هنر و تجربه ـ زهرا عزیزمحمدی: سید جمال ساداتیان که این روزها فیلم «جامه‌دران» به تهیه کنندگی او بر پرده سینماهاست. تاکنون فیلم‌های متنوعی را به لحاظ مضمون و ساختار تهیه کرده‌است از «چهارشنبه سوری» تا «دایره زنگی» و «آذر،شهدخت،پرویز و دیگران» و… او دو سال پیش در همکاری با فرزاد موتمن فیلم «سایه روشن» را تهیه کرد که در گروه هنروتجربه در حال اکران است ؛ فیلمی که از هر جهت در کارنامه کاری او متفاوت و تجربه‌گرا محسوب می‌شود . ساداتیان اما معتقد است باید از انجام کارهای متفاوت با افراد حرفه‌ای و امتحان پس داده در سینمای ایران استقبال کرد. در این گفت‌وگو درباره «سایه روشن» و روحیه تجربه‌گرای سیدجمال ساداتیان صحبت کرده‌ایم.

همکاری شما و آقای موتمن برای ساخت فیلم سایه روشن چطور شکل گرفت؟
طرحی در ذهنم شکل گرفته بود که برای ارتقاء سطح آموزشی سینما کارهایی انجام دهیم. آقای موتمن را به‌عنوان یکی از مدرسان در ذهنم داشتم و دعوت کردم تا از تجارب و مشورت ایشان استفاده کنم. این مراودات باعث شد، سناریوی سایه روشن را به من دهد. من هم خواندم و وارد پروسه تولید شدیم.

فیلم‌نامه سایه روشن چه اقتضائاتی داشت و شما با چه پیش‌فرض‌هایی سمت ساخت آن رفتید؟ به هرحال این فیلم مختصاتی دارد که در کارهای قبلی شما کمتر دیده شده‌است.
این فیلم یک کار تجربی بود. فکر می‌کردم کارهای معمولی‌ را دیگران هم انجام می‌دهند و تصورم این بود که آقای موتمن کارهای متفاوتی را به لحاظ کارگردانی انجام می‌دهد. در واقع تنوعی در نوع فیلم‌سازی فرزاد موتمن وجود دارد که توانایی او را نشان می‌دهد. قصه هم یک قصه روتین و معمولی نبود و فکر کردم با این ذهنیتی که آقای موتمن دارد اصولا وارد یک کار تجربی می‌شویم. تصور اولیه‌ام این بود که با یک بودجه محدود و در زمان محدود این فیلم ساخته می‌شود اما همه چیز در اجرا کاملا متفاوت شد و مرا بسیار غافلگیر کرد. زمان فیلم‌برداری خیلی طولانی شد و هزینه‌ها بسیار بالا رفت.

چقدر طول کشید؟
۷۵ جلسه. این تعداد جلسه برای یک فیلم تک لوکیشن خیلی کار سنگین و زیاد بود.

شما در حال حاضر هم جامه‌دران را روی پرده سینما دارید و هم سایه روشن را.  دو فیلم با دو پروداکشن کاملا متفاوت در تولید. به عنوان تهیه‌کننده بعد از تجربه‌های متفاوت در سینمای اجتماعی، سایه روشن در قیاس با کارهای قبلی‌تان چه دستاورد جدیدی داشت؟
 به این فیلم کاملا تجربی نگاه می‌کردم.  شما اگر دقت کنید قصه این فیلم، هم در ذهن متغیر است و هم در واقعیت. تصویر کردن ذهن و واقعیت در کنار هم شاید کار هر کسی نبود. خود من هم از ابتدا با نگاه تجربی به سمت ساخت این فیلم آمدم. منتها با نگاه به تخصص و توانایی فرد دیگری به عنوان کارگردان. موفقیت یا عدم موفقیتش را باید بعد از پایان اکرانش ارزیابی کنیم. بالاخره این فیلم، فیلمی عوام پسند نیست. باید یک سری آدم متخصص آن را ببینند و نظر دهند. این‌گونه تماشاگران دو تیپ هستند. یا شخصیت‌های سینمایی که ممکن است کار از لحاظ تکنیکی برایشان جذاب باشد یا کسانی که متون‌های فرهنگی را تعقیب می‌کنند و شاید برای آن‌ها نوع روایت قصه جذابیت‌هایی داشته باشد. باید ببینیم نظر آن‌هایی که می‌بینند، چیست.  فکر می‌کنم مخاطب این فیلم شامل یکی از این دو گروه می‌شود. به هر حال فیلم‌برداری این فیلم وسواس‌های خاص خودش را داشت و نسبت به فیلم‌برداری‌های رایج سینما متفاوت بود. همچنین کارگردانی کار هم شیوه متفاوتی داشت. باید ببینیم این سبک متفاوت، برای اهل فن قابل دیده شدن هست و آیا می‌توانند از تجربه‌هایی که در این فیلم شده استفاده کنند. البته این شیوه پیش از این بارها در دنیا انجام شده اما بالاخره یک چیزهایی در آن ابتکار آقای موتمن بوده‌است. وقتی با نگاه تجربی نگاه می‌کنی، باید از هر ایده نوآورانه و خلاقی استقبال کنی و  دیگر کارهای رایج و مستدل که نمونه‌اش وجود داشته،محور بحث‌مان نیست.

 شما یک کار تجربه‌گرا را با یک گروه حرفه‌ای و امتحان پس داده پشت سر گذاشتید. به طور کلی معیار انتخاب شما برای مواجهه با یک فیلم‌نامه تجربه گرا و کار با یک کارگردان جوان‌تر که سابقه کاری زیادی ندارد، چیست؟ اساسا چقدر در تهیه‌کنندگی کارهای تجربه‌گرا ریسک پذیر هستید ؟
شاید در سینمای ایران دارد این‌طور جا می‌افتد که فیلم‌هایی که نمی‌توانند در چرخه اکران عام قرار گیرند بروند در چرخه اکران هنر و تجربه. اما در ذهن من  تصویری این‌چنینی از فیلم‌های تجربه‌گرا شکل نگرفته‌است. اتفاقا فکر می‌کنم به این نوع سینما باید کارگردان‌های حرفه‌ای با یک عقبه‌ای پا بگذارند که به نوعی مولف باشند. یعنی کارگردانی باید دست به تولید چنین اثری بزنند که حتی در نوع نگارش فیلم‌نامه آن هم ابتکاری به خرج داده شده باشد. اگر چنین اثری با یک ساختار درست ساخته شود ممکن است بیاید و یک جریان تازه در سینمای ایران ایجاد کند. نه اینکه فیلم‌هایی را که ضعف‌های تکنیکی دارد و به هر دلیلی از چرخه اکران عمومی وا می‌مانند تجربه گرا بدانیم. هنر و تجربه اتفاقا باید کارهای کارگردان‌های حرفه‌ای و قدر قدرت را اکران کند. حتی در نمونه های خارجی هم می‌بینیم کارگردان‌های قدر می‌آیند سمت چنین تجربه‌هایی. این نگاه من است به سینمای تجربه‌گرا. اتفاقا می‌گویم برای کارگردان‌های خیلی جوان زود است که دست به کارهایی چنین شاق و بزرگ بزنند که چه در تولید اندیشه‌ آن و چه در تکنیک خلاقیت‌های عجیب و غریبی از خود بروز دهند که به عنوان یک سبک و سیاق جا بیافتد و نهادینه شود.

این فیلم را با همین نگاه هم تولید کردید؟
بله از ابتدا هم می‌دانستم که مخاطب خاص خواهد داشت و به همین دلیل هم به محض تشکیل گروه هنر و تجربه این فیلم را خودم داوطلبانه برای اکران در این گروه معرفی کردم.

فکر می‌کنم در سینمای هنروتجربه  باید کارگردان‌های حرفه‌ای با یک عقبه‌ای پا بگذارند که به نوعی مولف باشند. یعنی کارگردانی باید دست به تولید چنین اثری بزنند که حتی در نوع نگارش فیلم‌نامه آن هم ابتکاری به خرج داده شده باشد. اگر چنین اثری با یک ساختار درست ساخته شود ممکن است بیاید و یک جریان تازه در سینمای ایران ایجاد کند

پیش‌بینی شما از مخاطب این فیلم آن هم زمانی که هنوز گروه هنر و تجربه وجود نداشت چه بود؟
در حال حاضر می‌بینیم فیلم‌هایی که تصور می‌شود، خیلی در گیشه موفق باشند، موفق نمی‌شوند، چون رابطه تماشاگر ما با سینما هنوز مشخص و از پیش تعیین شده نیست. خب این هم برمی‌گردد به اعتمادسازی مخاطب و اینکه سالن‌های نمایش کافینداریم. خود من مثلا فکر می‌کردم فیلم جامه‌دران خیلی با مخاطب  ارتباط برقرار کند، البته جایگاهش را هم پیدا کرده اما سالن نمایش کافی برای نمایش نداریم. به نظر من مخاطب هدف گروه هنر و تجربه که روشنفکرها هستند هم با همه فیلم‌های اکران شده در این گروه ارتباط برقرار نمی‌کنند. اگر فیلمی که شرایط اکران عمومی ندارد با ضعف تکنیکی در این گروه اکران شود مخاطب خودش را هم نمی‌تواند راضی کند.  از طرفی فیلم‌هایی هم داشتیم که در گروه هنر و تجربه اکران شده و به فروش‌های قابل قبولی هم دست پیدا کرده‌اند.

چقدر موافقید که فیلم‌های هنری یا تجربه‌گرا باید در تولید ارزان تمام شوند؟ اساسا محدودیت‌‌ها، امکانات و ویژگی‌های  این ‌گونه فیلم‌ها چیست؟
بالاخره همان‌طور که فیلمی که برای مخاطب عام ساخته می‌شود ظرفیت هزینه‌ای دارد. فیلم مخاطب خاص هم همین‌طور است. بالاخره شما که نمی‌توانی بازیگر حرفه‌ای یا فیلم‌بردار خوب نیاوری یا… هر کدام این‌ها قیمت‌هایی دارند که باید برایش پول خرج کنی. یا نمی‌توانی در لوکیشن فیلم‌برداری دکور مورد نظرت را نسازی.  شاید حتی در این‌گونه فیلم‌ها شما وسواس و سختی‌های بیشتری هم داشته باشی. مثلا در همین فیلم سایه‌ روشن صحنه‌ای داشتیم که از تخیل به واقعیت می‌رویم و باید رنگ دیوار را به کل تغییر می‌دادیم.  توقف فیلم‌برداری و تغییر دکور همه این‌ها مستلزم هزینه کردن است.  درواقع برای انتقال حرفت مجبوری کارهایی انجام دهی که نمی‌توانی برای آن پول خرج نکنی.اینجا است که باید بحث‌های قبلی خودم را تکرار کنم که در فیلم‌هایی که با هدف اکران در هنر و تجربه ساخته می‌شود باید با آدم‌های حرفه‌ای کار کرد و قوی ظاهر شد. حالا ممکن است خود قصه و روایت، دکوپاژ و فیلم‌برداری‌اش با جریانات رایج سینما متفاوت باشد که به همین دلیل هم ممکن است مخاطبش متفاوت باشد و به همین دلیل هم باید بیشتر هزینه کنیم. این‌طور نیست که برای ارزان تمام شدن پروژه با  امکانات و افراد معمولی کار کنیم. چون اتفاقا برای درآوردن پیچیدگی صحنه باید از حرفه‌ای‌ترین عوامل و ابزار بهره گرفت.

چقدر فیلم‌های اکران شده در گروه هنر و تجربه را دنبال می‌کنید و نظرتان چیست؟
واقعیتش من با این مخالفم که الان حدود پنجاه درصد تولیدات سینمای ایران شده هنر و تجربه. من با اینکه رقابت تولیدات سینمای کشور با هدف اکران در این گروه دارد انجام می‌شود موافق نیستم. فکر می کنم سینمایی که بخواهد اقتصادش را داشته باشد و چرخه کاملی را طی کند باید بتواند با توده مردم ارتباط برقرار کند. شاید از بین ۱۰۰ فیلمی که در سال ساخته می‌شوند قابل قبول باشد که ده تا پانزده فیلم برای هنر و تجربه ساخته شود  آن هم از سمت کارگردان‌های صاحب سبک. در این صورت ادعایی که می‌کنند قابل اعتنا است. خب این اندازه تغییر در سینما نیاز است اما بیشتر از آن نه. معتقدم اکران بعضی از فیلم ها در این گروه ابهت و اصالت گروه هنر و تجربه را زیر سوال می‌برد. در صورتی که اکران فیلم‌های کمتر اما با سر و شکل درست می‌تواند اعتمادسازی کند و مخاطب بیشتری را سمت خودش جذب کند. هنر و تجربه هم مراقبت‌های خاص خودش را می‌خواهد. معلوم است که بعضی از فیلم‌ها حتی در حد همین اکران هم نیستند  و در این شرایط هنروتجربه با همان مشکلی مشابه سینمای بدنه دست به گریبان است.