هنر و تجربه: ۱۱ فیلم مستند بلند برای شرکت در جشنواره فجر پذیرفته شدند. ده فیلم از بین این یازده فیلم ماه گذشته در نهمین جشنواره سینماحقیقت به نمایش درآمدند. یازده فیلمی که از جبهه‌های نبرد علیه داعش تا کمپ آوارگان سوری و از خیابان سی تیر تهران تا دکتری که مدعی است داروی سرطان را کشف کرده به تصویر می‌کشند.

a157

«A157» به کارگردانی بهروز نورانی‌پور:
برنده جایزه ویژه بخش بین‌الملل و نیز دیپلم افتخار بخش شهید آوینی درباره سه دختر نوجوان کرد سوری است که در یک کمپ پناهندگان در منطقه‌ای مرزی بین ترکیه و عراق و سوریه زندگی می‌کنند. این سه دختر اما داستانی بسیار تلخ دارند. آن‌ها اسیر داعش بوده‌اند و حالا بر اثر تجاوز باردار هستند. نمایش «A157» در جشنواره مستند سینماحقیقت مورد استقبال گسترده تماشاگران قرار گرفت.
بهروز نورانی‌پور: «در فیلمی که حتی یک گلوله هم شلیک نمی‌شود، جنگ به کریه‌ترین شکل آن حضور دارد. دوربین ما در این فیلم بیشتر از یکی دو سکانس از اردوگاه خارج نمی‌شود و آن هم برای رفتن به بیمارستان است، اما جنگ در فیلم بروز و ظهور دارد.»

آزادی به کارگردانی رضا فرهمند و کمیل سهیلی

«آزادی» به کارگردانی رضا فرهمند و کمیل سهیلی:
«آزادی» فیلمی با دغدغه‌های زیست محیطی است. رضا فرهمند و کمیل سهیلی در این فیلم به شکار بی‌رویه پرندگان مهاجر در استان مازندران و شهر فریدونکنار پرداخته‌اند. این پرندگان تابستان‌ها در سیبری هستند و از آغاز فصل سرد به مناطق گرمسیر مازندران کوچ می‌کنند.

اهالی خیابان یکطرفه

«اهالی خیابان یکطرفه» به کارگردانی مهدی باقری:
در جشنواره هشتم سینماحقیقت دو فیلم روی یک خیابان و چگونگی زندگی در آن و تاریخش تمرکز داشتند. «چنارستان» ساخته هادی آفریده به خیابان ولیعصر و «اهالی خیابان یک‌طرفه» به خیابان سی تیر پرداختند. مهدی باقری در «اهالی خیابان یک‌طرفه» تنوع دینی و زندگی جاری در گذشته این خیابان را از طریق پنج شخصیت متفاوت به تصویر کشیده. خیابان سی تیر یا قوام السلطنه سابق که جمعیتی متشکل از ارامنه، کلیمیان و مسلمان‌ها داشته و از پررونق‌ترین خیابان‌های دهه‌های سی و چهل تهران بوده است. این پنج شخصیت لوون هفتوان بازیگر ارمنی تئاتر و سینما در این خیابان در یک کتاب‌فروشی کار می‌کرده است، یک مترجم (فرهاد خردمند)، یک شیرینی‌فروش (مارینا هاشم‌زاده)، یک کاشی‌کار (سعید خاک‌نگار)، یک نوازنده‌ی پیانو (آرا داویدیان) و یک ساکن قدیمی محل (شاهن بازیل) هستند.

خاطرات خانه متروک به کارگردانی مهدی فارسی

«خاطرات خانه متروک» به کارگردانی مهدی فارسی:
وقایع و رخدادهای ایران در طول جنگ جهانی اول موضوع این مستند است. مستندی پژوهشی با ۱۱ هزار صفحه تحقیق که قحطی سنگین ایران در طول جنگ اول را بررسی می‌کند. قطحی در طول این سال‌ها هزاران و به تعبیری میلیون‌ها کشته داشت و در شهرهایی مثل همدان و ارومیه تلفاتی سنگین به بار آورد. این مستند تاریخ این قحطی را از خلال خاطرات رجال آن دوره و عکس‌های قدیمی به تصویر می‌کشد. هرچند تصویر متحرکی از آن دوره وجود ندارد.

رویاهای دم صبح

«رویاهای دم صبح» به کارگردانی مهرداد اسکویی:
مستند بلند مهرداد اسکویی در کانون اصلاح و تربیت دختران می‌گذرد. دوربین اسکویی در این کانون با دختران محبوس در این مرکز همراه می‌شود و لحظات شادی، درددل، ناامیدی و لحظات آزادی دخترها را دنبال می‌کند. «رویاهای دم صبح» در جشنواره سینماحقیقت دو جایزه برای فیلم‌برداری و موسیقی را برد و مهرداد اسکویی جایزه بهترین کارگردانی را به طور مشترک با لقمان خالدی دریافت کرد. این فیلم سومین و آخرین قسمت از سه‌گانه‌ای است که اسکویی درباره کانون اصلاح و تربیت ساخته است. دو فیلم قبلی این سه‌گانه «روزهای بی‌تقویم» و «آخرین روزهای زمستان» بودند.
مهرداد اسکویی: «یک ضرورت باعث شده ما در یک نهاد، در کانون اصلاح و تربیت فیلم بسازیم. به خاطر این‌که ما حرف‌های این بچه‌ها را به صورت حقیقی تا حالا ندیده‌ایم. این بچه‌ها را نمی‌شناسیم. همه آدم‌هایی که این فیلم را دیده‌اند می‌گویند چقدر این بچه‌ها زیبا هستند. چقدر مهربانند. چقدر وفادارند و از هم حمایت می‌کنند.  فکر می‌کنم گروه ما با همین چند کلمه مزدش را گرفته است. بچه‌های بزهکار چیزی جدای از بچه‌ها ما نیستند. اگر این بچه‌ها از مسیری که برای زندگی درست‌تر است و آرامش همراه خود دارد، خارج شده‌اند مقصر چه کسی است؟»
«بعد از فیلم‌برداری مدیرتولید من را مثل یک تکه گوشت داخل ماشین می‌گذاشت و می‌گفت تو فقط برو! می‌رفتم خانه، با هیچ‌کس هم حرف نمی‌زدم، یک دوش آب‌ گرم می‌گرفتم و توی اتاقم لحاف را می‌کشیدم روی سرم و گریه می‌کردم. در صحنه هیچ عکس‌العملی نداشتم ولی این یک حجم باورنکردنی از فشار روانی بود که یک جایی بالاخره خالی می‌شد. عید همان سال من یک آدم نابودشده بودم. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود. یک آدم خسته و چاق افسرده که هرکس را می‌دیدم می‌گفتم این چرا خوشحال است؟ نمی‌داند بعضی بچه‌ها هستند که جایی می‌خوابند که صبح یک متر برف روی‌شان می‌نشیند. ولی توجه کنید که ما قرار نیست کسی را ناراحت کنیم با این فیلم. قرار است یک حقیقتی را نشان دهیم. ما قرار نیست آدم‌ها را بخندانیم یا به گریه بیندازیم. قرار است سینما کار کنیم.»

زمناکو

«زمناکو» به کارگردانی مهدی قربان‌پور:
مهدی قربان‌پور در «زمناکو» از مشهد به کردستان عراق می‌رود. علی کیانی‌پور پسری است که به خانواده‌ای جنگزده در مشهد سپرده می‌شود. او از کودکی می‌داند که متعلق به این خانواده نیست اما تا وقتی که مادرخوانده‌اش از دنیا نرفته این مساله او را آزار نمی‌دهد. بعد از آن او به دنبال هویتش می‌گردد و متوجه می‌شود از کودکانی است که در جریان بمباران شیمیایی حلبچه به بیمارستان‌های ایران آورده شده اما خانواده‌اش را پیدا نمی‌کنند. او به کردستان برمی‌گردد و در آن‌جا خانواده‌هایی که هرکدام فرزندی در حلبچه از دست داده‌اند امیدوارند علی فرزند آن‌ها باشد. زمناکو از فیلم‌های مطرح جشنواره سینماحقیقت اخیر بود اما در گرفتن جوایز اصلی چندان موفق نبود.
مهدی قربان‌پور: «با زمناکو در موزه صلح تهران آشنا شدیم. چندتا سوژه وجود داشت که قرار بود درباره آن‌ها فیلمی ساخته شود ولی عملی نشده بود که یکی از این سوژه‌ها بچه‌های حلبچه بودند. علی می‌توانست همان کاراکتری باشد که دنبالش بودیم و از طریق او می‌توانستیم به گذشته برگردیم. بخش گذشته زندگی او در ایران مغفول مانده بود. وقتی به کردستان رفت به یک پدیده خبری تبدیل شد اما قبل از آن در ایران زندگی‌ای داشت که دنبال کردن و کندوکاو آن برای ما جذاب بود.»

 

فصل هرس

«فصل هرس» به کارگردانی لقمان خالدی:
برنده اصلی جشنواره سینما حقیقت مستندی است که یک شخصیت را در مرکز توجه خودش قرار داده است. دکتر قاسم تک‌دهقان دارویی ساخته است که مدعی است سرطان را درمان می‌کند. او به همه شرکت‌های دارویی بی‌اعتماد است و دنبال راهی است که هم دارویش را ثبت کند و هم از سرقت آن جلوگیری کند. «فصل هرس» که جایزه اصلی سینماحقیقت را به خود اختصاص داد، برنده تندیس هنر و تجربه هم شد.
لقمان خالدی: «من دوتا از عزیزانم را به خاطر سرطان از دست داده‌ام و این بیماری دغدغه من شده بود. دنبال این بودم که در این‌باره کاری کنم. در تحقیقاتی که همراه با تهیه‌کننده کار داشتیم به اسم قاسم تک‌دهقان برخوردیم که مدعی بود داروی بیماری سرطان را کشف کرده است. آقای تک‌دهقان نگران دزدیده شدن این فرمول بود و اعتمادی به موسسات داروسازی نداشت. تک‌دهقان هم آدم خیلی باهوشی بود و در مورد من حسابی تحقیق کرده بود و فیلم‌های من را دیده بود.»

کارنامه بنیاد کندی

«کارنامه بنیاد کندی» به کارگردانی محمد جعفری – آذر مهرابی:
بنیادکندی نام روستایی است در آذربایجان. محمد جعفری مستندساز فیلمی هشت میلیمتری پیدا می‌کند که چهل سال پیش در زمانی که در این روستا سپاهی دانش بوده از روستا و خانه‌ها و شاگردانش گرفته است. او به این فکر می‌افتد که شاگردانش را یک بار دیگر پیدا کند و از حال و روز آن‌ها خبر بگیرد. اما هیچ کدام از شاگردان در روستای بنیادکندی زندگی نمی‌کنند. کم‌کم موفق می‌شود آن‌ها را یکی یکی بیابد. شاگردان او همه در مناطق حاشیه تهران ساکن هستند و زندگی بدی هم ندارند. این مستندی است که یک نسل از روستانشینان دیروز و حاشیه‌نشینان امروز را در فضایی شاد به تصویر می‌کشد.

مجتبی

«مجتبی» به کارگردانی محمد حسن دامن زن:
فیلم محمد حسن دامن زن دیگر مستندی است که در جشنواره‌ی اخیر حقیقت به نمایش درآمد، موضوع آن درباره مجتبی هنرپیشه تئاتر است که با اجرای نمایش عروسکی در مهدکودک‌ها جشن‌ها و مهمانی‌ها زندگی خود را اداره می‌کند. همسر و فرزند او خواستار رفتن به خارج از کشور هستند و شاگردش نیز از او می‌خواهد وسایل صوتی و نوری نمایش‌هایش را مدرن‌تر کند.

همراه با فرا

«همراه با فرات» به کارگردانی فرشاد اکتسابی:
فیلم‌ساز جوانی به کشورش عراق بازمی‌گردد و می‌خواهد فیلمی درباره تاریخ عراق بسازد. فیلم اولین بار در جشنواره نهم سینماحقیقت به نمایش درآمد. مستند «همراه با فرات» به کارگردانی فرشاد اکتسابی توانست جایزه ویژه دبیر جشنواره سینماحقیقت را از آن خود کند.

«خوان بی خان» به کارگردانی هادی معصوم دوست:
آخرین مستند هادی معصوم‌دوست بعد از «خون سرد»

برچسب‌ها: