هنروتجربه- ایثار قنواتی: وحید مقدسی از سال ۸۸ با «بیداری رویاها» محمدعلی آهنگر صدابرداری در سینما را به شکل حرفه‌ای آغاز کرد. او تا به امروز با کارگردان‌هایی مانند مانی حقیقی، روح‌الله حجازی و بهروز شعیبی کار کرده است. مقدسی در بیست‌وهشتمین دوره‌ جشنواره‌ی فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری را برای فیلم «بیداری رویاها» گرفت و در جشنواره‌ سی‌ویکم هم برای فیلم «دهلیز» نامزد دریافت سیمرغ بهترین صدابرداری بود. از او تا به حال فیلم‌های «شب بیرون»، «من از سپیده‌ صبح بیزارم»، «گس» و «بهمن» در گروه هنروتجربه اکران شده است. گروهی که به قول خودش کار در آن حس و حال را آگاهانه انتخاب کرده است. 

پیش از شروع فیلم‌برداری چه صحبت‌هایی با مرتضی فرشباف درباره‌ی صداهای فیلم داشتید؟
«بهمن» فیلم دومی است که با مرتضی فرشباف کار می‌کنم، هم در فیلم «سوگ» و هم در فیلم «بهمن» صدا یکی از مهم‌ترین ابزارهای تاثیرگذار فیلم است. مخصوصا در فیلم سوگ که به واسطه‌ ناشنوا بودن شخصیت‌های اول فیلم، فضاسازی صوتی خیلی جالبی داشت. در فیلم «بهمن» هم ما تجربه‌ فیلم قبلی را از سر گذرانده بیشتر به هم نزدیک شده بودیم، سلیقه‌های‌ یکدیگر را می‌شناختیم و در زمان نوشتن فیلم‌نامه خیلی از ایده‌ها را می‌توانستیم به راحتی به اشتراک بگذاریم. نکته‌ قابل توجه این بود که فرشباف، من را در تمام مراحل کار درگیر می‌کرد و می‌خواست فیلم‌نامه‌های اولیه را بارها بخوانم و پیشنهاداتم را بدهم. این روند باعث می‌شد خودم را در تولید اثر بیشتر سهیم بدانم. بنابراین در جریان جزییات و تغییرات قرار می‌گرفتم و با تسلط بیشتر به حس، لحن و ایده‌های صوتی فیلم می‌پرداختم.

سکانس خاصی است که بتوانید الان مثالش را بزنید که درباره‌اش بیشتر باهم صحبت کرده باشید؟
خیلی وقت‌ها با مرتضی صحنه را به صورت حسی و لحن بازسازی می‌کردیم. یعنی می‌خواندیم تا لحن صحنه‌ها دست‌مان بیاید. برای من طراحی صدای یک فیلم چند مرحله دارد. مرحله‌ اول همان طور که گفتم پیش رفتن با فیلم‌نامه و مرحله‌ بعد پیش تولید است. در این‌جا می‌شود بر اساس انتخاب شخصیت‌های فیلم اتودهای زمان فیلم‌نامه را پرورش داد. برای من لحن، بیان و احساس در فیلم بسیار اهمیت دارد. صحنه‌ خاصی که بگویم مشخصا این پیشنهاد من بوده، وجود ندارد. اما  پیشنهادیی به لحاظ فضاسازی صوتی و این‌که  صحنه‌ای را چه طور اجرا کنیم، بوده است. مانند صحنه‌ای که هما (فاطمه معتمدآریا) در ترافیک گیر کرده و همه‌ صداهای اطرافش از رادیو گرفته تا صدای ماشین‌ها، روی اعصابش است. یک لحظه عصبانی می‌شود و رادیو را می‌بندد و پنجره‌یماشینش را پایین می‌دهد. در این لحظه از بیرون صدای آتشی که برای قیرگونی ساختمان است هما را به رویایی می‌برد که می‌خواهد بخوابد تا بتواند آن را ببیند، اما چون خوابش نمی‌برد، نمی‌تواند آن را رویا را هم ببیند. این‌ها همه در راستای ایده‌ اصلی فیلم که همان نخوابیدن بود، اجرا شد.

شما به «لحن صدا» اشاره کردید. می‌توانید کمی توضیح دهید که منظورتان دقیقا چیست؟
منظورم از لحن آن چیزی است که کارگردان نیاز دارد تا در فیلمش شنیده و حفظ شود. بازیگری مانند فاطمه معتمدآریا تکنیک خودش را به فیلم اضافه می‌کند، اما قبل از این که بازیگری برای فیلم انتخاب شده باشد، ما صحنه‌ها را با حس و حالی که بازیگر باید در این صحنه‌ها داشته باشد با خودمان مرور می‌کردیم. چون می‌شود گفت فیلم «بهمن» تک‌پرسوناژ است و ما تمام صحنه‌ها که مثلا چه طور می‌شود کسی چند روز نخوابد یا حتی صدای بازیگر بعد از چند روز بی‌خوابی چه قدر می‌تواند عوض شود را برای خودمان بازسازی می‌کردیم. تمام این جزییات را قبل از شروع فیلم‌برداری با مرتضی یک بار مرور کرده بودیم. سر صحنه هم باز این هم‌کاری ادامه داشت. معمولا در تولید یک فیلم روند ساخت فیلم به ترتیب فیلم‌نامه نیست. بنابراین نگه‌داشتن تداوم در لحن و حس وحال کار پیچیده‌ای است که بازیگر، کارگردان و صدابردار مسئولیت آن را به عهده دارند. ما در این فیلم شاهد بی‌خوابی‌  هستیم، هرچند تمام لحظاتش فیلم‌برداری نشده، اما تماشاچی نتیجه‌ درستی از تداوم بی‌خوابی در فیلم می‌بیند.

اولین نمایش‌های «بهمن» در جشنواره‌ سال گذشته بود و حالا می‌شود گفت تقریبا بعد از یک سال در گروه هنر و تجربه به آن نوبت اکران دادند. نظر شما با اکران این فیلم در گروه چیست؟
خیلی موافق اکران «بهمن» در این گروه هستم. به نظرم فیلم ساختار تجربی و قابل ارجاعی دارد. البته آن موقع که این فیلم را می‌ساختیم گروه هنر و تجربه وجود نداشت، اما ما در همان زمان هم برای این فیلم روی اکران خاص فکر می‌کردیم. به نظرم اکران عمومی خیلی نمی‌توانست برای این فیلم جذاب باشد. به هر حال هنر و تجربه مخاطب‌های خودش را دارد و به نظرم این فیلم برای آن دسته از مخاطب‌های خاص ساخته شده است.

شما فیلم‌های زیادی کار کردید که در گروه هنر و تجربه اکران شده‌اند. می‌شود این طور گفت که مسیر کاری‌ای که برای خودتان در نظر گرفتید نزدیک به فیلم‌هایی است که درنهایت در این گروه اکران می‌شوند و انتخاب‌های‌تان کاملا آگاهانه بوده است؟
بله، من کاملا آگاهانه کار در این فیلم‌ها را انتخاب کرده‌ام. فیلمی برای من جذاب است که از نظر ساختار و مفهوم خاص‌تر باشد و به شکل دیگری ساخته شود. من فیلم‌های دیگری هم کار کردم که در اکران‌های خارج از هنروتجربه بودند که البته آن‌ها هم رویکردهای قابل توجهی داشتند. اما فیلم‌هایی که در این گروه خاص کار کردم، عموما به دنبال تغییراتی در ساختار و فرم و مفهوم هستند. من حتی فیلم‌هایی کار کردم که این قدر تجربه‌گرا هستند که فکر نمی‌کنم حتی مخاطب هنروتجربه هم آمادگی آن را داشته باشد که بتواند آن را ببیند. به نظرم کاری که گروه هنروتجربه انجام می‌دهد آشنا کردن مخاطب با این دست فیلم‌ها است که اهمیت زیادی دارد.

 

 

 

برچسب‌ها: