هنر و تجربه- امیر محقق: «بازگشته از گور» الخاندرو ایناریتو به تازگی دوازده نامزدی اسکار را به دست آورده که بهترین فیلم‌برداری نیز یکی از آن‌هاست. این فیلم که صحبت‌های زیادی را در مورد شرایط سخت فیلم‌برداری در سرمای استخوان خرد‌کن و با استفاده از نور طبیعی خود، به راه انداخته یک فیلم‌بردار مکزیکی را پشت دوربین خود دارد: امانوئل لوبتزکی. در دوسال گذشته لوبتزکی برای دو فیلم «جاذبه» آلفونسو کوآرون و «بردمن» الخاندرو ایناریتو اسکار فیلم‌برداری را به دست آورده و همکاری مجددش با ایناریتو در «بازگشته از گور» به احتمال زیاد سومین مجسمه طلایی را برای او به ارمغان می‌آورد. چگونگی استفاده از دوربین دیجیتال، شرایط خطرناک فیلم‌برداری در زمستان سرد کانادا، استفاده از نور طبیعی و تصویربرداری در نور بسیار کم، نقش ابزار در پیدا کردن زبان و فیلم و … از نکاتی بوند که این فیلم‌بردار ۵۲ ساله در مصاحبه اخیر خود به آن‌ها اشاره کرده است.

 

«بازگشته از گور» دومین همکاری شما با الخاندرو ایناریتو پس از «بردمن» است. جایی خواندم که تام هاردی (بازیگر فیلم) گفته بود این فیلم هم در ابتدا قرار بوده تا همچون بردمن جوری فیلم‌برداری شود که مانند یک پلان بلند به نظر بیاید، اما تغییرات آب و هوایی مانع این کار شد. درست است؟

نه. با تمام احترامی که برای تام قائلم اما هیچوقت تصمیم به چنین کاری نداشتیم. چنین کاری مضحک می‌شد. هیچ‌وقت تلاش نمی‌کنیم زبانی را به فیلمی که نیازی نیست این راه را طی کند، تحمیل کنیم. زبان بردمن، مشخص بود و بسیار متفاوت از بازگشته از گور. زبان فیلم جدید پس از تمرینات بسیار شکل گرفت و هیچوقت قصد گرفتن آن در یک پلان را نداشتیم.

آیا در پروسه تدوین فیلم‌ها هم شرکت دارید یا با پایان فیلم‌برداری تیم ساخت فیلم را ترک می‌کنید؟

طبق قراردادم وقتی فیلم‌برداری تمام می‌شود دیگری کاری برای انجام دادن ندارم اما در کار دوستانم، وقتی با ترنس (مالیک)، آلفونسو (کوآرون)، الخاندرو (ایناریتو) فیلم می‌سازیم تا جایی که می‌توانم همکاری می‌کنم و در اتاق تدوین پیشنهادهای خودم را ارائه می‌دهم. فیلم را بارها و بارها تماشا می‌کنم و دوست دارم تا دیدگاه خودم نسبت به آن را بیان کنم. این هم بخشی از کار فیلم‌بردار است. حضور در بخش تدوین، برای من راهی است تا ببینم کاری که انجام داده‌ایم درست بوده و غریزه‌مان درست کمک رسانده یا خیر. تنها راه برای محک زدن خودمان بودن در اتاق تدوین است.

همه در مورد شرایط چالش‌برانگیز فیلم‌برداری «بازگشته از گور» حرف می‌زنند. آیا صحنه یا چالشی در حین فیلم‌برداری این اثر وجود داشت که تا همیشه آن را به خاطر داشته باشید؟

خیلی از روزهای کار در این فیلم چنین ویژگی‌ای داشت. هر روز امکان داشت تا شکست بخوریم یا به لحاظ جسمی آسیب ببینیم. این موضوع باعث شده بود تا به آن‌چه در اطرافمان می‌گذرد بیشتر دقت کنیم. خاطره‌های خیلی زیادی از این فیلم دارم که نمی‌توانم یک مورد خاص از آن‌ها را انتخاب کنم.

THE REVENANT Copyright © 2015 Twentieth Century Fox Film Corporation. All rights reserved. THE REVENANT Motion Picture Copyright © 2015 Regency Entertainment (USA), Inc. and Monarchy Enterprises S.a.r.l. All rights reserved.Not for sale or duplication.

از چه نوع دوربینی استفاده کردید؟ انتخاب قطعی شماز اول همان بود یا شک داشتید؟

یکی از متدهایی که الخاندرو دوست دارد استفاده کند تمرین کردن است. او از تمرین‌ها برای پیدا کردن لحن و استایل و زبان فیلم استفاده می‌کند. حین این تمرینات، کار با ابزار، بازیگران و سیاهی‌لشگرها و لباس‌های مختلف را امتحان می‌کنیم و می سنجیم که برای استفاده در فیلم، کدام‌ها بهتر هستند. از همه بیشتر می‌خواستیم تا تماشاگر خودش را در دل فیلم ببیند و بتواند سرما را با گوشت و خونش حس کند. تصمیم بر این شد تا از لنزهای سفیدی که امکان دیدن دقیق محیط را فراهم می‌کرد استفاده کنیم تا بین کشمکش‌ها و دنیای درونی بازیگران با نیروهای بیرونی طبیعت و محیط ارتباط برقرار کنیم. در ابتدا به دلیل علاقه جفتمان (من و الخاندرو) به نگاتیو، دوست داشتیم روی فیلم ضبط کنیم. در تمرینات، نماهای دوربین دیجیتال را با نگاتیو مقایسه کردیم و متوجه شدیم که دیجیتال، بسیار به نور حساس است و به ما امکان می‌داد تا در اوقاتی از روز که می‌خواستیم فضایی رازآلود و شاعرانه را جلوی دوربین داشته باشیم، فیلم بگیریم. در نقاط شمالی، آفتاب خیلی زود غروب می‌کند و تنها چند ساعت، نور مستقیم آن می‌تابد. به همین دلیل وقتی در محاصره درختان باشی و نور بسیار کمی هم در اختیارت باشد، نگاتیو کاربرد چندانی ندارد. اینجا بود که دوربین‌های دیجیتال نماهایی را در نور بسیار کم، نشانم دادند که قبلاً ندیده بودم و باعث شدند تا دوربین نگاتیو را به هالیوود برگردانیم و از دوبین دیجیتال که درک بهتری از محیط به ما می داد استفاده کنیم. در زمستان سرد و تاریک لوکیشن‌های ما، نگاتیو مانند یک پرده میان مخاطب و فیلم عمل می‌کرد که این پرده و حائل را نمی‌خواستیم.

دقیقاً چه دوربینی را به کار گرفتید؟

دوربین اصلی مان آلکسای ۶۵ بود. از یک NIM هم بهره گرفتیم که اجازه می‌داد نماهای دوربین روی دست را بگیرم؛ دوربینی سبک که می‌توانی آن را همه جا با خود ببری. خیلی از صحنه‌ها را داشتیم که با دوربین‌های بزرگ نمی‌توانستیم بگیریم. ابزارمان نقش تعیین‌کننده‌ای در روایت فیلم داشتند. آلکسای ۶۵ را تازه وقتی برای اولین بار تولید شده بود با خوش شانسی تمام از شرکت Arri گرفتیم. این دوربین دارد نوع نمایش فیلم را تغییر می‌دهد. کیفیت تصویر، رزولوشن، اندازه، لنزها و همه چیز این دوربین فوق‌العاده است. البته امیدوارم که نگاتیو از دور خارج نشود. باید ابزارهای در اختیار فیلم‌ساز و فیلم‌بردار متنوع باشد تا بتوانند دنیاها و احساسات مختلفی را خلق کنند؛ مثل داشتن سازهای بیشتر در گروه ارکستر می‌ماند. می‌دانم که با پیشرفت تکنولوژی دوربین‌های کوچکتر و بهتری خواهیم داشت اما امیدوارم نگاتیو زنده بماند.

تو تجربه همکاری با برادران کوئن، مایکل من، تیم برتون، ترنس مالیک و آلفونسو کوآرون را هم داری. دیگر کار با چه کارگردانانی برایت هیجان انگیز است؟

کارگردان خوش قریحه زیادی مانند ایناریتو و کوآرون امروز در مکزیک زندگی می‌کنند که دیدگاه‌های متفاوتی دارند و خیلی دوست دارم با آن‌ها کار کنم.

منبع: کولایدر