هنر و تجربه: جعفر صانعی مقدم عضو شورای سیاست‌گذاری هنر و تجربه است و سال‌ها در مدیریت سینمایی سابقه دارد . او که سال‌ها مدیر کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی بوده است با ساختار و کارکرد شوراهای پروانه ساخت و  نمایش به خوبی آشنا است. نمایش فیلم‌های ویدئویی در بخش هنروتجربه جشنواره سی و چهارم فیلم فجر بهانه‌ای شد تا درباره وضعیت امروز آثار ویدئویی در سینمای ایران با او گفت‌وگو کنیم. 

با توجه به این‌که عمده آثار تصویری سینمایی ما دیگر به صورت نگاتیو فیلم‌برداری نمی‌شوند و دوربین‌های دیجیتال جای خود را باز کرده‌اند، به نظر شما چرا هم‌چنان در پروانه ساخت و البته بعد در جشنواره فیلم فجر این جداسازی بین فیلم‌های سینمایی با فیلم‌های ویدئویی صورت می‌گیرد؟
سوال خوبی است و ما سال‌هاست داریم این بحث را دنبال می‌کنیم.به نظر می‌رسد وزارت ارشاد باید در این زمینه بین فیلم‌های اکران با فیلم‌های غیراکران تفکیک قائل شود.یعنی آن‌هایی که برای شبکه نمایش خانگی آماده می‌شوند یا نمایش‌های موردی دارند و بلیت‌فروشی هم نمی‌کنند. تقسیم‌بندی به دو شاخه فیلم و ویدئو به نظر من اساس‌اش تقسیم‌بندی غلطی است و هرچه زودتر این تقسیم‌بندی را عوض کنند، بهتر است. در دوره‌ای حجم فیلم‌های ویدئویی ساخته شده زیاد بود ولی کیفیت استانداردی نداشت. اما در این سال‌ها ما که در هنرو تجربه فیلم‌ها را می‌بینیم، متوجه می‌شویم بعضی از این فیلم‌ها استاندارد خوبی دارند. از طرفی در سال‌های ۸۲ به بعد فیلم‌هایی که به بخش ویدئویی می‌آیند در صورتی که کیفیت خوبی داشته‌باشند و کارگردان هم متقاضی باشد، می‌توانندتوسط یک شورای سه نفره دیده و بعد به شورای بازبینی فیلم‌های سینمایی در ارشاد ارائه شوند. الان که هنر و تجربه تشکیل شده و بسیاری از فیلم‌های ده سال اخیر را دیده، از دو منظر می‌تواند به ارشاد کمک کند. یکی از منظر استاندارد این فیلم‌ها که مهم‌ترین مساله وزارت ارشاد بوده است.در واقع اکنون بخشی از باری که به دوش ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی بوده است هنر و تجربه به دوش می‌کشد و برمی‌دارد. با این کار از طرفی استعدادهایی را به سینمای ایران معرفی می‌کند و از طرف دیگر تکلیف حجم وسیعی از فیلم‌ها پشت خط مانده روشن می‌شود. به طوری‌که حالا اگر فیلمی از طرف هنر و تجربه رد بشود برای صاحبین فیلم این مساله محرز می‌شود که اثرش کیفیت لازم را نداشته‌ و در هرصورت باید نسبت به اکران آن قطع امید کنند. البته آن شورای سه نفره قوانین ممیزی را هم در نظر می‌گرفت اما در شورای هنر و تجربه به این موضوع توجه نمی‌شود. یکی از ماموریت‌های آن شورا این بود که کیفیت و استاندارد اثر را مورد توجه قرار دهد که هنر و تجربه هم همین کار را می‌کند. وقتی این شورا فیلمی را تایید می‌کند، یک امکان اکرانی هم البته به صورت محدود و در حد سالن‌های هنر و تجربه ،در اختیار فیلم قرار می‌گیرد. همین امکان می‌بینیم که باعث شده بعضی از فیلم‌ها چه رونقی بگیرد. فیلم‌هایی که سال‌ها به دلیل نداشتن سالن، دور از معرض نمایش بودن قرار گرفته‌اند، چه آن‌هایی که از ارشاد مجوز نمایش داشته اما نتوانسته سالن بگیرد، مثل «خواب تلخ» و چه فیلم‌هایی که عملا به خاطر این‌که با مجوز ویدئویی ساخته شده  بودند،فکر کرده‌اند نمی‌توانند با استقبال مخاطب در سالن مواجه شوند. من این موضوع را متوجه نمی‌شوم که اگر فیلمی می‌تواند با استقبال مخاطب در سالن روبه‌رو شود و مجوز هم دارد چرا ما باید در قید و بند اسم قرار بگیریم؟ آن هم اسم‌هایی که به نظر می‌رسد دیگر قدیمی شده‌اند. حتی در آن سال‌ها هم این اسم‌ها به نظرم تقسیم‌بندی خوبی نبودند. من سال ۸۲ تا ۸۴ مدیرکل نظارت و ارزشیابی بودم و آقای علم‌الهدی هم معاونم بود و به همین دلیل ما آن شورای سه نفره را درست کردیم و فکر کردیم این فیلم‌ها به دلیل این‌که انبوه ساخته می‌شود بعضاً شرایط نمایش در سالن اکران را دارد و به همین دلیل این شورای سه نفره را راه انداختیم که ورود از سینمای ویدئویی به اکران غیرممکن نباشد. مقاومت در برابر این ورود بعضی مواقع مربوط به مقاومت‌های  صنفی و امنیت شغلی است. بالاخره یک عده جدیدی به سینما می‌خواهند اضافه شوند. ولی اگر این آدم‌ها آدم‌های توانمندی باشند و در اکران محدود هنر و تجربه جواب گرفته باشند، چه اشکالی دارد به سینما اضافه شوند؟

 فیلم‌هایی که پروانه ساخت ویدئویی دارند را به لحاظ کیفی چطور ارزیابی می‌کنید؟ در این یکی دوسال فیلم خوبی بین‌شان بوده‌است؟
بله به طور قطع بوده. ما وقتی فیلم‌ها را در شورای سیاست‌گذاری هنروتجربه می‌بینیم به طور مشخص دنبال نمی‌کنیم که حالا این فیلم پروانه ساخت سینمایی دارد یا ویدئویی. جایی که تازه با این مساله مواجه شدیم در جشن خانه سینما بود که دیدیم تعدادی از این فیلم‌ها ظاهرا ویدئویی بوده‌اند. شاید خود آقای  علم‌الهدی دبیر شورا بداند اما در شورا  ما بدون اطلاع از این مساله، فیلم‌ها را دیده‌ایم. دلایلی باعث می‌شود فیلم ویدئویی ساخته شود و نمایندگان بخش خصوصی هم در این شورای پروانه ساخت حضور دارند. بعضاً به فیلم‌ساز جوان اعتماد کمی وجود دارد. سوال من این است که وقتی تفاوتی کیفی بین این دو دسته نیست، چرا باید تفکیک فیلم‌ها ادامه پیدا کند؟

تخصیص دادن بخشی به فیلم‌های ویدئویی در جشنواره فجر با جشنواره فیلم‌های ویدئویی یاس تداخلی ایجاد نمی‌کند؟
جشنواره‌ای مخصوص فیلم‌های ویدئویی می‌تواند هم‌چنان برای فیلم‌هایی که برای فضایی غیر از اکران ساخته می‌شوند ادامه داشته باشد اما با تغییراتی که در شکل فیلم‌سازی ایجاد شده است دیگر آن تفکیک بین فیلم سینمایی و ویدئویی منطقی نیست. این جشنواره می‌تواند مخصوص فیلم‌هایی باشد که از ابتدا با هدفی غیر از اکران ساخته می‌شوند. فیلم‌هایی که برای گروه هدف خاصی هستند یا برای نمایش خانگی ساخته می‌شوند. مساله اینجاست که جشنواره یاس محصول سازمان سینمایی در دوره قبل بوده است و حالا هنر و تجربه محصول سیاست سازمان سینمایی فعلی است.

برچسب‌ها: