هنروتجربه -قاسم فتحی:نشست نقد و وبررسی فیلم«سایه روشن» با حضور فرزاد موتمن(کارگردان) و خسرو دهقان(منتقد) در سالن شماره پنج سینماسینماهویزه برگزار شد. پیچیدگی روایی فیلم، توضیحات جذاب موتمن، صراحت و سادگی خسرو دهقان و البته شلوغی سالن باعث شده بود اشتیاق تماشاگران برای طرح سوالات زیاد شود.
گفتند این فیلم بی‌معنی است
فرزاد موتمن در ابتدا درباره تاخیر سه ساله اکران فیلم صحبت کرد: این تنها فیلم من است که در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر آن را نپذیرفتند. گفتند این فیلم بی‌معنی است و هیچکس این فیلم را نمی‌فهمند. در عین حال هم اعتراف می‌کردند که نمی‌توانند از فیلم بگذرند و از همان ابتدا مُهر تجربی به فیلم زدند.
وی افزود: واقعیتش این است که این فیلم یک اثر کلاسیک است ولی هیچ سینماداری حاضر نشد این فیلم را اکران کند. در نتیجه من بعد از این کار دو فیلم ساختم و در نهایت آقای علم‌الهدی آستین بالا زد و این فیلم را در گروه هنر و تجربه اکران کرد. خوشحالم که این فیلم در گروه هنر و تجربه اکران شد. به هر حال من می‌فهمم که این فیلم،فیلمِ مخاطب عادی سینما نیست و متعلق به اقلیتی مانند شما دانشجوها و دوستداران سینما است. راستش خوشحالم که این فیلم،فیلمِ اقلیت است.
از اینکه بخواهم گذشته‌ها را دوباره زنده کنم حالم بهم می‌خورد
خسرو دهقان در ادامه در رابطه با نوع نگاهش به سینمای هنر و تجربه و فیلمهایی مانند«سایه روشن» گفت: من در روزگار گذشته خودکار و قلم قرمز دستم بود و منتقد تند و تیزی بودم آنقدر تند که گاهی از نوشته های قبلی خودم وحشت می‌کنم. ولی حالا زمانه تغییر کرده و نگاهم عوض شده است. من راستش یک خرده از اینکه مدام بگویند پیشکسوت‌ها و هی آنها سرفه کنند و بخواهند با عصا راه بروند و هی بخواهیم موج نوی سینمای ایران را تحلیل کنیم، حالم بهم می‌خورد. من فکر می‌کنم راه زیر پای امثال شما جوان‌هاست. واقعیتش این است که سینمایِ هنر و تجربه فی‌نفسه یعنی اینکه جوان‌هایی چون شما را وادار به نوشتن و ساختن کند.
وی افزود: آینده این سینما در دست امثال شهرام مکری و موتمن است. اساسا این فیلم متعلق به دنیای جدیدتری است. من اینجا ننشسته‌ام که شما را قانع کنم که این فیلم خوب است یا نه، درخشان است یا فیلم بدی است؛ شما مختارید که انتخاب کنید. وظیفه من به عنوان منتقد این است که حائلی باشم بین شما و فیلم که دنیای اثر را بهتر به شما بشناسانم و نزدیک کنم. با همه این حرف‌ها حتی اگر آخرش باز هم فیلم را دوست نداشتند مهم نیست ولی بدانیم که چرا دوست نداشتیم و چرا از فیلم خوشمان آمد. نه اینکه مثل رفیق عزیز من مسعود فراستی که سی سال است همدیگر را می‌شناسیم هی بگویم این فیلم درآمده یا در نیامده است.
می‌شد با این قصه یک فیلم هندی ساخت
موتمن در پاسخ به این سوال که فضایی که در فیلم شکل گرفته تشخیص واقعیت و خیال را سخت کرده است، گفت: کاش امروز امیر افشار فیلنامه‌نویس اثر اینجا بود و اینها را توضیح می‌داد. واقعیتش این است که من فقط مهندس کار بودم. این کاراکترهای وهم‌آلود و مالیخولیایی کارِ امیر افشار بود و من سعی کردم آنطور که او نوشته درش بیاورم. اما اگر خودم بودم قطعا فیلمنامه را طور دیگری می‌نوشتم. از آنجایی که ذاتا آدم محافظه‌کارتری هستم و کلاسیک، قصه را طوری روایت می‌کردم که بالاخره واقعیت و وَهم از هم تشخیص داده شود.
وی افزود: این فیلم خودش یک قصه سرراست داشت و می‌شد با آن یک فیلم هندی پرفروش ساخت. اما قصه طور دیگری روایت شده است. این فیلم را شما باید مثل کابوس ببینیدش؛ چون هیچ منطق دو دو تا چهارتایی پشت آن نیست. همه چیز غلو شده و آدم‌ها دارند دروغ می‌گویند. حتی اتفاق‌ها هم غلوشده است.واقعا چرا آن دو زن باید از آن ارتفاع پرت شوند. چون فاصله پله‌ها تا پایین فاصله نیست که بخواهد کسی را بکشد.
اِلمان دیگری که در کار استفاده کردیم این بود که زمان را منجمد کردیم و شما هیچ ساعتی توی فیلم نمی‌بینید. ما زمان را در این فیلم با آکسسوار متحرک می‌بینیم. در واقع خانه ثابت است و این آکسسوارها هستند که حرکت می‌کنند. درآوردن اینها واقعا سخت بود و خودمان کلافه شده بودیم. حتی یک جاهایی یادمان می‌رفت که الان توی کدام زمان بودیم!
این فیلم هیچ سرمشقی ندارد
دهقان هم‌چنین با تاکید بر اینکه من نمونه مانند«سایه روشن» در سینمای ایران ندیده‌ام و این فیلم از روی دست هیچکس دیگری ساخته نشده است، گفت: در هر هنری شما بالاخره سرمشقی برای خودت داری. در خططاطی در شعر در نقاشی شما چندین سرمشق معروف و مشهور جهانی دارید. من یادم نمی‌آید که مانند«سایه روشن» را در سینمای ایران دیده باشم و حتی در سینمای جهان هم نمونه‌اش بسیار اندک است که خودِ آقای موتمن درباره آن توضیح خواهند داد. خب این کار را برای تحلیل و بررسی و نقد سخت می‌کندچرا که دیگرنمی‌توان دو سکانس از دو فیلم را با هم مقایسه کرد و آنها با هم سنجید. این فیلم و امثال این فیلم‌ها را باید با خودشان و با نوع روایتی که دارند، سنجید و ارزیابی کرد.
موتمن درباره ارجاعاتی بسیاری که در فیلم از آنها استفاده می‌کند، گفت: ایده‌های  فیلم‌ در فیلمنامه بود فقط ما دو سه ایده را در اجرا عوض کردیم. نکته‌ای که درباره تمام فیلم‌هایی که استفاده کردیم مشترک است این بود که شخصیتی جایگزین شخصیت دیگری می‌شود.نکته دیگری که باید درباره چرایی استفاده از این فیلمها بگویم این بود که من می‌دانستم که سایه روشن  را برای دیدن خانواده نمی‌سازم. بلکه برای کسانی که این نوع فیلم‌ها را از سینمای جهان دیده‌اند و یا حتی بعدش از دیدن فیلم می‌روند و آن فیلم‌ها را پیدا می‌کنند. ما فکر کردیم که این کدها می‌تواند به تماشاچی کمک بکند. من شخصیت رامین توی فیلم را شبیه خودم می‌دیدم. چرا که توی خانه ما از صبح تا شب فیلم پخش می‌شود و همیشه تلویزیون روشن است.
یکی از هراس‌هایم موسیقی فیلم بود
موتمن از نحوه آشنایی با آهنگساز فیلم می‌گوید: من یک روز در حال رفتم به دفتر کارم بود که دیدم جوانی کنار خیابان ایستاده و دارد با تارش «راک اندرول»می‌زد و مردم کمکش می‌کردند. با خودم گفتم خدایا این چه کاری است؛ این ساز اصلا مال این کار نیست. مرا جذب کرد. رفتم جلو و خواستم کمکی بکنم. از قضا مثل همه مردمی که من را با شب‌های روشن می‌شناسند، من را شناخت و گفت این طرف‌ها و توضیح دادم که دفترم همین اطراف است و داشتم از اینجا رد می‌شدم. گفت اشکالی ندارد من یک بار بیایم و شما را توی دفترتان ببینم؟ گفتم نه هیچ اشکالی ندارد و خوشحال می‌شوم. روز بعدش آمد و بدون معطلی گفت: شما واسه فیلمت آهنگساز انتخاب کردی؟ با خودم گفتم نگاه کن حالا بچه پرو را! خواستم دست به سرش کنم و گفتم که دارم درباره‌اش فکر می‌کنم. دو روز بعد دو مرتبه آمد و گفت تو چرا فیلمنامه‌ات را به من نمی‌دهی که بخوانمش، شاید پیشنهاداتی داشته باشم. به هر صورت فیلمنامه را دادم و دو روز بعدش دوباره آمد. گفتم چه شد فکرهایت را کردی؟ گفت ساختم! آهنگ را ساخته بود. من وا رفتم. گفتم یعنی چی؟ گفت من دانشجوی دکتری موسیقی هستم و اگر می‌بینی گوشه خیابان ساز می‌زنم به خاطر اینکه پول بدی ندارد و الان دارم دکترایم را می‌گیرم و تِزدکترایم هم موسیقی قرن بیستم است. گفت تو تا به من گفتی«سایکوتریلر» من متوجه شدم که تو شئونبرگ می‌خواهی.او همان قطعاتی را ساخته بود که شما در ابتدای فیلم می‌شنوید.

-دهقان -مشهد موتمن (1)

-دهقان -مشهد موتمن (3)

عکس:محمد حسن صلواتی