هنر و تجربه: «بودن یا نبودن» کیانوش عیاری بعد از ۱۷ سال  با حضور کارگردان برای یک نمایش تک‌سئانس در هنر و تجربه روی پرده سینما می‌رود.

«بودن یا نبودن» ساخته کیانوش عیاری در ادامه برنامه‌ای که در گروه هنر و تجربه برای نمایش فیلم‌های ارزشمند خارج از این گروه اجرا می‌شود، به نمایش درمی‌آید. نمایش تک‌سانس این فیلم در چارچوب برنامه «خارج از قاب» روز جمعه ۱۱ دی ‌ماه در سینما فرهنگ در سانس ساعت ۱۹ برگزار می‌شود.
نمایش این فیلم در شب سال نوی مسیحی صورت می‌گیرد. فیلمی که ارامنه به عنوان مهم‌ترین اقلیت مذهبی کشور در مرکز توجه آن هستند. «بودن یا نبودن» را کیانوش عیاری در سال ۱۳۷۷ ساخت و همیشه به عنوان یکی از بهترین‌ فیلم‌های او و یکی از بهترین فیلم‌های دهه هفتاد از آن نام برده می‌شود. در «بودن یا نبودن» مرحوم عسل بدیعی نقش اصلی را بازی می‌کند. نقش آنیک دختر مسیحی که نیاز فوری به عمل پیوند قلب دارد. آنیک به همراه پزشکش به بیمارستانی می‌روند که پسر جوانی به نام امیر که در شب ازدواجش طی نزاعی دچار مرگ مغزی شده را به آن‌جا آورده‌اند. خانواده امیر تصور می‌کنند او زنده است و راضی به پیوند نمی‌شوند. آنیک خود را به زحمت به خانه امیر می‌رساند اما دچار ناراحتی می‌شود و اعضای خانواده امیر او را به بیمارستان می‌رسانند…
نقش مادر آنیک را نیز مرحوم لوریک میناسیان بازی کرده است که خود از ارامنه و دختر آرمان بازیگر قدیمی بود و در سال ۸۳ بر اثر بیماری قلبی از دنیا رفت. کیانوش عیاری در این فیلم علاوه بر کارگردانی، نویسندگی فیلم‌نامه و تدوین و تهیه‌کنندگی را هم برعهده داشت. پرویز ملک‌زاده مدیر فیلم‌برداری فیلم بود و فرهاد شریفی، حسین ایل بیگی، نورعلی لطفی، مریم بوبانی دیگر بازیگران این فیلم بودند.

بودن یا نبودن

عسل بدیعی در زمان ساخت فیلم ۲۱ ساله و دانشجوی رشته تغذیه بود. او در گفت‌وگویی که هم زمان با اکران فیلم منتشر شد، درباره نقشش گفته است: «آقای عیاری می‌گفت خیلی سخت است که آدم زندگی‌ای را تجربه نکرده، بازی کند، اما همیشه احساس کن که قلبت بیمار است. یعنی تلقین می‌کرد و این تلقین باعث می‌شد آدم خودش را فراموش کند و موقع فیلم‌برداری در قالب نقش فرو برود. جالب این که گاهی، پس از پایان برداشت، واقعاً احساس تنگی نفس می‌کردم؛ به خصوص در فصل پله‌ها که چندین بار تمرین می‌کردم تا واقعاً حالت افسردگی و نفس تنگی به‌هم دست می‌داد. حتی به آقای عیاری می‌گفتم می‌ترسم آخرش به سرنوشت آنیک دچار شوم! تازه آن موقع به شدت درگیر امتحان‌ها بودم.»

برچسب‌ها: