ماهنامه هنر و تجربه – محمدمهدی دادگو*: سینمای «هنر و تجربه» در تنگنای عرصه نمایش سینمایی و کمبود جغرافیایی سالن‌های سینمایی در سراسر کشور بدون آسیب به سهمیه سینمای بدنه، فرصت استثنایی را برای فیلم‌هایی فراهم آورد که در شرایط عادی امکان دیده شدن توسط مخاطب خاص به‌صورت «سالنی» برایشان فراهم نبود.
این ابتکار قطعا برای سینمای ملی در دوران جدید آثار خجسته‌ای را فراهم می‌آورد.
«رقصِ خاک» یک سینمایی خالص هنر و تجربه است که سال‌ها بر اثر سوتفاهمی در محاق توقیف باقی ماند و آنگاه که سوتفاهم رفع شد، جایی برای نمایش در ایران نیافت. از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۷ که بالاخره پروانه آن صادر شد «رقص خاک» بلاتکلیف بود. اما از همان سال در حضور بین‌المللی خوش درخشید و جوایز بین‌المللی بسیاری را کسب کرد. جشنواره توکیو در سال ۱۹۹۹ آن را مهم‌ترین فیلم «آسیایی» شناخت و جایزه آن را به تهیه‌کننده و کارگردان «رقص خاک» اهدا کرد.
جشنواره لوکارنوی سوئیس نیز در همین سال «پلنگ نقره‌ای» بهترین فیلم را به کارگردان و تهیه‌کننده این فیلم تقدیم کرد.
در همین جشنواره جایزه بهترین فیلم در عرصه هنر و تجربه و هم‌چنین جایزه بهترین فیلم در زمینه «محیط زیست» به «رقص خاک» اختصاص داده شد. اما «رقص خاک» جز به هنگام جشنواره فجر سال ۱۳۷۰ فرصت نمایش در ایران را نیافت. در آن سال نیز فیلم‌برداری عطاءالله حیاتی، نامزد بهترین فیلم‌برداری بود.
اینک پس از ۲۴ سال، «رقص خاک» که گرد و خاکِ زمان از چهره سلولوئید سترده و در قالب جدید «دیجیتال»، خود را آراسته به پرده نقره‌ای وطنی تابیده می‌شود. این مهم به همت فیلم‌خانه ملی، سینماشهر و سینمای «هنر و تجربه» میسر شد. باشد که مخاطبان ویژه این دست سینمای هنری و تجربی تماشای آن را از دست ندهند.
«رقص خاک» متعلق به دوران ماقبل عصر «دیجیتال» است. عصری که «نگاتیو» اصلی‌ترین و بحرانی‌ترین عنصر ضبط تصویر سینمایی است. در این دوره فیلم‌های سینمایی ایرانی با «سهمیه‌بندی» در مصرف نگاتیو که کلاً مواد اولیه وارداتی بود، روبه‌رو بودند. حداکثر سهمیه، یکصد حلقه ۴۰۰فوتی برای هر فیلم سینمایی بود. هر حلقه حدود چهار دقیقه. یک فیلم فقط چهارصد دقیقه امکان ضبط داشت تا به حدود یکصد دقیقه فیلم ساخته شده و تدوین شده برسد؛ تنگنایی که به تمام عوامل به‌ویژه کارگردان، بازیگر و فیلم‌بردار منتقل می‌شد که نهایت کوشش و صرفه‌جویی را تحمل کنند. سینمای «هنر و تجربه» در این دوران کاری به‌مراتب دشوارتر را بر دوش داشت؛ کار با نابازیگر؛ نابازیگرانی که زندگی واقعی را بازی می‌کردند و با قواعد حرف‌های و تنگناهای آن آشنایی نداشتند. تولید این دست کارها دل شیر و عشق وافر نیاز داشت. بدیهی بود که بخش خصوصی فیلم‌سازی عمدتا به این گونه سینمایی رغبتی نشان ندهد.
قصه ساختن «رقص خاک» مفصل‌تر از سناریوی این فیلم است. به بهانه نمایش این فیلم در گروه «هنر و تجربه» یادداشت کوتاهی از این قصه طولانی را قلمی کرده‌ام.
امیر نادری در دهه شصت دو فیلم «دونده» و «آب، باد، خاک» را ساخت. اولی را با کانون پرورش فکری و دومی را با شبکه اول سیما. دو اثر ممتازی که بخشی پرافتخار از تاریخ سینمای ایران است.
هنگامی که قصد ساختن «آب، باد، خاک» را در شبکه اول سیما مطرح کرد، مطابق قواعد باید سناریوی مربوطه را ارائه میکرد. از طریق علی حاتمی در جریان کار او بودم. امیر نادری نویسنده نبود، همه آنچه را که می‌خواست می‌دانست، ولی نوشتار و گفتارنویسی را در چنته نداشت. اصرار که بی‌اندازه شد، فی‌المجلس گفت یک ورق امتحانی بدهید و دست به قلم برد. حاصل یک صفحه نوشته با خطی ابتدایی بود که نه خوانایی داشت و نه سطربندی. وقتی ارائه کرد گفت این شرح یک عکس هم از فیلم نیست. سینمای امیر نادری نوشتنی نبود! او در کتابت امّی بود و در فیلم‌سازی «نابغه».
بهار سال ۱۳۷۰، شادروان حیدرعلی عمرانی (که همیشه یادش به‌خیر باد) ابوالفضل جلیلی را در «کاور فیلم» نزد من آورد. در همان نشست نخست شباهت بسیار او با امیر نادری را دریافتم. جلیلی تحصیلات سینمایی داشت و اندیشه‌اش در سینما، «حرف دیگری» بود. طرحی ساده و چندخطی را مطرح کرد. نیاز به «آفتاب سوزان» برای خشت زنان و نیاز به باران بسیار برای «دیم‌کاران». که جمع آمدن این هردو در یک جا ناممکن است. و فقط «عشق» و «خاک» است که میان این هردو قرار می‌گیرد و «وصل» را می‌سازد. عشق خالص است که با نور خشت می‌سازد و با باران محصول می‌دهد.
فیلم ساخته شد. بدون گفتار، با تصویر و تداوم آن. عطاءالله حیاتی تصویرهای جلیلی را گرفت و نظام کیایی صدای زنده زندگی واقعی را. جنس فیلم، بی‌زمان و بی‌مکان بود که بدون حرفی، حرفِ دیگری داشت.
تعداد بسیاری از آثار در «تقویم» زندگی می‌کنند و تاریخ مصرف دارند، معدودی از «تاریخ» برمی‌آیند در بی‌زمان امتداد می‌یابند. آثار تقویمی بخشی از «فعالیت‌های فرهنگی» یک دوره قلمداد می‌شوند، اما آثار فرهنگی تاریخی، فرهنگ سازند.
فرهنگ ایران زمین را از دیرباز، آثاری مؤثر بوده‌اند که بی‌زمان پدید آمده‌اند.

* تهیه کننده رقص خاک

نسخه pdf شماره بیست‌ویکم ماهنامه هنر و تجربه