هنرو تجربه -قاسم فتحی:شنبه ۱۲ دی جلسه نقد و وبررسی فیلم مستند«حمیدِ هما» با حضور محمد علی سجادی(کارگردان) و جابرقاسمعلی( فیلمنامه نویس و منتقد) در سالن شماره پنج سینما هویزه برگزار شد.

تدوین فیلم بیش از یک سال طول کشید
محمد علی سجادی در ابتدا جلسه از نحوه ساخت مستند«حمیدِ هما» صحبت می‌کند: «حقیقت امر این است که من مستندساز نیستم. ولی در طول زندگیم چند باری مرتکب ساخت مستند شده‌ام و این اولین ساخته من در حوزه مستند نیست. اما درباره این مستند باید بگویم که من حدود ۶سال در خدمت این دو عزیز بودم. سال ۸۸بود بود که استاد سمندریان عزیز با من تماس گرفتند و گفتند که بیا و در آموزشگاه ایشان تدریس کنم. من هم با افتخار پذیرفتم که در خدمت استاد باشم. و همین بهانه‌ای شد که دوستی ما هرچند از قبل هم وجود داشت اما استمرار پیدا کند تا روزی که قرار شد برای خانم روستا نکوداشتی برگزار شود.»
وی ساخت فیلم نکوداشت هما روستا را مهمترین عامل ساخت این مستند عنوان کرد: «خانم روستا اصرار داشتند  فیلم نکوداشت ایشان را که  ۸دقیقه بود، بسازم و همین موضوع شد مبنای ساخت این فیلم.از طرف دیگر هنگام فیلمبرداری و صحبت کردن وسعت حیات، حیات زیستی و کاری این دو عزیز، من را به خودش جذب کرد و منجر به ساخت این اثر شد. تصویربرداریِ گفتگوها در شش یا هفت جلسه به پایان رسید ولی تدوین  فیلم بیش یک سال طول کشید. این توضیح را هم بدهم که این فیلم دو نسخه دارد. یکی همین نسخه که تماشا کردید و دیگری یک نسخه چهار ساعته است.»

روایت این فیلم «داستانِ سرنوشت» است
جابرقاسمعلی در ادامه از منظر فیلمنامه‌نویسی سراغ فیلم می‌رود و می‌گوید: «تخصص اصلی من فیلمنامه نویسی است و من از این منظر به این فیلمِ به ظاهر مستند  مواجه شدم و البته توضیح می‌دهم که چرا به ظاهر مستند. اقای سجادی از سینمای داستانی می‌آید و او طبیعتا به قوائد کلاسیک پایبند است و نوع روایتی که برای این فیلم برگزیده در واقع روایت«داستان سرنوشت» است. خب سجادی می‌توانست روایت دیگری را انتخاب کند ولی این انتخاب به نظر من چند دلیل انجام گرفته است. اول عُلقه خودِ سجادی به سینمای داستانی است دوم که به نظر مهم‌تر است اِرجاعاتی است که در فیلم می‌بینیم. مثلا لابه لای صحبت‌ها ما تصاویر برخی از بازیگران و صحنه‌های فیلم‌های تاریخ سینمای ایران و جهان را تماشا می‌کنیم که به این روایت کمک زیادی کرده است.»
هیچ چهارچوب خاصی را رعایت نکردم
سجادی در ادامه و در پاسخ به این سوال که چرا شخص دومی(آقای حمید لبخنده) را برای گفتگو با خانم روستا انتخاب کرده است، گفت: «دلیلش خیلی ساده است و خودِ فیلم هم این راه می‌گوید. حمید لبخنده یکی از دوستان خوب و البته یکی از دوستان صمیمی خانم روستا و استاد سمندریان است که از  جزییات زندگی آن‌ها اطلاع دارد. حتی یک جاهایی اطلاعاتش بیشتر از خانم روستا به نظر می‌رسد؛ خب چه کسی بهتر از او. از طرف دیگر ایشان در ابتدا قرار نبود که جلوی دوربین بنشیند و با خانم روستا صحبت کند ولی به مرور زمان به این نتیجه رسیدیم که این اتفاق بیفتد. این را هم باید اضافه کنم که من در این فیلم به هیچ عنوان خودم را محدود و مقید به این نکردم که حتما باید در یک چهارچوب خاصی فیلم را بسازم و خودم را رها کردم و سعی داشتم این رها شدگی دیده شود. فیلم همان طور که آقای قاسمعلی گفتند روایتمند است ولی من تلاش کردم در همان لحظات تمام اتفاقات را ثبت کنم. مثال بارزش این بود که ما دقیقا چیزی به اسم جلوی صحنه و پشت صحنه نداشتیم. همه با هم قاطی شده بود. لحظاتی حتی من وارد کادر می‌شدم.»

رهایی سجادی همان شیطنت کودکانه است
رضایی مجری و کارشناس جلسه هم به فیلم‌ها و تصاویری اشاره می‌کند که شاید در نگاه اول ربط آن‌چنانی به کلیت اثر نداشتند ولی چنیش و ارجاعات درست این تصاویر باعث شده بود که به جذابیت فیلم کمک بیشتر بکند و به قولی جا افتاده است.
قاسمعلی در ادامه این صحبت می‌گوید: «آن چیزی که آقای سجادی از آن تعبیر به رهایی می‌کنند و من از آن به شیطنت کودکانه یاد می‌کنم. کاملا پیداست که فیلم با شیطنت ساخته شده و من را یک جورهایی را یاد فلینی بزرگ می‌اندازد و می‌دانم که آقای سجادی هم ایشان را دوست دارد. حس می‌کنم ناخودآگاه و حال و هوا کارگردان در فیلم تسری پیدا کرده است. مثلا آن صحنه‌ای که خانم روستا به خاطراتش در مسکو اشاره می‌کند و می‌گوید که آنجا یک شهر شکلاتی بود پشت‌بندش می‌بینیم تصاویری از فیلم«کارخانه شکلات‌سازی» تیم برتون را نشان می‌دهد. یا اینکه وقتی به خاطره رفتنش به آلمان اشاره می‌کند تصاویری مستند از آلمان آن دوره را نشانمان می‌دهد. یک جای دیگر دوربین می‌کشد عقب و ما پشت صحنه را می‌بینیم، صدای آقای سجادی را می‌شنویم؛ این دقیقا به نوعی همان تعلق خاطر استاد سمندریان به برشت و فاصله‌گذاری را نشان می‌دهد. خب این تمهید در مقاطعی کارکردی اطلاعاتی دارد. چرا که با انتخاب فیلم‌هایی که در خلال صحبت خانم روستا پخش می‌شود می‌خواهد به مخاطب بگوید در آن مقطع وضعیت اینگونه بوده است. از طرف دیگر به نظرم سجادی حواسش به این بوده که ممکن است که فیلم‌های گفت‌وگومحور مخاطب را خسته کند و برای همین از تصاویر آرشیوی، تمهیدات بصری مانند دیزالوها و رفت و خودش به کادر دوربین استفاده کرده است تا مخاطب خسته نشود.»

کشش و جذابیت فیلم به خاطر حضور استاد سمندریان و هما روستاست
سجادی تکنیک فیلم را تابع جهان اثر عنوان و تاکید می‌کند که در این فیلم تلاش کرده کاملا آزاد باشد و این آزاد بودن در فیلم دیده شود:« من به دلیل آن تربیت کلاسیک و روایتگری آدم قاعده‌مندی هستم. ولی اینجا می‌خواستم که آزاد باشم و حتی اگر به نظر بیاد که فیلمِ دم دستی است. یکی از دوستان می‌گفت به نظر می‌آید شما رفته‌اید کلی گپ زدین و چایی خوردین و حالا این وسط فیلمی هم گرفته شده است! این را هم اضافه کنم که کشش و جذابیت فیلم فقط و فقط به خاطر حضور این دو عزیز است. واقعا آقای سمندریان تا آخرین لحظاتی که من با ایشان دم خورد بودم پر از انرژی بودند . او به معنای واقعی یک کودک بزرگ بود. همین انرژی و سرحالی که به فیلم ریتم می‌داد و جذابش می‌کرد.
سجادی همچنین درباره فیلمبرداری اثر و استفاده‌اش در فیلم‌های پشت‌صحنه در فیلم می‌گوید: یک جاهایی می‌دیدم زاویه‌ای که فیلمبردار پشت صحنه گرفته خیلی بهتر از ان چیزی است که ما گرفتیم. در نتیجه از آن استفاده می‌کردم. همیشه این طور نبود و ما دوربین کاشته شده هم داشتیم و اصلا خیلی وقت‌ها دوربین ما کاشته شده بود. ولی به عنوان مثال صحنه‌هایی که ناگهانی رخ می‌داد مثل حضور من در کادر طبیعتا آنجا برنامه‌ از پیش تعیین شده‌ای وجود نداشت. »

سجادی- قاسمعلی-مشهد (3)

برچسب‌ها: