هنر و تجربه: خبرهای مربوط به حواشی جشنواره فیلم فجر و در بین این حواشی، مصاحبه محمد حیدری با برنامه سینمای ایران بیشتر از هر خبر دیگری در رسانه‌های روز شنبه ۱۹ دی‌ماه منعکس شد. در این جلسه از حواشی مربوط به پوستر جشنواره تا نپذیرفتن استعفای شهاب حسینی مورد بحث قرار گرفت. محمد حیدری همچنین اعلام کرد ساعات نمایش فیلم در کاخ جشنواره از ساعت ۱۴ است و صبح‌ها به نشست‌های مطبوعاتی اختصاص دارد.

روزنامه سینمایی صبا در یک صفحه به معرفی یازده فیلم انتخاب شده در بخش هنر و تجربه جشنواره فجر پرداخته است. گزارشی با تیتری به کل متفاوت: «هنر و تجربه، حیاط خلوت معترضان». این روزنامه در صفحه دو خود به معرفی دو فیلم «ممیرو» و «این‌جا کسی نمی‌میرد» از میان فیلم‌های این بخش پرداخته است. هادی محقق کارگردان «ممیرو» به روزنامه صبا گفته است: « وقتی جایــی برای نمایش فیلم‌های تجربی غیر جریان اصلی ســینما در سینماها وجود داشته باشد فیلم‌سازان می‌دانند امکان دیده شدن فیلم‌شان در هر صورت فراهم می‌شود لذا ترس‌شان از ساخت این نوع فیلم‌ها می‌ریزد. نمی‌توانم شوقم را از این‌که فیلم‌ام در بخش هنر و تجربه قرار گرفته پنهان کنم. از بین ۲۰۰ فیلم متقاضی در این بخش، ممیرو توانســت به بخش رقابتی صعود کند و از این بابت احساس رضایت دارم.»
حسین کندری کارگردان فیلم «این‌جا کسی نمی‌میرد» نیز خوشحالی خود را چنین ابراز کرده‌است: «خیلی خوشحالم هیات انتخاب شرافت خود را حفظ کردنــد و به بخش هنــر و تجربه نگاه حیاط خلوت برای فیلم‌های جا مانده از سودای سیمرغ را نداشتند چون این گمانه‌زنی بود که فیلم‌های جامانده از ســودای سیمرغ در این بخش به نمایش در بیایند. اما خوشــحالم که ملاک هنر و تجربه در گزینش فیلم‌ها رعایت شد.»

روزنامه هنرمند هم به بهانه اکران «جزیره رنگین» گفت‌وگویی با خسرو سینایی انجام داده‌است. سینایی در این گفت‌وگو در پاسخ به سوالی پیرامون تعریف او از سینمای مستقل می‌گوید:«اگر تعریف اولیه سینما را مشخص کنیم در این‌صورت تعریف سینمای مستقل هم مشخص خواهد شد. از نظر من سینما یک ابزار است که هر ذهنی می‌تواند آن‌را در جهت ذهن خود به‌کار گیرد و امروز با توجه به پیشرفت تکنولوژی با دوربین‌های دیجیتال و کوچک هم می‌توان این‌کار را انجام دهیم. سینما می‌تواند تصمیم بگیرد که می‌خواهد هنر یا صنعت هنر باشد. در نهایت جایی که ذهن فیلم‌ساز بتواند آن‌ چه را که در ذهن خالق شکل می‌گیرد را به فیلم تبدیل کند،در این‌صورت سینمای مستقل می‌شود. گاهی ممکن است نشریه‌ای داشته باشیم و نخواهیم هرچیزی را در آن منتشر کنیم. در مورد سینمای مستقل هم به همین شکل است. سینمای مستقل سینمایی است که فیلم‌ساز بتواند هرآنچه در ذهنش می‌گذرد را به فیلم تبدیل کند. همان‌طور که نشریات نمی‌توانند هرآنچه می‌خواهند را منتشر کنند، فیلم‌ساز هم باید انتخاب کند که آیا می‌خواهد تنها اثری را ارائه دهد و یا می‌خواهد کاری که در ذهنش می‌گذرد را به تصویر بکشاند. به طور کلی فیلم‌ساز و فردی که فکر را به فیلم بر می‌گرداند، باید تصمیم بگیرد که می‌خواهد یک حرفه‌ای باشد و یا می‌خواهد آنچه در ذهنش می‌گذرد را پیاده کند که در این صورت می‌شود کارمند فیلم‌سازی. باید فیلم و سینما را به عنوان ابزار ببینیم و الزام نیست همه چیز را دولتی ببینیم. گاهی ممکن است یک موسسه بگوید می‌خواهم درباره موسسه‌ام فیلم بسازید و شما هم به اندازه تبحر خود فیلم می‌سازید. در این صورت  فیلم‌ساز بر اساس تجربه و سفارشی که به او داده می‌شود، فیلم را می‌سازد اما گاهی هم فیلم را اثری هنری می‌بینید و منتظر سفارش نخواهید بود .گاهی سینما را هنر صنعت می‌بینید که باید خرج کند و خرجش را برگرداند. یکی از اشتباهات این است که سینما را مجموعه واحد می‌بینند درحالیکه چنین نیست، مگر کتاب را می‌توان مجموعه واحد دید؟ بنابراین باید دید چطور به این ابزار سمعی و بصری توجه داریم و به آن نگاه می‌کنیم. سینمای ما به طرز غم انگیزی فردی کار می‌کند و این برای آینده سینما خوب نیست. ضمن اینکه باید درنظر داشته باشیم که فیلم‌های کم خرج در سطح دنیا موفق‌تر هستند. »

روزنامه وطن امروز نیز نقدی بر فیلم «احتمال باران اسیدی» منتشر کرده است که در بخشی از آن می‌خوانیم: «فیلم در پرده اول، از درون منوچهر و ریتم زندگی او شکل می گیرد اما در ادامه این مهسا و کاوه هستند که فیلم را چه به لحاظ داستانی و چه به لحاظ فضاسازی و ریتم هدایت می کنند و منوچهر در این ریتم تازه قرار می‌گیرد و تأثیر می پذیرد اما این حرکت فزاینده از ریتم کند به ریتم تند، از سکون به حرکت و در نهایت از تنهایی به ارتباط، بهترین و جذاب ترین نکته فیلم به شمار می‌آید. همچنین طراحی مناسب صحنه که توسط ایرج رامین فر انجام شده، سکون ابتدایی را به‌خوبی القا می کند و مهم‌تر از آن به تغییر فضای فیلم از زمانی که وارد تهران می شود عمق داده است.»

روزنامه جوان در پایان جشنواره عمار به فیلم برگزیده این جشنواره «خاکستر و برف» اشاره کرده است. این فیلم جایزه ششمین دوره جشنواره عمار را به خود اختصاص داد. «خاکستر و برف» در گروه هنر و تجربه هم‌چنان روی پرده است.  روزنامه جوان در معرفی این فیلم نوشته است: «قهرمان داستان سهرابی اما برخلاف قهرمان فیلم شیار ۱۴۳ از ابتدا تا انتهای داستان حضور فیزیکی ندارد، اما جایگاه مادر شهید در تمامی زمان فیلم به عنوان قهرمان داستان محسوس است حتی اگر حضور تصویر‌ش تنها چند دقیقه به طول بینجامد. سهرابی برای افزایش باورپذیری نقش به جای استفاده از یک بازیگر در نقش مادر شهید، مادر یکی از شهدای جنگ تحمیلی را در چند نمای فیلم در نقش قهرمان داستان جای می‌دهد و در نهایت هم با استفاده از نریشن به جای مونولوگ سبک تازه‌ای را در روایت پایان‌بندی داستان ایجاد می‌کند. یکی از تفاوت‌های فیلم خاکستر و برف نسبت به دیگر آثار هم ژانرش انتخاب فضای مه‌آلود شمال کشور برای روایت داستان است.»

روزنامه قدس هم با مرتضی فرشباف کارگردان فیلم سینمایی «بهمن» گفت‌وگو کرده است. فرشباف در این گفت‌وگو تاکید کرده‌،نمی‌شد در فیلم اتفاقات گل‌درشت بگذارد. فرشباف درباره ایده اولیه فیلمش هم گفته‌است: «ایده اولیه این فیلم از یک داستان کوتاه آمریکایى به همین نام گرفته شد. زنى که از پشت پنجره به هواى برفى بیرون خیره شده و در تمام این مدت گذشته اش را مرور مى کند.» او در جای دیگری از این مصاحبه اشاره دارد: «به نظر من این یک موقعیت روان‌شناختى آشنا براى تمام میانسالان است، البته در زن‌ها به خاطر توانایى‌هایى که دارند مى‌توانند این فرآیندهاى ذهنى را خیلى خوب بگذرانند و به خوبى جایگاه خودشان و خاطراتشان را مرور کنند. اما در مورد هما باید بگویم که ده شب بی‌خوابى این فرصت را به او مى‌دهد که به مرور نقشش در برابر خود و خانواده‌اش بپردازد. این یک موقعیت مشترک همه آدم‌هاست که در برهه‌اى از زندگى‌شان نسبت به موقعیت و جایگاه‌شان دچار تردید مى‌شوند و در میان‌سالى این یکى از بحران‌هاى جدى و کلاسیک است که معمولاً اتفاق مى‌افتد.»