هنروتجربه: مراسم نقد و بررسی فیلم «آتلان» عصر دیروز (۲۳ دی ۱۳۹۴) با حضور معین کریم‌الدینی (کارگردان) ، رضا درستکار (منتقد) و اجرای امیر عفاف در شیراز برگزار شد.

کریم الدینی در خصوص ایده و مراحل تولید این فیلم گفت: «آتلان یک نوستالژی بود که ارتباطی با جغرافیای من نداشت ضمن اینکه اشتراک های فرهنگی محدودی را با این فضا و مردمانش داشتم.»

وی اضافه کرد: «در زمان دانشجویی باید فیلم های تجربی می‌ساختیم که به دلیل محدودیت در استفاده از نگاتیو، هرترم نوبت به یک دانشجو می‌رسید. من به عنوان فیلمبردار به همراه یکی از دوستانم به ترکمن صحرا رفتیم که در این سفر تحت تاثیر جغرافیای آنجا قرار گرفتم و با موضوع اسب ترکمن آشنا شدم.»

کریم الدینی با اشاره به اینکه رابطه انسان و اسب را از رفتار یک خانم آمریکایی درک کرده‌ام ادامه داد:«در زمان دانشجویی امکان تولید فیلمی با موضوع اسب های ترکمن میسر نشد و این وقفه ۱۰ سال به طول انجامید.»وی با بیان اینکه وقتی بعد از ۱۰ سال ترکمن صحرا را دیدم متوجه تغییرات بسیاری شدم اضافه کرد: «مدرن شدن اسب داری در ابتدا من را نا امید کرد اما با سه و ماه نیم پژوهش علی گرگی‌نژاد و ایلحان را یافتم و پرژه کلید خورد.»

کریم الدینی در پاسخ به نظر یکی از حاضرین که معتقد بود درام پردازی مستند باید در خدمت و برآمده از واقعیت و رویداد ها باشد اما این فیلم با داستان‌پردازی ساخته شده‌است گفت:«بی شک اگر هدف من به عنوان کارگردان فیلم دور شدن از واقعیت و تکیه بر خیال پردازی بود، آن را داستانی می‌ساختم که در این صورت فیلم ویران می شد. »

وی که اعتقاد دارد هر مستندسازی که به سمت قصه‌گویی می‌رود باید خودش را برای انتقادها آماده کند ادامه داد:«در شرط بندی‌های کورس، مبالغ کلانی جابه‌جا می‌شود و شرایط به گونه‌ای نیست که شخصی برای رقابت تعیین تکلیف کند.»

کریم الدینی با تاکید بر اینکه موفقیت در فستیوال های سینمای  و پیرو عوامل پیچیده‌ای است گفت: «توجه کردن به فستیوال می‌تواند زندگی یک فیلم‌ساز را نابود کند، یک فیلم بد ممکن است در فستیوال‌ها جایزه بگیرد که این موضوع زندگی فیلم‌ساز را تحت تاثیر قرار می‌دهد و یا شاید از یک فیلم خوب استقبال نشود و کارگردانش را به افسردگی دچار کند.»

وی هم‌چنین از فیلم‌سازانی که به ساختار و روایت توجه نمی کنند و برای موفقیت در فستیوال‌ها به سوژه آویزان می‌شوند انتقاد کرد : «کامیابی در فستیوال افتخار برانگیز است اما اینکه فیلمی برای فستیوال ساخته شود شکل فاجعه به خود می گیرد». کارگردان فیلم آتلان باور داردامروزه مرزهای سینمای مستند و داستانی کم رنگ شده است و در موارد متعددی از یکدیگر وام می گیرند اما نباید در مستندسازی تخیل بر واقعیت چیره شود.

کریم‌الدینی: توجه کردن به فستیوال می‌تواند زندگی یک فیلم‌ساز را نابود کند، یک فیلم بد ممکن است در فستیوال‌ها جایزه بگیرد که زندگی فیلم‌ساز را تحت تاثیر قرار می‌دهد ،یا شاید از یک فیلم خوب استقبال نشود و کارگردانش را به افسردگی دچار کند

در این نشست رضا درستکار نیز به مزایای تشکیل گروه هنر و تجربه اشاره کرد :«با شکل گیری هنر و تجربه فیلم‌های جوانان با استعداد پشت خط نمی‌مانند و فرصت دیده شدن و بررسی آنها برای تماشاگران جدی سینما پیش آمده است.»

وی با اشاره به اینکه «آتلان» یکی از فیلم های درجه یک و گرم راجع به رابطه عاطفی یک اسب و سوارکار است ادامه داد:« آتلان در سینمای ما که فیلم های مستند جایگاه چندانی ندارند، فرصت لذت بردن را به تماشاگر می‌دهد.»

درستکار با تاکید بر اینکه فیلم های فرهنگی باید عمومی و به خاطره جمعی تبدیل شوند اضافه کرد: «این فیلم در مسیر درستی گام نهاده است زیرا به دلیل درام ارزشمندش این ظرفیت را دارد که به خاطره جمعی تبدیل شود.»

وی که کارگردان فیلم را هنرمندی درام پرداز می داند و اعتقاد دارد درام به خوبی درون قصه پرورش داده شده است گفت:« یکی از چالش های سینمای مستند ایران بی توجهی به قصه است به همین دلیل سینمای مستند ایران قدرت عمومی شدن را ندارد و نمی تواند ارتباطی بین تماشاگر و پرده برقرار کنند البته آتلان به لحاظ فنی هم می تواند برای فیلم سازان جوان الگو و نمونه مناسبی باشد.»

این منتقد سینما دیده نشدن کارگردانی را یکی از امتیاز های فیلم دانست و عنوان کرد:«کارگردان، اصل ماجرا و اتفاق را دستکاری نکرده اما برای دوربین مکان و میزانسن مناسبی را در نظر گرفته است تا ترسیم رویداد تماشایی شود.»

درستکار اضافه می کند: «ارزش این فیلم به دلیل استناد به واقعیت است و به اصالت داستان هیچ گونه تردیدی وارد نیست، دوربین هر جایی قرار داده شود و بنا به واکنش شخصیت‌ها شکل داستانی به خود می‌گیرد در نتیجه خود به خود بخشی از حقیقت زیر سئوال می رود.»

 

آتلان.شیراز

 

عکس :محمد رضا دهداری

برچسب‌ها: