌دهنده و با ساختاری درست بود. این مستند درباره این بود که تولیدات و محصولات پلاستیک چه بلایی بر سَر زمین و آدم‌ها می‌آورد. این مستند برداشتی در ذهن مخاطب به وجود می‌آورد که بر اثر دیدن آن به وحشت می‌افتد و میزان تولید زباله و آلودگی صوتی ما آن‌قدر زیاد و حیرت‌انگیز است که باورمان نمی‌شود.