هنرو تجربه ـ زهرا عزیزمحمدی: در بخش اول میزگرد محمدعلی سجادی با فیلم‌سازان جوان،  او با ارائه نظرات خود درباره فیلم‌های فائزه عزیزخانی و کاوه ابراهیم‌پور وارد بحث نقد به کارهای نسل جدید فیلم‌سازان شد. در ادامه این گفت‌وگو درباره اختلاف دیدگاه‌ها از زاویه دید فیلم‌سازان سینمای بدنه با فیلم‌سازان تجربه‌گرا و تاثیر حمایت هنر و تجربه از آن‌ها صجبت می‌شود. توجه شما را به ادامه این میزگرد جلب می‌کنیم.

بخش اول میزگرد

سجادی: من معتقدم واقعیت‌ها آنقدر شتاب دارند که سینما عقب افتاده. هالیوود و سینمای اروپا هم حتی درخشش قبلش را ندارد.
ابراهیم‌پور: دنیا دیگر درخشش قبلش را ندارد.
سجادی: با این حال ما در این جامعه سرشار از سوژه‌ایم. اما سوژه و مواد به تنهایی مهم نیست. چگونه به قصه رساندنش مهم‌تر است و این کارگردان چطور به واقعیت نگاه می‌کند.چرخشی که تو (فائزه) در انتهای فیلمت در سکانس مرگ پدر داری اتفاقا موید این حرف من است که واقعیت همچنان بر تخیل و رویاهای ما غلبه می‌کند. مرگ واقعی و دردناک پدرت سناریوت را عوض می‌کند. این یکی از دلایلی است که سینمای ما رویکرد اجتماعی قوی‌‌تری پیدا می‌کند، شما جوان‌ها به سمتش می‌روید و حتی همین تلاش مشابه شما که از آثار خارجی کپی‌برداری نمی‌کنید و به فضاهای ایرانی می‌پردازید، از همین واقع‌گرایی نشات می‌گیرد اما این خطر را هم دارد که سینما از مقوله رویاپردازی دور می‌شود. واقعیت دارد ما را با خودش می‌برد و ما نباید تسلیم آن بشویم. فردی مثل اصغر فرهادی که الان موج فیلم‌سازی به سبک او هم زیاد شده واقعیت و روزمره را تیدبل به درام می‌کند.

سجادی: به هر حال در این سینما باید با پررویی و جنگیدن به مسیرت ادامه دهی و ما هم همه داریم همین کار را می‌کنیم و سخت است. اما اگر با هم مهربانی نکنیم این فضای هولناک پدید می‌آید. چون از هم بی‌خبریم نسبت به هم قضاوت می‌کنیم

در هر دوره‌ای فیلم‌سازان متهم به پیروی از یک موج جدید می‌شوند. موج کیارستمی، فرهادی، مکری… به نظرتان چقدر کارهایی نسل جدید انجام می‌دهند از این نظر که اوریجینال است و صرفا از موجی پیروی نمی‌کنند قابل دفاع است؟
ابراهیم‌پور: به نظر من تمام تجربه‌های بصری مثل همه مدل‌های داستانی تا به حال ساخته و امتحان شده است. فیلم موفق‌تر فیلمی است که به شکل خلاقانه‌تری ساخته شود. فیلمی که بتواند منابعش را مخفی کند و نشود حدس زد از چه کسی کپی کرده.
عزیزخانی: من فکر می‌کنم خیلی گسترده‌تر و فراتر از یک شخص در سینما تاثیر گرفته‌ام. دقیقا مثل آنچه کاوه می‌گوید سعی کرده‌ام علایقی را که خودم می‌دانم هر کدام از کجا نشات گرفته در میان حجم زیادی از آثار و افرادی که از آن تاثیر گرفته‌ام، محو کنم. به طوری که قابل تفکیک نیست که مثلا هر بخش برای کیارستمی، داودنژاد، تارانتینو، وودی آلن و… است. این‌ها اینقدر در هم آمیخته است که تبدیل شده به سلیقه من. سینمای کیارستمی یا داوودنژاد را دوست دارم اما اگر متاثر از آن‌ها هستم یا شباهت‌هایی در فیلمم پیدا می‌شود، خیلی ناخودآگاه بوده.
سجادی: این موج‌هایی را که می‌آید مقطعی نبینید و از آن خودتان کنید. در عین حال نگران چیزی به اسم سینما باشید. چون چیزی که از سینمای ایران رخت بربسته و ربط مستقیمی به شما ندارد، لذت بردن از سینما است.شما جوان‌ها متوجه موضوع ساده‌ای نیستید که سینما تماشاگر می‌خواهد و تماشاگر دنبال چه نوع فیلم‌هایی می‌رود. این قاعده در تمام جهان است که اگر سینمای بدنه و قصه‌گو نباشد، شما نمی‌توانید این تجربه‌ها را داشته باشید چرا که دیگر صنعتی وجود ندارد.

 

محمدعلی سجادی-نشست سجادی،ابراهیم پور،عزیزخانی

عزیزخانی: دقیقا. شما گفتید سینما تماشاچی می‌خواهد. بیایید راجع به این حرف بزنیم. شما فکر می‌کنید که اگر از فیلم من چه چیز کم و یا چه چیز به آن اضافه می‌شد، تماشاچی پیدا می‌کرد؟
سجادی: جنس فیلم تو، کاوه و حمید هما من جنسی نیست که در دسته بندی فیلم‌های پرتماشاچی قرار بگیرد.
ابراهیم‌پور: من هم از حرف شما همین را متوجه شدم که نسل ما تماشاچی را نادیده می‌گیرد.
سجادی: همه این‌طور نیستند. در نسل شما هم هستند فیلم‌سازانی که دارند به نوع دیگری از سینما می‌پردازند.
عزیزخانی: دنیای آن‌ها کاملا با ما فرق دارد.
سجادی: منظور من هم همین است. جنس سینمایی که تو دوست داری در آن فیلم بسازی، طوری است که هر کار کنی یک محدوده مخاطب دارد.
ابراهیم‌پور‌: اصلا برای مخاطب خاص است.
سجادی: ببینید، شنیدم موج درخواست فیلم‌اولی‌ها امسال ۲۵۰ نفر بوده. با نگاه به اکران این چند سال می‌بینیم همه این فیلم‌ها که نمی‌تواند اکران بگیرد. این یک دغدغه عمومی در سینما و فارغ از فیلم‌های شما است. کاوه وقتی تو می‌گویی سینمایی وجود ندارد که بخواهیم برایش فیلم بسازیم، خب این سینما را چه کسانی غیر از من و شما باید شکل بدهد؟
ابراهیم‌پور: من بیشتر درباره چرخه اقتصادی‌اش گفتم. نتیجه صحبت شما این است که ما باید فیلمی بسازیم که هم مخاطب را دست بالا بگیرد و هم بفروشد. چرخه اقتصادی فقط این‌طور به وجود می‌آید. من سینمای سرگرم کننده و بدنه را نفی نمی‌کنم. به نظرم اثر هنری یا خودش بفروش است یا یک جور حمایت می‌شود.
سجادی: خب اساسا فیلم‌سازی که می‌خواهد جهان شخصی خودش را تجربه کند، نباید توقع مخاطب زیاد داشته باشد. مگر آن که سینمای عام روی پا باشد و تو هم بتوانی دغدغه‌های خودت را بسازی. مگر فیلم‌سازان کلاسیکی که ما دوست داریم، چنین نکردند. نگره شخصی‌شان را داشتند و عام را هم می‌فهمیدند.
عزیزخانی: باورتان نمی‌شود ولی تصورم این بود که فیلم من پرفروش می‌شود.
سجادی: فکر می‌کنی چرا نشد؟

عزیزخانی:  واقعیت این است که موقعیت هنرو تجربه در شرایطی که در حال حاضر سینمای ایران دارد، قابل ستایش است. یک سری ضعف‌ها دارد که ما هم همه تلاش‌مان را می‌کنیم (چه در بحث ساخت فیلم وچه در بخش‌های دیگر ) موثر باشیم

عزیزخانی: به این خاطر که نتوانستم در معرفی آن به مخاطب گسترده کاری کنم. همه مراحل ساخت فیلم دست خودم بود اما در بخش تبلیغات توانش را نداشتم و نتوانستم فیلمم را درست معرفی کنم. فیلم من هیچ تبلیغی نداشت، در صورتی که در تمام اکران‌هایش تماشاگرانی که حضور داشتند، بدون استثنا ارتباط خیلی خوبی با فیلم ارتباط برقرار کرده و دوستش داشتند. دارم در مورد آدم‌های غیر سینمایی و مخاطب کاملا معمولی صحبت می‌کنم.
سجادی: بالاخره الان مخاطبی که در سینمای هنر و تجربه داریم، مخاطب خاص است. حتی آن کسی که سینمایی نیست. این را من هم یادم نمی‌رود. شما هم یادتان نرود.
عزیزخانی: من تجربه دیدن فیلم را همراه با مخاطب خیلی خیلی عام در اکران‌های جشنواره‌ داشتم. در آن اکران‌ها خودم آدم‌ها را دعوت می‌کردم اما چطوری؟ مثلا من در آن مسجد هشت بازیگر دارم که همراهان حاج خانم هستند. این‌ها هر کدام با ده نفر تماشاگر می‌آمدند و هرکدام از اکران‌های من این‌طوری پر می‌شد. اتفاقا من هم ازشان می‌خواستم، نظر بدهند. واکنشهای فوق‌العاده‌ای دیدم. می‌گوییم آن کسی که خودش را در فیلم می‌بیند، از خودش خوشش آمده و نظرش مثبت است. ده نفر دیگر اگر فیلم برایشان جذاب نبود با فیلم نمی‌خندیدند و بالا و پایین نمی‌شدند.
سجادی: اینکه می‌گویی بازهم حاصل تبلیغ فیلم در محافل خصوصی است. این گمان من است چون من تجربه ساختن فیلم پرفروش و کم‌فروش و ضعیف و قوی و همه شکلش را دارم و فکر می‌کنم بحث مخاطب‌شناسی تنها در حوزه سینمای هنر و تجربه قرار نمی‌گیرد. مخاطبی که ما از او حرف می‌زنیم، کسی است که می‌رود مثلا نهنگ عنبر را می‌بیند. تازه دوستانی که توی سر فیلم‌های هنر و تجربه می‌زنند و می‌گویند باید بروند این فیلم‌ها را برای عمه‌شان نشان دهند و به این فیلم‌ها توهین می‌کنند، خودشان هم فیلم‌هایی که روی فرمول می‌سازند، جواب نمی‌دهد. تماشاگر آن مدل‌ها را به راحتی در سریال‌های تلویزیونی ترکی می‌بیند.من عین این حرف‌ها را در کانون کارگردانان هم تکرار کردم. گفتم اگر بچه‌های جوانی را می‌بینید که در هنر و تجربه کارهایشان را اکران می‌کنند و فکر می‌کنید، متوجه مخاطب نیستند، حتما ما هم ضعفی در سینمای بدنه داریم و حتما فیلم‌ها در این بخش جوابگوی مخاطب نیست که آن سینما دارد رشد می‌کند. سعی می‌کنم در حد فهم خودم آسیب‌شناسی کنم.بر همین اساس فکر می‌کنم اصلا مدل فیلم تو این‌گونه نیست که بخواهد مخاطب زیادی را جذب کند. مطمئنا کیارستمی هم وقتی فیلمی را می‌سازد، توقع این را ندارد که فیلمش پرفروش شود.
عزیزخانی: درمورد خود آقای کیارستمی هم واقعا بعید می‌دانم کسی بخواهد اثری تولید کند و این اثر مخاطب گسترده نداشته باشد. حالا در هر حوزه و مقوله‌ای که کار می‌کند؛ مطمئنا در من، کاوه و هر کداممان که دست به تجربه‌ای می‌زنیم این تمایل غریزی وجود دارد که هر چه بیشتر این اثر تاثیر بگذارد. یعنی ما مخاطب خاصی را نشانه‌گیری نمی‌کنیم.
سجادی: در هر صورت فیلم تو دارد می‌گوید من برای مخاطب خاص‌ام. برای اینکه با قواعد و کلیشه‌های مدل خودش کار می‌کند. ما همیشه می‌گوییم فیلمفارسی کلیشه است ولی این نوع سینما هم کلیشه‌های خاص خودش را دارد.
عزیزخانی: بله درست است.
سجادی: و تماشاگر خودش را دارد. من اصلا اعتراضی به این ندارم.

فائزه عزیزخانی-نشست سجادی،ابراهیم پور،عزیزخانی

عزیزخانی: شما اعتراضی ندارید چون شما می‌خواهید تخفیف دهید. واقعیتش این است که در کانون کارگردانان مدام صحبت از این می‌شود که یک مشت جوان آمده‌اند و موجی را راه انداخته‌اند که موج عقیمی است. این نگاه وجود دارد.
سجادی: من و دوستانم هیچ‌ وقت اینطور فکر نکردیم و من از این سینما دفاع کرده‌ام.
عزیزخانی: می‌دانم شما دفاع کرده‌اید، چون شما جنس‌تان جنس سینمای تجربی است و به نوعی اصلا از خواسته خودتان دفاع می‌کنید؛ از سلیقه خودتان. این اتفاقی که برای من یا کاوه و دیگر فیلم‌سازان افتاده که یک پنجم خرجی که برای فیلم‌مان شده برمی‌گردد؛ خود همین یعنی یک اتفاق عقیم. اما ماجرا این است که ما صرفا نمی‌خواهیم یک سری تولید داشته باشیم. نمی‌خواهیم فقط برای اینکه موج اعتراضی راه نیافتد یک سوپاپ اطمینان ایجاد شود با اکرانی که هفته‌ای دوبار در برنامه داریم تا فیلم‌هایمان در کمد نماند. این‌طوری این فیلم‌سازان آرام آرام تبدیل می‌شوند به آدم‌های معترضی که معلوم نیست از آن‌ها چه در بیاید. سری بعد که فیلم‌سازانی با فیلمی ساخته شده و اکران نشده روی دستشان اضافه می‌شوند، این چرخه ادامه پیدا می‌کند. درواقع ما حمایت نمی‌شویم که فیلم‌هایمان اکران و دیده شود.
سجادی: بی‌انصافی نکن، الان دقیقا جایی نشستی که دارد از تو حمایت می‌شود. یعنی ممکن بود کسی با تجربه‌ای که کرده‌ای ارتباط برقرار نکند. نگوید برو آن را اکران کن.
عزیزخانی: منظورم این است که آنقدری حمایت نمی‌شود که مرتب نگویند موج جوان‌هایی راه افتاده که کارهای بی‌تماشاگر می‌سازند. اصلا اگر وجود این موج به رسمیت شناخته می‌شود باید حمایت به اندازه‌ای باشد که برای یک سری از فیلم‌های سینمای بدنه وجود دارد.
سجادی: به نظر من از شما خیلی دارد حمایت می‌شود.
عزیزخانی: به خدا این‌طوری نیست.
ابراهیم‌پور: وقتی داریم درباره حمایت حرف می‌زنیم درباره فقط شش تا سالن سینما حرف می‌زنیم.
سجادی: می‌دانم، فیلم خود من هم در این شش سالن دارد اکران می‌شود. اما در حال حاضر فیلم‌های هنر و تجربه بیشتر توی بلندگو هستند. آن هم در شرایطی که سینمای حرفه‌ای ما به‌ طور جدی دچار کمبود سالن است.
ابراهیم‌پور: بله فقط توی چشم است.
سجادی: اتفاقا کانون کارگردانان این نقدهایی را که می‌گویید دارند ولی از کار شما به عنوان یک ضرورت برای سینمای ایران حمایت کرده‌اند. این مساله بارها در جلسات‌مان مطرح شده. به هر حال شما موقعیتی دارید که ما نداشتیم. ما فیلم تجربی می‌ساختیم و نه شش اکران که یک اکران هم نمی‌گرفت.

ابراهیم‌پور: واقعا خیلی کم پیش می‌آید که یک کارگردان باتجربه و با سابقه بیاید ما و فیلم‌مان را تحویل بگیرد. اغلب از همان زمان صدور مجوز و پروانه ساخت نگاه از بالا به پایینی به ما دارند

عزیزخانی: به هر حال الان این موقعیت ما است. اصلا فرض کنیم ما نمی‌توانیم به گذشته فکر کنیم. نمی‌توانیم خودمان را با اتفاقی که برایمان نیفتاده، مقایسه کنیم. ما فقط می‌توانیم خودمان را در موقعیتی که واقعا در آن هستیم، ارزیابی کنیم. من فقط می‌خواهم این را بگویم که این نسلی که دارد می‌آید به هر حال یک روز پیر می‌شود. این نسل فیلم‌سازان قرار است سلیقه مخاطبش (یعنی مخاطب هم نسل خودش) را هم آرام آرام تغییر دهد؛ مثلا من نمی‌توانم به دوست هم سن خودم که کارمند بانک است، بگویم مخاطب خاص در حالی که می‌دانم اگر فیلم من درست حمایت و تبلیغ می‌شد او و خیلی‌های شبیه به او به تماشای فیلم من می‌نشستند و دوستش می‌داشتند. نمی‌گویم روز مبادا می‌توانست با نهنگ عنبر رقابت کند اما شاید در نوع خودش اتفاق جدیدی می‌افتاد.
سجادی: من اتوپیای تو را می‌فهمم. خود ما هم داشتیم. ولی از آنجایی که من در هر دو وجه کار کردم ، نکته‌هایی را گوشزد می‌کنم. من هنوز با خاطره روبه‌رو شدن تماشاگران با فیلم‌هایم سر می‌کنم و تماشا کردن فیلم همراه تماشاچی را تجربه کردم. بنابراین تفاوت سلیقه وجود دارد و اینکه تو می‌گویی ما می‌توانیم این سلیقه را تربیت کنیم، دقیقا همان کاری است که هنر و تجربه دارد، انجام می‌دهد. هدف‌گذاری این گروه بر این است که این اتفاق بیافتد و دارد می‌افتد. در حقیقت شما این تغییر سلیقه را ده سال دیگر متوجه خواهید شد.
عزیزخانی: امیدوارم واقعا.
سجادی: اصلا تردید نکن. ما و شما وقتی در دل یک اتفاق هستیم متوجه نمی‌شویم اما وقتی از بیرون نگاه کنیم درمی‌یابیم آن اتفاق دارد تاثیرش را می‌گذارد. شما باید برای تداوم مسیر فیلم‌سازی‌تان بالاخره فیلم‌های بعدی‌تان را شروع کنید. اگر دغدغه‌تان سینما باشد طبیعتا باید به سمت جذب اسپانسر و تولید بروید. این ضرورت به شما خواهد گفت، چطور عمل کنید. یک زمان شما روی دور هستید و یک زمان نه. مثلا من در این یک سال اخیر فیلم ساختم اما بعد از هفت سال. در حالی که یک زمان من سالی یک فیلم می‌ساختم. این اتفاق طبیعت سینما است و خواه ناخواه می‌افتد. شما باید آگاه باشید و در جنس سینمایی که دوست دارید، حرکت کنید. ممکن است بگویید نه من هر وقت پیش آمد و پولش بود شاید پنج سال یا ده سال یک بار تجربه‌ای کنم. اختیارش با خود شما است.
ابراهیم‌پور: اینطور که من فهمیدم شما می‌خواهید بگویید از شرایطی که دارید راضی باشید و برای ما خیلی بدتر بوده. ولی من حداقل در این چهل سالی که عمر کردم به این نتیجه رسیدم که باید یاد بگیریم در این کشور بیشتر بخواهیم تا کمی کمترش را داشته باشیم. من اصلا می‌گویم حمایت حق ما است و از این بابت منتی سرمان نیست. همه دولت‌های دنیا سینمای مستقل را حمایت می‌کنند.
سجادی: صددرصد با تو هم‌نظرم. فیلم شما در گروهی غیر از هنر و تجربه اصلا امکان اکران نداشت. می‌گویم حالا که بستری به اسم هنر و تجربه وجود دارد از این امکان استفاده کنید. وقتی ما فیلم‌های تجربه گرا می‌ساختیم و امکان اکرانش نبود یا به سختی اکران می‌شد به این نتیجه می‌رسیدیم دیگر تجربه نکنیم. الان تعداد سالن‌ها از نظر من هم کم است اما برای اینکه هنر و تجربه را نگه دارید باید به مخاطب خودتان فکر کنید! من می‌گویم حفظ این وضعیت به عهده شما است.
عزیزخانی: دقیقا. من اتفاقا در هر مصاحبه‌ای گفته‌ام جدای از همه انتقادها این جمع انگار خانواده خودمان است که در آن صحبت می‌کنیم. با تمام این حرف‌ها می‌دانم اگر فیلمم به جای هنرو تجربه قرار بود، اکران عمومی شود نهایتا دو هفته در بدترین زمان ممکن و در بدترین سالن‌ها به نمایش درآید. واقعیت این است که موقعیت هنرو تجربه در شرایطی که در حال حاضر سینمای ایران دارد، قابل ستایش است. یک سری ضعف‌ها دارد که ما هم همه تلاش‌مان را می‌کنیم (چه در بحث ساخت فیلم وچه در بخش‌های دیگر ) موثر باشیم و کمک کنیم به مرتفع کردن مشکلاتی که وجود دارد.
ابراهیم‌پور: در اینکه ما هم باید پیشرفت کنیم و بهتر بشویم شک و بحثی نیست. در اینکه قبلا هم این امکانات نبوده بحثی نیست.
سجادی: فیلم محسن امیریوسفی را بعد از ۱۲ سال دارند اکران می‌کنند.
ابراهیم‌پور: من هم تشکر و خدا را شکر می‌کنم.
عزیزخانی: ما هم فراموش نمی‌کنیم. کارهای فیلم‌سازانی مثل امیریوسفی را ده سال است داریم دنبال می‌کنیم. داریم می‌بینیم که خیلی‌‌ها فیلم سوم و چهارمشان در کمد ماند و هیچ اکرانی نگرفت. به هر حال ما یک طوری هم بزرگ شده‌ایم که ناخودآگاه آدم‌های ممنونی باشیم نسبت به هر آنچه که اطراف ما اضافه می‌شود و پیش از ما نبوده.
سجادی: شما هم باید کارگردانانی را که فیلم سرگرم‌کننده و بدنه می‌سازند درنظر بگیرید. این دیالکتیک بین این دو جنس سینما نتیجه خوبی در بر دارد. این نه کوتاه آمدن از خواسته‌ها است و نه گذر از آرزوها، بلکه فهم شرایط است. خود من هم اصلا آدم قانعی نیستم. اگر قانع بودم باید می‌گفتم کاری در سینما ندارم و تمام. آدم قانع از نظر من مرده است. قناعت در هنر وجود ندارد. هیچ گاه نمی‌توانی در جهان بگویی من رسیدم. جایی که بگویی من رسیدم باید با تو خداحافظی کرد. واقعا قصد من این است در جهت کاری که علاقه دارید انجام دهید و شور و اشتیاق‌تان حرف بزنم. اصلا قصدم تخطئه کردن شما نیست.
عزیزخانی: اتفاقا هیچ پرهیزی از این اتفاق نیست. اصلا چه اشکالی دارد ما جلسه‌هایی بگذاریم مخصوص این کار؟

کاوه ابراهیم پور-نشست سجادی،ابراهیم پور،عزیزخانی

ابراهیم‌پور: واقعا خیلی کم پیش می‌آید که یک کارگردان باتجربه و با سابقه بیاید ما و فیلم‌مان را تحویل بگیرد. اغلب از همان زمان صدور مجوز و پروانه ساخت نگاه از بالا به پایینی به ما دارند.
سجادی: اصلا من برای همین کار آمده‌ام. ممکن است از خودم بپرسم  ۱۸ فیلم ساخته‌ام و چرا باید بروم با کسانی که فیلم اولشان را ساخته‌اند، حرف بزنم؟ اما من از این گفت‌وگو استقبال کردم، برای این‌که همواره ارتباطم را با جوان‌ها از طریق تدریس حفظ کرده‌ام و نه تنها پرهیزی ندارم بلکه اتفاقا این تعامل را لازم می‌دانم.
عزیزخانی: این بزرگ‌منشی در همه وجود ندارد.
سجادی: یک سری افراد هستند که جزو شاه‌نشینان این سینما هستند و در هر دولتی فیلم می‌سازند. اما در بدنه سینما کارگردانی هم داریم که اجاره خانه‌اش را هم ندارد و صاحب‌خانه وسایلش را بیرون ریخته. او می‌آید یقه کانون کارگردانان و ارشاد را می‌گیرد و می‌گوید من نمی‌توانم فیلم بسازم در حالی که شغلم این است. او می‌گوید من باید فیلم بسازم تا این جوان‌ها هم بتوانند فیلم بسازند.
ابراهیم‌پور: فکر نمی‌کنم کسی بتواند از سینما زندگی‌اش را بگرداند.
سجادی: به هر حال در این سینما باید با پررویی و جنگیدن به مسیرت ادامه دهی و ما هم همه داریم همین کار را می‌کنیم و سخت است. اما اگر با هم مهربانی نکنیم این فضای هولناک پدید می‌آید. چون از هم بی‌خبریم نسبت به هم قضاوت می‌کنیم. من بسیار مشعوف‌ام که شماها دارید فیلم می‌سازید. سینمای ما بسیار به انرژی شما احتیاج دارد. امیدوارم در فیلم‌های بعدی‌تان موفقیت‌ها و دیده شدن‌های کارهای قبلی‌تان ادامه پیدا کند. صمیمانه این را می‌گویم و فکر می‌کنم اگر صحبتی هم کردیم بلند بلند فکر کردن بود و فیلم‌های شما هم بهانه‌ای بود تا درباره سینماگران تازه نفس سینمای ایران حرف بزنیم.