هنروتجربه- رامک صبحی: در بخش اول گفت‌وگو با رسول صدرعاملی  از سینمای هنروتجربه گفتیم و از امنیتی که سینمادار باید از فیلم های هنروتجربه احساس کند تا سینما به مسیر طبیعی خودش که ارتباط بی واسطه سالن سینما و مخاطب با  فیلم ساز است، بازگرددد. در بخش دوم گفت‌وگو به طرح پرسش‌های این کارگردان از هنرو تجربه می رسیم و هم چنین به حضور فیلم‌های هنروتجربه در جشنواره فیلم فجری که پیش رو داریم.  صدرعاملی سینما را متعلق به آدم‌های باهوش می داند و تاکید می کند، برای بهترین بودن در این سینمای خشن و  زمخت و البته زیبا، باید تلاش بسیار کرد. 

بخش اول گفت‌وگو با رسول صدرعاملی

پیش از مصاحبه اشاره کردید به سوالاتی که درباره هنر و تجربه در ذهن دارید، آن ها را مطرح می کنید؟
هنر و تجربه باید در یک سری موارد تکلیفش را روشن کند. الان آیا وضعیت به گونه‌ای است که فیلم‌سازی که می‌خواهد فیلم بسازد نگاهش از ابتدا به اکران در هنروتجربه است یا این که نه برای اکران در سینمای بدنه جلو می‌رود و اگر نشد می ‌آید سراغ هنر و تجربه. این سوالاتی است که اگر بخواهیم این حرکت رو به جلو متوقف نشود، باید به آن ها فکر کرد و پژوهش جدی انجام داد. سوال دیگر این که جایگاه سینمای مستند در هنروتجربه کجاست.  فکر می‌کنم سینمای اکران عمومی آینده از آن سینمای مستند است. ماهیت سینما و فیلم دیدن در تمام جهان در حال تغییر است.  فیلم مستند است که در دهه آینده برای تماشاگر جذاب تر از فیلم قصه گو خواهد بود. چون در قصه گویی دیگر خبری نیست و مخاطب را شگفت زده نمی کند.مطمئن باشید سینمای مستندی که برگرفته از واقعیت زندگی و شناخت  قوم ها و جوامع از هر نقطه جهان برای یکدیگر است وپاسخی برای  کنجکاوی های جوامع مختلف و دور افتاده از هم برای شناخت از یکدیگر دارد، به سرعت جای سینمای اکران را خواهد گرفت. حتی فیلم هایی که جلوه های ویژه عجیب و غریب دارند، هم یک روز جذابیت‌شان برای تماشاگر  تمام می‌شود و سینما می‌رود به سمت ذات سینما . سینما تلویزیون نیست که باید مصلحانه باشد و پیام بدهد، سینما سینماست و باید تماشاگر را مبهوت کند. پس در این بین زاویه نگاه ما به هنر و تجربه و آینده آن هم خیلی مهم است. آیا شورای سیاست گذاری هنر و تجربه الان می‌تواند به من بگوید و چه نوع سینمایی را ترغیب و تشویق می‌کند تا نتیجه آن تاثیرگذاری در تولیدات سال‌های آینده سینما باشد.

امسال در مورد فیلم‌های هنروتجربه در جشنواره فیلم فجر باید خیلی متفاوت‌تر از سال گذشته باشیم. چون تجربه یک سال سینمای هنروتجربه را از نظر اکران و برخورد با مخاطب پشت سر گذاشته‌ایم. امیدوارم فیلم‌های بخش هنروتجربه امسال، سروشکلی هنری‌تر و تجربی‌تر ازسال  گذشته داشته باشند

در جشنواره فیلم فجر امسال بخش جداگانه‌ای را با عنوان هنروتجربه وجود دارد که طبق آمار اعلام شده حدود هفتاد فیلم متقاضی شرکت در این بخش بوده‏‌ا‌ند که اکثرا هم پروانه ساخت ویدئویی دارند. سوال این است که اساسا وجود چنین بخشی در سینمای ایران به روشن شدن آن چشم اندازی که برای هنروتجربه باید متصور بود، چقدر کمک می‌کند.

الان که ما دیگر فیلم غیرویدئویی نداریم. همه فیلم‌ها دیجیتال است با فرمت‌های متفاوت. اصلا دیگر لابراتواری نداریم که بخواهد فیلم‌ها را بشوید و نگاتیو و پوزیتیو به ما بدهد. حالا در این میان پروانه ساخت ویدئویی در کنار پروانه ساخت سینمایی چه معنی دارد. بعد یک هنروتجربه را هم در این میان داشته باشیم.به هرحال این  فیلم‌ها با اجازه و بی‌اجازه ساخته می‌شوند و روز به روز هم تعدادشان بیشتر می‌شود. مهم این است که ما تعریف‌مان را از سینما و اکران کامل‌تر کنیم و مبنا را بر نوع پروانه ساخت نگذاریم. در واقع آن شورای تصمیم گیرنده باید روز به روز مطالباتش از سینما را جدی‌تر ، عمیق‌تر، زیبایی‌شناسانه‌تر و هنرمندانه‌تر بشود تا اتفاق استعدادیابی صورت بگیرد. هرکسی که  فوتبال بازی می‌کند که نمی‌تواند در لیگ برتر بازی کند. ما هم اگر می‌خواهیم پیشرفتی در سینما داشته باشیم، باید دنبال کشف استعداد باشیم. امسال در مورد فیلم‌های هنروتجربه در جشنواره فیلم فجر باید خیلی متفاوت‌تر از سال گذشته باشیم . چون تجربه یک سال سینمای هنروتجربه را از نظر اکران و برخورد با مخاطب پشت سر گذاشته‌ایم. امیدوارم فیلم‌های بخش هنروتجربه امسال، سروشکلی هنری‌تر و تجربی‌تر ازسال  گذشته داشته باشند. در واقع وقتی شما این تعداد متقاضی داری، پس باید در میان آن‌ها بهترین‌ها را پیدا کرد. اینجا اگر بخواهی رفافت کنی و فیلم‌هایی که شایسته است، به همین دلیل بیرون بماند و یا اگر پای اصولی که خیلی کهنه و قدیمی بیاستی، آنگاه سینماگران درخشان و پر استعداد از زیردستت در می‌روند و ممکن است سر از جای دیگری در بیاورند که هزینه‌اش برای سینمای ما و آینده سینمای ایران خیلی سنگین خواهد بود. وقتی بازیگرها برای تست دادن برای فیلم به دفتر من می آیند اگر قبول نشوند جواب من این است که حتما در فیلمی که به خاطرش برای تست آمده‌ای، بازیگری را می‌بینی که بهتر از تو است. بنابراین خودت را مغبون شده و غمگین ندان، اگر سینما برایت جدی است، تلاش کن تا بهترین باشی. بنابراین ما باید در بخش هنروتجربه بخصوص امسال و با این پشتوانه اکران یک ساله، فیلم‌های شاخص را ببینیم. در این صورت همه فیلم‌هایی که بیرون ماندند، حداقل در خلوت خودشان می‌پذیرند که اثر انتخاب شده، بهتر از فیلم او بود. با چنین عملکردی هدف اصلی که استعدادیابی است، محقق می‌شود.

و این حس ناخوشایند عدم توجه و بی عدالتی هم که در میان بخشی از سینمای ما وجوددارد، کم کم فروکش می کند.
دقیقا. این حس همیشه وجود داشته است. اگر یادتان باشد در داوری‌های اولیه خانه سینما همه یا به خودشان یا به دوستان‌شان رای می‌دادند. ولی همان موقع این بحث مطرح بود که بگذارید تمرین کنند. امسال به نظرم کمی به این سمت رفتیم که جلوی فیلم بهتر تعظیم کنیم. یاد گرفتیم جلوی یک فیلم بهتر، واقعا هنرمند باشیم وشخصیت هنرمندانه داشته باشیم و به سینما آن و اتفاقی که روی پرده می افتد، احترام بگذاریم نه مناسبات فردی. در هنروتجربه هم باید همین اتفاق بیافتد و این تجربه یک ساله باید بررسی شود که چه تعداد از فیلم‌هایی که در طول یک سال گذشته اکران کردیم، مفهوم هنروتجربه را داشتند و این که اساسا دنبال چه هستیم. فقط دنبال نمایش یک سری تصاویر خاص یا آرام کردن برخی فیلم‌سازان غرغرو مثل همان فوتبالست‌هایی که جایشان لیگ برتر نیست. یا این‌که دنبال یافتن فیلم‌سازهایی هستیم که جور دیگری و با طراوت و بهتر و متفاوت‌تر به جهان نگاه می کنند وحامل اندیشه‌های ناب ایرانی ما هستند. سینمایی که در همه جهان به دلیل نوع نگاهش به انسان و هستی و کائنات مورد احترام است. فیلم‌سازی که جسارت‌هایش ناشی از دانش اوست نه ندانستن‌هایش یا ادا و اطوارهایی که روی پرده هویداست. ساختار شکنی‌ای از دانش و آگاهی می‌آید. باید دیگر به این نتیجه برسیم که سینما تنها حرفه‌ای در جهان است که نمی‌توان با پارتی بازی وحکم و  بخش‌نامه،  کسی را فیلم‌ساز کرد. سینما در سیر طبیعی و اصول درست خودش، بی‌رحم، قاطع و زمخت و البته زیباترین است ومخاطب برای آن تصمیم می‌گیرد و کسی باید فیلمش روی پرده بیاید که از بقیه فیلم بهتری ساخته باشد.شوخی هم نداریم.

 نسل جوانی را که اکثرا در هنروتجربه فیلم دارند، چگونه می‌بینید.
این که جوان ها بیشتر اهل این سینما هستند، طبیعی است. درواقع اگر فیلم‌ساز قدیمی فیلمی تجربی کار می کند را یک اتفاق تلقی کنید. سینمای ساختارشکن و هنروتجربه به یک ذهن به‌روزتر، باطراوت‌تر و خلاق‌تر برمی‌گردد. در واقع سینماگری که می‌خواهد حرف تازه‌ای بزند و دوربینش را جایی گذاشته که زاویه متفاوت‌تری است یا قواعدی را می‌خواهد با تکیه بر دانایی‌اش زیر پا بگذارد؛ به طور قطع برای من و همه فیلم‌سازان حرفه‌ای که مدعی ساختن فیلم برای عامه مردم هستند، کلی درس و ایده دارد.

پس این دو طیف سینماگر در امتداد و مکمل هم هستند.
و این دو نوع سینما را هرگز نباید رودرروی هم ببینیم. بلکه در کنار هم و در امتداد یکدیگر هستند. تمام حرف من این است که ما باید این خط کشی‌ها را حذف کنیم و برسیم به این نقطه که همه  یک خانواده هستند و به هم کمک می‌کنند و ارتقایشان بستگی به میزان موفقیت همدیگر دارد. یعنی اگر ما یک سینمای بدنه جذاب و سرگرم‌کننده پربیننده نداشته باشیم، شک نکنید نمی‌توانیم یک سینمای هنروتجربه خلاق داشته باشیم. بگذارید مثالی بزنم یک بار خبرنگاری در یک گفت‌وگوی مطبوعاتی در پاریس با طعنه و کنایه از فدریکو فلینی پرسید از چیچو و فرانکو چه خبر و فلینی در پاسخ گفت: «حال‌شان خوب است از آن‌ها خبر دارم و مدیون‌شان نیز هستم؛ چرا که اگر آن‌ها چراغ سینما را با فیلم‌هایشان روشن نگاه نمی‌داشتند و مردم را به سینما نمی‌آوردند و رونق ایحاد نمی‌کردند من هرگز نمی‌توانستم این مزخرفات (به شوخی) را برای شما بسازم.» و وارونه آن هم صادق است اگر یک سری جوان نباشند که دنبال اندیشه‌های نو در سینما باشند، سینمای بدنه کم می آورد. سینما به طور طبیعی از ادبیات، شعر ، نقاشی و … وام می‌گیرد، مطمئنا از سینمای هنروتجربه خیلی بیشتر می‌تواند بهره ببرد. جسارت می‌تواند از این سینما تزریق بشود.پس نباید این احساس قبول نداشتن درکلیت سینمای ما وجود داشته باشد.

کسی قرار نیست جای کس دیگر را تنگ کند.
البته تا وقتی سالن سینما کم است این حس ناخوشایند وجود دارد. الان هم واقعیت این است که قضیه سالن خیلی جدی‌تر از این حرف‌هاست. من نگران این هستم که حتی سالن‌های جدیدی مثل کوروش یا چهارسو تا کی می‌خواهند با جذابیت‌های اتمسفر خود مردم را به سینما بکشانند، آخرش این سالن‌ها هم فیلم می‌خواهند. فیلمی که فراتر باشد از آنچه تماشاگران در خانه می‌بینند . سینمای ایران همیشه در جهان به لحاظ مضمونی موفق بوده و شناخته شده‌است. این اما یک تاریخ مصرف دارد و آرام آرام از تکنیک‌هایمان باید مراقبت کنیم و سینما را برای مردم جذاب کنیم تا از خانه‌هایشان بیرون بیایند. لازمه این هم داشتن سینماگر اصیل است. در حقیقت از کودکی باید سینماگر باشی. مربی‏‌های بزرگ فوتبال می‌گویند باید گل زن به دنیا آمده‌باشی. بخشی از سینما هم همین است حالا تکنیک و ابزار را می‌شود آموخت اما نمی‌توان تحت تاثیر جو و شرایط تصمیم گرفت که سینماگر شد، چون مثلا کار خوبی است. جهان متعلق به آدم‌های باهوش‌تر است. پس آن جوان خودش باید تلاش بکند که بهترین بشود و دولت هم باید فضای آموزشی ایجاد کنند که نابغه‌ها بالا بیایند. سینما در هر حرفه‌ای و جایگاهی آدم متوسط نمی‌خواهد. اگر کسی می‌خواهد متوسط یا خوب معمولی باشد باید برود دنبال یک شغل دیگر بگردد.

اما سینمای ما در همه رشته‌هایش آدم‌های متوسط یا حتی بد کم ندارد.

درست است اما در سینما چون همه چیز روی پرده می‌افتد و بزرگ می‌شود، نقاط ضعف را نمی‌شود، پنهان کرد. شاید یک مدیر در یک سازمانی یا اداره‌ای اگر کار خودش را بلد نباشد، این نابلدی و هزینه‌هایی که به ملت وارد می‌کند، مدت‌ها طول بکشد تا به چشم بیاید. اما سینما شوخی ندارد هرکه می‌خواهی باش اما روی پرده چه به من نشان می‌دهی که احترام من را داشته باشی و من را مال خودت کنی. تا این اتفاق نیافتد حتی از طرف دوستان خودت مضحکه می‌شوی. سینما بی‌رحم است . یادمان باشد از هر بهتری می‌تواند بهترتر هم وجود داشته‌باشد و ما باید فضا را بخصوص در هنروتجربه به گونه‌ای مهیا کنیم که بهترین‌ها ظهور و حضور پیدا کنند. نیروهای تازه نفسی که یکه باشند. البته چنین آدمی به هرحال خودش را نشان می‌دهد اما نگرانم که در مناسبات معمولی ما این فیلم‌سازها یا سر از جای دیگری در بیاورند یا خدای نکرده منهدم شوند. در کشور ما این همه شوق برای بازیگر شدن، نوشتن و فیلم‌ساز شدن حیرت‌انگیز است. هرجایی که می‌روم همه می خواهند فیلم‌ساز شوند. این خوب است اما چگونه می‌توان در بین این علاقه‌مندان، استعدادها را کشف کرد. همه به اندازه خودشان تلاش می‌کنند اما باید حواس‌مان باشد که هنروتجربه چه مسئولیت دشواری را برعهده دارد .

اگر ما یک سینمای بدنه جذاب و سرگرم کننده پربیننده نداشته‌باشیم، شک نکنید نمی‌توانیم یک سینمای هنروتجربه خلاق داشته‌باشیم و وارونه آن هم صادق است اگر یک سری جوان نباشند که دنبال اندیشه‌های نو در سینما باشند، سینمای بدنه کم می‌آورد

فیلم‌های هنروتجربه را طی این مدت دنبال کرده‌اید؟
کم و بیش یکی از بهترین فیلم‌هایی که دیدم «آتلان» بود. فیلمی که یادت می‌رود، مستند است و خوب پیش می‌رود و همه چیز سر جای خودش است. اگر هنروتجربه می‌خواهد این گونه فیلم‌سازان را کشف کند که مبارک باشد و دست‌شان هم درد نکند و در ادامه راه هم حواسش باید به فیلم‌سازان برتر باشد. بخصوص با این مسئولیتی که سینمای هنروتجربه در بازکردن فضا و حضور مخاطبان جدید برعهده گرفته، به سرعت به فیلم‌های نو نیاز پیدا می‌کند. پس این گروه باید یک چشم‌اندازی را برای خود متصور باشد و منتظر تولیدات اتفاقی نماند.نکته دیگر این‌که باید از فیلم‌سازانی که فیلم‌هایشان اکران می‌شود حمایت و پشتیبانی کنند. فیلم‌سازان خوب هنروتجربه الان چه می‌کنند فیلم بعدی اشان چیست. همین کارگردان آتلان الان دارد چه کار می‌کند،  اسیر اکران‌های جشنواره ای شده یا دنبال ساخت فیلم بعدی خود است، این مراقبت‌ها و حمایت‌ها را باید هنروتجربه انجام دهد.

خب نمی گویند که دولت دوباره دارد مسیر مشخص می کند.
با توجه به ترکیب شورای سیاست گذاری هنروتجربه که از خود بچه‌های سینما هستند، این  نشست و برخاست و دادوستد می‌تواند در فضای دوستانه شکل بگیرد. دولت را اگر از من بپرسی که باید کم‌کم خودش را از سینما جدا کند و بگذارد مناسبات سینما و فیلم‌ساز و پخش کننده مناسبتی مستقیم و طبیعی شود. اگرچه این اتفاق به زودی نمی‌افتد اما می‌توانیم چنین چشم‌اندازی داشته باشیم.